"در سال هاى 1359 تا 1367 که جوانان روستایى همراه دیگر اقشار جامعه به جبهه هاى جنگ مى رفتند، اداره امور روستا عمدتآ به عهده زنان و سالخوردگان بود.
مشاهدات نشان مى دهد که زنان روستایى علاوه بر همکارى در اداره امور روستا، به صورت خودجوش، تشکل هایى را ایجاد کرده بودند که براى پشتیبانى از جبهه ها و تامین بخشى از مایحتاج فرزندان، برادران و همسرانشان در جنگ، به تهیه و تدارک مواد غذایى و پوشاک مى پرداختند و بدون چشم داشت و با علاقه مندى بسیار، وقت و ثروت خود را براى پشتیبانى از جبهه هاى جنگ ارایه مى کردند.
نوع مشارکت زنان روستایى در این دوره؛ از نوع مشارکت هاى خودجوش و فعال بود که مى توان آن را تجربه اى جدید در مجموعه مشارکت هاى مردمى کشور دانست، چیزى که احتمالا در طول تاریخ ایران در مورد زنان روستایى با این کیفیت مشاهده یا ثبت نشده است.
دلایل این جوشش داوطلبانه و مشارکت فعال زنان روستایى نتیجه کدام تغییر ساختارى در فرهنگ کشور ما بوده است نیازمند انجام تحقیقات بسیار است. شواهد نشان مى دهد که مسئولان و پژوهشگران کشور از کنار این واقعه مهم فرهنگى ـ اجتماعى با کم توجهى گذشته و به آن عنایت بایسته نکردند.
عدم توجه به این حرکت ارزشمند که خلاقیت و استعدادهاى فرهنگى زنان روستایى کشورمان را در به وجود آوردن مشارکت هاى مردمى به نمایش گذاشت، امکان دارد در آینده فراموش شده و آیندگان از شناخت آن محروم گردند.
در ماه هاى پایانى سال 1379 انجام یک طرح تحقیقاتى با هدف شناخت و بررسى تشکل هاى خودجوش زنان روستایى در فاصله سال هاى 1359 تا 1367 در دانشگاه علامه طباطبایى به تصویب رسید که امکاناتى را هر چند محدود در اختیار محقق قرار مى داد تا در مورد زنان مشارکت جو در چند روستاى کشور یک مطالعه مقدماتى را به انجام برساند. این طرح در قالب یک پژوهش توصیفى در طول سال 1380 در 10 روستاى منطقه گرمسار اجرا شد و مقاله حاضر حاوى نتایج و دست آوردهاى آن تحقیق است که امید مى رود به عنوان مقدمه اى براى انجام تحقیقات بیشتر در این زمینه تلقى گردد."
برای تعیین میزان موفقیت و کارآمدی هر نظام هدفمندی مجموعهای از معیارها و روشهای ارزیابی به کار گرفته میشود و برای تحلیل آثار عملکرد نظامها مجموعهای از اطلاعات مورد نیاز است. فرایندهای سازمانی منبع و منشاء تولید و توزیع اطلاعات هستند، اما تحلیل کارآیی نظامها، نیازمند مدیریت و سازماندهی ساختارهای اطلاعاتی و عملیاتی است. به عبارت دیگر، نظام نظارت و ارزیابی و محورهای اساسی آن که مشتمل بر ساختار محتوایی، سازماندهی- مدیریت و فرایندهای عملیاتی- اطلاعاتی است، همپوشانی غیرقابل انکاری با حوزة فناوری اطلاعات دارد. علاوه بر این، ماهیت نظارت و ارزیابی در سازمان صدا و سیما، ضرورتهای سازمانی و قابلیتهای کاربردی و ابزاری فناوری اطلاعات، ضرورت رویکرد به این حوزة فناروی را در طراحی و اجرای نظام ارزیابی روشن میسازد. این فناوری موجب نظاممندی، ساختیافتگی، تسهیل و تسریع جریان اطلاعات و همچنین ایجاد یکپارچگی در مدیریت نظام ارزیابی میشود.
صرفنظر از ابعاد ساختاری نظام ارزیابی، بهرهگیری از نظامهای انفورماتیکی، قابلیتها و ابزار نظارتی مورد نیاز برای اجرای این نظام را فراهم میکند. به طور کلی با توجه به ماهیت اطلاعاتی، تحلیلی و محتوایی نظام ارزیابی از یک طرف و تناظر ساختاری فناوری اطلاعات با این مفاهیم از طرف دیگر، میتوان گفت که نظام ارزیابی در یک سازمان رسانهای ماهیتاً به فناوری اطلاعات بستگی دارد. از دیدگاه کاربردی و ابزاری نیز طراحی و اجرای نظام ارزیابی مستلزم بهرهگیری از قابلیتهای فناوری اطلاعات است و در این مورد جایگزینی برای آن وجود ندارد.
دوران گذار از جامعه سنتی به مدرن از جهات گوناگون مورد توجه جامعه شناسان و صاحبنظران علوم اجتماعی بوده است و بسیاری از نظریه پردازان به نوعی مبنای نظریه اجتماعی خود را به شرایط اجتماعی ویژه دوران گذار ارتباط داده اند. از وارد شدن به جزییات این مباحث خودداری کرده، سعی کرده ایم از منظر اینگلهارتی به آن توجه کنیم.
اجتماع علمی را می توان جمع دانشمندان و محققانی دانست که مطابق قواعد و هنجارهای رسمی و غیررسمی در تعامل با یکدیگر بوده، با اجتماعات علمی دیگر در ارتباط فعال است. اجتماع علمی دارای اجزا و عناصر متنوعی می باشد که از این میان به انجمنهای علمی و ارتباطات علمی اشاره کرد.
هدف این پژوهش بررسی ابعاد نظم در خانواده و ارتباط آنها با سلوک فرزندان و کژ رفتاری (بزهکاری) آنان است. این مطالعه بر اساس نظریه نظم خرد چلبی (ابعاد منظم و مسائل ماهوی هر بعد در گروه های ساختاری) استوار می باشد.در این تحقیق عملا از دو گروه، گروه گواه (خانواده هایی که فرزندانشان به مدرسه می روند) و گروه آزمایش (خانواده هایی که حداقل یکی از فرزندانشان دارای محکومیت در زندان است)، با حجم 240، استفاده شده است.