شاه عباس صفوی با ایجاد دولتی مقتدر که حاصل سهیم کردن غلامان در قدرت و اعطای مناصب نظامی به آنان بود، قزل باشان و عناصر دارای ابزار خشونت را سرکوب کرد و به تدریج در سراسر قلمرو خود امنیت برقرار ساخت؛ راه ها نسبتاً امن شد و دزدی، کشتار و راهزنی کاهش یافت و تجارت و حمل ونقل مال التجاره رونق گرفت. برهمین اساس، برخی از مورخان، دوره شاه عباس را عصر طلایی و زمان شکفتگی اقتصادی دوره صفوی قلمداد کرده اند. این تصور، معطوف به تغییرات نهادی شاه عباس در حوزه سیاسی و اجتماعی است که باعث مرکزیت سیاسی، امنیت راه ها، ساخت کاروان سراها و بازارها، ایجاد شهرها و برقراری روابط بازرگانی با کشورهای خارجی شد. اگرچه برای توسعه تجارت این اقدامات مطلوب بود و به واسطه اصلاحات مذکور تحولی عظیم در امر تجارت رخ داد و شکوفایی تجاری در کوتاه مدت را به دنبال داشت، اما بااین حال، اصلاحات اقتصادی او به گونه ای بود که به انباشت بلندمدت سرمایه و رشد پایدار اقتصادی منجر نشد. علت این امر، ناشی از موانع نهادی بود که نورث آن ها را به دو دسته محدودیت های رسمی و محدویت های غیررسمی تقسیم می کند. این پژوهش تغییرات نهادی و اوضاع تجاری و موقعیت بازرگانان در دوره شاه عباس اول را با توجه به نظریه نهادگرایی داگلاس نورث مورد بررسی وکنکاش قرار داده و تلاش می کند اوضاع اقتصادی ایران عصر شاه عباس را با نظریه «نونهادگرایی» و برمبنای نظریه سازگاری لیندا هاچن بررسی کند.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر روابط جنسی پیش از ازدواج بر میزان گرایش به ازدواج انجام شده است. جامعه آماری آن همه دانشجویان دختر و پسر در سال تحصیلی (96-1395) دانشگاه اصفهان و روش پژوهش، پیمایش است؛ ابتدا از روش نمونه گیری سهمیه ای طبقه بندی شده و در مرحله بعد از روش تصادفی ساده استفاده شده است. نمونه آماری 430 نفر است و داده های موردنیاز با استفاده از پرسش نامه به دست آمده اند. میزان آلفای کرونباخ این پژوهش 81 درصد به دست آمد که نشان دهنده پایایی پذیرفتنی پرسش نامه است. در مبانی نظری از نظریه های عشق سیال از باومن، تحول ارزش ها از اینگلهارت و سکسوالیته پلاستیکی از گیدنز استفاده شده است. یافته ها و نتایج این پژوهش نشان می دهند روابط جنسی پیش از ازدواج، سبب کاهش گرایش به ازدواج جوانان دانشجو و نگرش منفی آنها نسبت به ازدواج و تشکیل خانواده و بی اعتمادی به جنس مخالف می شود. همچنین کاهش گرایش به ازدواج، زمینه را برای افزایش میانگین سن ازدواج و بستر را برای رسیدن به تجرد قطعی فراهم می کند که پیامد چنین امری در درازمدت، از یک سو تهدیدشدن رشد طبیعی جمعیت و ازسوی دیگر، ایجاد تحول ساختاری در روابط بین دو جنس زن و مرد است که در هر دو حالت، مطلوب چشم انداز تعالی فرهنگی جامعه ایرانی - اسلامی نیست؛ ازاین رو، انجام دادن پژوهش درباره این مسئله اجتماعی با توجه به جوانی جمعیت ایران، ضرورتی کارکردی دارد.
دنیس مک کوایل در بررسی تاثیرات اخبار، سؤال میکند که «آیا اخبار تلویزیونی تاثیری بر مخاطبان دارد؟» و خود بلافاصله پاسخ میدهد؛«بلی» سؤالی که در این تحقیق مطرح شده است، این است که آیا هربرنامه خبری به شرط اجرا و پخش، دارای تاثیرات اجتماعی کوتاه مدت و درازمدت خواهد بود؟
رشد کمی برنامههای خبری از پانزده دقیقه در هفته به بیش از هفتاد ساعت در روز، در سطح جهان در شبکههای عمومی، خصوصی و غیر تخصصی، نشان از اهمیت سیاسی و اجتماعی این برنامهها دارد. اما به قول دکتر فرانک استانتون درسال 1963، رشد کمی برنامههای خبری را باید در رابطه تنگاتنگ با تغییرات وسیع کیفی و درشکل و قالب ارائه اخبار ارزیابی کرد.
این تحقیق درجهت پاسخگویی به این سوال بنیادین است که:«آیا شیوه ارائه برنامههای خبری در ایران با آخرین دستاوردهای نظری، تحقیقاتی و تجربی در مورد بهترین اشکال ارائه برای جلب توجه مخاطبان، معرفی خبر در داخل استودیو، واقعی کردن خبر،ارائه متعادل آن، ایجاد حافظه بیشتر در نزد مخاطبان و گیراترین گوناگونی مممکن از طریق تلفیق صدا و تصویر در گزارشهای خبری منطبق است؟» در این تحقیق از روش ارزیابی استفاده شده است. تحقیق برای انجام ارزیابی، ابتدا هریک از ردهبندیهای شش گانه مورد بررسی خود را تعریف می:ند، سپس مشخصههای ساختاری راهکارهای نوین ارائه اخبار و دلایلی برتری کیفی آنها و چگونگی انطباقشان را با اخبار در رسانه تلویزیونی و در نهایت میزان به کارگیری آنها را در جهت ارزیابی برنامههای خبری سیما مورد سنجش قرار میدهد.
در حال حاضر پژوهش ها نشان داده اند که توجه به اندام بر خلاف سابق که عمدتاً ویژه زنان و دختران بود، مشکل اساسی برای پسران و مردان نیز محسوب می گردد؛ به طوری که مردان به میزان قابل ملاحظه ای می خواهند عضلانی شوند. با توجه به موضوع یاد شده، این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین اضطراب فیزیک اجتماعی، عزت نفس و عزت بدنی با میل به عضلانی بودن نگاشته شده است. پژوهش حاضر به روش پیمایشی و با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای در بین مردان بالاتر از 15 سال شهر تبریز، با تعداد نمونه 316 نفر انجام گرفته است. نتایج توصیفی بیانگر این نکته است که: میانگین عزت نفس و عزت بدنی به ترتیب 37/37 و 74/50 بوده که بالاتر از حد متوسط هستند. همچنین، اضطراب فیزیک اجتماعی با میانگین 24/18 پایین تر از حد متوسط بوده و میل به عضلانی بودن با میانگین 30/23 در حد متوسط است. نتایج استنباطی گویای این است که بین عزت بدنی و عزت نفس با میل به عضلانی بودن همبستگی منفی وجود دارد. همچنین، همبستگی مثبتی بین اضطراب فیزیک اجتماعی با میل به عضلانی بودن مشاهده شد. نتایج تحلیل مسیر بیانگر این است که اولاً بیشترین تأثیرگذاری بر متغیر میل به عضلانی بودن از سوی متغیر اضطراب فیزیک اجتماعی بوده و ثانیا ً نقش متغیرهای عزت نفس و عزت بدنی در تأثیرگذاری سازه اضطراب فیزیک اجتماعی بر میل به عضلانی بودن، به لحاظ آماری معنادار بوده است.
بحران های طبیعی، رویداد هایی هستند که رسانه ها به طور خاص، آن ها را پوشش خبری می دهند. یکی از تکنیک هایی که در این نوع پوشش های خبری استفاده می شود، چارچوب بندی است که در واژه ها، جمله ها و تصاویر به طور گسترده به کار گرفته می شود؛ بدین ترتیب برخی از جنبه های پدیده برجسته شده و تلاش می شود تا افکار عمومی حول آن جنبه شکل بگیرد. هدف پژوهش حاضر، بررسی چارچوب بندی بصری خبرگزاری های کشور از زلزله 1/7 ریشتری 21 آبان سال 1396 کرمانشاه است. در همین راستا، ابتدا پنج خبرگزاری ” مهر“، ” فارس“، ” تسنیم“، ” ایرنا“ و ” ایسنا“ بر اساس رتبه خبرگزاری ها در الکسا انتخاب شدند و سپس تمام تصویرهای آن ها در ده روز نخست بحران زلزله کرمانشاه، استخراج و 370 قطعه عکس، بر اساس قاعده اشباع نظری، تحلیل و کدگذاری کیفی شد. یافته ها نشان داد که چارچوب بندی بصری خبرگزاری های مورد مطالعه، به سه مرحله ” شروع بحران“، ” اوج بحران“ و ” سکون و آرامش پس از بحران“ قابل تقسیم بندی است. در قالب این سه مرحله، چارچوب های جزئی تری مانند کُنش های عاطفی، کنش های ارتباطی، مصائب و مشکل ها، کُنش های آیینی، کُنش های بین فردی، امداد رسانی و تلاش برای بازگشت به زندگی عادی نیز شناسایی شد. پژوهش حاضر نشان داد که خبرگزاری های کشور سعی کرده اند در چارچوب بندی خود، جنبه انسانی پدیده را پررنگ کنند و به چارچوب بندی فرهنگی نیز به عنوان چارچوبی نوین توجه داشته باشند که در گونه شناسی چارچوب های پیشین مورد توجه نبوده است.