از آن جایی که محیط خانواده در شکل گیری کمال گرایی مثبت و منفی تاثیر به سزایی دارد، هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه کارآیی خانواده با کمال گرایی مثبت و منفی در دانش آموزان بود.280 دانش آموز دختر دبیرستانی از پایه دوم و سوم به روش تصادفی خوشه ای انتخاب شده و با تکمیل مقیاس سنجش خانواده و کمال گرایی مثبت و منفی در این پژوهش شرکت کردند. روش پژوهش از نوع توصیفی و همبستگی بود. نتـایج نشان داد بین نمره کلی کارآیی خانواده و سه مؤلفه آن (نقش ها، حل مشکل و ابراز عواطف) با کمال گرایی مثبت، همبستگی مثبت معنا دار وجود دارد. هم چنین بین نمره کلی کارآیی خانواده و مؤلفه های آن (نقش ها و ابراز عواطف) با کمال گرایی منفی، رابطه منفی معنادار بدست آمد، به جز سازه حل مشکل که رابطه معناداری نشان نداد. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام که به تفکیک برای کمال گرایی مثبت و منفی انجام شد، نشان داد دوسازه حل مشکل و ابراز عواطف برای کمال گرایی مثبت و نقش های خانوادگی برای کمال گرایی منفی، بهترین پیش بینی کننده می باشند. نتایج این پژوهش ضمن تایید تمایز کمال گرایی مثبت و منفی نشان می دهد در حالی که کمال گرایی مثبت در محیطی کارا پرورش می یابد وجـود ویژگی های منفی در خانواده می تواند زمینه ای برای بروز کمال گرایی منفی باشد.
از دو دهه گذشته موقعیت زنان از نظر تحصیل و پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی فراتر رفته و به دستیابی آنان در کنترل منابع و قدرت تصمیم گیری در خانواده انجامیده است. این واقعیتی انکارناپذیر است که اگر هر دو همسر در تصمیم گیری ها مشارکت داشته باشند، نتایج بهتری حاصل خواهد شد تا این که هر یک از همسران به تنهایی تصمیم گیرنده باشند.
این پژوهش به منظور بررسی تاثیر اشتغال زنان بر قدرت تصمیم گیری آن ها در خانواده انجام شده است. این تحقیق از نوع پیمایشی (توصیف و تحلیل) می باشد. جامعه پژوهش زنان متاهل شهر دره شهر از استان ایلام و تعداد نمونه 300 نفر (200 زن خانه دار و 100 زن شاغل) هستند، که به صورت تصادفی انتخاب شده اند. از پرسشنامه و طیف لیکرت استفاده شده است. برای آزمون فرضیه ها روش تحلیل واریانس و آزمون Tمورد استفاده قرار گرفت. نتایج حاصله به روشنی حاکی از معنادار بودن رابطه میان اشتغال زنان با قدرت تصمیم گیری در خانواده است. هم چنین نتایج نشان می دهند که اشتغال زنان سبب افزایش قدرت تصمیم گیری آن ها در امور اقتصادی، نحوه تربیت فرزندان، تعیین موالید، تعیین نحوه گذران اوقات فراغت و افزایش مشارکت سیاسی ـ اجتماعی آنان می شود. اما میان اشتغال زنان و دید و بازدیدهای خانوادگی رابطه معناداری یافت نشد. به علاوه نتایج این تحقیق معناداری رابطه بین متغیرهای مستقل و متغیرهای وابسته را نشان داد.
در دنیای معاصر دامنه کنش های اجتماعی از حد دوستان و آشنایان فراتر رفته و به تعامل با کنشگران ناآشنا تعمیم یافته است. علاوه بر این، در شرایط کنونی افراد ناچارند به اشخاصی که نمی شناسند و نهادها و سازمانهای انتزاعی و یا به ساختارهای غیر شخصی اعتماد کنند. به همین دلیل اعتماد انتزاعی و تعمیم یافته در جامعه جدید بطور خاص اهمیت پیدا کرده است. اما در جوامع در حال توسعه، بویژه ایران، مشکلاتی در این زمینه وجود دارد. دایره اعتماد در این جوامع هنوز در محدوده اقوام و خویشان و دوستان و آشنایان خلاصه می شود. در این جوامع انواع جدید اعتماد یعنی اعتماد تعمیم یافته و انتزاعی که لازمه تقویت هویت ملی و استحکام یک کشور است هنوز جایگاه محکمی نیافته است.
تحقیق حاضر با روش پیمایشی، درصدد است وضعیت اعتماد اجتماعی تعمیم یافته در بین شهروندان ارومیه و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن را بررسی کند. جامعه آماری این تحقیق را افراد 18 سال به بالای خانوار های ساکن در شهر ارومیه تشکیل می دهند که از بین آنها نمونه ای با حجم 300 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده است.
در این بررسی، فرض اول بر این بوده است که میزان اعتماد اجتماعی در شهر ارومیه مانند سایر شهرهای ایران پایین است. فرض دوم بر این بوده است که با توجه به نظریه های مرتبط، تعاملات اظهاری، گستردگی روابط، تعهد اجتماعی، دگرخواهی، مقبولیت اجتماعی و احساس امنیت برروی اعتماد اجتماعی تعمیم یافته تـأثیر می گذارند. کلیه فروض مزبور در این بررسی تایید شده اند به استثنای گستردگی روابط که مستقیما بر متغیر وابسته تاثیر نداشته و از طریق متغیرهای دگرخواهی و احساس امنیت بر آن تاثیر دارد.
در این پژوهش، مفاهیم سلامتی و بیماری و رفتارهای مرتبط با سلامتی نزد دختران دانشجو بررسی شده اند. نمونه تحقیق، 110 دانشجوی دختر (62 نفر از دانشگاه تک جنسیتی الزهرا و 48 نفر از دانشگاه دوجنسیتی تهران) بودند که با روش کیفی و تکنیک های مصاحبه گفتگویی و مصاحبه گروه متمرکز به جمع آوری داده از آنان پرداختیم. تحلیل داده ها با استفاده از رویکرد نظریه بنیانی صورت گرفت. در مورد اینکه سلامتی، از مهمترین امور زندگی و مشتمل بر سلامت جسمی و روحی است، اتفاق نظر وجود داشت در حالی که دو مفهوم کلی برای بیماری در نظر داشتند: کاهنده کیفیت زندگی و مجازات الهی. در مورد رفتارهای مرتبط با سلامتی (که در دانشجویان دختر دانشگاه تک جنسیتی با دانشگاه دو جنسیتی مشابه بود) راهبردی مشاهده شد که در پی آن، دختران هشدارهای بیماری را انکار کرده، دردها را موقتا تسکین داده به جستجوی سلامت روانی از راه کسب زیبایی ظاهری می پردازند که منجر به غلبه بیشتر فرهنگ مردانه، زندگی به سبک ناسالم و تهدید سلامت اجتماعی می شود. آنها این راهبرد را تحت تاثیر پنداشت از خود پایین و جامعه پذیری، وابستگی متقابل به خانواده و زندگی ماشینی کسب کرده اند.