تحقیق حاضر با هدف بررسی رابطة بین سلامت عمومی با فرسودگی شغلی و کفایت اجتماعی معلمان زن مدارس ابتدایی در شهر تهران انجام شده است. در این تحقیق از پرسش نامة 28 سؤالی GHQ، که برای سنجش سلامت عمومی به کار می رود، استفاده شده است. هم چنین برای سنجش فرسودگی شغلی (MBI) از پرسش نامة 25 سؤالی مسلچ، شامل چهار خرده آزمون (خستگی عاطفی، مسخ شخصیت، عملکرد شخصی، و درگیری) استفاده شده است و در نهایت برای سنجش کفایت اجتماعی از پرسش نامة الگوی چهاربعدی کفایت اجتماعی فلنر، شامل 47 پرسش، استفاده شده است. داده های خام گردآوری شده از طریق روش های آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی تجزیه و تحلیل شده است. برای تحلیل های استنباطی از رگرسیون سادة تک متغیره استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان داده است که بین سلامت عمومی و فرسودگی شغلی ارتباط معکوس و معناداری وجود دارد؛ به این معنی که با افزایش سلامت عمومی، فرسودگی شغلی کاهش و با کاهش میزان سلامت عمومی، فرسودگی شغلی افزایش می یابد، اما بین سلامت عمومی و کفایت اجتماعی ارتباط معناداری وجود ندارد
بررسی رابطه بین فضاهای شهری و احساس امنیت شهروندان یکی از مباحث جامعه شناسی شهری است که مورد توجه جامعه شناسان قرار گرفته است؛ این فضاها می توانند تأثیر به سزائی در ایجاد احساس امنیت داشته باشند. مقاله ی حاضر به مطالعه ی ویژگیهای فضاهای شهری و نقش آن در احساس امنیت شهروندان با استفاده از نظریات گوناگون جامعه شناسی، روان شناسی اجتماعی و طراحی شهری همچون نظارت چشم های خیابان جین جاکوبس، تفاوت فرهنگی راپوپورت، فضای قابل دفاع نیومن، پنجره ی شکسته ویلسون، پیشگیری وضعی از جرم کلارک، ری جفری و چیدمان فضایی هیلیر در سال 1394 در شهر تهران پرداخته است. روش پژوهش حاضر مبتنی بر پیمایش و ابزار پرسشنامه بوده است. پرسشنامه پژوهش ابعاد امنیت را در چهار مؤلفه ی احساس امنیت مالی، روانی، جانی و ناموسی با 28 گویه مورد بررسی قرار داده است. روایی پرسشنامه ی تحقیق با استفاده از آلفای کرونباخ معادل 89.% برآورد گردید. تعداد 400 نفر از شهروندان تهرانی نمونه ی تحقیق را شامل می شدند که از پنج حوزه ی شهری شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکز تهران برگزیده شدند. نتایج نشان دادند احساس امنیت شهروندان تهرانی در فضاهای با دفاع بیش از فضاهای بی دفاع است. آزمون فرضیه رابطه بین فضای شهری و ابعاد احساس امنیت نشان داد تفاوت معناداری از نظر انواع احساس ناامنی بین شهروندان به تفکیک فضای بی دفاع و بادفاع مشاهده می گردد. تحلیل رگرسیونی نشان داد متغیرهای مستقل، طراحی و معماری نامناسب فضای شهری، عدم نظارت مداوم بر عرصه ی فضاهای شهری تراکم پایین جمعیت، حضور افراد غریبه و پیش فرض عدم امنیت 79درصد از تغییرات احساس ناامنی را تبیین نمودند.
مقالة حاضر برای پاسخ به این پرسش تدوین شده است که چگونه سفال از حوزة وسائل زندگی عامة مردم، به حوزة هنر وارد شد. ازمنظر جامعه شناسی هنر، عوامل اجتماعی مختلفی درکارند تا برخی محصولات فرهنگی و حتی اقتصادی جامعه، محصول هنری تلقی شوند و برخی دیگر غیرهنری. سفال و سفال گری در ایرانِ گذشته صنعت تلقی می شد و در خانه های مردم به منزلة ابزار زندگی به کار می رفت، اما امروز محصولات سفالی کاربرد کمتری به مثابة وسیله دارد. امروزه، سفال گری نوعی هنر تلقی می شود که به دو دستة هنر عامه و هنر زیبا تقسیم پذیر است. مقالة حاضر، با مروری بر سیر تاریخی تحولات سفال، عوامل اجتماعی مؤثر بر این تغییرات را مطالعه می کند. روش تحقیق مقاله کیفی و متشکل از دو تکنیک اسنادی و مصاحبه است. یافته های تحقیق نشان داد از زمانی که ظروف سفالی به دلیل ورود ظروف چینی از شمار ابزار خانگی خارج شدند، درمعرض ازبین رفتن و فراموش شدن قرار گرفتند. ازآنجاکه این ظروف بخشی از مؤلفه های فرهنگی و هویتی جامعه را در طول سالیان تشکیل می دادند، نهادهای اجتماعی بر آن شدند تا با حفظ آنها به منزلة میراث فرهنگی از نابودی کلی این صنعت دستی جلوگیری کنند. فرهنگی، آن را به حوزة هنرهای زیبا وارد کردند و در عمل نیز موجب شکل گیری آثار سفالین کاملاً هنری شدند که در گالری های هنری به نمایش درمی آینددرنتیجه، به تدریج، با فعالیت های تبلیغی و
"میزان مشارکت زنان در عرصههای مختلف اجتماعی به ویژه سطح برگزیدگان سیاسی یکی ازشاخصهای توسعه و نوسازی سیاسی است. در این تحقیق علاوه بر مرور تاریخچه مشارکت زنان در سطح نخبگان در عرصه ملی و بینالمللی، اولویتهای ارزشی و نگرش دختران و پسران جوان نسبت به مشارکت سیاسی زنان در سطح نخبگان نیز بررسیشده است. پژوهش حاضر از نوع پیمایش و اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسشنامه جمع آوری شده است. نتایج تحقیق حاکی از این است که: 1- اگر چه جو حاکم بر اولویتها و خواستههای جوانان، مادی است اما پسران بیشتر از دختران، مادی فکر میکنند2- بین جنسیت و نگرش نسبت به مشارکت زنان در سطح نخبگان سیاسی رابطه وجود دارد به نحویکه فقط 7/15 درصد از پسران با مشارکت سیاسی زنان در سطح نخبگان موافقبوده و بقیه، نگرش مخالف و یا متوسط داشتهاند.3- 7/57 درصد از دختران با مشارکت سیاسی زنان در سطح برگزیدگان موافقند (به خود آگاهی مدنی رسیدهاند) و1/13درصد مخالفاند.4-میتوان با معادله رگرسیونی زیر، نگرش جوانان را نسبت به مشارکت زنان در سطح نخبگان سیاسی(Y) پیش بینی کرد: (جنسیت)96/13+(اولویت ارزشی)75/0+61/19=Y
"
خانواده یکی از نهادهای مهم اجتماعی است که به لحاظ تأثیرگذاری بر اعضا و نیز بر سطوح مختلف جامعه، از جایگاه ویژه ای برخوردار است. عامل پیدایش خانواده نیز ازدواج است که معمولاً با بلوغ جنسی و اجتماعی افراد رخ می دهد، اما با پیچیده ترشدن جوامع از جملهجامعه ایرانی، فاصله میان بلوغ جنسی و بلوغ اجتماعی- اقتصادی محسوس تر شده و در طولانی شدن دورة نوجوانی و افزایش سن ازدواج انعکاس یافته است. با توجه به تحولات جمعیتی و اجتماعی در دهه های اخیر، مسئله اجتماعی تأخیر سن ازدواج، ممکن است به بحران تبدیل شود و حیات جامعه را تهدید کند. براین اساس در پژوهش حاضر، به بررسی عوامل مؤثر بر افزایش سن ازدواج، در قالب اصطلاح «دیررسی ازدواج» پرداخته می شود. این مطالعه پیمایشی است. جامعة آماری آن شهر ایلام است و براساس نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، 384 نفر از شهروندان 20 سال به بالا به عنوان نمونة آماری انتخاب شده اند. براساس نتایج، عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، بر مسئلة دیررسی ازدواج تأثیر دارند که از این میان، تأثیرگذاری مستقیم عامل فرهنگی، بیش از سایر عوامل بوده است که به تبع آن، هویت خاصی در جامعه شکل گرفته که تأثیر بسزایی بر تحقق ازدواج جوانان دارد. درمجموع براساس نتایج، عامل فرهنگی متغیر میانی (درون داد) و عوامل اقتصادی و اجتماعی، متغیرهای بیرونی مؤثر بر مسئلة دیررسی ازدواج به شمار می روند.
تورم پدیده ای ساختاری و اقتصادی است که پیامدهای مهمی در سطح کنش و ساختار دارد. این پدیده بر جنبه های مختلف ذهنی و ارتباطی در زندگی روزمره کنشگران تأثیر می گذارد؛ ازاین رو، کنشگران اجتماعی تجربه و سازوکارهای رویارویی معینی با آن دارند. هدف این مطالعه کیفی، دست یابی به معنا و تفسیر جوانان طبقه پایین از زندگی روزمره در شرایط تورم است. رویکرد پژوهش، کیفی و روش انجام آن روش کیفی بنیانی است. مشارکت کنندگان با روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی و با حداکثر تنوع انتخاب شدند. روش گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته است که با 30 نفر مصاحبه شد. داده ها با فن کدگذاری نظری تجزیه و تحلیل شدند و درنهایت، 7 مقوله اصلی به دست آمد. تجربه و تفسیر جوانان در قالب این مقولات توصیف می شود: بحران انگیزه، بزرگسالی زودرس، عطش پول، غلتیدن در ابهام و روزمرگی، عادی پنداری، قناعت پیشگی و ناهنجاری تعاملی. نتایج تحلیل داده ها نشان دهنده شکل گیری نوعی احساس ابهام و بی هنجاری در زندگی روزمره است. این وضعیت به تدریج بخشی عادی و ماندگار در زندگی مشارکت کنندگان تلقی می شد که پیامدهای مهمی در ابعاد خرد و کلان به دنبال دارد.
اسلام هراسی طبق مصطلح رایج، ایجاد هراس و نفرت برنامه ریزی شده از اسلام و مظاهر اسلامی و در نتیجه روا شمردن گونه های مختلف تبعیض، خشونت و اعمال محرومیت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و ارتباطی علیه مسلمانان و نهادها و سازمان های ذی ربط است. رسانه های جمعی به ویژه مطبوعات، شبکه های رادیو- تلویزیونی و فیلم های سینمایی همواره از ابزارهای مهم و از جهاتی بی بدیل برای پیشبرد این سیاست نژادپرستانه و استعماری بوده اند. از این رو، بررسی نقش و تأثیر وسایل ارتباط جمعی در اسلام هراسی، طی دهه های اخیر، به یکی از پروژه های پر طرفدار در مطالعات اجتماعی تبدیل شده است. در همین راستا، هدف مطالعه پیش رو عبارت است از: واکاوی نقش رسانه ها در بازخوانی و برجسته سازی تنش های تاریخی و تعاملات واگرا میان دو حوزه تمدنی اسلام و غرب، برخورد انتقادی و سخریه آمیز با باورها، ارزش ها، شعائر و احکام اسلام، انتساب ظالمانه اعمال تروریستی برخی گروه های افراطی به اسلام، ترغیب دولت های غربی به اتخاذ و اعمال سیاست های خشن علیه گروه ها و جوامع اسلامی و در یک کلام، ایجاد هراس و نفرت از هر آنچه رنگ و برچسب اسلامی دارد. روش این پژوهش در مقام گردآوری و گزینش اطلاعات؛ اسنادی و کتابخانه ای و در مقام تحلیل و بررسی مضامین؛ توصیفی، تبیینی (علت یابی) و تفسیری (معناکاوی) است.