هدف از انجام این تحقیق بررسی مقایسه ای میزان سلامت سازمانی در مدارس دخترانه و پسرانه و همچنین در شهرهای مختلف استان کردستان می باشد. روش تحقیق، توصیفی است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه معلمان دوره متوسطه استان کردستان در سال تحصیلی 87-1386 است که تعداد آنها 3610 نفر می باشد. روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای بوده و حجم نمونه 410 نفر می باشد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه سلامت سازمانی می باشد که ضریب اعتبار آن به وسیله آلفای کرونباخ 95/0 تعیین شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها که با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شده است، از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شده است.
یافته های پژوهشی این تحقیق عبارت است از:
1- از دیدگاه دبیران تفاوت معناداری میان سلامت سازمانی مدارس دوره متوسطه استان کردستان بر اساس جنسیت وجود دارد.
2- رابطه معناداری میان مدارس شهرهای مختلف استان کردستان با سلامت سازمانی وجود ندارد.
الگوی مصرف خانوارها در طول زمان و منبعث از تحولات فرهنگی، اجتماعی و درآمدی دستخوش تغییر و تحول می شود. این تغییرات سبد مصرفی خانوارها را تغییر می دهد و انتظار می رود که به تبع آن تولیدکنندگان و برنامه ریزان اقتصادی هماهنگ با بازار حرکت کنند و نیازهای تولیدی، واردات کالا و به طور کلی نوع نگرش به کالاهای مصرفی را در مجموعه ای واقع بینانه و منطبق با آمار و اطلاعات دقیق ساختارسازی نمایند.
لذا نگارندگان با در نظر گرفتن رویکرد شناسایی و اصلاح الگوی مصرف، با استفاده از اطلاعات مذکور به بررسی سبد مصرفی خانوارها در شهر تهران در فاصله سال های 1375 تا 1385 در گروه های مختلف درآمدی پرداخته اند. هدف این است تا با محاسبه هزینه صرف شده، میزان مصرف و تمایل خانوارها در شهر تهران در سبد مصرفی خانوارها در طول 10 سال گذشته معرفی شده، سپس براساس این اطلاعات روند مصرف در آینده و نوع کالاهای مورد نیاز جامعه در گروه کالاهای لوکس شناسایی گردیده تا سیاستگذاران را در جهت اصلاح الگوی مصرف کالاهای فوق یاری نماید.
زندگی پرتنش کنونی، جوان را در معرض آسیب های گوناگونی قرار می دهد. هدف این پژوهش، تعیین نقش سبک های دلبستگی در رفتارهای پرخطر دانشجویان بود. روش: روش پژوهش از نوع همبستگی در مقوله طرح های توصیفی بود. تعداد 273 دانشجو به شیوه ی نمونه-گیری خوشه ای در پژوهش شرکت کردند و به پرسشنامه های دلبستگی بزرگسال کولینز و رید (1990) و رفتارهای پرخطر پاسخ دادند. یافته-ها: نتایج نشان داد که سبک دلبستگی ایمن با رفتارهای پرخطر رابطه ی منفی و سبک دلبستگی اضطرابی-دوسوگرا و اجتنابی با رفتارهای پرخطر رابطه ی مثبت دارند. نتیجه گیری: بنابراین آموزش خانواده ها در زمینه ی ایجاد روابط ایمنی بخش با فرزندان و نیز ارایه برنامه های افزایش دهنده ی امنیت دلبستگی می تواند حایز اهمیت فراوان باشد.
هدف از این پژوهش حاضر مقایسه ی بهداشت روانی و کارایی خانواده، بین خانواده های معتادان شرکت کننده و غیر شرکت کننده در جلسات گروه های خانواده ی معتادان گمنام (نارانان) شهر کرمانشاه بوده است. روش: در این طرح علی-مقایسه ای تعداد30 نفر از بین اعضای خانواده های معتادان شرکت کننده در جلسات خانواده ی نارانان که به مدت یکسال یا بیشتر در این جلسات شرکت داشتند به روش تصادفی ساده انتخاب شد و تعداد 30 نفر دیگر از میان خانواده های دارای معتاد، که در این جلسات شرکت نکرده بودند و با بیمارشان به مراکز ترک اعتیاد مراجعه می کردند انتخاب شدند. پرسشنامه های سلامت عمومی و سنجش خانواده در هر دو گروه اجرا شد. یافته ها: بین خانواده های دارای معتاد شرکت کننده و غیر شرکت کننده در جلسات نارانان تفاوت معناداری در هر دو متغیر مشاهده شد. نتیجه گیری: شرکت در جلسات گروه های خانواده ی نارانان می تواند به ارتقاء بهداشت روانی و کارایی خانواده، در خانواده های معتادان کمک کند.