این تحقیق کوشش دارد، فارغ از نگاه آسیب شناسی به بازی های رایانه ای، راه کارهای توسعه آموزش های فرهنگی از طریق بازی رایانه ای با تأکید بر گیمیفیکیشن را بررسی نماید. این روش به معنای استفاده از شیوه های بازی در محیط های غیر مرتبط با بازی های رایانه ای است که از جدیدترین شیوه های مورداستفاده کمپانی های بزرگ دنیا است. از میان نظریه های یادگیری، نظریه یادگیری مشاهده ای بندورا به عنوان نظریه محوری و از نظریه های بازی، نظریه گارنیه و مدل انگیزشی کلر انتخاب شده است. بر این اساس، پرسشنامه ای برای پاسخگویی نخبگان این حوزه، اعم از تولیدکنندگان، کارشناسان و صاحب نظران بازی، تدوین شد که در پنج بخشِ مشخصات فردی، میزان اهمیت عناصر بازی در آموزش و یادگیری، میزان اهمیت مؤلفه های آموزش و یادگیری دربازی های رایانه ای، میزان ارتباط عناصر بازی و مؤلفه های یادگیری و میزان اهمیت عناصر مداخله گر در آموزش به ایشان ارائه گردید. یافته های به دست آمده نشان می دهد که در آموزش های فرهنگی بیشترین میزان اهمیت از میان عناصر بازی مربوط به «گیم پلی و کارگردانی روند بازی» است و نیز در تحلیل میزان رابطه عناصر بازی و مؤلفه های یادگیری، بیشترین میزان همبستگی مربوط به رابطه عنصر «امکان گروهی بازی کردن» با مؤلفه «برانگیختن حس رقابت پذیری» است. درتولید بازی های رایانه ای توجّه بیشتر بر کدام مؤلفه بیشترین تأثیر را بر مخاطب از منظر فرهنگی دارد؟ ارائه پیشنهادهای کاربردی به مدیران فرهنگی کشور، پیشنهاد معادل فارسی جدید برای این عبارت و نیز ارائه میزان ارتباط بین عناصر بازی و مؤلفه های آموزش و یادگیری از نوآوری های این پژوهش است.
مفهوم سرمایه اجتماعی یکی از مهم ترین مفاهیمی است که در حوزه های گوناگون، به ویژه در حوزه سازمانی مورد استفاده قرار گرفته است. برخی از اندیشمندان علوم اجتماعی و رفتاری بر این باورند که سرمایه اجتماعی به مثابه یکی از اشکال جدید سرمایه، نقش مؤثّری در اثربخشی افراد دارد. از این رو، هدف اصلی این مقاله، برّرسی تأثیر سرمایه اجتماعی بر اثربخشی فردی کارمندان بانک است. جهت دست یابی به این هدف، چهارچوب نظری تحقیق براساس نظریه سرمایه اجتماعی جیمز کلمن، تنظیم و براساس آن فرضیه های تحقیق مطرح شد. جامعه آماری این تحقیق شامل کارمندان بانک شهر سنندج بود که با استفاده از روش نمونه گیری تلفیقی طبقه ای و تصادفی ساده ۲۲۰ نفر از آن ها انتخاب شد. جهت انجام تحقیق و گردآوری داده ها نیز از روش پیمایشی و ابزار پرسش نامه بهره گرفته شد. نتایج به دست آمده نشان داد که میزان هم بستگی بین سرمایه اجتماعی و اثربخشی فردی برابر با ۴۵۸/۰ است و متغیّر مستقل «سرمایه اجتماعی» به تنهایی حدود ۲۱ درصد از تغییرات اثربخشی فردی کارمندان را تبیین می کند. در مورد ابعاد سرمایه اجتماعی نیز نتایج بیان گر آن است که «اعتماد اجتماعی» دارای بیش ترین ضریب هم بستگی (۴۱۶/۰) و ضریب تأثیر (۲۹۱/۰) بر اثربخشی فردی است و در اولویت های بعدی نیز به ترتیب، متغیّرهای تبادل نظر و هنجارهای هم یاری قرار دارند. بنابراین، نتایج تحقیق نشان می دهد که بین سرمایه اجتماعی و اثربخشی کارمندان رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد و سرمایه اجتماعی یکی از عوامل مؤثّری است که در راستای اثربخشی فردی کارمندان بانک، نقش مهمّی را ایفا می کند.
"مقاله حاضر جستاری است دربارة چگونگی طرح و اولویت یافتن اخبار مربوط به بیماری ایدز در رسانههای امریکا.
نویسنده، ابتدا به زمینههای بروز این بیماری در سانفرانسیسکو و طرح توأم با تاخیر اخبار آن در رسانههای این ایالت اشاره میکند و سپس مراحل عبور این اخبار را از دو قطب اساسی تعیین اولویت خبر در امریکا؛ یعنی روزنامة ملی نیویورک تایمز و کاخ سفید شرح میدهد.
اخبار مربوط به ایدز در سال 1981 برای اولین بار، در رسانههای سانفرانسیسکو طرح شد اما تا سال 1985 که رسانههای سراسر امریکا، به تبعیت از روزنامة نیویورک تایمز به برجستهسازی اخبار این بیماری مبادرت کردند، توفیق طرح و برجستهسازی در رسانههای ملی امریکا را نیافت!!
" رسانههای امریکا، ایدز، برجستهسازی، کاخ سفید، نیویورک تایمز.
عوامل متعددی ممکن است در قانونمند بودن افراد و یا گریز آن ها از موازین قانونی در جامعه تأثیرگذار باشند. هدف این مقاله بررسی میزان گرایش به قانون گریزی و رابطه آن با میزان مشارکت اجتماعی و میزان کنترل اجتماعی است. پژوهش با روش پیمایش و در مورد ساکنان 45-18 ساله شهر یاسوج انجام شده است. با استفاده از جدول لین و روش نمونه گیری تصادفی از نوع طبقه ای- چند مرحله ای، 381 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته بود که برای تعیین اعتبار آن از اعتبار سازه به روش تحلیل عاملی و برای تعیین پایایی از همسانی درونی به روش آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین میزان مشارکت اجتماعی و گرایش به قانون گریزی رابطه معکوس و معناداری وجود دارد؛ در حالی که بین میزان کنترل اجتماعی و متغیر وابسته رابطه معنادار وجود ندارد. بین استفاده از رسانه های جمعی و گرایش به قانون گریزی رابطه معناداری وجود دارد. همچنین، مردان و افراد مجرد،نسبت به زنان و افراد متأهل گرایش بیشتری به قانون گریزی، داشته اند. در مجموع، متغیرهای تحقیق، 4/23 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین نموده اند.
داستان های مصور و انیمیشن در ژاپن، از سال های پیش از جنگ جهانی دوم تاکنون نقش پویایی در گفتمان ملی گرایی این کشور ایفا کرده اند. در دوران جنگ، این رسانه ها برای ترغیب جوانان به شرکت در جنگ و تقویت روحیه عمومی به کار گرفته شدند. در سال های پس از جنگ نیز به منزله ابزار قدرتمندی برای تسکین زخم های حاصل از شکست عمل کرده اند. این پژوهش بر آن است تا با انجام مطالعه ای تاریخی، قدرت احتمالی این رسانه های تصویری را در جامعه ژاپن ارزیابی کند و سپس به کنکاشی برای پاسخگویی به این پرسش بپردازد که رسانه انیمیشن در ایران، به چه میزان توانسته است در گفتمان هویت ملی مشارکت داشته باشد. بر مبنای یافته های این مطالعه تطبیقی، می توان دریافت که هنر داستان مصور به منزله رابط میان کاریکاتورهای سیاسی و رسانه انیمیشن، حلقه گمشده ای است که عدم رشد درخور آن در ایران، یکی از عوامل عدم ورود مضامین اجتماعی و سیاسی به عرصه انیمیشن شده است.
با توجه به گسترش شبکه های اجتماعی و ماهواره ای، خطر فراموشی فرهنگ های بومی ایران بیش از پیش احساس می شود. از آنجایی که یکی از کارکردهای رسانه، انتقال میراث فرهنگی و از اهداف تأسیس شبکه های استانی توجه و پرداختن به مظاهر فرهنگ ها و هویت بومی است، هدف اصلی این پژوهش شناخت رابطه بین تماشای شبکه استانی مازندران با درونی شدن فرهنگ بومی این استان است. روش تحقیق این مقاله، پیمایشی است. جامعه آماری افراد بالای 15 سال ساکن شهر ساری است که تعداد 400 نفرازآنها با استفاده از فرمول کوکران به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند . با توجه به یافته های تحقیق، ماهیت رابطه میان میزان تماشای شبکه تلویزیونی استان مازندران و درونی شدن فرهنگ بومی این استان رابطه ای مستقیم و بسیار قوی است.