این مقاله به بررسی رابطه بین اضطراب وجودی و اضطراب مرضی، و مقایسه آنها در سه گروه افراد بزهکار، عادی و مذهبی می پردازد. روش پژوهش، از نوع پس رویدادی ـ مقایسه ای به روش هم بستگی است. برای جمع آوری داده ها از دو مقیاس «اضطراب وجودیگود» و «اضطراب کتل» که از اعتبار و روایی خوبی برخوردارند، استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روشهم بستگیپیرسون، تحلیل واریانس یک طرفه، تحلیل رگرسیون استفاده شد.
یافته های پژوهش نشان داد که بین اضطراب وجودی و اضطراب مرضی هم بستگی معنادار مثبت وجود دارد. اضطراب وجودی پیش بینی کننده اضطراب مرضیاست. مقایسه افراد بزهکار، عادی و مذهبی در میزان اضطراب وجودی و مرضی معنادار بوده، دین داری و تحصیلات سهم زیادی در تاثیرگذاری بر کاهش اضطراب، به ویژه اضطراب وجودی داشت.در نهایت، اضطراب وجودییکی از پایه ها و منشا اضطراب مرضیاست. افراد مذهبیکمتر از اضطرابوجودی رنج می برند؛ در مقابل، بزهکاران بیشتر به این نوع اضطراب مبتلایند؛ و این نشانگر تاثیر مثبت پایبندی مذهبی، و اثر منفی بزهکاریبر اضطراب است.
هدف این تحقیق بررسی رابطه دین داری با میزان شادمانی در بین دانشجویان است. برای انجام تحقیق حاضر، تعداد 756 دانشجو به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای از بین دانشجویان دانشگاه های آزاد اسلامی منطقه دو انتخاب شدند. سپس مقیاس عمل به باورهای دینی (معبد) و پرسش نامه شادمانی آکسفورد درباره آنها اجرا شد. پس از جمع آوری داده ها، فرضیه های تحقیق با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و آزمون t آزموده شدند. نتیجه نشان داد که بین دین داری و میزان شادمانی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (P<0/01). رابطه دین داری و میزان شادمانی در بین دانشجویان مذکر قوی تر است؛ این رابطه در بین دانشجویان مجرد و متاهل متفاوت نیست. میزان دین داری افراد مؤنث از افراد مذکر بیشتر است؛ اما تفاوت معناداری بین میزان شادمانی آنها وجود ندارد. همچنین نتیجه تحقیق نشان داد افراد متاهل در مقایسه با افراد مجرد دین دارترند؛ اما بین میزان شادمانی آنها تفاوت معناداری وجود ندارد.
ویژگیهای روان سنجی نسخه ترجمه شده پرسشنامه مهارتهای اجتماعی/ هیجانی کودکان پیش دبستانی (KIST ؛ میلر، مایشی و میلر، 1997) با روش رواسـازی متقاطع بررسی شد. یک نمونه 1435 نفری از کودکان 5 و 6 ساله (668 دختر، 767 پسر) مهدکودکهـا و مراکز پیش دبستانی شهر تهران انتخاب و به دو گروه (نمونه الف=725، نمونه ب=710) تقسیم شدند و مادران آنها پرسشنامه 50 گویه ای KIST را تکمیل کردند. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی با چرخش متمایل بر پایه نمره های فرم والد نشان داد با ادغام دو زیرمقیاس رفتارهای فزونکنشی/بیتوجهی و سازش نایافته و حذف زیرمقیاس رفتار خواب، نسخه فارسی متشکل از شش عامل 1) رفتارهای سازش نایافته/فزون کنش، 2) مهارتهای اجتـماعی، 3) مهارتهای ارتباطی، 4) مهارتهای زندگی روزمـره، 5) رفتار تغذیه، و 6) نشانه های اضطراب جدایی است و بـر روی هم تقریباً 2/40 درصـد واریانس را تبیین میکند. شاخصهای برازندگی تحلیل عاملی تاییدی در دو گروه روایی متقاطع پرسشنامه را تایید کرد. ضرایب همبستگی مثبـت و معنادار بین نمره کلKIST با نمره گروه مربیان (35/0=r) روایی همگرا و ضرایب منفی و معنادار آن با دو فرم فهرست رفتاری کودکان (32/0-=r) و گزارش مربی ـ معلم (33/0-) نظام سنجش مبتنی بر تجربه آشنباخ (آشنباخ، 1991) روایی واگرای پرسشنامه را تایید کرد. مبانی نظری عاملهای استخراج شده مورد بحث قرار گرفت.
رابطه مفهوم فراشناخت، به عنوان مفهومی متداول در تعلیم و تربیت با پیشرفت تحصیلی انکارناپذیر است. یکی از چالشهای موجود در زمینه مطالعه فراشناخت، سنجش و ارزیابی راهبردها و دانش فراشناختی است. هدف از مطالعه حاضر، بررسی و انطباق شاخصهای روایی و پایایی پرسشنامه راهبردهای فراشناختی خواندن (مختاری و ریچارد، 2002)، در نمونه ای از دانش آموزان پسر دوره متوسطه شهر بندرعباس بود. آزمودنیهای پژوهش، 297 دانشآموز سال اول متوسطه بودند که به روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه 30 گویهای راهبردهای فراشناختی خواندن بود. برای بررسی روایی پرسشنامه، از روش تحلیل عاملی اکتشافی توام با چرخش واریماکس استفاده شد. شاخصهای مرتبط با کفایت نمونه و متغیرها جهت تحلیل عاملی رضایتبخش بود. پس از اجرای تحلیل عاملی، سه عامل راهبردهای فراشناختی کلی، حمایتی و حل مساله در زمینه خواندن استخراج شد که حدود 27/59 درصد از واریانس کل راهبردهای فراشناختی خواندن را تبیین میکرد. همچنین بررسی پایایی پرسشنامه نیز ضرایب آلفا برابر با 70/0 و تنصیف برابر با 75/0 را به دست داد. به طور کلی نتایج پژوهش نشان داد که پرسشنامه راهبردهای فراشناختی خواندن، برای سنجش این راهبردها در میان دانشآموزان پسر دوره متوسطه شهر بندرعباس مناسب است و میتواند تا حدودی نیازهای موجود را بر طرف کند.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مهارت های ارتباطی بر سازگاری تحصیلی به واسطه ی خودکارآمدی انجام پذیرفت. نمونه ای مشتمل بر 385 دانش آموز سال اول دبیرستان که به صورت خوشه ای تصادفی از دو ناحیه آموزشی شهر شیراز انتخاب شده بودند، سه پرسشنامه خودکارآمدی عمومی، مهارت های ارتباطی، و سازگاری تحصیلی را کامل کردند. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل رگرسیون متوالی به شیوه همزمان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. به طور کلی نتایج حاکی از آن بود که مهارت های ارتباطی به طور مثبت پیش بینی کننده خودکارآمدی است و خودکارآمدی نیز به طور مثبت سازگاری تحصیلی را پیش بینی می کند. همچنین مهارت های ارتباطی از طریق متغیر واسطه ای خودکارآمدی نیز سازگاری تحصیلی را پیش بینی می کند. از جمله نتایج این پژوهش برتری دانش آموزان دختر، نسبت به پسر از لحاظ مهارت های ازتباطی بود. تفاوت بین دو گروه مذکور از نظر سازگاری تحصیلی و نیز خودکارآمدی معنی دار نبود. یافته های پژوهش حاضر، از منظر روند پژوهشی مربوطه، کاربردهای عملی و نظری مورد بحث قرار گرفته و پیشنهادهایی برای انجام پژوهش های بیشتر در این زمینه، ارائه شده است.
در راستای همه گیرشناسی بیماری افسردگی در جمعیت زنان ساکن شهرستان مرند و بررسی روابط عوامل جمعیت شناختی با شیوع این بیماری، از جامعه ی زنان ساکن شهرستان مرند تعداد 2113 نفر به شیوه ی تصادفی طبقه ای انتخاب و با استفاده از پرسشنامه ی افسردگی بک و پرسشنامه ی جمعیت شناخـتی محقق ساخـته اندازه های مربوط بـه متغیرهای مورد مـطالعه جمع آوری شد. تحلیل نتایج نشان داد که حدود 5/61 درصد از زنان مورد مطالعه دارای افسردگی خفیف تا خیلی شدید هستند. علاوه بر این افراد متاهل نسبت به افراد مجرد از افسردگی کمتری برخوردارند، و بین تحصیلات و میزان افسردگی رابطه ی مستقیم وجود دارد و از سوی دیگر بین سطح درآمد و میزان افسردگی رابطه ی معکوس وجود دارد. همچنین سن افراد در تغییرات خلقی (افسردگی) نقش معنی دار ندارد. یافته های این پژوهش تلویحاتی برای مداخلات روانشناختی و بهزیستی دارد که توجه به آنها برای دست اندرکاران امور بهداشتی حائز اهمیت است.
مـدل های شـناختی در تبیین اختلالات روان شـناختی به اثر طرحواره های مـنفی موثـر در شکل گیری علائم آسیب شناسی روانی اشاره دارد. هدف این پژوهش پیش بینی علائم سلامت روان با استفاده از طرحواره های ناسازگار اولیه بود. به این منظور دو پرسشنامه ی فرم کوتاه طرحوره یانگ (SQ) در چارچوب نظریه ی درمانی مبتنی بر طرحواره ی جفری یانگ و پرسشنامه ی سلامت روان(GHQ) بر 159 دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد اجرا گردید. تحلیل نتایج این پژوهش با استفاده از نسخه 17 نرم افزار SPSS با روش تحلیل رگرسیون چـندگانه صورت گرفت. نتایج بیانگر رابـطه ی معنادار طرحواره هـای ناسازگار اولیه و علائم سه گانه ی جسمانی سازی، اضطراب و افسردگی بود. در این میان طرحواره نقص/ شرم به طرز معناداری (01/0>P ) هر سه علامت را پیش بینی کرد. از طرفی بخشی از واریانس هر اختلال توسط طرحواره های خاصی به صورت معنادار پیش بینی شد. نتایج به دست آمده با بررسی های پیشین همخوان بوده و بیانگر این است که این چارچوب نظری تلویحات درمانی و تبیینی مهمی در رابطه با اختلالات روانشناختی دارد. بر این اساس می توان نیمرخ خاصی از طرحواره های ناسازگار مربوط به هر اختلال را ترسیم کرد.
عدم تحمل بلاتکلیفی، اجتناب شناختی، جهت گیری منفی به مشکل و باورهای مثبت در مورد نگرانی در اختلال اضطراب فراگیر نقش بسزایی ایفا می کنند و به ایجاد، تداوم و تشدید علائم این اختلال منجر می شوند. بنابراین هدف از پژوهش حاضر مقایسه این مولفه های شناختی در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و افراد عادی بود. در این راستا، تعداد 30 نفر از بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و 30 نفر از افراد عادی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند، سپس پرسشنامه های عدم تحمل بلاتکلیفی، اجتناب شناختی، پرسشنامه چرا نگرانی و پرسشنامه ی جهت-گیری منفی به مشکل اجرا شد. نتایج نشان داد بین گروه بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و افراد عادی در مولفه های جهت گیری منفی به مشکل (13/19F=0001/0P<) و عدم تحمل بلاتکلیفی (88/23F= ، 0001/0P<) تفاوت معنادار وجود دارد. تلویحات عملی و نظری یافته ها در قسمت نتیجه گیری مورد بحث واقع شده است.
ارتباط مهارت های حرکتی با سایر جنبه های شخصیت از قبیل خود پنداری، رفتار اجتماعی و...، لزوم پرداختن به مهارت ها و فعالیت های حرکتی را به عنوان یک ضرورت در روان شناسی مطرح می کند. مطالعه و تحقیق در حیطة مهارت های اجتماعی، برای افراد با نیازهای ویژه سودمند است. مسئولان با شناخت و آگاهی از این مهارت ها و تأثیرگذاری آن بر رفتار و فعالیت های تحصیلی و شغلی، به ضرورت اقدامات پشتیبانی کننده در این زمینه واقف می شوند و با ایجاد امکانات مناسب، زمینه را برای پیشرفت افراد مهیا می سازند. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی تأثیر حرکات ریتمیک یوگا بر تعاملات اجتماعی کودکان کم توان ذهنی پرداخته است. به این منظور 12 نفر دانش آموز کم توان ذهنی، 6 نفر در گروه کنترل و 6 نفر در گروه آزمایش، به روش نمونه گیری هدفمند، به عنوان نمونه در نظر گرفته شدند. این گروه در ردة سنی 7 تا 10 سال و با بهرة هوشی 75 تا 85 مورد بررسی قرار گرفتند. در این پژوهش از پرسشنامة رشد اجتماعی وایلند استفاده شده است. در این مطالعه، بهبودی معنی دار از نظر آماری در تمامی آبعاد 8 گانة مربوط به سنجش سلامت مهارت های اجتماعی موجود در پرسشنامة وایلند ملاحظه گردید.
شناخت راهبردهای مطالعه و یادگیری گامی اساسی برای مداخلات آموزشی است. این پژوهش با هدف تعیین میزان استفاده دانشجویان از راهبردهای مطالعه و یادگیری و ارتباط آن با وضعیت تحصیلی آنها انجام شد. در این مطالعه 425 نفر از دانشجویان سالهای 84 و 86 دانشکده های ادبیات و مهندسی دانشگاه فردوسی مشهد به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. پرسشنامه راهبردهای مطالعه و یادگیری که به منظور اندازه گیری میزان استفاده دانشجویان از این راهبردها طراحی شده است، توسط دانشجویان تکمیل گردید. یافته ها حاکی از این بود که عملکرد دانشجویان در استفاده از مهارت ها ،در حد متوسط بود. دختران بیشتر از پسرها از مهارت ها بهره برده ، دانشجویان دانشکده ادبیات نیز بیشتر از دانشجویان دانشکده مهندسی از راهبردها استفاده کرده اند. بین دانشجویان روزانه و نوبت دوم وهمچنین دانشجویان سال اول و سوم تفاوتی در استفاده از راهبردها مشاهده نشد . همبستگی بین رتبه کنکور و استفاده از راهبردها معنی دار نبوده و همبستگی بین معدل دوره متوسطه و معدل دانشگاهی دانشجویان معنی دار بوده است و در نهایت فرایند فراشناختی دانش و کنترل خود بیشترین سهم را در تبیین موفقیت تحصیلی دانشجویان برعهده داشته است.
هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزشی رفتارهای سالم در نگرش دانشجویان نسبت به سوء مصرف مواد مخدر وکاهش آسیب پذیری نسبت به اعتیاد انجام شد. روش: طرح پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. از میان جامعه آماری که دانشجویان ساکن در خوابگاههاى دانشگاه شهیدبهشتی در سال تحصیلی 1389-1388 بودند، تعداد 60 نفر به عنوان گروه نمونه انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایشی و گواه تقسیم شدند. مقیاس های نگرش نسبت به سو ء مصرف مواد و آسیب پذیری نسبت به اعتیاد برای ارزیابی مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که تفاوت معناداری بین گروه آزمایش و گواه در نمره کلی نگرش و حیطه هاى شناختی، عاطفی، رفتاری و عمومی نسبت به مواد مخدر و خرده مقیاس های آزمون اعتیادپذیری وجود دارد. نتیجه گیری: آموزش رفتارهای سالم موجب تقویت نگرش منفی نسبت به سوء مصرف مواد و کاهش سطح اعتیادپذیری می شود.
اعتیاد نوعی بیماری است که با عودهای مکرر مشخص می شود. همان قدر که شناسایی عوامل مؤثر در اعتیاد و استفاده از آن ها در درمان ضرورت دارد، شناسایی عوامل مؤثر در عود دارای اهمیت است. هدف از این مطالعه بررسی نقش پیش بینی کننده افکار خودکار، راهبردهای مقابله و نوروزخویی در عود بود. روش: به این منظور 100 آزمودنی از طریق نمونه گیری خوشه ای انتخاب و پرسشنامه های مربوط یه متغیرهای مورد مطالعه در اختیار آن ها قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد تنها عامل پیش بینی کننده معنادار در تعداد دفعات عود، نوروزخویی بود و میان انواع سبک های مقابله و افکار خودکار با عود و تعداد دفعات آن ارتباطی مشاهده نشد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که نوروزخویی بیشترین ارتباط را با تعداد دفعات عود دارد و لذا اعمال مداخله مناسب بر نوروزخویی می بایست تعداد دفعات عود را کاهش دهد.
تحقیق حاضر نقش جهت گیری های مذهبی در پیش بینی سبک های هویت را بررسی کرده است. یکی از مباحث اصلی در روان شناسی اجتماعی و شخصیت در چند دهه گذشته بحث هویت است. امروزه، جهت گیری مذهبی به یک دیدگاه مرکزی در روان شناسی مذهب تبدیل شده است. بر همین اساس این تحقیق به منظور بررسی نقش جهت گیری های مذهبی (جهت گیری درونی، بیرونی و سؤال) در سبک های پردازش هویت برزونسکی، انجام شده است. بدین منظور تعداد 195 نفر ( 98 نفر دختر و 97 نفر پسر) از دانشجویان دانشکده های مختلف دانشگاه شیراز به روش نمونه گیری خوشه ایی تصادفی چند مرحله ایی، انتخاب شدند و مقیاس جهت گیری مذهبی، جهت گیری سؤال، و سبک هویت را تکمیل کردند. نتایج حاصل از رگرسیون نشان دهنده این است که جهت گیری مذهبی درونی و سؤال، سبک هویتی اطلاعاتی را به صورت مثبت پیش بینی می کند. جهت گیری مذهبی درونی، سبک هویتی هنجاری را به صورت مثبت و جهت گیری مذهبی سؤال این سبک را به صورت منفی پیش بینی می کند همچنین جهت گیری مذهبی سؤال، سبک هویتی سردرگم - اجتنابی را به صورت منفی پیش بینی می کند.
در این پژوهش به طراحی، ساخت و آزمایش یک الگوی آموزشی سازا گرایانه، برای کاربرد در دانشگاه های ایران اقدام شد. ابتدا با روش توصیفی تحلیلی، سازاگرایی مطالعه و اصول آن شناسایی شد. بر مبنای این اصول، یک الگوی آموزشی با هدف پرورش مهارت های تفکر سطح بالا و رشد عواطف مثبت طراحی شد. عناصر اصلی آموزش را مسئله مداری، همیاری و استفاده از رایانه، تشکیل می داد. الگو در قالب یک برنامه آموزشی برای درس روش ها و فنون تدریس در دانشگاه بیرجند تولید و اجرای آن براساس یک طرح نیمه آزمایشی بررسی شد. از آزمون تی و ضریب همبستگی اسپیرمن برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته های این پژوهش نشان داد که اجرای الگو در عملکرد سطح بالای شناختی و بازخورد تغییرات معناداری را ایجاد نکرد، ولی در داخل گروه آزمایش، بین سطح فعالیت های دانشجویان و سطوح بالای تفکر رابطه معناداری مشاهده شد.
فعالیت های عبادی با سلامت و بهزیستی افراد رابطه دارند. دین علاوه بر نگرش، ایمان و محبت، دارای جنبه عملی و عبادی نیز هست و حج عمره یکی از این وجوه عبادی است.
جامعه آماری این تحقیق کلیه کاروانهای دانشجویی زیارت حج عمره در تیرماه سال 1383 شهر تهران بودهاند. نمونه آماری این پژوهش 234 دانشجو بودهاند که به روش نمونهگیری خوشهای از بین دو کاروان دانشجویی زیارت عمره انتخاب شدند. یکی مربوط به دختران دانشجو با 123 نفر و میانگین سنی 5/21 سال (3 SD=) و دیگری مربوط به پسران دانشجو با 111 نفر و میانگین سنی 5/22 (5 =SD) بوده اند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش، پرسشنامه عمل به باورهای دینی (معبد)، پرسشنامه شادکامی آکسفورد و پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ-28) بودهاند.
نتایج پژوهش نشان میدهد که شرکت در حج عمره دانشجویی موجب افزایش شادکامی و کاهش اختلال در سلامت روانی، نشانههای بدنی، اضطراب، اختلال کنشوری اجتماعی و افسردگی وخیم گردیده است.