ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۵٬۳۴۱ تا ۲۵٬۳۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۲۵۳۴۱.

تعیین عوامل روان شناختی مرتبط با ناتوانی جسمی در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۷۷ تعداد دانلود : ۱۶۵۸
مقدمه: کمردرد مزمن یکی ازشایع ترین و چالش برانگیزترین جلوه های درد در افراد بزرگسال است. در این میان عوامل روان شناختی در ایجاد و تداوم ناتوانی جسمی و محدودیت عملکردی بیماران مبتلا به کمردرد مزمن با اهمیت قلمداد شده اند. هدف این پژوهش تعیین عوامل روان شناختی مرتبط باناتوانی جسمی در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن بود. روش: پژوهش حاضر دارای طرحی مقطعی و از نوع همبستگی بود که در آن 279 بیمار (81 مرد، 198 زن) واجد شرایط مبتلا به کمردرد مزمن بیش از3 ماه (با میانگین سنی 77/11 ± 77/44 سال) که به کلینیک تخصصی و فوق تخصصی جراحی اعصاب بیمارستان پورسینای شهرستان رشت مراجعه کرده بودند، به شیوه نمونه گیری غیر احتمالی و پیاپی انتخاب شدند. کلیه بیماران ابتدا پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی و مرتبط با کمردرد را تکمیل نمودند و سپس توسط مقیاس ناتوانی رولند و موریس، مقیاس پیوسته بصری، مقیاس ترس از حرکت، خرده مقیاس فاجعه انگاری پرسشنامه راهبردهای مقابله، مقیاس افسردگی استانفورد و مقیاس خوداثربخشی درد مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها: تحلیل های همبستگی نشانگر ارتباط معنی دار بین ناتوانی جسمی با همه متغیرهای پیش بین بود. یافته های حاصل از تحلیل رگرسیون چندگانه گام به گام نشان داد عوامل روان شناختی 52% از واریانس ناتوانی جسمی را تبیین می نماید. در مدل نهایی سطوح بالاتر باورهای خوداثربخشی، شدت درد، تحصیلات و ترس مرتبط با درد که حاصل از نمره مرکب مقادیر دو مقیاس فاجعه انگاری و ترس از حرکت بود، به طور معنی داری توانستند شدت ناتوانی جسمی را پیش بینی کنند. نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان داد که قطع نظر از عوامل جمعیت شناختی رابطه ی نسبتاً قوی بین عوامل روان شناختی و ناتوانی جسمی وجود دارد. بنابراین متخصصان بالینی می بایست نسبت به اثرات قدرتمند باورهای خوداثربخشی، ترس مرتبط با درد، شدت درد و میزان آگاهی بیماران از بهداشت ستون فقرات خود در کاهش و مدیریت ناتوانی جسمی بیماران مبتلا به کمردرد مزمن آگاه باشند. برخی دلالت های بالینی و رهنمودهای پژوهشی حاصل از این نتایج، جهت پیشگیری و کنترل ناتوانی جسمی در این بیماران مورد بحث قرار گرفته است.
۲۵۳۴۲.

تاثیر مدیریت دفاع های تاکتیکی در روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت بر رضایت مندی زوج ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰۸ تعداد دانلود : ۹۰۰
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر مدیریت دفاع های تاکتیکی در روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت، بر افزایش رضایت مندی زوج ها بود. روش: مطالعه حاضر با طرح شبه آزمایشی در مراکز روان شناسی و مشاوره شهر تهران انجام شد. تعداد 16زوج از زوج های مراجعه کننده به این مراکز به صورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار داده شدند. همه شرکت کنندگان پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ را قبل و یک هفته پس از مداخله تکمیل کردند. یافته ها: زوج های شرکت کننده در گروه آزمایشی از لحاظ رضایت زناشویی (32/0=)، مسائل شخصیتی (46/0=)، مـدیریت مـالی (29/0=)، فعـالیت های اوقـات فـراغت (26/0=)، رابطه جنسی (52/0=)، فرزندان و فرزند پروری (12/0=)، خانواده و دوستان (59/0=) و نقش های مساوات طلبی (50/0=) به طور معنادار بر گروه کنترل برتری داشتند، اما نمرات تفاوت تحریف آرمانی، ارتباط، حل تعارض و جهت گیری مذهبی بین دو گروه معنادار نبودند. نتیجه گیری: مداخلات درمانی در دفاع های تاکتیکی بر اساس مدل پویشی فشرده کوتاه مدت می تواند در افزایش رضایت زناشویی مؤثر باشد.
۲۵۳۴۳.

توجه پایدار و بازداری پاسخ در کودکان مبتلا به نارسایی توجه/ فزون کنشی در مقایسه با کودکان عادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۳۳ تعداد دانلود : ۱۷۵۶
مقدمه: توجه پایدار و بازداری پاسخ دو متغیر از آزمون عملکرد پیوسته و مؤلفه های مهمی از کنش های اجرایی اند. هدف این پژوهش بررسی این متغیرها در کودکان مبتلا به نارسایی توجه/ فزون کنشی در مقایسه با کودکان عادی بود. روش: 21 کودک مبتلا به نارسایی توجه/ فزون کنشی و 21 کودک عادی 11-6 ساله با شیوه در دسترس از مدارس تهران انتخاب شدند و مقیاس سوانسون، نولان و پلهام- ویرایش چهارم، آزمون ریون رنگی کودکان و آزمون عملکرد پیوسته در مورد آنها اجرا شد. داده ها با روش تحلیل کواریانس چند متغیری و سپس آزمون های تحلیل کواریانس تک متغیری جداگانه تحلیل شدند. نمرات هوش به عنوان متغیر همپراش مورد استفاده قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که اثر متغیر همپراش تنها بر زمان واکنش آزمون عملکرد پیوسته معنادار است. اثر عضویت گروهی بر ترکیب خطی متغیرهای وابسته، طبق آماره پیلایی در سطح کوچکتر از 001/0 معنادار بود. به منظور کنترل تورم آلفا، تصحیح بنفرنی روی سطوح معناداری انجام شد. نتایج آزمون های تک متغیری نشان داد که تفاوت های گروهی در هر سه متغیر وابسته توجه پایدار، بازداری پاسخ و زمان واکنش همگی معنا دارند. نتیجه گیری: کودکان مبتلا به نارسایی توجه/ فزون کنشی در هر سه متغیر آزمون عملکرد پیوسته ضعیف تر از کودکان عادی عمل کردند.
۲۵۳۴۵.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر حضور ذهن، درمان نوین شناختی رفتاری مبتنی بر پیشگیری و درمان معمول بر علائم افسردگی و سایر علائم روان پزشکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۶۰ تعداد دانلود : ۱۴۴۲
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر حضور ذهن، درمان نوین شناختی رفتاری مبتنی بر پیشگیری و درمان معمول بر علائم افسردگی و سایر علائم روان پزشکی در نمونه ای از بیماران افسرده در فاز بهبودی نسبی صورت گرفت. روش: روش این پژوهش آزمایشی بود و در آن از طرح پیش آزمون- پس آزمون استفاده شد. گروه های آزمایش شامل سه گروه درمان شناختی مبتنی بر حضور ذهن (134 نفر)، درمان نوین شناختی رفتاری (121 نفر) و درمان معمول (96 نفر) قرار گرفتند. بیماران از طریق مصاحبه ساختار یافته به منظور حصول اطمینان از اینکه دارای سابقه اختلال افسردگی بوده و در زمان مطالعه در دوره بهبودی نسبی به سر می بردند مورد ارزیابی قرار گرفتند. پس از اختصاص بیماران در سه گروه، ابزارهای خود گزارشی نظیر پرسشنامه علائم مختصر و پرسشنامه افسردگی بک به عنوان پیش آزمون و پس از کار آزمایی بالینی، پس آزمون و ارزیابی های 6 ماهه و 12 ماهه به اجرا در آمدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که درمان شناختی مبتنی بر حضور ذهن و درمان شناختی رفتاری به صورت معناداری در کاهش علائم باقی مانده افسردگی و همچنین سایر علائم روان پزشکی در بیماران مبتلا به افسردگی مؤثر بودند. الگوی کلی نتایج حاکی از آن است که هر دو درمان فوق به یک میزان در کاهش علائم اثربخش بوده به ویژه میزان اثربخشی هر دو درمان در ارزیابی های پی گیری 6 ماهه در مقایسه با درمان دارویی نشان داده شد. اما در مقایسه نتایج دو گروه درمان و با روش تحلیل کواریانس تفاوت معنی داری به دست نیامد. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که درمان شناختی مبتنی بر حضور ذهن و درمان شناختی رفتاری مبتنی بر پیشگیری، بر کاهش علائم افسردگی و سایر علائم روان پزشکی مؤثر است.
۲۵۳۴۶.

نقش واسطه ای خودکارآمدی تحصیلی در رابطه ی جهت گیری هدف و عملکرد ریاضی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۴۰ تعداد دانلود : ۱۹۸۳
هدف از پژوهش حاضر تبیین رابطه ی جهت گیری هدف و خودکارآمدی تحصیلی با عملکرد ریاضی دانش آموزان نواحی چهارگانه ی شهر شیراز بود. آزمودنی های پژوهش 297 نفر (149 دختر و 148 پسر) از دانش آموزان سوم دبیرستان های شیراز بود. ابزارهای پژوهش نیز مقیاس جهت گیری هدف (الیوت و مک گریگور، 2001) و خودکارآمدی تحصیلی (گرین، میلر، کراوسون، داک و اکی، 2004) بود. همچنین نمره ی ریاضی ترم اول دانش آموزان به عنوان ملاک عملکرد ریاضی آنان مورد استفاده قرار گرفت. به منظور تعیین روایی ابزارهای پژوهش از روش تحلیل عاملی و برای تعیین پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. برای تحلیل داده های پژوهش حاضر که با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گرفت، از آمار توصیفی(میانگین و انحراف معیار) و روش های آمار استنباطی (همبستگی و رگرسیون چندگانه) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که هدف تسلط-گرایشی و خودکار آمدی تحصیلی پیش بینی کننده های مثبت و معنادار و هدف عملکرد-اجتنابی پیش بینی کننده ی منفی و معناداری برای عملکرد ریاضی بوده و اهداف تسلط-اجتنابی و عملکرد-گرایشی از قدرت پیش بینی برای عملکرد ریاضی برخوردار نبودند. همچنین در بررسی نقش واسطه ای خودکارآمدی تحصیلی با استفاده از روش بارون و کنی مشخص شد که خودکارآمدی تحصیلی از طریق هدف تسلط-گرایشی نقش واسطه ای میان جهت گیری هدف و عملکرد ریاضی دارد.
۲۵۳۴۷.

ارزیابی ویژگی های روان سنجی مقیاس""جهت گیری زندگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۳۵ تعداد دانلود : ۲۴۴۷
هدف از انجام این پژوهش ارزیابی ویژگی های روان سنجی مقیاس ""جهت گیری زندگی"" آنتونوفسکی می باشد. در اجرای مقدماتی 50 نفر و در اجرای اصلی400 نفر از کارکنان دانشگاه علوم پزشکی شیراز به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب گردیدند. ابزارهای تحقیق شامل مقیاس ""جهت گیری زندگی"" آنتونوفسکی(1987) و پرسشنامه ""سلامت اجتماعی"" کییز و همکاران(1998) بود. در مرحله ی مقدماتی ضریب بازآزمایی مقیاس با فاصله ی زمانی یک هفته، 81/0 و ضریب آلفای کرونباخ برابر با 94/0 بدست آمد. همچنین ضریب همبستگی پیرسون بین مقیاس ""جهت گیری زندگی"" و پرسشنامه ی ""سلامت اجتماعی"" به عنوان شاخصی از روایی ملاکی، 65/0 بدست آمد. در اجرای اصلی نیز ضریب آلفا برابر با 89/0 بود. بررسی روایی سازه ای مقیاس با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی نیز حاکی از آن بود که مقیاس مذکور مشتمل بر سه عامل است که در مجموع 8/45 درصد از کل واریانس را تبیین می کنند. علاوه بر این رابطه ی بین متغیرهای زمینه ای و نمرات مقیاس با شواهد نظری و تجربی موجود همسو بود. در مجموع ویژگی های روان سنجی مقیاس مذکور رضایت بخش بود. بنابراین استفاده از آن به پژوهشگران علاقه مند توصیه می گردد.
۲۵۳۴۸.

دلبستگی به خدا در بافت فرهنگ اسلامی: پایه های نظری، ساخت و رواسازی ابزار اندازه گیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۸۱۷
همانطور که ایجاد رابطه دلبستگی ایمن در کودکان برای رشد و ارتقای سلامت آنان در بزرگسالی یک امر حیاتی تلقی می شود، شکل گیری و تحول دلبستگی ایمن به خدا نیز می تواند در شکوفایی معنوی، سازگاری، سلامت و بهزیستی انسانها نقش اساسی داشته باشد. تا به حال مقیاس های متعددی(مثلاً روات و کرکپاتریک، 2002؛ بک و مک دونالد، 2004) در بافت فرهنگ مسحیت ساخته شده که توسط پژوهشگران اسلامی نیز در برخی تحقیقات مورد استفاده قرار گرفته اند. در صورتی می توان تحقیقات بین فرهنگی در مورد سازه دلبستگی به خدا و نتایج روانشناختی آن انجام داد که سازه مورد نظر از لحاظ تئوریکی، الهیاتی و آزمایشی ارتباطش با فرهنگ و دین خاصی مورد بررسی قرار گرفته و اعتبار نظری و عملیاتی آن محرز شده باشد. پایه های نظری و الهیاتی به کارگیری دلبستگی به خدا در بافت فرهنگ مسیحی قبلاً مورد بررسی قرار گرفته است. در حالی که در مورد پایه های نظری و الهیاتی دلبستگی به خدا در فرهنگ اسلامی تحقیقی صورت نگرفته است و آزمون های معتبر و روا در این زمینه ساخته نشده است. پژوهش حاضر اهداف زیر را دنبال می کند: الف) کشف و ارائه پایه های نظری و الهیاتی دلبستگی به خدا در فرهنگ اسلامی ب) ساخت و اعتباریابی مقیاس دلبستگی به خدا بر مبنای پایه های نظری که از متون اسلامی استخراج شده است. در رسیدن به هدف اول متون اسلامی بررسی شد و با استفاده از روش تحلیل محتوای متون اسلامی و استنباط هرمنوتیکی پایه های نظری دلبستگی به خدا استخراج گردید. در راستای رسیدن به هدف دوم مقیاس تهیه شده (46 سوالی) بر روی 313 نفر از مسلمانان در کشور استرالیا اجرا شد. نتایج نشان داد که مقیاس مورد نظر دارای 6 عامل مشخص در ارتباط با الگوهای خود و دیگران بوده و در کل از روایی و اعتبار بالایی برخوردار است. نتیجه حاصل نشان داد که در اسلام تئوری دلبستگی به خدا وجود دارد که با مبانی دینی سازگار است و می توان با استفاده از این مبانی، مقیاس معتبری برای اندازه گیری تفاوت های فردی در ابعاد دلبستگی به خدا در اسلام ساخت.
۲۵۳۵۸.

بررسی ساختار عاملی، اعتبار و روایی مقیاس انتظار از ازدواج (MES)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۹۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی ساختار عاملی، اعتبار و روایی مقیاس انتظار از ازدواج (MES) در دانشجویان انجام شد. روش: جامعه آماری پژوهش کلیه دانشجویان مجرد دوره کارشناسی دانشگاه اصفهان بود. نمونه پژوهش شامل 137 دانشجو ( 51 پسر، 86 دختر) از جامعه در دسترس به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شد. ابزارهای مورد استفاده مقیاس انتظار از ازدواج (MES) و مقیاس نگرش نسبت به ازدواج (MAS) بود. داده ها با استفاده از آزمون های تحلیل عاملی، همبستگی و تحلیل واریانس چند متغیری تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد همسانی درونی این مقیاس با استفاده از آلفای کرونباخ 88/0 و ضریب بازآزمایی در فاصله سه هفته 91/0 بدست آمد. همچنین همسبتگی این مقیاس با مقیاس نگرش نسبت به ازدواج 43/0 بدست آمد. همچنین نتایج تحلیل عاملی نشان داد مقیاس انتظار از ازدواج (MES) یکابزار چند بعدی و دارای سه عامل انتظار واقع گرایانه، انتظار ایده آل گرایانه، و انتظار بدبینانه می باشد. از سویی دیگر نتایج نشان داد که دختران در مقایسه با پسران انتظار بدبینانه تری نسبت به ازدواج دارند. نتیجه گیری: بطور کلی می توان از مقیاس انتظار از ازدواج به عنوان ابزاری معتبر و مناسب برای سنجش انتظار از ازدواج استفاده کرد.
۲۵۳۵۹.

شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در مورد بیماران افسرده خودکشی گرا: یکمطالعه کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلال خلقی افسردگی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلال خلقی خودکشی
تعداد بازدید : ۴۲۲۹ تعداد دانلود : ۲۱۶۹
هدف این مطالعه بررسی کیفی کارایی پروتکل شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی MBCT)) در مورد بیماران افسرده خودکشی گرا با اجرای گروهی بود. روش: 5 بیمار دارای اختلال افسردگی با افکار خودکشی اخیر، تحت 10 جلسه درمان گروهی بر اساس راهنمای درمانی حاضر قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده شامل یکفرم ساختاریافته ارزیابی کیفی محقق ساخته و فرم بدون ساختار محقق ساخته برای ارزیابی بازخوردهای کلی شرکت کنندگان به جلسات درمان بود. یافته ها: نتایج تحلیل کیفی دال بر کارایی این رویکرد بر کاهش افسردگی و افکار خودآیند منفی ، افزایش علاقه مندی به زندگی و میل به زنده ماندن، کنار آمدن با مشکلات زندگی و نیز بهبود عملکرد خانوادگی، تحصیلی و شغلی در بیماران افسرده خودکشی گرا و همچنین سودمندی اجرای گروهی آن بود. به علاوه، به نظر می رسد، این درمان با ننگ زدایی، منجر به پذیرش افسردگی و دریافت خدمات درمانی برای این بیماری می شود. افزون بر این، از میان عناصر درمانی پروتکل حاضر، مراقبه ها، آموزش های روان شناختی و اطاعت پذیری از درمان دارویی، کاراترین جنبه های درمان توصیف شدند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش، به نظر می رسد، اجرای گروهی راهنمای درمانی تهیه شده توسط محققین حاضر روی بیماران افسرده خودکشی گرا موثر بوده است. بنابراین پروتکل حاضر دارای دقت و اعتبار برای اجرا به شکل گروهی در مورد این بیماران می باشد.
۲۵۳۶۰.

مقایسه کارکرد برنامه ریزی لُب پیشانی نوجوانان پرخاشگر بزهکار و غیربزهکار و نوجوانان عادی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۶۵ تعداد دانلود : ۱۰۵۰
پژوهش حاضر با هدف مقایسه کارکرد برنامه ریزی لب پیشانی در نوجوانان بزهکار پرخاشگر، نوجوانان پرخاشگر غیربزهکار و نوجوانان عادی صورت گرفت. روش: پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسه ای است. نمونه مورد مقایسه متشکل از سه گروه 35 نفری از نوجوانان بزهکار پرخاشگر، پرخاشگر غیربزهکار و عادی با همتاسازی در متغیرهای سن، جنس، میزان تحصیلات و شرایط اجتماعی و اقتصادی بود. داده های پژوهش پس از جمع-آوری از طریق پرسشنامه پرخاشگری آیزنگ و مقیاس برنامه ریزی در نظام ارزیابی شناختی (CAS)، با استفاده از روش های آماری تحلیل واریانس یکراهه و ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده ها حاکی از آن بودند که بین کارکرد برنامه ریزی لب پیشانی نوجوانان بزهکار پرخاشگر، نوجوانان پرخاشگر غیربزهکار و نوجوانان عادی تفاوت معنا دار وجود دارد. در نتیجه نوجوانان بزهکار پرخاشگر و پرخاشگر غیربزهکار در مقایسه با نوجوانان عادی، از کارکرد برنامه ریزی ضعیف تری برخوردارند. نتیجه گیری: با توجه به نتیجه بدست آمده احتمال دارد در افراد پرخاشگر، وجود نقایص عصب روان شناختی، نظیر ضعف در کارکرد برنا مه-ریزی، منجر به عملکرد ضعیف تر این افراد در مقایسه با افراد عادی شده باشد

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان