علیرغم افزایش خیرهکنندة تعداد کانالهای تلویزیونی که از طریق ماهوارهها اقدام به پخش برنامههای رادیویی و تلویزیونی برای بخش اعظمی از کشورهای دنیا و یا حتی تمام کشورهای دنیا میکنند و علیرغم افزایش روزافزون تعداد کشورهایی که وارد قلمرو پخش برنامههای تلویزیونی ماهوارهای به عنوان مهمترین رسانه جهانی روز دنیا شدهاند، متأسفانه تاکنون جامعه جهانی نتوانسته است پدیده «پخش برنامههای تلویزیونی ماهوارهای» را به عنوان یکی از موضوعهای مهم ارتباطات و حقوق بینالملل قانونمند کند.
این مسئله، یعنی قانونمند نبودن پخش برنامههای تلویزیونی ماهوارهای در حقوق بینالملل به بروز مسائل و مشکلاتی در عرصه ارتباطات و حقوق بینالملل منجر شده است که اگر همچنان ادامه یابد قطعاً در آینده به مشکلات و مسائل بیشتری در جامعه جهانی دامن خواهد زد و علاوه بر خدشهدار کردن سلامت ارتباطات بینالمللی حتی صلح و امنیت بینالمللی را نیز به مخاطره خواهد افکند. بیان این نکته به معنای آن نیست که جامعه جهانی (دولتها و مجامع بینالمللی) به مقوله ضرورت قانونمند کردن پخش برنامههای تلویزیونی ماهوارهای توجهی نداشتهاند و برای حصول به این هدف اهتمامی نورزیدهاند؛ بلکه همان گونه که در ادامه این مقاله خواهد آمد تقریباً تمامی تلاشهای دولتها و مجامع بینالمللی برای قانونمند کردن پخش برنامههای تلویزیونی ماهوارهای در حقوق بینالملل به موانعی برخورد کرده است که دست یافتن به این هدف را تا حد زیادی دشوار میسازد. در این مقاله، موانع و دلایل ناکامی جامعه جهانی در خصوص عدم تصویب کنوانسیون یا معاهده جامع و خاصی که متضمن تمامی جنبههای پخش تلویزیونی ماهوارهای باشد به ترتیب در چهار مبحث تحت عنوان مسائل سیاسی، حقوقی، فرهنگی و فنی مورد بحث و بررسی قرار میگیرد تا هم با وقوف بر این مسائل و موانع، سیاستهای کلان ملی در خصوص پخش و دریافت برنامههای تلویزیونی ماهوارهای با مطالعه و احتیاط بیشتری تدوین شود و هم با استفاده از ابزارها و توانمندیهای بالقوه و بالفعل ملی و بینالمللی در شکلگیری و قانونمندی حاکم بر پدیده مهم پخش برنامههای تلویزیونی ماهوارهای در حقوق روابط بینالملل مشارکت داشته باشیم.
در پایان این اشاره کوتاه باید یادآور شد که نگارنده به هیچ وجه معتقد نیست تاکنون هیچ معاهده یا کنوانسیونی که ولو به طور جزئی به مقوله «پخش برنامههای تلویزیونی ماهوارهای» پرداخته باشد تنظیم نشده است زیرا غیر از کنوانسیون 1936 ژنو که مبین اصول حقوق بینالملل عام در خصوص پخش برنامههای رادیویی است1 معاهدات فضا و بعضاً معاهدات دیگری نیز وجود دارند که به صورت جزئی به بعضی از جنبههای پخش تلویزیونی ماهوارهای پرداختهاند اما صرف نظر از این که بین دولتها و حقوقدانان اختلافات جدیای در خصوص شمول برخی از کنوانسیونهای مذکور بر این امر وجود دارد، وضعیت فعلی حکایت از آن دارد که این کنوانسیونها پاسخگوی اکثر قریب به اتفاق مسائل و جنبههای حقوقی، سیاسی، فرهنگی و حتی فنی مسئله نیستند و تلاشهای جامعة جهانی نیز به دلیل موانعی که موضوع بحث این مقاله است تاکنون منجر به وفاق عام دولتها نشده است.
در پی تحولاتی که در دنیای کنونی در حال وقوع است، لزوم توجه کشورها به مجموعه حرکتهایی که توان تحول در نظام بازرگانی آنها را فراهم کرده است، احساس میشود. در راستای ارتقاء اقتصادی و رقابت با کشورهای عضو سازمان جهانی تجارت و به منظور غلبه بر نقاط ضعف حاکم بر جایگاه راهبردی کشور، از طرفی در بعد داخلی، شرکتها ملزم به افزایش هر چه بیشتر کارایی در ارتباطات و استفاده از فناوریهای نوین هستند و از طرف دیگر، در بعد بینالمللی شرکتهای تجاری به منظور رقابت با همتاهای خارجی خود، گریزی از بهرهگیری از قافله تغییرات و تحولات جهانی ندارند. متأسفانه آمار و اطلاعات نشان میدهد در این راستا، هنوز اقدام قابل ملاحظهای صورت نگرفته است. دخالت تصمیمات سیاسی، فقدان تخصص لازم در تصمیمگیرندگان و در نتیجه فقدان همه سو نگری در اتخاذ تصمیمات گروههای ذیصلاح و مشکلاتی از این قبیل، مسیر فوق را با فراز و نشیبهای قابل ملاحظهای مواجه ساخته است. از این رو، با توجه به اهمیت امر، در این مقاله سعی بر آن است که با بررسی این تحولات، تأثیر آنها بر اقدامات تبلیغاتی مورد عنایت و توجه ویژه قرار گیرد.
مزداگرایی، دین باستانی ایران، هم چون هر دین دیگری، به پیروان خود پنداره های عام درباره چیستی نوع و شخصیت انسانی عرضه می کرد. در این مقاله، بحث درباره شخصیت درونی شده در دین مزدایی است، آن چه می توانیم «من مزدایی» بنامیم.
انجمن های داوطلبانه از منظر جامعه شناسی سازمان ها، جامعه شناسی توسعه و جامعه شناسی سیاسی بسیار اهمیت دارند. ما بر اساس شرایط اجتماعی خاص همه جوامع در حال توسعه سه نوع الگوی گذر را یافتیم، که شرایط عمومی جامعه ایران با الگوی دوم گذر متناسب است. پس با در نظر گرفتن بستر اجتماعی در حال گذر، انجمن های داوطلبانه در پنچ دسته: انجمن های نخستین، انجمن های هیئتی، انجمن های توافقی، انجمن های ترویجی و انجمن های منفعتی، قرار داده شد. در این مرحله 180 انجمن داوطلبانه حمایتی انتخاب و بررسی شدند. طی این تحقیق علاوه بر ملاک های نظری، شاخص های جدیدی برای تفکیک انجمن ها در ایران به دست آمد، که علاوه بر شرایط در حال گذر اثرات حوزه اقتصادی و سیاسی بر حوزه عمومی و نهادهای مدنی در این جامعه رانشان می دهد.