ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۳٬۳۲۱ تا ۳۳٬۳۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۹۵ مورد.
۳۳۳۲۱.

حصول سهم بهینه مخارج د ولت از تولید ناخالص د اخلی با هد ف حد اکثرسازی رفاه اجتماعی (با تأکید بر امور و فصول بود جه عمومی د ولت)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۳ تعداد دانلود : ۲۶۳
مقدمه: افزایش سطح رفاه اجتماعی با دسترسی فقرا به نظم و امنیت، آموزش و خدمات بهداشتی ، تأمین اجتماعی، افزایش ﻇﺮفیت های اﻗﺘﺼﺎدی در فصول ﮐﺸﺎورزی، آب، ﺻﻨﺎیﻊ و ﻣﻌﺎدن، ﺑﺎزرﮔﺎﻧﯽ، انرژی، حمل ونقل و فناوری اطلاعات امکان پذیر است. در این میان، سهم حضور دولت در چگونگی اجرای سیاستهای عمومی به طور چشمگیری در دستیابی به توسعه فراگیر اجتماعی نقش دارد. هدف پژوهش حاضر حصول سهم بهینه مخارج دولت در اﻣﻮر اﻗﺘﺼﺎدی، اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و فرهنگی، ﻋﻤﻮﻣﯽ و دﻓﺎﻋﯽ و فصول مربوط به هریک از امور با هدف حداکثرسازی شاخص رفاه اجتماعی آمارتیاسن است. روش: در این تحقیق، از الگوی حد آستانه و الگوریتم برنامه ریزی خطی سیمپلکس برای برآورد داده های سری زمانی در دوره زمانی 1398-1350 بهره گرفته شده است. یافته ها: به منظور دستیابی به حداکثر رفاه اجتماعی باید سهم مخارج دولت در تولید ناخالص داخلی برابر با 21.07 درصد باشد. سهم امور عمومی، دفاعی، اجتماعی و اقتصادی در تولید ناخالص داخلی باید به ترتیب به 0.83، 2.7، 6.47 و 11.07 درصد برسد. همچنین، در میان فصول، سهم فصل آموزش، فناوری اطلاعات و انرژی با بیشترین اولویت باید به ترتیب 4.05، 3.6 و 3.2 درصد از تولید ناخالص داخلی باشد. سایر فصول نیز آثار متفاوتی از نظر علامت و اندازه بر روی رفاه اجتماعی دارا هستند. بحث: در نظام بودجه ریزی کشور باید اولویت تخصیص منابع ابتدا در امور اقتصادی با تأکید بر فصول فناوری اطلاعات و انرژی و پس از آن در امور اجتماعی با تأکید بر فصل آموزش باشد. اختصاص بیشترین سهم به این امور و فصول ناشی از اهمیت آنها در روند توسعه، کاهش فقر و افزایش رفاه اجتماعی است. کلید واژگان: اندازه دولت، رفاه اجتماعی، الگوی حد آستانه، اقتصاد ایران
۳۳۳۲۲.

کاربرد استعاره جنگ در بخش اورژانس و دلالت های ارتباطی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۳ تعداد دانلود : ۲۷۵
استعاره با انتقال معنا از مفهومی آشنا به یک موقعیت پیچیده تر، توصیفی روشن و غنی از یک پدیده یا موقعیت ارائه می دهد. در ارتباط میان کادر درمان و بیماران استعاره ها برای ساده و قابل فهم کردن فرایندهای درمانی به کار می روند و به همین دلیل، شناسایی و تحلیل این استعاره ها می تواند تصویر روشنی از روایت هر یک از دو طرف از فضای درمانی ارائه و انسدادها یا اختلال های ارتباطی احتمالی را آشکار کند. مقاله حاضر روایت کادر درمان (پزشکان و پرستاران) و بیماران (بیمار و همراه بیمار) از اورژانس را به عنوان یکی از فضاهای درمانی استراتژیک موردبررسی قرار می دهد. به همین منظور مصاحبه نیمه ساختاریافته ای با 15 نفر از اعضای کادر درمان و 15 بیمار و همراه بیمار انجام شده است. تحلیل مصاحبه ها با تکنیک تحلیل مضمون نشان می دهد که در روایت کادر درمان و بیماران، جنگ و مفاهیم مرتبط با آن پرکاربردترین استعاره در توصیف اورژانس است. از دلالت های ارتباطی استعاره جنگ در میان کادر درمان انتقال فوریت و ضرورت برای بیمار و برجسته کردن فرماندهی و کنترل، سوژگی کادر درمان در صحنه اورژانس است. در مقابل، این استعاره نزد بیمار به معنای تن دادن به وضعیت جنگی، تحمل دشواری و مقاومت در برابر بیماری است.
۳۳۳۲۳.

Design and Validation of an Environmental Education Curriculum Model for Higher Education Based on the "Aker" Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۱۹۶
Purpose: The curriculum is a central element in any educational activity, and the present study aimed to design and validate an environmental education curriculum model for higher education based on the "Aker" approach. Methodology: This study used a mixed-methods approach, where the qualitative sample consisted of academic and organizational experts familiar with the research field, and the quantitative sample included curriculum specialists, textbook authors of the Ministry of Education, and environmental experts. The qualitative and quantitative research samples comprised 22 and 191 individuals, respectively, selected according to the principle of theoretical saturation through purposive non-random sampling and Cochran's formula with convenience non-random sampling. The research tools were semi-structured interviews and researcher-made questionnaires in the qualitative and quantitative sections, respectively, whose psychometric indices were confirmed. Data were analyzed using coding in Nvivo software and exploratory factor analysis and structural equation modeling in SPSS and Smart PLS software. Findings: The qualitative findings indicated that the environmental education curriculum model for higher education based on the "Aker" approach contained 87 concepts across 10 elements; namely, 13 concepts for program logic, 15 for program objectives, 13 for educational content, 7 for teaching and learning activities, 9 for instructor characteristics, 7 for educational materials and resources, 5 for educational space and setting, 8 for grouping, 4 for instructional time, and 6 for assessment. Additionally, the quantitative findings showed that the factor loadings, average variance extracted, and composite reliability of the elements were respectively higher than 0.40, 0.50, and 0.70. The fit of the environmental education curriculum model for higher education based on the "Aker" approach was appropriate, with all path coefficients being higher than 0.50 and significant at the 0.001 level. Conclusion: According to the environmental education curriculum model for higher education based on the "Aker" approach and its concepts, planning for the design and application of an environmental education curriculum is essential.
۳۳۳۲۴.

تبیین نقش عوامل جامعه شناختی در گرایش روستاییان به رفتار پرخطر سوء مصرف مواد (موردمطالعه: روستاهای بخش رحیم آباد شهرستان رودسر)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۲۵۵
گرایش مردم به رفتارهای پرخطر، از مسائل اجتماعی مهمی است که کیفیّت زندگی مردم، پیوندهای اجتماعی، سرمایه های انسانی و سلامت اجتماعی جوامع را متأثر ساخته است. این پژوهش با هدف تبیین میزان تأثیر عوامل جامعه شناختی در گرایش روستاییان به رفتار پرخطر سوء مصرف مواد با استفاده از نظریه های آنومی دورکیم، پیوند افتراقی ساترلند، بوم شناسی پارک و برجس، کنترل اجتماعی هرشی، سازگاری الکساندر، بیگانگی اجتماعی سیمن، خرده فرهنگ کوهن) انجام شد. روش پژوهش از نوع پیمایش است که داده ها با ابزار پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شده است. جامعه آماری پژوهش کلیه افراد بالای 18 سال روستاهای شهرستان رودسر می باشد که بر اساس سرشماری سال 1395 (6205 نفر) می باشند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران400 نفر تعیین شد. شیوه نمونه گیری از نوع خوشه ای می باشد. یافته های پژهش نشان داد میانگین گرایش روستاییان به رفتار پرخطر سوء مصرف مواد، پایین تر از میانگین فرضی می باشد. تحلیل استنباطی فرضیه ها، تأثیر عوامل فرهنگی، اجتماعی، بوم شناختی و فردی را در گرایش افراد به رفتارهای پرخطر را تأیید کرد.
۳۳۳۲۵.

مطالعه جامعه شناختی رابطه حمایت اجتماعی خانواده و قانون گریزی در بین شهروندان 18 الی 30 سال شهر ساری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۲۶۹
بدون تردید قانون و قانون گرایی، مایه قوام و دوام جوامع و سامان یافتن اداره توانمند هر جامعه است، اما این واقعیت را نمی توان نادیده گرفت که در اجتماع گاه شاهد وقوع پدیده ناهنجار قانون گریزی و تخلف از قانون از سوی شهروندان هستیم. بدیهی است قانون گریزی مانند هر پدیده منفی دیگر که خاصیت آسیب رسانی دارد، می تواند در طولانی مدت خسارات جبران ناپذیری بر پیکره جامعه وارد کند. پژوهش حاضر با هدف مطالعه جامعه شناختی رابطه حمایت اجتماعی خانواده و قانون گریزی در بین شهروندان 18 تا 30 سال شهر ساری انجام شد. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری تمامی شهروندان 18 تا 30 سال شهر ساری به تعداد 90000 هزار نفر بود که براساس فرمول کوکران، 383 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند و بین آن ها پرسش نامه حمایت خانواده و قانون گریزی توزیع شد. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش در بخش آمار توصیفی از جداول فراوانی، میانگین و انحراف استاندارد و در بخش آمار استنباطی از آزمون های همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون چند متغیری و تحلیل واریانس یک راهه با استفاده از نرم افزار 26 SPSS استفاده شد. نتایج حاصل از همبستگی پیرسون نشان داد، بین حمایت اجتماعی خانواده، تجارب حاصل از خانواده، ادراکات حاصل از خانواده، احساسات حاصل از خانواده با قانون گریزی در بین شهروندان 18 تا 30 سال شهر ساری همبستگی منفی و معناداری وجود دارد. نتایج حاصل از رگرسیون نشان داد که تجارب حاصل از خانواده با بیشترین مقدار بتا به عنوان بهترین پیش بینی کننده قانون گریزی در بین شهروندان 18 تا 30 سال شهر ساری است. همچنین یافته ها نشان داد، بین میزان برخورداری از حمایت اجتماعی خانواده و قانون گریزی در بین شهروندان 18 تا 30 سال شهر ساری تفاوت معنا داری وجود دارد. 
۳۳۳۲۶.

تبیین جامعه شناختی خشونت علیه زنان: آزمون تجربی نظریه های منابع در دسترس زنان و فمینیسم رادیکال(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۳ تعداد دانلود : ۲۵۲
مقدمه: خشونت علیه زنان یک پدیده ی جهانی است. بخش اعظمی از تحقیقات نشان می دهند که در وقوع خشونت علیه زنان تفاوتهایی وجود دارد که ناشی از عوامل فرهنگی منحصر به فرد هستند. لذا تفاوت در فرهنگ خواه بر اساس منطقه جغرافیایی، قلمروهای ملی، مذهب یا قومیت، سبب به وجود آمدن تفاوت در نگرش نسبت به خشونت علیه زنان، شده است. تحقیق حاضر از میان انواع مختلف خشونت علیه زنان، خشونت درون خانواده و در این حیطه خشونت شوهران علیه زنان را مورد بررسی قرار می دهد. هدف این پژوهش تبیین علل اجتماعی مسئله خشونت شوهران علیه همسرانشان در شهر سنندج می باشد. روش: روش تحقیق، پیمایشی و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسش نامه بوده است. جامعه آماری تحقیق، متشکل از کلیه زنان۴۵-۱۵ ساله متأهل ساکن شهر سنندج می باشد. در مجموع ۴۰۰ نفر از این زنان به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای حصول اطمینان از اعتبار ابزار مورد استفاده در تحقیق حاضر، از روش اعتبار محتوی و اعتبار سازه استفاده شده است. همچنین آلفای کرونباخ روشی است که برای محاسبه پایایی مقیاس های تحقیق مورد استفاده قرار گرفته است. یافته ها: درحالی که فقط۶/۸درصد از نمونه تحقیق اظهار داشته اند هیچ خشونتی را از سوی شوهر خود تجربه نکرده اند،۶۰/۸درصداز زنان پاسخ گو خشونت کمی را از سوی شوهران شان متحمل شده اند و ۳۲/۴درصد پاسخ گویان نیز خشونت متوسط و زیادی را از سوی شوهر خود تجربه کرده اند. بر اساس تحلیل داده های تحقیق، متغیر پایبندی زنان به نقش های جنسیتی مهم ترین تبیین کننده خشونت شوهران علیه زنان بوده است. نتایج: زنانی که نقش ها و کلیشه های جنسیتی و سلطه مردانه را پذیرفته اند نسبت به زنانی که این کلیشه ها را نمی پذیرند و در برابر این کلیشه ها مقاومت نشان می دهند، خشونت کمتری را از سوی شوهران خود متحمل شده اند. از این رو، هر چه میزان پایبندی زنان به نقش های جنسیتی بیشتر باشد، از میزان خشونت نسبت به این زنان کاسته خواهد شد.
۳۳۳۲۷.

تحلیل معنایی نقوش ویژه سفالینه های هزاره های سوم تا چهارم ق.م. فرهنگ موسیان (با اتکاءِ بر جهان نگری و باورهای اجتماعی- فرهنگی مردمان پیش از تاریخ)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۳ تعداد دانلود : ۳۱۵
مستندات فرهنگی و هنری متعددی از بومیان فرهنگ موسیان، مردمانی که پیش از تاریخ در نقاطی از جنوب ایران قدیم زندگی می کرده اند، به جای مانده است. از این میان، نگاره های تصویرسازی شده ویژه ای بر روی سفالینه ها از این فرهنگ کشف شده است که بسیار جلب توجه می کند. آنچه باعث می شود این نگاره ها شاخص به نظر آید نقوش تجریدیِ بر روی آن سفال نگاره ها با محوریت انسان است. ترسیم این نقوش تجریدی و خاص نمی تواند بی معنا و مفهوم بوده باشد. سوال اساسی در اینجا این است که نقوش تصویرسازی شده این نگاره ها چه معنا، مفاهیم و پیام های پنهانی را در خود مستتر داشته و منتقل می کنند؟ با این توجه مسأله اصلی پژوهش حاضر، دریافت معنای پنهان در این نگاره ها با توجه به عناصر تصویری کاربردی در آنهاست. هدف پژوهش حاضر ضمن مطالعه بخش مغفول مانده از هنرهای تجسمی در فرهنگ ایران پیش از تاریخ، اثبات هم-گنی این نگاره ها در یک رسته و با یک نام موسومی بر اساس دریافت معنای پنهان نگاره-ها از جهان نگری اعتقادی_اجتماعی و فراروایت شده در فرهنگ پیشاتاریخ است. این مهم با اتکاء به شناخت و شناساندن زیست اجتماعی_فرهنگی مردمان پیش از تاریخ و تعمیم آن به عناصر تصویری نگاره های فرهنگ موسیان محقق خواهد شد. بر این اساس روش پژوهش حاضر کیفی_تحلیلی بوده که داده های آن با رویکرد تاریخی و با کاربست ابزار کتابخانه ای مهیا شده است. با تحلیل و تأویل متقن، معنای پنهان سفال نگاره های پیشاتاریخ موسیان آشکار و نگاره ها با عنوان و رسته نگاره های نمادین_اعتقادی فرهنگِ پیشاتاریخ موسیان موسوم می شود. این گزاره اخیر از نتایج بنیادین پژوهش است.
۳۳۳۲۸.

ریخت شناسی نشر اخبار جعلی در زیست بوم رسانه ای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۳ تعداد دانلود : ۳۱۸
با رشد شبکه های اجتماعی، شاهد موج گسترده ای از انتشار اخبار جعلی هستیم که تأثیر چشم گیری بر افکار عمومی و نوع نگرش آن نسبت به شخصیتها و رویدادهای مهم جامعه دارد. شبکه توئیتر به عنوان یکی از پلت فرم های رسانه ای مرجع که محل فعالیت بسیاری از نخبگان است نقش مهمی در تولید محتوا در سایر شبکه های اجتماعی دارد. در این پژوهش سعی شده است ریخت شناسی اخبار جعلی که در این شبکه تولید و بازنشر می شوند، مورد بررسی قرار گیرد. در این تحقیق، از روش تحلیل محتوی کمی استفاده شده است. جامعه ی آماری تحقیق، اخبار جعلی منتشر شده به زبان فارسی توسط کاربران ایرانی فعال در شبکه ی اجتماعی توئیتر، در نیمه ی دوم سال 1398 است. براساس یافته های این تحقیق، بسیاری از اخبار، بدون منبع، از نوع فریبکارانه و گمراه کننده است که واکنشی از سوی مراجع مرتبط نداشته است. در بین کاربران ایرانی فعال در شبکه توئیتر، بیشترین گرایش به موضوع سیاسی وجود دارد. تکنیک دروغ و شایعه، برچسب زدن و توسل به ترس بالاترین میزان فراوانی را برای تحریف واقعیت دارند. همچنین نتایج تحقیق حاکی از آن است که حدود نیمی از کاربرانی که در شبکه توئیتر خبر جعلی منتشر می کنند، هویت غیر واقعی داشته و از نامهای مستعار استفاده می کنند و درصد بالایی از اخبار حاوی انواع غلطهای نگارشی و دستوری است
۳۳۳۲۹.

نقش تاب آوری، تنظیم هیجان و سلامت معنوی در پیش بینی افکار خودکشی زنان قربانی خشونت در دوره کرونا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۲۱۰
مقدمه: هدف این پژوهش بررسی نقش تاب آوری، تنظیم هیجان و سلامت معنوی در پیش بینی افکار خودکشی زنان قربانی خشونت در دوره کرونا بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل زنان قربانی خشونت بودند که به کلینیک های روانشناختی شهر اصفهان در سال 1401-1400 مراجعه کرده بودند و از میان آن ها 180 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های تاب آوری(کونور و دیویدسون،2003)، تنظیم هیجان( گارنفسکی، کرایج و اسپینهاون،۲۰۰۱)، سلامت معنوی(پالوتزین و الیسون،1982) و پیش بینی افکار خودکشی(آرون بک،1961)پاسخ دادند. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل همبستگی، تحلیل رگرسیون چندگانه و از طریق بسته نرم افزار آماری SPSS-23 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که، افکار خودکشی توسط تاب آوری، سلامت معنوی و تنظیم هیجان قابل پیش بینی بود(05/0>p). تاب آوری بیشترین توان پیش بینی افکار خودکشی زنان قربانی خشونت را دارد و نزدیک به 32 درصد از افکار خودکشی زنان قربانی خشونت را پیش بینی می نماید و متغیرهای تاب آوری و سلامت معنوی به طور همزمان 5/39 درصد از متغیر افکار خودکشی زنان قربانی خشونت را پیش بینی می کنند. نتیجه گیری: براساس نتایج این پژوهش برای کاهش افکارخودکشی درافراد قربانی خشونت خانگی در بسته های آموزشی توجه به تاب آوری و سلامت معنوی حائز اهمیت است.
۳۳۳۳۰.

بازارجویی در جراحی های زیبایی: تجربه زیسته زنان در کلینیکهای زیبایی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۳ تعداد دانلود : ۲۵۱
مقدمه: اگرچه تلاش برای زیبا به نظر رسیدن، یک رفتار اجتماعی تاریخی است، اما ترسیم ویژگی های زیبایی و «بازارجویی» برای جستجو و رونق بخشی به بازار عمل های زیبایی، چالش جدیدی است که می تواند آسیب هایی برای جراحان و بیمارمشتریان در پی داشته باشد. هدف تحقیق، شناخت زوایای بازارجویی جراحی های زیبایی براساس تجربه زیسته زنان جراحی شده است. روش: یک تحقیق کیفی پدیدارشناختی از نوع استعلایی طبق مدل موستاکاس و با انتخاب هدفمند 11 بیمارمشتری زن که طی 12 ماه قبل از مصاحبه حداقل یک جراحی زیبایی یا جراحی و ترمیم در یک عضو از بدن خود را تجربه نموده اند انجام شد. داده ها در کلینیک های جراحی زیبایی شهر زنجان با روش مصاحبه نیمه ساخت یافته تا رسیدن به اشباع نظری جمع آوری شد. کدگذاری داده ها در نرم افزار MAXQDA.20 و اعتباریابی داده ها با بازبینی انعکاسی(بازتابی محقق) و بازبینی همتایان انجام شد. یافته ها: بازارجویی جراحی زیبایی در 7 مضمون اصلی و 26 مضمون فرعی پدیدار شد. شرایط مؤثر بر پدیده در 5 مضمون اصلی «اغواگری اینترنتی»، «مشاوره بازارطلب و تعیین کننده»، «تعبیه بازار جراحی در جامعه»، «موضع یابی عمل جراحی»، و «مداخله در بازارجویی»؛ و شرایط متأثر از پدیده در 2 مضمون اصلی «اختلال اجتماعی و رابطه ای» و «اختلال و فروپاشی روانی» پدیدار شدند و در ابرمضمون «بازارجویی چندوجهی و درهم تنیده» گردهم آمدند. بحث: بازارجویی جراحی زیبایی، یک پدیده چندوجهی و درهم تنیده (با وجوهی نظیر اغواگری اینترنتی، مشاوره بازارطلب، تعبیه اجتماعی و...) است. کنترل نشدگی بازارجویی، تجسّم های غیرواقعی و ایدآل گرایانه و ناهمخوانی آن با نتایج جراحی و اختلالات اجتماعی و روانی را شکل می دهد. بنابراین، تعدیل پدیده از طریق مداخلات اجتماعی، آموزش اخلاق پزشکی و آموزش هوشیاری بخش اجتماعی، به منظور اصلاح دیدگاه جراحان و بیمارمشتریان نسبت به شرایط جراحی زیبایی، پیشنهاد می شود.
۳۳۳۳۱.

نیادوستی و رابطه آن با گرایش به رفتارهای پرخطر با تعدیلگری وضعیت اقتصادی-اجتماعی در بین دانش آموزان شهرستان ملکان در سال 1399(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۳ تعداد دانلود : ۲۵۵
مقدمه: رفتارهای پرخطر به رفتارهایی گفته می شود که سلامت و بهزیستی جسمی، روان شناختی و اجتماعی افراد و جامعه را به خطر می اندازد. دوره نوجوانی که با تغییرات جسمانی، روان شناختی و اجتماعی گسترده همراه است، به دلیل خودمحوری و عدم درک مناسب نوجوانان از رفتارهای خود، مرحله مهمی برای شروع رفتارهای پرخطر محسوب می شود. رفتارهای پرخطر و گرایش به آن در نوجوانان از عوامل مهم به خطر افتادن سلامت جامعه است. مطالعه حاضر با هدف بررسی نیادوستی و رابطه آن با گرایش به رفتارهای پرخطر در بین دانش آموزان شهرستان ملکان صورت گرفته است. روش: پژوهش حاضر از نوع مطالعات همبستگی است. جامعه آماری شامل همه دانش آموزان دختر و پسر مقطع تحصیلی متوسطه اول و دوم شهرستان ملکان بود. حجم نمونه پژوهش ۶۴۰ دانش آموز بود که از بین دانش آموزان مقطع متوسطه اول و دوم شهرستان ملکان به صورت سهمیه ای انتخاب شدند. ابزارهای مورداستفاده در تحقیق شامل پرسشنامه گرایش به رفتارهای پرخطر محمدخانی، پرسشنامه رابطه نوه_پدر/مادربزرگ الدر_کانگر و پرسشنامه وضعیت اقتصادی_اجتماعی قدرت نما بود. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی چندگانه و رگرسیون سلسله مراتبی انجام شد. یافته ها: بین نیادوستی و گرایش به رفتارهای پرخطر در بین دانش آموزان رابطه آماری معنادار و معکوس وجود دارد. همچنین بین وضعیت اقتصادی_اجتماعی و گرایش به رفتارهای پرخطر در بین دانش آموزان رابطه آماری معنادار و معکوس وجود دارد. نتایج پژوهش نشان داد که وضعیت اقتصادی_اجتماعی، رابطه بین نیادوستی و گرایش به رفتارهای پرخطر را تعدیل می کند. بحث: شکاف بین والدین و فرزندان، درک و فهم والدین و نوجوانان را از هم کم می کند و اختلافات بین آنان را دامن می زند. از طرف دیگر این شرایط سبب افزایش احساس تنهایی، انزوا، افسردگی، بزهکاری و انحرافات اجتماعی نوجوانان می شود و آنان را دچار انواع مسائل و مشکلات فرهنگی و اجتماعی می کند. بر اساس محاسبات آماری صورت گرفته و یافته های به دست آمده، با توجه به تأثیر انکارناپذیر رابطه نیادوستی و فرزندان بر وقوع رفتار بزهکارانه، افراد زمانی که دررسیدن به اهداف و آرزوهای خود احساس محرومیت و ناکامی می کنند، به منظور تأمین نیازهای روانی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خود مرتکب رفتارهایی می شوند که از سوی جامعه مناسب تلقی نمی شود.
۳۳۳۳۲.

روابط عمومی در شهرهای هوشمند و ارتقای سلامت و رفاه اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۳ تعداد دانلود : ۲۵۳
شهرهای هوشمند از فناوری برای بهبود کیفیت زندگی شهروندان خود استفاده می کنند. این فناوری می تواند در زمینه های مختلف از جمله حمل و نقل، انرژی، ایمنی، سلامت و محیط زیست استفاده شود. روابط عمومی در این شهرها، عمل برنامه ریزی، اجرا و ارزیابی برنامه هایی را انجام می دهد که هدف آن تاکید بر هوشمندسازی شهری به عنوان عاملی برای ارتقای سلامت و رفاه اجتماعی است. این مقاله بر اساس یک مطالعه کیفی، شامل مصاحبه با افراد در زمینه شهر هوشمند، روابط عمومی و سلامت اجتماعی است. مصاحبه شوندگان از طیف گسترده ای از زمینه ها، از جمله دولت، صنعت و دانشگاه بودند. نتایج این مطالعه نشان داد که شهر هوشمند، روابط عمومی و سلامت اجتماعی ارتباط نزدیکی با هم دارند. شهر هوشمند می تواند به بهبود سلامت اجتماعی از طریق افزایش مشارکت شهروندی، کاهش جرم و جنایت و بهبود کیفیت محیط زیست کمک کند و روابط عمومی نیز می تواند به ترویج شهر هوشمند و ایجاد آگاهی در مورد مزایای آن کمک کند. بر اساس یافته های این مطالعه، ما پیشنهاد می کنیم که دولت ها و سازمان های خصوصی سرمایه گذاری بیشتری در شهر هوشمند انجام دهند و از ظرفیت متخصصان روابط عمومی برای ترویج برنامه ها و سیاست هایی که به بهبود سلامت اجتماعی در شهر هوشمند کمک می کنند، استفاده کرده و همچنین شهروندان را در برنامه ریزی و اجرای شهر هوشمند مشارکت دهند.
۳۳۳۳۳.

اساتید دانشگاه و سنخ شناسی زمان: مطالعه پدیدارشناسانه تجربه زمان در بین اعضای هیأت علمی دانشگاه گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۲ تعداد دانلود : ۳۰۳
دانشگاه به عنوان کانون اصلی اندیشه در جامعه، دل مشغولی بیشتری نسبت به زمان و زمان مندی در مواجهه با ظهور اقتصاد سرمایه داری و زمان مکانیکی (ساعتی) در عصر مدرن و انقلاب تکتولوژیکی متأخر داشته است. هدف این پژوهش، مطالعه تجربه زمان در میان اعضای هیأت علمی دانشگاه گیلان است. ازلحاظ روش شناسی روش این پژوهش، کیفی و رویکرد آن پدیدارشناسی است. روش تحلیل در این پژوهش روش فان مانن است. جامعه آماری این پژوهش کلیه اعضای هیأت علمی شاغل در دانشگاه گیلان هستند. برای انتخاب نمونه ها از روش های نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی به طور هم زمان استفاده شده است. تکنیک جمع آوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته است که پس از مصاحبه عمیق با 25نفر عضو هیأت علمی دانشگاه گیلان و اشباع نظری انجام شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که اعضای هیأت علمی دارای هفت نوع زمان در زیست دانشگاهی هستند. این هفت نوع عبارتنداز: زمان کیفی، زمان شتاب، زمان ساختاری، زمان فشرده، زمان آموزشی، زمان پژوهشی و زمان مطالعه. این زمان ها به صورت هم زمان و به شکل متناقض در دانشگاه وجود دارند؛ اما تقابل میان پذیرش یا انکار زمان غالب در سیستم دانشگاه را بازنمایی می کنند. این تقابل بیان گر یک ناهم زمانی است که مقاومت بیشتر فرد را هم زمان به هم گرایی با شتاب بیشتری سوق می دهد. 
۳۳۳۳۴.

بررسی نقش سرمایه فرهنگی – اجتماعی بر مشارکت شهروندان در نوسازی بافت های فرسوده شهری (مطالعه موردی: شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۲ تعداد دانلود : ۲۸۵
مشارکت در نوسازی بافت های فرسوده تحت تأثیر عوامل مختلفی است که سرمایه فرهنگی و اجتماعی مهمترین پیش نیاز آن است. پژوهش حاضر که با هدف بررسی نقش سرمایه فرهنگی - اجتماعی بر مشارکت شهروندان در نوسازی بافت پیرامون حرم رضوی انجام شده به دنبال پاسخ به این سؤال است که چرا علی رغم تأکید فراوان بر مشارکت در برنامه های نوسازی، این مشارکت در بافت مورد نظر ضعیف است؟ چارچوب نظری تحقیق عمدتاً مبتنی بر نظریات بوردیو، پاتنام و کلمن است. روش انجام پژوهش پیمایش و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه است. نمونه گیری به روش خوشه ای و حجم نمونه 426 نفر از ساکنین بافت می باشد. یافته ها نشان می دهد؛ سرمایه فرهنگی و به ویژه سرمایه اجتماعی بر مشارکت ساکنان در پروژه های نوسازی تأثیر مثبت داشته است. شاخص تعهد اجتماعی، حس همیاری و انسجام اجتماعی بیشترین تأثیر را بر کنش مشارکتی ساکنین داشته اند.  علی رغم بالا بودن میزان سرمایه فرهنگی و اجتماعی در بین ساکنان و تأثیر مثبت این سرمایه ها بر کنش مشارکتی، میزان مشارکت ساکنان در پروژه های نوسازی بافت پیرامون حرم رضوی ضعیف می باشد که این امر بیشتر به مسأله اعتماد مرتبط است.
۳۳۳۳۵.

رابطه سرمایه اجتماعی و بهبودکیفیت محیط کار دانشگاه کاشان از دیدگاه اعضای هیات علمی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۲ تعداد دانلود : ۲۰۴
مقدمه: سرمایه اجتماعی، مفهومی چندبعدی در علوم اجتماعی است که تأثیر فراوانی بر بسیاری از حوزه های اجتماعی دارد. هدف تحقیق حاضر، بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و بهبود کیفیت محیط کار دانشگاه کاشان از دیدگاه اعضای هیات علمی بود. روش: نوع تحقیق، توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل 203 نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه بودند که با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 101 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، انتخاب و پیمایش شدند. یافته ها: میانگین کیفیت محیط کار و مؤلفه های سرمایه اجتماعی به جز اعتماد اجتماعی، بالاتر از حد متوسط بود. بین سرمایه اجتماعی و مؤلفه های آن با کیفیت محیط کار، رابطه مثبت وجود داشت. بحث: شواهد این تحقیق نشان داد که می توان از طریق افزایش اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی، انسجام اجتماعی و روابط اجتماعی، به بهبود کیفیت محیط کار سازمان ها کمک نمود.
۳۳۳۳۶.

نفی به رسمیت شناسی دانش آموزان از سوی معلمان و اولیای مدرسه (مطالعه ای درخصوص دانش آموزان دوره دوم مقطع متوسطه شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۲۷۱
هدف: پژوهش حاضر در پی این است که به وضعیت و فعلیتِ سطوح به رسمیت شناسی دانش آموزان دوره دوم مقطع متوسطه شهر تهران از سوی معلمان و اولیای مدرسه، همراه با مفاهیم فرعی ملازم با آن، بپردازد. نظریه به رسمیت شناسی هونت چارچوبی را برای فهم تجربه زیسته دانش آموزان فراهم می کند که ناظر بر روابطشان با معلمان و اولیای مدرسه است. روش مطالعه: در این پژوهش پدیدارشناسی تفسیری بود و انتخاب مشارکت کنندگان (13 نفر) با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند با استراتژی حداکثر تغییرات و تکنیک مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته انجام شده است. یافته ها: سه مضمون اصلی برای بیان تجارب زیسته دانش آموزان از داده ها استخراج شده است: «نظام شخصیتی معلمان و اولیای مدرسه»، «تبعیض» و «ترویج ایدئولوژی رسمی مذهب بنیاد». تجارب منفیی صورت بندی شده ذیل مضمون «ترویج ایدئولوژی رسمی مذهب بنیادْ» بیشتر با سطوح دوم و به خصوص سوم بی احترامی نزد هونت در تناظرند و مجموعه تجارب منفی ای که با مضامینِ «نظام شخصیتی اولیای مدرسه» و «تبعیض» از آن ها یاد کردیم شامل هر سه سطح بی احترامی در نظریه وی هستند. محبت نکردن به دانش آموزان و حمایت نکردن از آن ها، القای احساسات منفی به دانش آموزان و نداشتن همدلی با آن ها همگی احساساتی هستند که به سطح نخست بی احترامی اشاره دارند و زمانی که با مجبورکردن دانش آموزان به تبعیت از ایدئولوژی خاصی روبه رو هستیم، نفی هرگونه کثرت در میان است که همه مصداق بی احترامی در سطح دوم اند؛ و درنهایت ایدئولوژی مرکزگرایی و همچنین تجویز نحوه مشخصی از زیست/ بودنْ بی احترامی در سطح سوم است. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش بیانگر این است که فرآیند به رسمیت شناسی دانش آموزان در مدرسه مخدوش است و این می تواند باعث شود آ ن ها برای شناخت امر جمعی، به وجه عام، با مشکل مواجه شوند. درواقع می توان مدرسه را اجتماعی در نظر گرفت که مطالبه به رسمیت شناسی در آن با اخلال مواجه است.
۳۳۳۳۷.

نسبت سیاست های حاشیه نشینی و هویت ساکنان حاشیه (مورد مطالعه: حاشیه نشینی تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۵ تعداد دانلود : ۲۴۱
نسبت سیاست های حاشیه نشینی با هویت ساکنان حاشیه (مورد مطالعه حاشیه نشینی شهر تهران) موضوع و مسئله: مقاله حاضر درصدد شناسایی اختلاف های مفهومی حول هویت حاشیه نشینان در بین سیاست های حاشیه نشینی، دیدگاه کارکنان و فعالان فرهنگی در شهرداری ها و سرای محله ها و دیدگاه خود حاشیه نشینان است. روش: از روش تحلیل تماتیک کلارک و براون در این پژوهش استفاده شده است و داده ها به صورت هدفمند از موارد ویژه انتخاب شد که شامل اسناد مرتبط با سیاست های حاشیه نشینی، مصاحبه نیمه ساختار یافته با 48 نفر از حاشیه نشینان و 25 نفر از کارکنان و فعالان فرهنگی در شهرداری و سرای محله در مناطق 2، 4، 12، 18 و 19 تهران می-شود. نتایج: یافته ها نشان می دهد که در سیاست های حاشیه نشینی هویت حاشیه نشینان بر مبنای دو تم اصلی عصبیت محلی و آزادی – خلاقیت و در دیدگاه کارکنان و فعلان فرهنگی بر اساس ویژگی هایی چون همبستگی قوی محلی، بلاتکلیفی، نظم گریزی، و... تشکیل شده است. اما مصاحبه با حاشیه نشینان نشان داد هویت آنها با مفهوم کار پیوند اساسی دارد. همبستگی حاشیه نشینان مثل هر جای دیگر شهر یک همبستگی عادی است اما همبستگی قوی محلی حاشیه نشینان زمانی شکل می گیرد که احساس کنند کار آن ها از طریق نظم جدیدی تهدید می شود. مقامت آن ها در برابر تهدید ایجاد وضعیت بلاتکلیفی و نظم گریزی است. بدین ترتیب در این نوشته مشخص شد در میان عامل های گوناگون پیچیدگی سامان دهی حیات حاشیه نشینی تفاوت در پنداره های بنیادی در دو سوی سیاست های حاشیه نشینی و هویت حاشیه نشینان نیز می تواند عاملی قابل تأملی باشد. در حقیقت هویت حاشیه نشینان در چارچوب سیاست های حاشیه نشینی آن چیزی نیست که واقعیت ویژگی های هویتی حاشیه نشینان نشان می دهد. واژگان کلیدی: سیاست های حاشیه نشینی، عصبیت محلی، توسعه مشارکتی، نظم گریزی، همبستگی ناخودآگاهانه محلی، تحلیل تماتیک
۳۳۳۳۸.

وضعیت سرمایه اجتماعی در بین زنان روستایی سرپرست خانوار(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۳ تعداد دانلود : ۲۲۸
مقدمه: بی شک از عوامل تأثیرگذار بر موقعیت اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی زنان روستایی سرپرست خانوار، وضعیت سرمایه اجتماعی آنان است. این پژوهش باتوجه به اهمیت نقش سرمایه اجتماعی، در وضعیت اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی زندگی، وضعیت سرمایه اجتماعی زنان روستایی سرپرست خانوار را برحسب مؤلفه های آن تحلیل می کند. پرسش اساسی در پژوهش حاضر، این است که توزیع مؤلفه های سرمایه اجتماعی در میان زنان روستایی سرپرست خانوار چگونه است؟ در کدام یک از ابعاد مؤلفه های سرمایه اجتماعی، زنان در معرضِ آسیب پذیری شدیدتری قرار دارند و در کدام بُعد، با آسیب پذیری خفیف تری روبه رو هستند؟ روش: پژوهش حاضر از نوع تحقیقات اکتشافی - توصیفی است که به روش پیمایشی انجام گرفته و جامعه آماری تحقیق، زنان روستایی سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی شهر سنندج بودند (۵۱۰۳ نفر). با استفاده از انجام پیش آزمون و فرمول کوکران، حجم نمونه ۱۰۲ نفر تعیین شد و برای دستیابی دقیق به افراد موضوع مطالعه، از روش نمونه گیری کاملاً تصادفی، براساس لیست و اسامی خانوار های تحت پوشش سازمان بهزیستی شهر سنندج استفاده شد. یافته ها: آزمون تحلیل عاملی اکتشافی، نشان دهنده تبیین ۶ مؤلفه انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی، امنیت اجتماعی، اعتماد اجتماعی، ارزش های اجتماعی - فرهنگی و ارتباطات اجتماعی با درصد تبیین ۵۳٫۲۲ از واریانس کل بود. همچنین، آزمون فریدمن نشان دهنده وجود تفاوت معنادار بین میانگین رتبه ای مؤلفه های سرمایه اجتماعی در جامعه آماری تحت مطالعه است. نتایج: نتایج نشان داد مؤلفه های اعتماد اجتماعی و ارزش های اجتماعی - فرهنگی و ارتباطات اجتماعی، با درصد تبیین ضعیف، زنان روستایی سرپرست خانوار را در معرضِ آسیب پذیری بیشتری قرار داده است.
۳۳۳۳۹.

سبک زندگی به مثابه عامل میانجی دین و سلامت(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۲ تعداد دانلود : ۲۵۱
الگوهای متنوعی برای تبیین پدیده ها و روابط بین آنها به کار می رود. یک نمونه رایج از این الگوها، متغیرهای مختلف را در قالب الگوی میانجی به هم مرتبط می سازد. بنابراین الگو، عامل میانجی رابط بین دو متغیر است و تبیینی از چرایی و چگونگی ارتباط آنها به دست می دهد. مسئله پژوهش حاضر نیز ارائه تبیینی نظام مند از رابطه دین و سلامت با استفاده از الگوی میانجی است. طبق این الگو، عامل سبک زندگی میانجی بین دین و سلامت است و تأثیرگذاری آموزه های دینی بر وضعیت سلامت به صورت غیرمستقیم صورت می گیرد. در این تلقی، سبک زندگی دینی عاملی پیشگو برای سلامت و حاکی از زندگی سنجیده و در مدار آموزه های دینی است. برپایه همین تعهد است که انتظار می رود رفتارهای سالم و فضیلت آمیز از دین داران سر بزند و جامعه دینی و دین داران در زمره سالم ترین افراد باشند. البته سلامت در نگرش دینی، منحصر به سلامت جسمانی و روانی نیست، بلکه نوع سومی از سلامت موسوم به سلامت معنوی مطرح می شود که از رهگذر تجربیات وحدت بخش و تعهد به معنایی غایی در زندگی حاصل می شود. به علاوه، ارزیابی عینی و به دور از افراط و تفریط درباب ارتباط دین و سلامت مستلزم در نظر داشتن «اما و اگرهایی» است که بخش پایانی این نوشتار بدانها اختصاص یافته است. گفتنی است این پژوهش به روش تحلیلی توصیفی نگاشته شده است.
۳۳۳۴۰.

مطالعه تعامل قوم لر با دولت ملی ایران و پنداشت آنها از قومیت و دولت ملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۸ تعداد دانلود : ۲۹۲
هدف: قوم لر یکی از اقوام باستانی ایران است که در مناطق غربی و جنوب غربی کشور، به ویژه در استان های لرستان، کهگیلویه و بویراحمد، ایلام و بخش هایی از خوزستان و چهارمحال و بختیاری ساکن هستند. تاریخ تعامل قوم لر با دولت های مختلف ایران، از جمله دوره های صفویه، قاجار، پهلوی و جمهوری اسلامی فراز و نشیب های زیادی داشته است. هدف این پژوهش بررسی تاثیر و تاثر و نوع رابطه قوم لر با دولت ملی ایران و همچنین ادراک آنها از مفهوم دولت ملی است. روش شناسی: روش تحقیق این پژوهش، تاریخی–انتقادی است. اهمیت و ضرورت این پژوهش درک بهتر از روابط بین قومی و تاثیر آن بر همبستگی ملی و سیاست گذاری های دولت است. براین اساس پرسش اصلی این پژوهش این است که نوع رابطه قوم لر با دولت ملی ایران و ادراک این قوم از این مفهوم با توجه به تاثیر و تاثیری که از آن گرفته اند چگونه بوده است؟ یافته ها: بر پایه رهیافت نظری این مقاله که محرومیت نسبی است، یافته ها حاکی از آن است که درک قوم لر از دولت ملی ترکیبی از تجربه های تاریخی، فرهنگی و سیاسی است که نقش مهمی در شکل دهی به تعاملات و همکاری های آنها با دولت مرکزی ایفا می کند. قوم لر از زمان تاسیس دولت ملی در ایران، نوعی دیوار را در بین خود و حاکمیت احساس کرد که در زمان رضاشاه، این شکاف هویتی موجب تنش های بسیاری از جمله نبرد تامرادی بین دولت مرکزی و قوم لر و بویراحمدی ها شد. این تنش ها البته در بین دیگر اقوام مانند اعراب و کردها نیز با دولت مرکزی وجود داشت. در زمان پهلوی دوم نیز تقابل بین دولت ملی و قوم لر با ضریب کمتر وجود داشت و با وقوع انقلاب اسلامی، با توجه به مشارکت قوم لر، و عشایر بویراحمدی در جریان انقلاب اسلامی، نوعی تساهل بوجود آمد که البته نیاز به رفع برخی از نیازهای قوم لر از طرف دولت ملی در مناطق لر نشین وجود دارد

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان