هدف: هدف اصلی این تحقیق، جمع آوری و بررسی تحقیقات شیوع شناسی در زمینه مصرف و سوء مصرف مواد مخدر و داروهای روانگردان در بین دانشجویان دانشگاه های سراسر کشور بود که به صورت پراکنده از سال 1374 تا سال 1392 در کشور به مرحله اجرا در آمده و در مورد آنها جمع بندی علمی انجام نگرفته است. روش: روش پژوهش کتابخانه ای بوده و برای انجام آن 37 تحقیق شیوع شناسی اعتیاد در بین دانشجویان ایرانی جمع آوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج بررسیهای انجام شده، نشان داد که بسیاری از مطالعات با اشکالات روش شناسی مواجه بودند. نتیجه گیری: یافته های حاصل از پژوهش های شیوع شناسی اعتیاد در ایران نشان می دهد که با توجه به جایگاه نخبگان در دانشگاه ها، توجه کافی نسبت به تحقیقات شیوع شناسی مصرف و سوء مصرف مواد در جمعیت دانشجویان و نیز مداخلات راهبردی مؤثر صورت نپذیرفته است. با وجود این، می توان دریافت که آمار اعتیاد طی حدود 2 دهه اخیر در برخی مواد با شیب تقریبا ثابتی پیش رفته است؛ تا حدی که در یک نگاه کلی به آمار و ارقام ارایه شده در شیوع شناسی های مختلف، می توان به این نتیجه رسید که پس از سیگار و قلیان، بیشترین ماده مصرفی در بین دانشجویان الکل است و پس از آن به ترتیب تریاک، حشیش، هرویین و سایر مواد در رتبه های بعدی قرار دارند.
مشارکت سیاسی زنان یکی از موضوعات مهمی است که در حوزههای مختلف علوم اجتماعی و سیاسی به آن توجه خاص میشود. افزایش سطح تحصیلات زنان، تمایل آنها به مشارکت در عرصههای مختلف اجتماعی و اقتصادی و به طور کلی تلاش آنها برای کسب نقشهای مختلف در اجتماع، حکایت از فعال شدن جنبش اجتماعی زنان در ایران دارد. اما علیرغم این جنبش، مشاهده میشود که مشارکت سیاسی آنها در وضعیت کنونی گسترده نبوده و این در حالی است که در بسیاری از کشورهایی که تحت تاثیر فرایند جهانیشدن قرار گرفتهاند زنان نقشهای سیاسی وسیعی را عهدهدار شدهاند. این مطالعه بر آن است که با رویکردی جدید و با استفاده از مفهوم جهانی شدن به مطالعه رابطه بین فرایند جهانشدن و مشارکت سیاسی زنان بپردازد، و دلایل استقبال محدود زنان ایرانی را در عرصه مشارکت سیاسی کشور بررسی کند. روش تحقیق کمی و به شیوه پیمایشی مورد استفاده قرار گرفته است و نمونه مورد مطالعه حدود 2260 نفر از زنان تهرانی، شیرازی و استهبانی بین سنین 16 تا 45 سال بودند که با روش نمونهگیری تصادفی نظاممند انتخاب شدهاند. برای جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه خود گزارشی استفاده شد. نتایج حاصل از این مطالعه نشان میدهد که به ترتیب متغیرهای سکولار بودن، شهر در معرض ICTها، سرمایه اجتماعی، نوگرایی، سالهای ازدواج، اعتماد اجتماعی و وسایل ارتباط جمعی در مجموع 41٪ از تغییرات مشارکت سیاسی زنان را تبیین میکنند (411/0 = 2R).
در سال های اخیر، توسعه شهرهای کوچکاز طریق ارتقای روستاها به شهر، به عنوان یکی از سیاست های اصلی بهبود کیفیت زندگی نواحی روستایی در ایران مورد توجه قرار گرفته است و در این مسیر طی چند دهه اخیر، تعداد زیادی از نقاط روستایی به شهر ارتقا یافته اند. هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیرات ارتقای روستاها به شهر بر کیفیت زندگی ساکنان محلی، از طریق مطالعه شاخص های ذهنی است. محدوده انجام تحقیق، شهرهای فیروزآباد در استان لرستان و صاحب در استان کردستان است، که در 10 سال گذشته از روستا به شهر ارتقا یافته اند. روش تحقیق؛ توصیفی ـ تحلیلی است و داده های مورد نیاز با استفاده از پرسش نامه کنترل شده، جمع آوری شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که در مجموع، ارتقای روستا به شهر باعث بهبود چشمگیر کیفیت زندگی در شهر فیروزآباد و بهبود نسبی کیفیت زندگی در شهر صاحب شده است.
انسان برایتأمیننیازهای خود وابسته به جامعه است، از سوی دیگر جامعه نیزضوابطی را برای افراد تعیین و بوسیله فرهنگ معرفی می کند.هر طبقه اجتماعی، فرهنگ خاص خود را دارد که از توافقات تاریخی- اجتماعی افراد آن طبقه نشأتمی گیرد. یکی از عناصر اساسی فرهنگ «ارزش هایاجتماعی» است. ارزش هایاجتماعی، مقاصد و هدف هایمطلوبی است که افراد جامعه برایدستیابی به آن ها فعالیتمی کنند تا بدینوسیلهنیازها و خواسته های خود را برآورده سازند. این تحقیق به منظور مطالعه ارزش های رایج در طبقات مختلف جامعه در شهر شیراز انجام شده است. در این راستا تعداد 383 پرسشنامه محقق ساخته در میان والدین خانوارهای شیراز از طریق نمونه گیری خوشه ای تصادفی، توزیع گردید. بر اساس چارچوب نظری زاهد (1384) و تقسیم بندی نوینی که از ارزش های جامعه به عمل آمد، روابط قابل توجهی بین انواع ارزش ها با طبقات بالا، متوسط و پایین جامعه بدست آمد. بر اساس نتایج رابطه معناداری بین ارزش های بنیادی مدرن، ارزش های تخصصی مدرن، ارزش های عمومی اسلامی و ارزش های عمومی مدرن با طبقات اجتماعی وجود دارد. اما بین ارزش های بنیادی اسلامی و ارزش های تخصصی اسلامی با طبقات اجتماعی رابطه معنی داری وجود ندارد.
"توسعه اجتماعی امروزه در ذهن صاحب نظران مسایل اجتماعی، مفهومی پیچیده، مبهم و در عین حال متفاوت است؛ به گونه ای که این ابهام هم در مطالعات اندیشمندان غیر ایرانی و هم در متون و مقالات منتشر شده جامعه شناسان ایران به چشم می خورد. بررسی سند منتشر شده از سوی اجلاس جهانی توسعه اجتماعی مشهور به سند کپنهاگ تا حدودی این مشکل را حل کرده و به این ترتیب، حدود و ثغور مشخصی برای توسعه اجتماعی ارائه داده است. بررسی روند تحولات اجتماعی در جامعه ایران خصوصا طی دو دهه اخیر نشان دهنده روند رو به تزاید بحرانهای اجتماعی است. شناخت و برسی زمینه های تاریخی بروز بحرانهای اجتماعی در ایران، کوششی است برای فراهم آوردن پاسخی به این سوال که اولا علت ناکامی جنبشهای اجتماعی در ایران کدام است و ثانیا موانع اساسی تحقق توسعه اجتماعی آن چیست؟ به رغم روند فوق، امروزه توسعه اجتماعی در ایران ضرورتی اجتناب ناپذیر است که باید بر پایه دو راهبرد اساسی و محوری یعنی شهروند مداری و پایداری محقق گردد.
"
در این پژوهش به بررسی رابطه سبک زندگی اسلامی با هویت اخلاقی و خودکنترلی در نوجوانان به روش توصیفی و علّی پرداخته شده است. جامعه آماری این تحقیق، کلیه دانش آموزان پسر پایه دوم و سوم دوره دوم متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 93-94 بودند که 380 دانش آموز به عنوان نمونه آماری از میان آنها به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی چند مرحله ای، انتخاب گردید. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های سبک زندگی اسلامی، هویت اخلاقی و خودکنترلی استفاده شد و داده های به دست آمده با شاخص های آماری توصیفی، ضریب همبستگی و رگرسیون، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. بر طبق نتایج حاصل از پژوهش، بین نمره کلی سبک زندگی اسلامی با هویت اخلاقی و خودکنترلی در نوجوانان، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیری نشان داد که سبک زندگی اسلامی و برخی شاخص های آن می توانند میزان هویت اخلاقی و نیز خودکنترلی را در نوجوانان تبیین کنند.
نشاط یکی از ضروریترین خواستههای فطری و نیازهای روانی انسان به شمار میرود که نقش عمدهای در تعالی روانی و اجتماعی افراد جامعه ایفا مینماید. پژوهش حاضر با هدف شناخت وضعیت نشاط اجتماعی زنان شهری و روستایی دلیجان به بررسی مهمترین عوامل فردی و اجتماعی مؤثر بر آن پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش متشکل از زنان (49-15 ساله) ساکن هشت منطقه شهرستان دلیجان و شش روستای دهستان جوشق بوده که با استفاده از فرمول نمونهگیری کوکران نمونهای با حجم 700 نفر انتخاب شدند. اطلاعات لازم با روش پیمایش و با استفاده از ابزار پرسشنامه همراه با مصاحبه گردآوری شده است. پژوهش حاضر در تابستان 1391 در جامعه آماری مورد نظر اجرا شد و اطلاعات به دست آمده توسط نرمافزار آماری SPSS تجزیه و تحلیل گردید. یافتههای توصیفی پژوهش نشان میدهد افراد مورد مطالعه برحسب متغیرهای زمینهای و خانوادگی از نشاط متفاوتی برخوردار بوده اند. زنان متأهل بانشاطتر از زنان مجرد و بیهمسر بر اثر فوت و طلاق بودند. ارتقای پایگاه اقتصادی اجتماعی در افزایش میزان نشاط اجتماعی زنان مؤثر بوده است. بر حسب یافتههای تحلیلی حاصل از رگرسیون چندمتغیره، از میان عوامل اجتماعی، دو متغیر مقبولیت اجتماعی و احساس عدالت اجتماعی در مناطق روستایی و پنج مقوله رضایت از زندگی، کیفیت زندگی، اعتقادات دینی، احساس عدالت اجتماعی و پایگاه اجتماعی اقتصادی در مناطق شهری، بیشترین سطح تغییرات نشاط اجتماعی زنان را تبیین نمودهاند. براین اساس، به جرأت میتوان ادعا نمود که نشاط اجتماعی در جامعه نمونه قبل از هر چیزی تابعی از کیفیت زندگی و احساس عدالت در جامعه بوده است.
شبکه های اجتماعی مجازی با توجه به ساختار نوین ارتباطی خود تبدیل به بخشی عمده از زندگی روزمره مردم ایران شده اند. نحوه عمل افراد در زندگی روزمره و روش هایی که از طریق ارتباط با دیگران به کار می برند تا زندگی خود را در شبکه های اجتماعی مجازی معنادار می کنند، موضوع مقاله حاضر است که با هدف فهم مؤلفه های فرهنگ و زندگی روزمره این شبکه ها و ارتباط احتمالی آن با مؤلفه های عضویت کاربران در فیس بوک نوشته شده است. برای رسیدن به این هدف، از روش کیفی مردم نگاری مجازی، در میدان مطالعه ای متشکل از 300 کاربر شبکه اجتماعی فیس بوک استفاده شد و جمع آوری داده های آن از طریق مشارکت، مشاهده آنلاین و مصاحبه های عمیق و نیمه عمیق صورت گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد که مؤلفه های زندگی روزمره و فرهنگ کاربران عبارت اند از: نمایش و اجرا، کثرت و ترس از گم شدن، روایت معمولی به جاری روایت رسمی، حساسیت زدایی از تابوها و در معرض دید قرار دادن حرفه و هنر. این مؤلفه ها درواقع، نمایی از زندگی روزمره کاربران ایرانی و فرهنگ معمول حاکم بر فضای فیس بوک هستند.
با به پایان رسیدن عصر ارتباط "جمعی" و جایگزینی ارتباط "رسانهای" و همچنین رفتار غیر قابل پیشبینی مخاطبان بهدلیل افزایش سواد رسانهای، تعدد و تنوع وسایل ارتباطی، امکان دسترسی به وسایل ارتباطی گوناگون و بسیاری از عوامل روانشناختی، جامعهشناختی و فنآورانه دیگر از یکسو، و افزایش میزان تحرک جغرافیایی و مهاجرت افراد از سوی دیگر، مقاله حاضر بر آن است تا با در نظر داشتن دو رویکرد "جامعهشناختی" و "نشانهشناختی" و تلفیق دیدگاههای "مخاطبمحور" و "رسانهمحور" با تکیه بر پیشینه و هویت فرهنگی مخاطبان، رفتار رسانهای آنان در مهاجرت را مورد بازبینی قرار دهد. به این منظور رفتار رسانهای ایرانیان شهر تورنتو در کشور کانادا با استفاده از روش پیمایش مطالعه میشود. در این مطالعه رابطه بین میزان تعلقات فرهنگی مخاطبان و چگونگی استفاده آنان از رسانهها، و همچنین رابطه بین نیازهای آنان و نوع رسانه انتخابی شناسایی میشود. در این مقاله گزارش نتایج حاصل از پژوهش در دو بخش نظری و میدانی ارائه میشود.
انتشارات پالگریو (Palgrave) مک میلان، کتاب خرید و مدیریت بازارپردازی (Merchandising Management & Fashion buying) اثر دو مؤلف برجسته ی مُد جهانی به نامهای تیم جکسون (Tim Jackon) و دیوید شاو (David Show) را در سال 2001 منتشر کرد که در زمره ی کتابهای پنج ستاره ی آمازون دات کام قرار دارد.
پروفسور تیم جکسون، اقتصاددان برجسته ی انگلیسی و استاد دانشگاه سوری (Surrey) است. این کتاب نخستین کتاب درسی دانشگاه در زمینه ی خرده فروشی مد و خرید و بازارپردازی آن است.
فصل اول این کتاب در مورد نقش خریدار مد و تکنولوژیست پوشاک است. در این فصل مطالبی از قبیل تیم خرید مد، نقشها و مسئولیتهای خریدار، و مهارتهای مذاکره ی مورد نیاز برای آنها مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
در مقدمه ی این کتاب تعریف مد و همچنین مطالبی از قبیل خرده فروشی و بازاریابی مد مطرح شده است. فصل دوم این کتاب پیرامون نقش بازارپردازی است. تعریف بازارپردازی، نقشها و مسئولیتهای بازارپرداز، و مهارتهای مورد نیاز وی از جمله موضوعات مطرح شده در این فصل هستند.
طراحی مد، فعالیتهای عمده ی طراح، روندهای مد، و پیش بینی مد از جمله ی مهمترین مطالبی است که نویسندگان در فصل سوم به آنها پرداخته اند، تیم جکسون و دیوید شاو در فصل چهارم کتاب در مورد اهمیت بازاریابی و جایگاه یابی بازار در حوزه ی خرده فروشی مد بحث کرده اند. قیمت گذاری و قوانین مربوط به آن موضوع محوری در فصل پنجم کتاب است.
برنامه ریزی در زمینه ی بازارپردازی و فروش در فصل ششم این کتاب به تفصیل مورد بحث و بررسی قرار گرفته اند. در فصل هفتم کتاب مدیریت زنجیره ی تأمین، تغییرات و مزایای حاصل از این مدیریت، و نیز رابطه ی خریدار و تأمین کننده تبیین شده اند. فصل هشتم کتاب درباره ی توزیع تشریح شده است.
فصل نهم این کتاب پیرامون اشکال خرده فروشی و بازارپردازی دیداری است. اشکال مختلف خرده فروشی مد معرفی شده است و انتظارات در حال تغییر مشتریان و تجربه ی خرید آنها در این زمینه توضیح داده شده اند. آخرین فصل این کتاب، یعنی فصل دهم، در حوزه ی روندهای آینده ی خرید و بازارپردازی مد است. تأثیر فناوری اطلاعات و شیوه های نوین تولید بر خرده فروشی مد و خریداران و بازارپردازان مد در آینده در این بخش به تفصیل مطرح شده اند.
"طرح مساله: بر خلاف کشورهای توسعه یافته، سرمایه انسانی و به ویژه سرمایه اجتماعی در کشورهای جهان سوم هنوز مورد توجه قرار نگرفته است. این امر در بسیاری از کشورهای در حال توسعه از جمله ایران مبهم باقی مانده است. هدف اصلی این مقاله تخمین سطح و توزیع سرمایه اجتماعی در استان های کشور و تعیین عناصر و متغیرهای اصلی تشکیل دهنده سرمایه اجتماعی در ایران است.
روش: در این پژوهش، بعد از بررسی پایه های نظری و تجربی، با استفاده از روش داگوم به تخمین سطح سرمایه اجتماعی در ایران پرداخته می شود. با توجه به این که شاخص سرمایه اجتماعی به عنوان یک متغیر کیفی مطرح می باشد، لذا برای برآورد آن از روش مدل سازی متغیرهای پنهان استفاده شده است.
نتایج: نتایج حاصل از این تحقیق حاکی از آن است که عناصر عمده تشکیل سرمایه اجتماعی در ایران عبارتند از: سرمایه انسانی (آموزش) و مذهب. همچنین از نظر رتبه بندی استان ها، استان یزد بیشترین سرمایه اجتماعی را بین سایر استان ها به خود اختصاص داده است.
"
این نوشتار حاصل پژوهشی میدانی در میان دراویش طریقت قادریه در مناطق مختلف استان کردستان است که با روش و فنون متداول انسان شناسی-مصاحبه،مشاهده مشارکتی و منابع کتابخانه ای-صورت گرفته است. برای گردآوری اطلاعات، محققان به مدت یکسال در تکیه های دراویش طریقت قادریه در ایام مختلف سال و مواقع برگزاری مراسم خاص دراویش شرکت نموده اند. در این مقاله کل دین ورزی دراویش قادریه با موقعیت های متفاوت مورد بررسی قرار گرفته است. مشایخ طریقت قادریه نفس و خلق را دو مانع مشاهده حق دانسته و یگانه راه وصول به حق را در ترک خویش می دانند. با توجه به اینکه حوزه دینداری افراد بسته به موقعیت اجتماعی آنها متفاوت است و می توان گفت که شرایط زمانی-مکانی و شرایط اجتماعی-فرهنگی در نوع دین ورزی تاثیر غیر قابل انکاری دارد...
پژوهش حاضر، به دنبال بررسی رابطه میان بهره مندی کاربران از سواد رسانه ای و در معرض تهاجم فرهنگی قرارگرفتن آنها در استفاده از شبکه اجتماعی اینستاگرام است. جامعه آماری تحقیق، شامل کاربران فعال در شبکه اجتماعی اینستاگرام هستند وجمعیت نمونه، به شیوه در دسترس بودن به تعداد 435 نفر انتخاب شدند. در این میان ابزار اندازه گیری پرسش نامه محقق ساخته و روایی آن از نوع صوری و برای پایایی، آزمون مقدماتی با استفاده از آلفای کرونباخ بوده که در متغیر تهاجم فرهنگی 817/.0و در متغیر سواد رسانه ای 878/0به دست آمد. یافته های تحقیق نشان می دهد؛ رابطه معکوسی بین سواد رسانه ای و تهاجم فرهنگی در میان کاربران وجود دارد. همچنین بین سن کاربران و تهاجم فرهنگی رابطه معکوسی وجود داشت. نتایج به دست آمده، بر تفاوت معناداری میان دو متغیر جنسیت و تحصیلات کاربران با تهاجم فرهنگی دلالت دارد. همچنین آزمون تحلیل مسیر، تأییدکننده تاثیر متغیرهای سن، تحصیلات، سواد رسانه ای و میزان استفاده از شبکه اجتماعی اینستاگرام بر تهاجم فرهنگی است.
در عصر حاضر، توسعه پایدار کشاورزی یکی از ضروریات سرزمینی به شمار میآید. در راستای حصول این هدف، لازم است در برنامههای پنج ساله توسعه کشور به عنوان سند بالادستی و هدایتگر توسعه به این مفهوم توجه کافی مبذول گردد. این مقاله برنامههای پنج ساله پس از انقلاب اسلامی را به لحاظ میزان توجه و تأکید بر ابعاد و شاخصهای توسعه پایدار کشاورزی در سال 1391 ارزشیابی کرده است. به منظور گردآوری دادهها از مطالعات اسنادی و جهت تجزیه و تحلیل برنامهها از نرمافزار تحلیل کیفی دادهها (Atlas.ti) و روش تصمیمگیری چندمعیاره VIKOR استفاده شده است. نتیجه نشان داده است در تمام برنامههای توسعه پس از انقلاب به توسعه پایدار کشاورزی توجه شده است، اما در برنامه پنجم بر مقوله توسعه پایدار کشاورزی تاکید بیشتری شده است. گرچه در روند برنامهریزی به تدریج به مفهوم توسعه پایدار کشاورزی توجه بیشتری معطوف شده است، اما تمامی ابعاد توسعه پایدار کشاورزی به طور یکسان مورد توجه قرار نگرفته است.
هدف اصلی این پژوهش ارائه مدل ترویج سبک زندگی اسلامی-ایرانی در سیمای جمهوری اسلامی ایران با محوریت برنامه های نمایشی است. این پژوهش از نوع کیفی و با استفاده از روش مفهوم سازی بنیادی (داده بنی اد) انجام گرفته است. در این پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و تکنیک گلوله برفی تع داد چهارده نفر از مراجع عظام تقلید، وزرای دولت های گذشته، اعضای هیئت علمی دانشگا هها وافراد دارای تجربه کاری در حوزه سیمای ج.ا.ایران مورد مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته قرار گرفتند و سپس داده های حاصل، از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تعبیر و تفسیر قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد که تلویزیون، سه کارکرد اصلی جهت ترویج سبک زندگی اسلامی-ایرانی در برنامه های نمایشی ایفا می نماید. اولین کارکرد تلویزیون که در این پژوهش شناسایی شده، عبارت از فراهم سازی عواملِ میانجیِشکوفاییِ سبک زندگی اسلامی-ایرانی اس ت. دومین کارکرد نمایشخصوصیات فرهنگ ملی و خرده فرهنگ های بومی-محلی است. سومین کارکرد تلویزیون جهت ترویج سبک زندگی اسلامی ایرانی اس ت ک ه در ای ن پژوهش مورد شناسایی قرار گرفته است.
حقوق و تکالیف در خانواده ایرانی به تناسب تغییر در ساختار درونی نهاد خانواده با تغییراتی روبرو گردیده که در این پژوهش این موضوع از سه منظر دین ، قانون مدنی و عرف اجتماعی و فرهنگ عمومی نگریسته شده است . با مروری بر محتوای تفاسیر متون مقدس و آرای علمای دین، مفاد قانون مدنی جمهوری اسلامی و فحوای موجود در مصادیق فرهنگ عمومی آنچه مسلم می شود، سنگینی کفه حق به نفع مردان است که گاهاً این پدیده اجتماعی و محصول تاریخی با توجیحات ایدئولوژیک در سایه فرهنگ مرد سالار ایران همراه می گردیده اما آنچه مسلم است زن ایرانی در سایه تحولات سیاسی ،اجتماعی اخیر از ایستارهای گذشته فرسنگ ها فاصله گرفته و درجامعه در حال گذار ایران بازگشت به گذشته امکانپذیر نخواهد بود لذا در راستای تعدیل نظام حقوق و تکلیف مطابق با ساختار موجود، که عموماً قدرت چانه زنی زنان را در کسب قدرت در نهاد خانواده بیشتر کرده لازم است سایرنهادهای اجتماعی از جمله دولت، آموزش و پرورش، دین، رسانه و ... با نگرش احقاق حقوق اعضای خانواده درقالب مفهوم شهروندی خانوادگی اهتمام جدی نمایند تا نهاد خانواده بعنوان نهادی مؤثر، بدون بروز تنش به کارکردهای تعریف شده خویش بپردازد زیرا در صورت عدم پذیرش واقعیتهای موجود، ساختارهای غیر قابل انعطاف برخی نهادها نخواهد توانست به نیازهای روز ایران پاسخی در خور دهد لذا جامعه ناگزیر به گذر از آن خواهد شد که ثمرات خوشایندی در پی نخواهد داشت . یافته های تحقیق نیز نشانگر این مهم است که زنان و مردان در حوزه نظری وارد عرصه های جدیدی از نگرش به زندگی مشترک و فاصله گرفتن از نقش های کلیشه ای شده اند منتهی در برخی متغیرها همچون ریاست مردان بر خانواده و یا انجام مشترک کارهای خانگی می توان تفاوت هایی را در گروه مردان و زنان مشاهده کرد لیکن با توجه به حضور گسترده زنان در عرصه های اقتصادی - اجتماعی پیش بینی می شود در آینده ای نزدیک ساختار خانواده ایرانی دستخوش تحولاتی جدی گردد.