در سال های اخیر مشارکت فعال شهرداری ها در حوزه توسعه اقتصادی به عنوان یکی از ماموریت های نوین مدیریت شهری پذیرفته شده است. یکی از مهم ترین اقدامات در جهت ارتقای ظرفیت های اقتصادی شهرها، بهبود محیط کسب و کار می باشد. اهمیت توجه به فضای کسب و کار به حدی است که با شاخص های توسعه در یک شهر ارتباط مستقیم برقرار کرده و تحلیل آثار آن در روند توسعه آتی شهر مورد توجه کارشناسان قرار دارد. در حال حاضر در ایران، سنجش فضای کسب و کار تنها در دو سطح ملی و استانی انجام می شود. اما تمرکز بر سطوح پایین تر مانند شهر حائز اهمیت است. زیرا گاه در شهرها، شرایطی حاکم است که پدیده های اقتصادی موجود در آنها را با روندهای اقتصادی حاکم بر کشور و استان نمی توان تحلیل کرد. با این رویکرد در تحقیق پیش رو، مطالعه فضای کسب و کار در شهر جدید صدرا و نیز اثرات آن بر روند توسعه آتی شهر مدنظر قرار گرفته است. روش انجام این پژوهش، روش پرسشنامه همراه با مصاحبه است. یعنی با بهره گیری از روش نمونه گیری هدفمند، با 54 فعال اقتصادی شهر صدرا مصاحبه شد و به همین تعداد پرسشنامه مشتمل بر 57 سؤال، توزیع و با کمک محققان تکمیل گردید. نتایج بررسی ها نشان می دهد، فضای کسب و کار شهر صدرا در وضعیت پایین تر از حد متوسط قرار دارد. در این شرایط، بنگاه های اقتصادی شهر قادر به عملکرد مطلوب نبوده و بخش خصوصی به سمت اقتصاد زیرزمینی، غیرمولد و غیررسمی سوق پیدا کرده است. واژه های کلیدی: شهر جدید صدرا، فضای کسب و کار، بنگاه کوچک و متوسط، توسعه اقتصادی شهر
کاهش انگیزه و سطح پایین مشارکت کارکنان در دوره های آموزشی، یکی از مهم ترین چالش ها برای سازمان است. به منظور کاهش این مسئله، روش های متنوعی برای بهبود آموزش های سازمانی ازجمله اتخاذ رویکرد بازی وارسازی مطرح شده اند تا بدین ترتیب انگیزش کارکنان برای مشارکت فعال در دوره ها و به طورکلی، بهره وری آموزش افزایش یابد. مقاله حاضر ضمن توجه به اثربخشی رویکرد پُرطرفدار بازی وارسازی، شناسایی چالش های اجرای آن را نیز موردتوجه قرار داده است. این چالش ها با استناد به تجارب فعالان حوزه آموزش و بازی وارسازی استخراج شده اند. متناسب با این هدف، طرح پژوهش کیفی از نوع پدیدارشناسی اتخاذشده است. داده های گردآوری شده از مصاحبه های فردبه فرد، به تبعیت از رویه سه مرحله ای اشتراوس و کوربین تحلیل و کُدگذاری شدند. یافته ها حاکی از این بودند که علاوه بر چالش های سازمان برای پذیرش رویکرد بازی وارسازی، چالش های بازی وارسازی برای ورود به سازمان نیز مطرح هستند که درمجموع 13 چالش شناسایی شدند و در دودسته مذکور قرار گرفتند. لذا، انتظار می رود با شناسایی این چالش ها و تلاش برای کاهش آن ها پیش از هرگونه اقدامی، رویکرد بازی وارسازی بتواند در افزایش اثربخشی دوره های آموزشی در سازمان، سودمند واقع گردد.
مقالة حاضر از پروفسور مولانا با عنوان «ماهوارهها و گوناگونی جهانی» با نقل قولی جالب از والتربوکینگهام آغاز میشود: «تعداد بسیار معدودی از ما متوجه این امر هستیم که فناوری در همان حال که مسائل کهن بیشماری را حل میکند. مسائل بسیار و جدیدی را به وجود میآورد. همه پیشرفتهای فناورانه سود خالص نیست». نقل قول مزبور که در صدر عنوان مقاله آمده است، کلامی است که به رغم سادگی معنایی عمیق و ژرف دارد و شاید بتوان گفت بسیاری از مشکلات عصر حاضر ناشی از بیتوجهی به این گفته و نظایر آن است. نویسنده که از دستاندرکاران و پژوهشگران به نام و با سابقه در حوزه ارتباطات و اطلاعات و چهرهای شناخته شده در عرصه جهانی است، در ادامه، به حوادث تکاندهندة دهههای آخر قرن بیستم، از جمله حادثه 11 سپتامبر اشاره میکند و با ذکر «معدودی از امواج تغییر»، نتیجه میگیرد که ظاهراً «روحیهای از تغییر فضای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان را فرا گرفته است».
وی در ادامه اظهار میدارد: «با اطمینان بسیار میتوان مسئولیت حسن و عیب این رویدادها را به شبکههای ماهوارهای نسبت داد که همه ما را از طریق تلفن، دورنگار و به ویژه امروزه از طریق اینترنت به یکدیگر مرتبط میکنند». نویسنده در ادامه به بررسی فناوری و سیستمهای اقتصادی غربی برای جامعه جهانی میپردازد و به تأثیرات این امر نظیر جدا کردن تولیدکننده از مصرفکننده، غیرشخصیسازی سیستمهای اقتصادی، کاهش تنوع و نابودی «زبانها و فرهنگهای به اصطلاح ابتدایی یا غیرغربی» اشاره میکند. نویسنده خواستار وارد کردن «احساسی از موشکافی فلسفی» به گفتمان ارتباطات بینالمللی میشود و خطر عدم توجه به این امر را یادآوری میکند. وی این قسمت را با نقل قولی از هایدگر به پایان میبرد: «تنها یک خدا میتواند ما را نجات دهد». نویسنده، مطلب را با اشاره به این که پس از پایان جنگ سرد با وجود تغییر مکان یافتن محورهای جغرافیایی ـ سیاسی از «شرق ـ غرب به شمال ـ جنوب» همان سلطه قدیمی بازگشته است، ادامه میدهد. نویسنده ضمن بسط مطالب بالا میافزاید: «با پیدایش انفجار اطلاعاتی و جامعه اطلاعاتی یکی از حیاتیترین مسائل رو در روی جوامع اسلامی کنترل نهایی پردازش اطلاعات و فناوری در دوران الکترونیک معاصر و از میان رفتن تدریجی فرهنگ شفاهی (oral) یا سنتی است، فرهنگی که نیروی مقاومت عمدهای در رویارویی با سلطة فرهنگی بوده است» و در ادامه بحث این سؤال بنیادین را مطرح میسازد: «آیا جامعه اطلاعاتی جهانیای که اکنون در حال ظهور است، استفاده اجتماعی از اطلاعات را تسهیل میکند یا مانع آن میشود و آیا این جامعه به دستیابی به اهداف و برآوردن نیازهای جوامع غیرغربی کمک میکند؟» نویسنده در سطور پایانی مقاله، ضمن بیان این مطلب که «سیستمهای ماهوارهای میتوانند ابزارهای قدرتمندی برای پل زدن بر شکاف بین مردم جهان و افزایش دانش باشند»، این سؤال را پیش میکشد که «آیا آنها واقعاً جهان را برای همه انسانها در همه سرزمینها، به جایی بهتر تبدیل میکنند؟»
در بسط و شرح آنچه در بالا مطرح شد، نویسنده به طرح مفاهیمی پرداخته است که بار سنگین آنها مانع ایجاز و اختصار است و تأمل بیشتر خواننده در مقاله را طلب میکند.
مدارس سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان (سمپاد) به عنوان یکی از ارکان اصلی سیاست گذاری نخبگان در عرصه آموزش و پرورش طی سه دهه اخیر به سرعت در سراسر کشور گسترش یافته و طیف وسیعی از دانش آموزان مستعد مناطق مختلف ایران را جذب نموده است. پژوهش حاضر در پی بررسی ابعاد فرهنگی متمایز اجتماع دانش آموزان/ دانش آموختگان سمپاد با تأکید بر پیکره اطلاعاتی در فضای مجازی می باشد. در این راستا با استفاده از نشانه شناسی فرهنگی به مثابه روش، بر مبنای نظریه ابعاد فرهنگی خِرت هوفستده (2012) چارچوب نظری سامان یافته است. به علاوه آنکه دینامیسم و پویایی مؤلفه های نشانه شناختی سمپاد در بستری از تقابل و ارتباط میان خود و دیگریِ غیرسمپادی، امکان دستیابی به برخی از ویژگی های مهم فرهنگی آن فراهم می سازد. براین اساس گروه دانش آموزان سمپادی در فیس بوک با بیش از 21900 عضو به عنوان بزرگترین گروه مختص به سمپادی ها در شبکه های اجتماعی، برای نمونه گیری انتخاب شد. از منظر تحلیل نشانه شناختی با توجه به اهداف تاریخی تأسیس مراکز آموزشی سمپاد و لزوم تمایزیابی هویتی اعضای آن، دوگانه تقابلی «هلنیسم بربریت» در شکل گیری اجتماع سمپاد جایگاهی محوری ایفا می کند. در این میان فاصله قدرتِ اندک، فردگرایی، مردگرایی، احتمال گریزی زیاد، جهت گیری بلند مدت و زیاده روی به عنوان ابعاد غالب فرهنگی هویت سمپادی در نسبت با دیگریِ فرهنگیِ خود، به شمار می آیند.
در سه دهه اخیر، تحقیق چندانی درباره روند مشارکت مالی بخش خصوصی در توسعه صنعتی ایران و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن صورت نگرفته است. تحقیق حاضر با چنین هدفی و با استفاده از روش های اسنادی ، پیمایشی و میدانی، با حجم نمونه ای به تعداد 146 نفر از صاحبان صنایع بخش خصوصی انجام شده است. مطالعات نشان داد که فرآیند مشارکت مالی بخش خصوصی در توسعه صنعتی ، در دهه نخست پس از انقلاب اسلامی ، همراه با رشد منفی ، در دو دهه پس از آن، در مجموع همراه با رشد مثبت و از حدود دو سال پیش به این طرف دوباره رشد منفی داشته است. این، بدان معنی است که روند مشارکت مالی بخش خصوصی در توسعه صنعتی در سه دهه اخیر ناپایدار، پر نوسان و دَوَرانی بوده است و نمره مشارکت فعلی آن در حد کم یعنی 4/1 (در مقیاس صفر تا 4) است. پس از آزمون فرضیات، تنها فرضیات مربوط به عوامل درون جامعه ای تأیید و فرضیات مربوط به عوامل برون جامعه ای و بین جامعه ای رد شدند. و از این که نتیجه مطالعات نشان داد بین سه متغیر مستقل فرضیات مربوط به عوامل درون جامعه ای مانند: «میزان وجود آنومی»، «عملکرد دولت» و «عملکرد بازار» با «میزان مشارکت مالی بخش خصوصی» به عنوان متغیر تابع، رابطه معنادار معکوس وجود دارد، می توان نتیجه گرفت که حاکمیت شرایطِ آنومیک بر حوزه فعالیت های صنعتی، عملکرد دولت و عملکردِ بازار، مشارکت مالی بخش خصوصی را در توسعه صنعتی کاهش داده است
مسئولان سیاسی از جمله تأثیرگذارترین اقشار جامعه هستند و بررسی تحرّک اجتماعی (ارتقای موقعیت) آن ها از مهم ترین مباحث جامعه شناختی است. از این رو، مطالعة میزان و نوع تحرک آن ها در سلسله مراتب ساختار قدرت در جامعه حائز اهمیت است. مقالة حاضر، که بخشی از مطالعه ای وسیع تر است، با بهره گیری از نظریات و روش های سنجش تحرّک، مقیاس تازه ای برای اندازه گیری میزان تحرّک مسئولان سیاسی در جامعة ایران در بازة زمانی 88-1357پیشنهاد می کند. به این منظور، در فرایندی چندمرحله ای ابتدا موقعیت های شغلی ایشان شناسایی شد، در مرحلة دوم، ساختار سلسله مراتبی موقعیت ها بر اساس معیارهای موجود در قانون اساسی تعیین گردید. درنهایت، ارزش هر موقعیت برحسب میانگین عددی نظرات مطّلعان اصلی در مورد ارزش هریک از موقعیت های سیاسی در سطح فاصله ای تعیین گردید. میانگین به دست آمده حاصل استخراج پرسشنامة استانداردشده ای است که در اختیار صاحب نظران قرار داده شده است. در این مقیاس برای اولین بار زمینه ای فراهم شد تا ارزش مناصب شغلی مسئولان سیاسی در ایران اندازه گیری شود. اندازه گیری موقعیت های شغلی در سطح سنجش فاصله ای انجام شده است. گزارش یافته های پژوهشی مربوط به نمرات ارزش موقعیت های سیاسی نشان داد که ارزش موقعیت های بالای سیاسی در مقطع سال 1368 (اصلاح قانون اساسی) تغییرات اساسی داشته است. همچنین بررسی ارزش موقعیت های احرازشده توسط نمونه ای از مسئولان سیاسی (رؤسای قوای سه گانه) در دوره های هشت گانه روند تحرّک آن ها را در مقایسه با یکدیگر نشان داده است. نمرات ارزش موقعیت امکان بررسی عوامل مؤثر بر تحرّک در هر مجموعة دلخواه از مسئولان سیاسی را فراهم می سازد.
تعارض های ارزشی بین نهادهای مختلف اجتماعی از جمله خانه و مدرسه یکی از چالش های عمده در جامعه ایران محسوب می شوند. هدف اصلی این مقاله «تبیین تعارض ارزشی در بین دانش آموزان استان گیلان» است. در مطالعه مزبور، با تکیه بر روش های کیفی، و نمونه گیری هدفمند از مصاحبه های نیمه سازمان یافته، فردی و گروهی (گروه متمرکز) استفاده شده است. برای این منظور با یازده نفر بصورت فردی و یکصد نفر بصورت گروهی (در قالب پانزده جلسه) مصاحبه شد. سپس مصاحبه های ضبط شده پس از مکتوب شدن، به شیوه ی تحلیل مضمون، مورد بررسی قرار گرفتند. به طور کلی نتایج تحقیق نشان می دهد که گفتمان خانه و مدرسه در هفت مقوله ازدواج، تحصیل، پرورش دینی، بدن نمایی، اسراف و تجمل گرایی، نقش های جنسیتی و ارتباط با جنس مخالف در برابر هم قرارگرفته اند. ارزش های مزبور قابل تجسدند و خودبسنده نیستند بلکه وابسته به ارزش های دینی اند. نهاد خانواده بیشتر مروّج ارزش های فردی است، حال آنکه سیستم مدرسه بیشتر مبلّغ ارزش های جمعی است. هر چه خانواده ذهنیت مشترکی با مدرسه داشته باشد، ارزش های مدرسه بسهولت بازتولید می شود. بر مبنای یافته های این پژوهش، افزایش مصرف رسانه ای یکی از دلایل عمده مقاومت در برابر گفتمان مدرسه ای است.