در این پژوهش، رابطه ویژگی های فرزندپروری والدین با خودشناسی انسجامی فرزندان مورد بررسی قرار گرفت. هدف، آزمودن قدرت پیش بینی خودشناسی انسجامی فرزندان بر اساس ویژگی های مشارکت، حمایت از خودپیروی و مهرورزی والدین در یک نمونه دانشجویی بود. تعداد 352 دانشجو (142 پسر، 210 دختر) از مقطع کارشناسی دانشگاه تهران در این پژوهش شرکت کردند. از آزمودنی ها خواسته شد مقیاس ادراک از والدین (PPS) و مقیاس خودشناسی انسجام ی (ISKS) را تکمیل کنند. نتایج نشان داد که ویژگی های حمایت والدین از خودپیروی و مهرورزی والدین با خودشناسی انسجامی رابطه مثبت معنادار دارند. تحلیل رگرسیون نشان داد که به ترتیب ویژگی مهرورزی مادر و حمایت پدر از خودپیروی می توانند تغییرات مربوط به خودشناسی انسجامی را پیش بینی کنند. بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که ویژگی های فرزندپروری والدین به شکل های گوناگون و احتمالاً بر حسب مکانیسم های متفاوت، خودشناسی انسجامی فرزندان را تحت تأثیر قرار می دهند. این ویژگی ها هم چنین تحت تأثیر متغیرهای فرهنگی هستند.
تنوع نیروی انسانی امروزه به عنوان یکی از پدیده های مهم در عرصه مدیریت شناخته می شود. و بسیاری از سازمان ها درصدد هستند تا با مدیریت صحیح درتنوع از مزایای مثبت آن بهره گرفته و ضمن افزایش اثربخشی و کارایی سازمان، عدالت اجتماعی در سازمان را نیز گسترش دهند. با این حال به برخی از سازمان های رسانه ای از جمله سازمان صدا وسیما با کاستی ها و انتقاداتی مواجه اند. ابتدا این سوال مطرح است که چهارچوب مدیریت تنوع در این سازمان ها چگونه است؟ بر همین اساس در این مقاله، با استفاده از مرور نظری انجام شده و بررسی تحقیقات پیشین و مدل های مرتبط مدیریت تنوع، چهارچوبی برای مدیریت تنوع در سازمان صدا وسیما پیشنهاد شده است. این چهارچوب مشتمل بر فرهنگ سازمانی تیمی به عنوان پشتیبان تنوع، اصول چهارگانه مدیریت تنوع، ابعاد تنوع، استراتژی مدیریت تنوع فعال، مؤلفه های چهارگانه مدیریت تنوع و پیامدهای آن است. این چهارچوب مسیری را عینیت می بخشد که می توان بواسطه آن نسبت به برنامه ریزی برای مدیریت تنوع فعال و مؤثر در سازمان صدا وسیما اقدام کرد.
هدف از پژوهش حاضر طراحی و تبیین الگوی بهینه مسئولیت اجتماعی سازمان بنادر ایران با رویکرد توسعه پایدار بوده است. تحقیق حاضر از لحاظ هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر نوع روش، روش تحقیق آمیخته محسوب می گردد. روش تحلیل داده ها در بخش کیفی پژوهش با توجّه به اهداف و سؤال های پژوهش از روش نظریّه پردازی داده بنیاد استفاده شده است. روش گردآوری داده ها در بخش کیفی اغلب مصاحبه می باشد. جامعه آماری در مرحله کیفی، شامل خبرگان دانشگاهی و مدیرانی که دارای تحصیلات عالی و با مسئولیت اجتماعی آشنایی کامل دارند، بوده است و تعداد ده نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. نمونه گیری تا زمانی ادامه پیدا می کند که فرایند اکتشاف به نقطه اشباع نظری برسد. جامعه آماری پژوهش در مرحله کمی، شامل کلیه کارکنان سازمان بنادر و دریانوردی بوده است. تعداد 166 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای بر اساس رده سازمانی از بین کلیه کارکنان انتخاب گردید. برای گردآوری داده ها در بخش کمی از پرسش نامه محقق ساخته با 72 گویه استفاده و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی بر اساس روش حداقل مربعات جزئی و نرم افزار SMART PLS استفاده شد. انجام کدگذاری های سه گانه باز، محوری و انتخابی، منجر به شکل گیری 150 کد مفهوم انتزاعی و 22 مقوله کلی شد. بر اساس نتایج بدست آمده از مدل نهایی، عوامل مداخله گر تاثیر منفی و معناداری بر راهبردها دارد؛ در حالی که تاثیر شرایط علی بر راهبردها مثبت و معنی دار بوده است. همچنین شرایط زمینه ای اثر مثبت و معناداری بر راهبردها دارد و همچنین راهبردها نیز اثر مثبت و معناداری بر پیامدها دارد.
مسئولیت اجتماعی سازمانها تاکنون در گرایشات مختلف علمی مورد بحث و پژوهش قرار گرفته است، لیکن تاکنون در علم جامعه شناسی که خود را داعیه دار بررسی مسائل اجتماعی در جهت کاهش این مسائل می داند، تحقیقی کاربردی با توجه به نظریات این علم صورت نپذیرفته است که نویسنده در این نوشتار در صدد آن است که این مفهوم جدید و در عین حال پراهمیت را از منظر علم جامعه شناسی بسنجد. امروزه سازمانها علاوه بر انجام وظایف سنتی خود به انجام فعالیتهای دیگری نیز مکلف شده اند که از آن بعنوان مسئولیت اجتماعی سازمانها یاد می شود. مسئولیت سازمانها نسبت به جامعه و عامه مردم فراتر از ارائه خدمت و تهیه کالاست. سازمانها باید این مسئولیت را حس کنند که مشکلات جامعه بخشی از مشکلات آنان به شمارمی آید و باید بخشی از امکانات مالی و انسانی خود را در این راه بکار گیرند . جامعه آماری تحقیق حاضر مشتریان بانک ملت در شعب شهر تهران با تعداد نامحدود و حجم نمونه 384 نفر می باشد و روش نمونه گیری مشتریان نمونه گیری در دسترس تعیین گردید. این تحقیق از نوع توصیفی (پیمایشی) می باشد و به بررسی مقایسه ابعاد مسئولیت اجتماعی در میان مشتریان بانک ملت بر اساس مدل کارول شامل ابعاد اقتصادی ، قانونی ، اخلاقی و بشردوستانه می پردازد . نتایج تحقیق حاکی از پایین بودن بعد بشردوستانه نسبت به سایر ابعاد مسئولیت اجتماعی می باشد .
تحولات اجتماعی یکی از عرصه های مهم تحقیق در علوم اجتماعی به شمار می روند. پدیده طلاق توافقی در جامعه ایرانی یکی از مصادیق تحول در نهاد خانواده و ازدواج است. در این مقاله سعی شده تا روند تغییرات این پدیده با چگونگی ساخت یابی اجتماعی آن فهم و تحلیل شود. برای این منظور از رویکرد «واقع گرایی تحلیلی» و به طور خاص «نظریه اراده گرایانه کنش» تالکوت پارسنز جامعه شناس ساختارگرای آمریکایی بهره گرفته شد. روش مورد استفاده در این تحقیق، کیفی و از نوع تحلیل ثانویه بوده و برای گردآوری داده ها از پیمایش ها و تحقیقات پیشین بهره گرفته شده است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که طلاق توافقی متأثر از دو ساحت عینی و ذهنی ساخت اجتماعی می یابد. ساحت ذهنی آن مربوط به تحول در الگوهای همسرگزینی و تغییر در ساختار اقتدار خانواده و ساحت عینی آن مربوط به اطاله دادرسی دعاوی خانوادگی در دادگاه های خانواده و نیز زیست جهان جنسی دنیای امروز می گردد.
زمینه و هدف عدم جواز بازداشت اشخاص، قاعده ای بنیادین و مبتنی بر اصل احترام به آزادی آنهاست. اما گاهی بازداشت شهروندانِ مظنون به ارتکاب جرائم پیش بینی شده در قانون در فرض تحقق شرایط قانونی، برای صیانت از نظم و منافع عمومی ضرورت دارد. برخی از بازداشت شدگان پس از انجام تحقیقات مقدماتی با قرار منع پیگرد یا حکم برائت مواجه می شوند و عدالت ایجاب می نماید که خسارت وارد بر آنها در دوران بازداشت جبران شود. هدف از این مقاله، بررسی شرایط، تدابیر و معیارهای جبران خسارت ناشی از بازداشت های ناروا یا ناموجه می باشد. پرسش اساسی این است که قلمرو و معیار مسئولیت دولت، مقام قضایی یا ضابطین دادگستری در جبران خسارات ناشی از بازداشت های ناروا چگونه تعیین می شود؟ روش شناسی روش پژوهش در این مقاله، توصیفی تحلیلی است و زمینه قانونی و تشریفات مربوط به رسیدگی به درخواست جبران خسارت ناشی از بازداشت های ناروا و ناموجه تحلیل و ارزیابی خواهد شد و از رهگذر آن چالش های موجود در نظام عدالت کیفری ایران نمایان خواهد شد. یافته ها و نتایج بازداشت اشخاص با دستور مقام قضایی و از سوی ضابطین دادگستری انجام میشود. اصل استقلال قضایی ایجاب می نماید که مأمورین انتظامی و سایر ضابطین قضایی، دستور بازداشت را قانونی فرض کنند.
نگاه متفاوت فلاسفه مسلمان به مبانی معرفتی، ظرفیت های متمایزی برای تولید علوم اجتماعی فراهم آورده است. ظرفیت های روش شناختی عقل و نقل در سه عرصه: موضوع و غایت، مبانی معرفتی و نظریه های علوم اجتماعی از منظر استاد جوادی آملی، مورد توجه قرار گرفته است. چارچوب مفهومی پژوهش حاضر، روش شناسی بنیادین و روش آن، تحلیلی است. توجه به پدیده های اجتماعی خُرد و کلان در عرصه موضوع، عدم إنحصار علم به روش تجربی و کثرت گرایی تداخلی روشی، پذیرش وجود جامعه در کنار اصالت فرد و قانون مندی جامعه و همچنین پذیرش انواع انسان از جمله ظرفیت های روش شناختی رویکرد مذکور است که طرح سه گونه تعاملات اجتماعی: استثماری، قراردادی و عاقلانه؛ تقسیم فرهنگ به سه مُدل: استثماری، قراردادی که تحت عنوان فرهنگ سکولار از آن نام برده می شود و فرهنگ متعالی؛ تقسیم جامعه به استبدادی، دموکراتیک و متمدن، در زمره ظرفیت های مبانی انسان شناختی آن است. امکان دستیابی به انواع نظریه های عقلی شامل: نظریه های تجریدی، نیمه تجریدی، تجربی، شهودی و نظریه های نقلی در تولید علم اجتماعی اسلامی نیز از جمله ظرفیت های عقل و نقل در عرصه نظریه پردازی است.
در این مقاله، عنصر مسلط در فیلم «ماهی و گربه» (1392) ساخته شهرام مکری با توجه به نظریات فرمالیست های روسی بررسی شده است. بدین منظور از مفهوم پیشنهادی یاکوبسن یعنی «عنصر مسلط» و سپس از نظرات نئوفرمالیست ها استفاده کرده و آن را برای تعین بخشی به معنا بسط داده ایم. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی بوده و در آن، از «توصیف همبستگی» برای تحلیل ارتباط میان خرده روایت ها و «رنگ» برای دستیابی به سطوحی از معنا استفاده شده است. تجزیه فیلم به نماها و تحلیل آنها در فیلم «ماهی و گربه» ما را به این نتیجه می رساند که رنگ قرمز، به عنوان یکی از مهمترین عناصر مسلط، نقش تعیین کننده ای در معنای نهایی این فیلم دارد. این عنصر، نه تنها بر سایر سازه ها و عناصر زیباشناختی، تأثیرگذار است، بلکه بین خرده روایت های فیلم- با دو انشعاب روایی در پیرنگ- هماهنگی و اتحاد برقرار می کند. بدین ترتیب، رنگ قرمز به واسطه طرح واره های تصویری در برهمکنش با سایر عناصر، مخاطب را به سوی معنای نهایی فیلم سوق می دهد. این رنگ علاوه بر تعلق به موارد ارجاعی در جهان، با توجه به ارتباط با عناصر معمایی تعلیق و هیجان، ترس و انتظار حادثه ناگوار را نیزالقا می کند.
پرورش مهارت های تفکر انتقادی به عنوان یکی از رسالت های مهم نظام آموزشی محسوب می شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مرتبط با تفکر انتقادی دانشجویان علوم اجتماعی و مقایسه آن با میزان این مهارت در بین دانشجویان مددکاری اجتماعی صورت گرفت. در پژوهش حاضر از نظریه های شناختی، فراشناختی و برساخت گرایی اجتماعی به عنوان چارچوب نظری بهره گرفته شد. روش پژوهش، پیمایشی و جامعه آماری آن، دانشجویان کلیه مقاطع تحصیلی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی است. روش نمونه گیری از نوع طبقه ای است. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته و سنجش تفکر انتقادی کالیفرنیا فرم ب استفاده شده است. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون های آماری؛ ضریب همبستگی پیرسون، t مستقل و ANOVA با بهره گیری از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد که بین سطح پایگاه اقتصادی- اجتماعی و عملکرد تحصیلی دانشجویان با میزان تفکر انتقادی آن ها رابطه معناداری وجود ندارد. اما بین متغیرهای؛ جنسیت، سال ورود به دانشگاه، مقطع تحصیلی و وضعیت تأهل دانشجویان با میزان تفکر انتقادی آن ها رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بین میزان تفکر انتقادی دانشجویان رشته مددکاری اجتماعی و سایر رشته های علوم اجتماعی تفاوت معناداری به دست نیامد. در مجموع نتایج این مطالعه نشان داد که با وجود اهمیت تفکر انتقادی برای دانشجویان علوم اجتماعی و به خصوص جایگاه این مهارت برای مددکاران اجتماعی ، به طور کلی توانایی دانشجویان در استفاده از مهارت های تفکر انتقادی اندک است.
در این نوشتار، ابتدا برای واقعیت پدیدار، هفت ویژگی بر اساس دیدگاه های فلسفی هوسرل بیان می گردد. پس از آن، روش پدیدارشناسی ای که هوسرل متناسب با ویژگی های پدیدارها به کار می گیرد تا آنها و ذات آنها را بشناسد، صورت بندی شده و ابعاد و مراحل این روش تبیین می شود. در ادامه چهار ویژگی ای که فلسفه صدرالمتالهین برای پدیدارها قائل است، ذکر می گردد و سپس روش پدیدارشناسی ای که می تواند پدیدارها را - با تعریفی که فلسفه متعالیه از پدیدار ارائه می دهد - توصیف کند، از فلسفه متعالیه استنباط می شود و در نهایت مراحل و ویژگی های متفاوتی که این روش بر اساس فلسفه متعالیه پیدا کرده و از روش پدیدار شناسی هوسرل متمایز می گردد، تبیین شده و به توانایی های پدیدارشناسی بازسازی شده بر اساس فلسفه صدرالمتالهین اشاره خواهد شد.
رفاه همواره به عنوان یکی از دغدغه های اصلی دولتمردان و سیاست گذاران در جوامع و کشورهای مختلف جهان بوده است و کشور ما ایران از این وضع مستثنی نیست. در این پژوهش به تحلیل شاخص رفاه آمارتیا سن پرداخته شده است. روش پژوهش از نوع کمی- تحلیلی بوده است و با استفاده از شاخص های گروه های هشت گانه هزینه به بررسی عوامل مؤثر بر رفاه و کیفیت زندگی در کلان شهر شیراز پرداخته شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که با در نظر گرفتن در سال 1385 سهم مواد خوراکی؛ پوشاک و کفش؛ مسکن و متعلقات آن؛ لوازم و خدمات مورد استفاده خانوار؛ بهداشت و درمان؛ حمل ونقل و ارتباطات؛ تفریحات و خدمات فرهنگی خانوار؛ کالاها و خدمات متفرقه از رفاه خانوار به ترتیب،0.3162، 0.0438، 0.4008، 0.0344، 0.0650، 0.0669، 0.0242 و 0.0595 به دست آمده است. این مقادیر برای سال 1395 به ترتیب 0.2782، 0.0553، 0.3634،0.0410، 0.0590، 0.0900، 0.0349 و 0.0705 به دست آمده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که هزینه های مسکن و متعلقات آن بیش از سایر گروه های هزینه، رفاه خانوارهای شیراز را تحت تأثیر قرار داده است و پس از گروه مسکن، مواد خوراکی بیش از سایر گروه های هزینه، رفاه را تحت تأثیر خود قرار داده است.
مطابق نظریه گذار جمعیت شناختی دوم، در جوامع معاصر طیف فزاینده ای از شکل های نوظهور خانواده مشاهده می شود. موضوع محوری این پژوهش، مطالعه این شکل های نوظهور در قالب مؤلفه های چهارگانه مشتمل بر خانواده بی فرزندی، خانواده تک فرزندی، خانواده تک والدی و زندگی مشترک بدون ازدواج است. تلاش شده است شواهد پژوهشی سبب شناخت بهتر برخی از مهم ترین الگوها و تعیین کننده های مرتبط با چگونگی نگرش نسبت به این مؤلفه های چهارگانه شوند. مباحث این مقاله بر تجزیه و تحلیل های یک بررسی پیمایشی مبتنی اند و جمعیت نمونه آن را در کل تعداد 4267 نفر مردان و زنان 15ساله و بالاتر ساکن در نقاط شهری و روستایی شهرستان های منتخب ایران تشکیل داده اند. تجزیه و تحلیل های اولیه نشان دهنده چهار الگوی کلی است؛ اول اینکه، میزان نگرش مثبت به الگوی خانواده بی فرزندی بسیار اندک (کمتر از 2 درصد) است. دوم اینکه، حدود یک دهم جمعیت مطالعه شده به الگوی خانواده تک فرزندی نگرش مثبت دارند. الگوهای سوم و چهارم نیز به خانواده تک والدی و زندگی مشترک بدون ازدواج یا زوج زیستی مربوط اند و حدود یک پنجم جمعیت مطالعه شده نسبت به این شکل های نوظهور خانواده نگرش مثبت دارند. در عین حال، این الگوهای کلی به طور معناداری از سه دسته عوامل تعیین کننده شامل متغیرها و تعیین کننده های جمعیت شناختی پایه (مانند محل سکونت، وضعیت تأهل، سن و سطح تحصیلات)، متغیرهای مرتبط با مؤلفه های دین و دینداری و متغیرهای معطوف به نگرش جنسیتی تأثیر می گیرند. مطابق نتایج تحلیل های چندمتغیره، متغیرهای مستقل پژوهش مشتمل بر جنسیت، محل سکونت، گروه سنی، تحصیلات و وضعیت تأهل 5/16 درصد از تغییرات نگرش به خانواده تک والدی، 5/17 درصد از تغییرات نگرش به تک فرزندی و ۱9 درصد از تغییرات نگرش به زوج زیستی را تبیین می کنند. در مجموع، یافته های این پژوهش در چارچوب الگوی دوگانه سنت گرایی – نوگرایی جمع بندی و تبیین می شوند؛ یعنی هرچه جنبه نگرش سنتی ضعیف تر و بر قوت نگرش مدرن و غیرسنتی افزوده شود، میزان نگرش مثبت به شکل های نوظهور خانواده تشدید می شود.
در چهل سال اخیر، درباره «غیرعملی بودن»، «عدم مشروعیت» و «ناکارآمدی» سیاستگذاری دین در دانشگاه، به علل و دلایل متعددی اشاره شده است. مقاله حاضر بدون کم اهمیت جلوه دادن علل و دلایل مذکور، ضعف «اخلاق مسئولیت» نهاد سیاستگذاری را پررنگ یافته، معتقد است بسیاری از سوء ظن ها، نارضایتی ها و مخالفت ها و از دیگرسو، ناکامی های اسلامی سازی دانشگاه ها، ناشی از ضعف اخلاق مسئولیت نهاد سیاستگذاری است. نگارنده با طرح یک پرسش اصلی و شش پرسش فرعی، به روش قیاسی و استقرایی، به تحلیل کیفی مضمون سند دانشگاه اسلامی (مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی سال 1392) پرداخته، نشان خواهد داد سیاستگذاری دین در دانشگاه بر پایه «اخلاق مسئولیت» تدوین نشده است. اما این که سند مذکور بر پایه «اخلاق باور» تنظیم شده است یا نه، مستلزم بررسی مستقل دیگری است.
"در رسانههای دنیای امروز، زبان، نقشی بنیادین ایفا میکند و محوریترین و مهمترین ابزار برقراری ارتباط با مخاطب را شکل میدهد.
در یک نگاه کلی، میتوان از دو دیدگاه به مفهوم زبان در رسانه نگریست که یکی در دل آن دیگری جای میگیرد. در نگاه عام، زبان مجموعه رمزگانی است که در چارچوب قواعد و قراردادهایی ویژه از هر نظام نشانهشناختی، برقراری ارتباط میان فرستنده و گیرندة پیام را امکانپذیر میسازد. در این تلقی از مفهوم زبان، که زیربنای تمامی ارتباطات انسانی را تشکیل میدهد، هیچ گونه ارتباطی میان رسانه و مخاطبان، خارج از چارچوب جهان زبان پدید نمیآید.
از همین رهگذر است که زبان تصویر، زبان موسیقی، زبان علائم گوناگون، زبان گفتار و حتی زبان سکوت یا ترکیبی از اینها، همگی به تناسب موقعیت در رسانهها و به طور کلی در دنیای ارتباطات بشری کاربرد یافتهاند. در این معنی، زبان، مسلما قدمت بیشتری نسبت به مفهوم خاص زبان، یعنی گفتار و نوشتار دارد؛ اما در عرصة دانشهای بشری، رویکرد علمی به بررسی فرآیندهای این گونه نظامهای دلالتگری به عنوان مجموعهای قاعدهمند از نشانهها، سابقهای چندان طولانی ندارد.
اما زبان در مفهوم خاص (و رایج) خود، به عنوان ابزار سخن گفتن از طریق گفتار یا نوشتار، کهنترین و پیچیدهترین نظام قراردادی دلالتگری ایجاد شده توسط انسان است که در سطوح مختلف؛ از کلیتی متجانس به عنوان نظام کلی زبان (لانگ) گرفته تا کاربرد فردی آن در سطح گفتار (پارول)؛ در گونههای مختلف از جمله گونة فردی، سنی، شغلی، جنسیتی، جغرافیایی، اجتماعی و اقتصادی و ...؛ در سبکهای متفاوت همچون معیار و غیرمعیار، رسمی و غیررسمی، نوشتاری و گفتاری و ... به کار میرود. همین مفهوم خاص زبان است که تحت تاثیر عوامل مختلف تاریخی، جغرافیایی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، به مرور زمان، نزد هر قوم و ملتی به کلیت مستقل و دارای هویت منحصر به فردی تبدیل شده است که در کنار نمادهای اصیل بومی و ملی آن قوم، به عنوان زبان ملی شناخته میشود.
رسانه از زبان در هر دو مفهوم فوق، استفاده میکند. از سویی با بهرهگیری از فرآیندهای مختلف دلالت در نظامهای نشانهشناختی ویژه، به تولید و انتشار «متن» در مفهوم کلی و وسیع آن میپردازد و در این راستا امکانات گوناگون دیداری و شنیداری از جمله تصویر، گفتار، موسیقی، نوشتار، صداهای محیطی و ... را برای برقراری ارتباط با مخاطبان به خدمت میگیرد؛ و از دیگر سو، بخش عمدهای از «متن»های تحقق یافته در عرصة رسانه، چه در شکل دیداری و چه در شکل شنیداری، در قالب زبان به مفهوم خاص آن (و در رسانة صدا وسیما در قالب زبان فارسی) شکل میگیرد. این گونه است که در رسانههای شنیداری چون رادیو، به علت فقدان تصویر و نشانههای دیداری، وابستگی به زبان گفتار، وابستگی عمیقتری است چنان که رادیو، بدون زبان، ماهیت خود را تقریبا به طور کامل از دست میدهد. در تلویزیون نیز، همچنان که در بیشتر ارتباطات انسانی، زبان گفتار در غالب اوقات، نقش اصلی را ایفا میکند؛ مگر آن که در شرایط ویژه، اقتضای فرآیند ارتباطی، بهرهگیری فرستندة پیام از رمزگان یا زبانی متفاوت با زبان گفتار و نوشتار (همچون موسیقی، تصویر و ...) را ایجاب کند.
این شماره از فصلنامة پژوهش و سنجش به موضوع «رسانه و زبان فارسی» اختصاص یافته است. بنابراین محور اصلی مطالب این شماره را مفهوم خاص زبان یعنی زبان گفتار و نوشتار تشکیل میدهد. امروزه اهمیت و حساسیت جایگاه زبان فارسی در رسانة ملی بر کسی پوشیده نیست. پیش از این نیز صاحبنظران بسیاری با دیدگاههای انتقادی، توصیفی، تجویزگرایانه و ... از جنبههای مختلف به این مقوله پرداختهاند و برخی از جوانب آن را واکاوی کردهاند. با این حال در مقالات این شماره از فصلنامه سعی شده است مسائلی که تا کنون کمتر بدانها پرداخته شده یا چالشهای نوظهوری که در عرصة کاربرد زبان فارسی در رسانههای امروز و بویژه رسانة ملی پدید آمدهاند، مورد بحث قرار گیرند.
زبان فارسی به عنوان یکی از مهمترین نمادها و نمودهای اتحاد ملی، شایستة توجه ویژه است. حرکت به سوی دستیابی به جایگاه مناسب زبان فارسی در رسانة ملی و ایفای نقش رسانه به عنوان یکی از مهمترین متولیان برنامهریزی زبان در جامعه، دغدغهای اساسی است که فصلنامة پژوهش و سنجش میکوشد با طرح مباحثی در این باره، توجه جدیتر پژوهشگران و صاحبنظران را به موضوع جلب کند و زمینة انجام مطالعات گستردهتر و بنیادیتر در این حوزه را فراهم نماید.
"
Purpose: The current study was conducted to discover the possible relationship between self-esteem and the productive skills of EFL learners in Iran across genders. Methodology: The design of the study was ex post facto or correlational design. Three instruments were used for data collection in the present study. A language proficiency test (Oxford Placement Test (OPT)) to measure the participants’ proficiency level, Cooper smith Self-Esteem Inventory and finally two tests of speaking and writing adopted from Preliminary English Test (PET). To begin the study, with the purpose of clearing the language proficiency level of the learners, the researchers gave all learners a language proficiency test in Payame Noor University in Tabriz. After the test, 52 candidates whose test scores were between one SD below and above the mean finally were selected as the homogeneous sample for further data collection. Then some parts of the data were collected by Copper smith's self-esteem questionnaire to find out the participants’ self-esteem. Finally the last part of the data which was the participants’ productive skills was gathered by two tests of speaking and writing adopted from PET. To test all the research hypotheses in the current study, the researchers run Pearson correlation analysis as the chief statistical analysis. Findings: The results indicated that, there was significant relationship between the self-esteem and productive skills of the learners in both genders. Conclusion: feelings of competence, confidence and good directedness influence learners’ performance. It means that, self-esteem could have a significant impact on the learners’ learning processes.