فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۸۶۱ تا ۱۶٬۸۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۹۵ مورد.
رابطه ی سبک های دلبستگی و کیفیت زندگی دانشجویان دانشگاه پیام نور ملایر
منبع:
دانش انتظامی همدان سال دوم بهار ۱۳۹۴ شماره ۱ (پیاپی ۴)
113 - 129
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه ی سبک های دلبستگی و کیفیت زندگی دانشجویان دانشگاه پیام نور شهرستان ملایر بود. آزمودنی ها 150 نفر (90 نفر دختر و 60 نفر پسر) بودند که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردیدند. ابزارهای پژوهش، مقیاس دلبستگی بزرگسالان (RAAS) و پرسشنامه ی کیفیت زندگی (QLQ) بودند. پایایی این پرسشنامه ها با استفاده از روش آلفای کرونباخ 75 /0 محاسبه گردید. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون در سطح 05/0= α نشان داد که بین سبک دلبسته ی ایمن و کیفیت زندگی دانشجویان رابطه ی مثبت معناداری وجود دارد اما بین سبک های دلبستگی (ناایمن مضطرب دوسوگرا، ناایمن اجتنابگر) و کیفیت زندگی رابطه ی معنادار منفی وجود دارد.
تاب آوری و طراحی الگو واکنش های روانی – اجتماعی بعد از وقوع زلزله تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به طراحی یک الگو فرضی مبتنی بر واکنش های روانی – اجتماعی بعد از وقوع زلزله احتمالی در شهر تهران پرداخته ایم. این الگو فرضی به چهار مرحله ی نارضایتی، ازدحام، شورش و غارتگری تقسیم گردیده است که در هر مرحله عوامل هیجانی شوک، ترس، وحشت، غم، تنفر، احساس ناکامی، خشم، اضطراب و احساس ناامنی به طور مجزا نشان داده شده است. این الگو فرضی خاطر نشان می سازد که پیامدهای روانی - اجتماعی زلزله تهران به دو بخش پرخاشگری – غارتگری و ناامنی – ترک اجباری طبقه بندی می شوند. بخش پرخاشگری – غارتگری نشان می دهد که علاوه بر تلفات ناشی از زلزله، تلفات دیگری ناشی از درگیری های بین پلیس - غارتگران و مردم - غارتگران به وجود خواهد آمد. همچنین بخش ناامنی – ترک اجباری اشاره به مهاجرت بیشتر ساکنین تهران به زادگاه خود برای نجات جان و مال خود دارد، زیرا پیش بینی می گردد که تهران تا دو سال پس از وقوع زلزله قابل سکونت نباشد. در بخش دیگری از مقاله اشاره به مفهوم تاب آوری در زلزله احتمالی تهران می گردد و تمرکز بر این دارد که آموزش تاب آوری و اجرای برنامه های مشترک میان دولت و مردم می تواند به افزایش سطح تاب آوری در جامعه در زمان زلزله منجر گردد. از این رو گمان می رود که با افزایش تاب آوری در سطح جامعه، چهار مرحله فرضی واکنش های روانی - اجتماعی از نارضایتی تا غارتگری هیچ گاه به واقعیت تبدیل نگردد. در آخر، به برخی از ویژگی های افراد و جامعه تاب آور و نقش مسئولیت پذیری پس از بحران پرداخته شده است.
تحلیل کیفی موسیقی مردم پسند و برساخت سرمایه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موسیقی مردم پسند کارکرد های گوناگونی در مناسبات اجتماعی دارد. در این پژوهش سعی شده به این پرسش اساسی پاسخ داده شود که آیا موسیقی مردم پسند باعث ایجاد و افزایش و گسترش سرمایه اجتماعی می شود؟ و از طریق چه سازوکارهایی به تولید سرمایه اجتماعی منجر می شود؟
روش این پژوهش از نوع کیفی است و از استراتژی نظریه زمینه ای (گراندد تئوری) استفاده شده است. داده ها از طریق مصاحبه کیفی عمیق با هجده دانشجو از دانشجویان دانشگاه پیام نور پیرانشهر به شیوه نمونه گیری نظری و هدفمند جمع آوری شد. پس از انجام دادنِ این تعداد مصاحبه، انتخاب نمونه و جمع آوری داده ها تا زمان رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت.
نتایج پژوهش نشان داد شکل گیری تصویر ذهنی مثبت افراد از جهان، به سببِ مصرف موسیقی مردم پسند، به منزله سرمایه ای مهم، نقش مثبتی در مناسبات اجتماعی ایفا می کند. همچنین، موسیقی مردم پسند، به منزله منبعِ حمایت اجتماعی و اعتمادسازی، از طریق تلطیفِ فضای خانوادگی، ایجاد و گسترش آشتی اجتماعی، و نیز بالابردن آستانه صبر و تحمل اجتماعی افرادْ تأثیر بسزایی در ایجاد سرمایه اجتماعی دارد.
ارزیابی وضعیّت اشتغال دانش آموختگان رشته های علوم انسانی و عوامل موثر بر آن (مورد مطالعه: دانشگاه یاسوج)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل اجتماعی جامعه ایران، افزایش بیکاری دانش آموختگان دانشگاهی است که در همه رشته ها به ویژه علوم انسانی، وجود دارد. هدف این پژوهش، بررسی وضعیت اشتغال دانش آموختگان دانشکده علوم انسانی دانشگاه یاسوج و برخی عوامل اجتماعی جمعیّتی مرتبط با آن است. روش پژوهش، پیمایش پیگیری است. جامعه آماری، دانش آموختگان رشته های جامعه شناسی، ادبیّات فارسی، زبان انگلیسی و علوم سیاسی طی سال های92-1389 است که 239 نفرشان به روش نمونه گیری تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. اطلاعات مورد نظر با استفاده از تماس تلفنی با دانش آموختگان و بررسی کارنامه تحصیلی آنها در دانشگاه بدست آمد. براساس یافته های توصیفی تحقیق، 7/37% دانش آموختگان شاغل و 3/62% بیکار بودند. یافته های تحلیلی تحقیق نشان داد، معدّل تحصیلی، محلّ زندگی، جنسیت، دوره های آموزشی پس از دانش آموختگی، کار دانشجویی و نوع گزینش، ارتباط معناداری با اشتغال ندارند. تبیین وضعیت اشتغال براساس مجموع متغیّرهای مستقل به روش رگرسیون لجستیک نشان داد، متغیّرهای رشته تحصیلی، مقطع تحصیلی، انجام کار پژوهشی، علاقمندی به رشته تحصیلی و وضعیّت تحصیلی، بر احتمال اشتغال دانش آموختگان تاثیر معناداری دارند و قادرند 323/0 واریانس آن را تبیین کنند.
ارائه ی برنامه ی آموزشی هوشمند رشته ی خط مشی عمومی، از طریق کاربست مطالعه ی تطبیقی دانشگاه های مطرح جهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با هدف ارائه ی برنامه ی آموزشی هوشمند کارشناسی ارشد ناپیوسته ی خط مشی عمومی در ایران شکل گرفته و در بستر رویکرد تطبیقی رشد کرده است. جهت دستیابی به این هدف، پژوهشگران به دلیل خاستگاه رشته ی خط مشی عمومی، رویکرد تطبیقی را برگزیده و مراحل داده یابی، داده کاوی و اعتباریابی را پیموده اند. در مرحله ی داده یابی، در قالب روش کتابخانه ای و روش نمونه گیری هدفمند، برنامه ی درسی کارشناسی ارشد خط مشی عمومی 15 دانشگاه معتبر جهان را شناسایی و مورد بررسی قرار دادند. در مرحله ی داده کاوی، از طریق کاربست الگوی بردی و در قالب گروه کانونی، اطلاعات جمع آوری شده، بررسی و تحلیل گردید و در مرحله ی اعتباریابی نتایج به 5 نفر از خبرگان منتخب از طریق روش نمونه گیری گلوله برفی در قالب روش دلفی ارائه شده و مورد تأیید قرار گرفت. یافته های پژوهش، در قالب اهداف، تعداد واحد درسی، محور اصلی برنامه ی آموزشی و سرفصل عناوین دروس ارائه شده در دوره های خط مشی عمومی، جای گذاری و تحلیل گردید. یافته ها حاکی از این است که اکثریت دانشگاه ها در دوره ی کارشناسی ارشد خط مشی عمومی، به صورت میانگین بین 28 تا 32 واحد درسی در قالب رویکرد میان رشته ای، حل مسئله ی کاربردی و عملیاتی همراه با یادگیری تئوری های نظری و مبنایی ارائه می دهند. هم چنین یافته ها نشان دهنده ی تفوّق روش های کمّی بر روش های کیفی در دوره های ارائه شده است. درنهایت، برنامه ی آموزشی هوشمند خط مشی عمومی دوره ی کارشناسی ارشد ناپیوسته با ابعاد مبانی خط مشی، خط مشی پژوهی، روش تحقیق، خط مشی عمومی و اداره ی امور عمومی، مباحث منتخب و پایان نامه در 32 واحد درسی ارائه گردید.
تصویر قهرمان در سینمای عامه پسند دهه 1380(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر تلاش شده است با استفاده از نظریه بازتاب در جامعه شناسی سینما، جامعه ایرانی در دهه هشتاد از منظر روحیات غالب بر آن تحلیل شود. این نظریه که هنر را آینه ای برای جامعه می داند به محقق این امکان را می دهد که روحیات مورد نظر را از خلال تصویری که در سینما از قهرمان به تصویر کشیده می شود مورد مطالعه قرار دهد. همچنین رویکرد کلی جامعه شناسی سینما نیز این امکان را فراهم می آورد که میان یافته های حاصل از تحلیل فیلم ها و رویدادهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دهه هشتاد ارتباط برقرار شود و بازتاب این رویدادها در فیلم ها جستجو گردد. روش تحقیق این مقاله کیفی و تکنیک مورد استفاده روایت شناسی ساختاری بارت است که با مطالعه اسنادی برای توصیف وضعیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دهه هشتاد تکمیل شده است. مهم ترین یافته مقاله این است که دو نوع تیپ قهرمان فعال و منفعل در فیلم های عامه پسند دهه هشتاد قابل شناسایی است که اولی در نیمه اول این دهه و دومی در نیمه دوم آن غالب است. به عبارت دیگر در طول دهه هشتاد مهم ترین تغییر رخ داده شده در ویژگی های قهرمان فیلم ها تحول از قهرمان فعال به قهرمان منفعل است.
بررسی پدیدار شناختی سبک معماری ایرانی- اسلامی(مطالعه موردی؛ خانه عباسیان کاشان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معماری به مثابه هنری که تداعی گر عبودیت و توسعه بندگی است، از گذشته جایگاه وحدت و یکپارچگی و وجه تمایز فرهنگ اسلامی ایرانی بوده است. این هنر، اما، با ورود مدرنیته از آماج آن محفوظ نمانده و دستخوش تغییر های محسوس شد. پیامد معماری مدرن مبتنی بر نگرش های راسیونالیسم و پوزیتیویسم، فضاهای تهی و خالی از روح است که گرچه به مدد بالاترین امکانات علمی و فناوری موجودیت یافته، اما گویی هنوز در انتظار نفس مسیحایی است که در آنها روحی بدمد. هستی انسان در ماهیت فضایی و موجودیتش، موجودیتی در جهان و درهم تنیده با آن است؛ لذا، زیست جهان جغرافیایی به خصوص جنبه های فضایی آن، اساس زیست جهان اجتماعی است. انسان با ادراک انفسی فضا به یک «این همانی با فضا» می رسد و هویت خود را در آیینه فضای پیرامونش می بیند. باتوجه به تأثیر های فضا بر نوع ادراک انسانی و غنای معماری ایرانی اسلامی ازیک سو و تحول های مدرن معماری معاصر ایران ازسوی دیگر، مقاله حاضر با مطالعه موردی «خانه عباسیان» به منزله محیطی با عناصر متمایزکننده سبک معماری ایرانی اسلامی و به مدد روش پدیدارشناسی و شیوه های آن ازجمله بررسی اسناد، مصاحبه و مشاهده مشارکتی، ادراک بازدیدکنندگان این خانه را به مثابه کنشگران بررسی انسان شناختی کرده است. ادراک حس آرامش در خانه، ادراک حس معنویت نسبت به سقف های گنبدی، دریافت قابلیت های مکانی خانه در جهت خلوت گزینی، ابراز علاقه مندی به سبک معماری خانه و توانایی کنشگر معاصر بر رمزگشایی از اصل حجاب، نمونه هایی از نتایج تحقیق است
معلولیت؛ نیمه پنهان جامعه: رویکرد اجتماعی به وضعیت معلولین در سطح جهان و ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۵ پاییز ۱۳۹۴ شماره ۵۸
۱۹۴-۱۵۹
حوزههای تخصصی:
مقدمه: معلولیت یا ناتوانی یکی از پدیده های پیدا و پنهان زندگی امروزه بشر است. پیدا از آن جهت که نرخ افراد دارای معلولیت بسیار بالا و در حال رشد است و پنهان از آن جهت که چندان مورد توجه جریان اصلی جامعه و سیاست گذاران اجتماعی نبوده است. در طول تاریخ بشر برخورد با معلولیت شکلهای متفاوتی به خود گرفته و از برخی جهات انسانی تر و از برخی جهات تبعیض گرایانه بوده است. این مقاله در نظر دارد با رویکرد جامعه شناختی به داده های موجود در دو سطح جهانی و ملی، پدیده معلولیت را مورد بررسی قرار دهد و به نوعی آن را به عنوان یک مسئله اجتماعی معرفی کند. مرور انتقادی منابع: آنچه که امروزه در تحقیقات مختلف مشاهده می شود به ویژه در داخل کشور نوعی رویکرد پزشکی و مدیریتی است که دارای نوعی التقاط گرایی است و به پدیده معلولیت به عنوان یک مسئله اجتماعی نظر ندارند. اگرچه اغلب آنها خواهان حل یک یا چند مشکل معلولین هستند اما نتوانسته اند وضعیت معلولین و آثار و پیامدهای مترتب بر آن را در درون نظام اجتماعی ترسیم نمایند. بحث: جمعیت معلولان در سرتاسر جهان رو به افزایش است و بر نیازها و مسائل آنها نیز روز به روز افزوده می شود. جامعه معلولین از حیث دسترسی به فضاهای اجتماعی، آموزش، اشتغال، برابری فرصتها، منابع اقتصادی و بسیاری موارد دیگر در رنج هستند و به کمک و توجه بیشتر مسئولان و سیاست گذاران اجتماعی نیازمندند. این افراد با وجود محدودیتهای مضاعف و متراکم نسبت به دیگر گروهها و اقلیتهای جامعه، در نظام سیاست گذاری و برنامه ریزی کمتر لحاظ شده اند و مسائل آنها به خوبی شناسایی نشده است
ارتقای کیفیت زندگی با رویکرد دانشجومحور: معرفی مدلی برای پیشگیری از اختلال مصرف مواد در دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۵ زمستان ۱۳۹۴ شماره ۵۹
۱۶۹-۱۸۶
حوزههای تخصصی:
مقدمه: برای پیشگیری از آسیبهای اجتماعی نظیر اعتیاد در دانشجویان که گروه سرآمد، مطالبه گر، و مطلعی هستند، روشهای متفاوتی را باید در پیش باید گرفت. این تفاوت، به ویژه در دانشجویان رشته های پزشکی که آشنایی بیشتری با مواد و آثار آنها دارند، برجسته تر می شود. تجربه اجرای برنامه های مشابه قبلی نیز در طراحی این روش باید مدنظر قرار گیرد. این مطالعه در جستجوی راهی برای دستیابی به این هدف انجام شده است. روش: هدف و سابقه اقدامات قبلی همراه با مروری بر وضعیت اعتیاد در دانشجویان و نیز مطالعات انجام شده در مورد عوامل سبب شناختی اعتیاد در این گروه، با 30 نفر از صاحبنظران حوزه آسیبهای اجتماعی و سلامت روان که در اجتماعات دانشجویی سابقه فعالیت پیشگیرانه یا تحقیق در این زمینه را داشتند، درمیان نهاده شد و نظرات آنها با پست الکترونیک از اردیبهشت 1393 تا شهریور 1394 طی 3 دور مطالعه دلفی جمع آوری و در قالب یک مدل تدوین شد. یافته ها: برای پیشگیری از اعتیاد و دیگر آسیبهای اجتماعی در دانشجویان، 9 اصل را مبنا باید قرار داد. از مهم ترین اصول این مدل، تأکید بر کیفیت زندگی به جای اعتیاد و آسیب اجتماعی، طراحی مداخلات با مشارکت دانشجویان و همکاری بین بخشی، و توجه به تفاوتهای منطقه ای است. همچنین ده گام برای اجرای مدل دانشجومحور استخراج شد که از جمله آنها می توان به تشکیل تیم و یا تیمهایی متشکل از افراد کلیدی دانشگاه، ارائه آموزشهای لازم، بررسی کاستیها و داشته ها، طراحی و تدوین طرحهای مداخله ای اشاره کرد. تحلیل وضعیت، طراحی مداخله، پایش و ارزشیابی با روش مشارکتی نیز از مهم ترین گامهای اجرای این مدل است. بحث: استفاده از طیف وسیعی از متخصصان حوزه پیشگیری از اعتیاد در دانشجویان، استفاده از رویکردهای مشارکتی و پوشش نقاط ضعف مدلهای قبلی پیشگیری، می تواند این مدل را به مدل مناسبی برای ارتقاء کیفیت زندگی دانشجویان تبدیل کند.
رابطه مصرف رسانه ای و سرمایه فرهنگی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۵ زمستان ۱۳۹۴ شماره ۵۹
۱۸۷-۲۱۹
حوزههای تخصصی:
مقدمه: از مهمترین شاخصهای تأثیر گذار بر شکل گیری سرمایه فرهنگی امکان دسترسی به رسانه هاست که مقاله حاضر با استفاده از نظریه شکاف آگاهی، به بررسی رابطه بین مصرف رسانه ای و سرمایه فرهنگی می پردازد. روش: تحقیق حاضر با روش پیمایش در بین 188 نفر از دانشجویان صورت گرفته است. یافته ها: بین مصرف رسانه ای (چاپی، الکترونیکی و دیجیتالی) و سرمایه فرهنگی (ذهنی، عینی و نهادی) رابطه وجود دارد. ضمن اینکه کلیه ابعاد رسانه با ابعاد ذهنی و نهادی سرمایه فرهنگی رابطه مثبت دارند، اما رابطه رسانه های چاپی با سرمایه فرهنگی منفی است. بحث: نابرابری مصرف رسانه ای موجب نابرابری اطلاعاتی در بین مردم و نابرابری در مصرف فرهنگی آنان می گردد
رفتارهای پُرخطر در بین دانش آموزان نوجوان دختر و پسر شهر تهران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۵ تابستان ۱۳۹۴ شماره ۵۷
55-31
حوزههای تخصصی:
مقدمه: رشد سریع جسمانی در دوره نوجوانی که البته با رشد شناختی و اجتماعی مناسب همراه نیست و نیز بالاتر بودن ویژگیهایی همانند خطرپذیری و هیجان خواهی در این دوره نسبت به دوره های دیگر عمر، می تواند زمینه های درگیرشدن نوجوانان در رفتارهای پُرخطر گوناگون را فراهم نماید. به دلیل ضرورت شناخت شیوع این رفتارها در نوجوانان جهت برنامه ریزی، این پژوهش با هدف همه گیرشناسی رفتارهای پُرخطر در میان دانش آموزان نوجوان دختر و پسر شهر تهران در سال 1391 انجام شد. روش: روش تحقیق حاضر، پیمایش بوده که با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته و اقتباس شده از نمونه آمریکایی، در بین 1280 نفر از دانش آموزان دختر و پسر پایه های گوناگون مقطع متوسطه شهر تهران انجام شد. یافته ها: تجربه کشیدن قلیان، کشیدن سیگار، رابطه جنسی، کتک کاری در بیرون از خانه، و تجربه مصرف الکل به ترتیب همه گیرترین رفتارهای پُرخطر در میان نوجوانان بودند. ضمن اینکه، میانگین رفتارهای پُرخطر در پسران بیشتر از دختران بود و تفاوت معناداری میان میزان رفتارهای پُرخطر دانش آموزان پایه های گوناگون در قومیتهای گوناگون وجود ندارد. بحث: عوامل گوناگون فردی و اجتماعی در پدیدآمدن و گسترش رفتارهای پُرخطر در دختران و پسران نوجوان نقش دارند و کاهش هر یک از این رفتارها، نیازمند برنامه ریزیهای کوتاه مدت و درازمدت و اجرای برنامه های گوناگون آموزشی در سطح خرد و کلان و در رده های گوناگون سنی است. رشد سریع جسمانی در دوره نوجوانی که البته با رشد شناختی و اجتماعی مناسب همراه نیست و نیز بالاتربودن ویژگی هایی همانند ریسک پذیری و هیجان خواهی در این دوره نسبت به دوره های دیگر عمر، می تواند زمینه های درگیرشدن نوجوانان در رفتارهای پُرخطر گوناگون را فراهم نماید. به دلیل ضرورت شناخت شیوع این رفتارها در نوجوانان جهت برنامه ریزی، این پژوهش با هدف همه گیرشناسی رفتارهای پُرخطر در میان دانش آموزان نوجوان دختر و پسر شهر تهران در سال 1391 انجام شد. روش تحقیق حاضر، پیمایش بوده که با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته و اقتباس شده از نمونه آمریکایی، در بین 1280 نفر از دانش آموزان دختر و پسر پایه های گوناگون مقطع متوسطه شهر تهران انجام شد. تجربه کشیدن قلیان، کشیدن سیگار، رابطه جنسی، کتک کاری در بیرون از خانه، و تجربه مصرف الکل به ترتیب همه گیرترین رفتارهای پُرخطر در میان نوجوانان بودند. ضمن اینکه، میانگین رفتارهای پُرخطر در پسران بیشتر از دختران بود و تفاوت معناداری میان میزان رفتارهای پُرخطر دانش آموزان پایه های گوناگون در قومیت های گوناگون وجود ندارد. عوامل گوناگون فردی و اجتماعی در پدیدآمدن و گسترش رفتارهای پُرخطر در دختران و پسران نوجوان نقش دارند و کاهش هر یک از این رفتارها، نیازمند برنامه ریزی های کوتاه مدت و درازمدت و اجرای برنامه های گوناگون آموزشی در سطح خرد و کلان و در رده های گوناگون سنی است. رفتار پُرخطر، سوء مصرف مواد، رابطه جنسی، خشونت !supportFootnotes]--> !supportFootnotes]-->[1] . این پژوهش با پشتیبانی مالی صندوق حمایت از پژوهشگران و فناوران وابسته به نهاد ریاست جمهوری انجام شده است. !supportFootnotes]-->[2] . دکترای روان شناسی، دانشگاه بوعلی سینا همدان/khosrorashid@yahoo.com (نویسنده مسئول)
بسط مفهومی سرمایه اجتماعی با رویکرد سلامت اجتماعی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۵ تابستان ۱۳۹۴ شماره ۵۷
۱۴۸-۱۰۹
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سرمایه اجتماعی از مهم ترین مفاهیمی است که در چند دهه اخیر مورد توجه اندیشمندان قرار گرفته است. در این راستا، محققان حوزه سلامت توجه ویژه ای به مفهوم سرمایه اجتماعی داشته اند. این مطالعه بر آن است با تحلیل نظری، مطالعات و پژوهشهای صورت گرفته درخصوص رابطه سرمایه اجتماعی و سلامت به چارچوب مفهومی دست یابد. به طورکلی دو رویکرد در زمینه ارتباط بین این دو متغیر وجود دارد: رویکرد اول، استقلال مفهومی دو متغیر را مطرح می کند که معمولاً سرمایه اجتماعی به عنوان متغیر مستقل و سلامت اجتماعی به عنوان متغیر وابسته فرض شده است. و دیگری رویکرد تلفیق مفهومی که قائل به فضای مفهومی مشترکی برای این دو است. مرور انتقادی: سه رویکرد متفاوت به سلامت اجتماعی وجود دارد. رویکرد تعیین کننده های سلامت، سلامت اجتماعی جامعه و سلامت اجتماعی فردی. تعیین کننده های سلامت در پی شناسایی و تعیین متغیرهایی است که شرایط و زمینه های اثرگذار بر سلامت اجتماعی را فراهم می کند. سلامت اجتماعی در سطح فردی فرایند درگیر شدن شهروندان در امور اجتماعی است. در واقع هر چه سطح درگیری و مشارکت اجتماعی شهروندان در جامعه بالاتر برود نه تنها سلامت اجتماعی فرد افزایش پیدا می کند بلکه این فرآیند، پیامدهایی دارد که شاخص های سلامت اجتماعی جامعه را تقویت می کند. به عبارت دیگر می توان گفت این سه رویکرد یک الگوی کامل سلامت اجتماعی است که از سطح راهبردی، سیاستگذاری، برنامه ریزی، اجرا و حصول و ارزیابی نتیجه را در خود دارا می باشد. بنابراین به نظر می رسد برای ارزیابی دقیق و منصفانه از وضعیت سلامت اجتماعی یک کشور بهتر است به هر سه رویکرد بطور همزمان توجه شود. بحث: افراد دارای پایگاه اجتماعی و اقتصادی یکسان ممکن است از سطح سرمایه اجتماعی متفاوتی برخوردار باشند. لذا ویژگی های فردی و روان شناختی یکی از عوامل توضیح دهنده این تفاوت است. به عبارت دیگر سلامت اجتماعی با توجه به ذهنی بودن آن به عنوان بعدی از سرمایه اجتماعی معرفی شده است که بیانگر پتانسیلهای شخصیتی فرد برای توسعه روابط است. دیدگاه تلفیقی در خصوص دو مفهوم سرمایه اجتماعی و سلامت اجتماعی دارای ابعاد روان شناختی است که در واقع همان ظرفیت شخصی افراد برای درگیر شدن در جامعه است
گفتمان بومی سازی علم و ساختارهای اجتماعی: مدل استقرار مناسب نهاد علم جامعه شناسی درون ساختارهای اجتماعی جامعه ایران(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
گفتمان بومی سازی علم جامعه شناسی تاکنون به صورت مجرد و به دور از توجه به ارتباط نهاد علم جامعه شناسی با نهادهای اجتماعی مطرح شده است. تحقیق حاضر در پی آن است تا با گذر از دوگانه انگاری معرفت شناختی حاکم بر حوزة جامعه شناسی علم، به بررسی زمینه ها و بسترهای اجتماعی لازم بومی سازی علم جامعه شناسی در ایران بپردازد و در پایان مدل مناسب «استقرار نهاد علم جامعه شناسی درون ساختارهای اجتماعی جامعه» را ارائه دهد. این پژوهش می کوشد بر اساس روش کیفی- اسنادی با بررسی چگونگی شکل گیری مناسب «زیست جهان نهاد علم جامعه شناسی و تعامل آن با نهادهای اجتماعی»، گفتمان بومی سازی علوم انسانی را- با تأکید بر علم جامعه شناسی - در جامعة ایران آسیب شناسی کند. گفتمان بومی سازی علم جامعه شناسی، ورای هر تعریف و توصیفی از «بومی سازی» می باید راهکارها و راه حل های بهبود استقرار نهاد علم جامعه شناسی در جامعه ایران را در دستور کار خود قرار دهد. به عبارتی دیگر، از آنجاکه بومی سازی علم جامعه شناسی- بر مبنای تعاریف گوناگون- می باید در جامعة ایران تحقق یابد، بنابراین نمی تواند نسبت به رابطه و تعامل نهاد علم و ساختارها و نهاد اجتماعی و همچنین شکل گیری زیست جهان نهاد علم، بی اعتنا باشد.
نقدی بر کتاب «جامعه شناسی هنر»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله آن است با معرفی کوتاهِ شکل(فرم) کتاب، به محتوا و درون مایه های موجود در اثر پرداخته، و به دور از هرگونه عیب جویی، به صورتی هرچند کوتاه، نکات علمی و پژوهشی که در اثر رعایت نشده است را معرفی کند. در ابتدای این تحقیق با تاکید بر تز مولف مرده استِ رولان بارت، سعی شده که با نهایت احترام به مولف اثر، ملاحظات و تعریف های بیهوده را کنار گذاشته، و با واکاوی های لازم به گونه ای شفاف و صریح، نقدی درون ماندگار ارائه شود. اما قبل از آن نگاهی اجمالی به انواع هنرها مانند هنر برای هنر، هنر پیرو و هنر پیش رو داشته، و با ذکر تعریف هایی از آنها، در ادامه تحقیق، به هنرهای جدید نیز اشاره می کنیم. تا در نهایت دلایلی را مبنی بر به روز نبودن این کتاب متذکر شویم. در ضمن قبل از نتیجه گیری پیشنهاداتی در زمینه ی این کتاب مطرح شده است، که می تواند خواننده را بیش از پیش با رویکرد جامعه شناسی در هنر آشنا کند. در مرحله ی آخریعنی نتیجه گیری، کلیه مواردی که می بایست در زمینه ی نقد این کتاب رعایت شود، به ترتیب اعلام شده است.
سناریو های تکوین علم اجتماعی اسلامی: امکان/امتناع(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این مقاله، صرفاً به عنوان یک موضع نظری معرفتی ( و نه رتوریک سیاسی ایدئولوژیک) به سناریوهای تکوین یک علم اجتماعی اسلامی ( امکان/امتناع) می پردازد. براساس استدلال هایی مبتنی بر معرفت شناسی و منطق رشد علمی، این مقاله درصدد است نشان دهد که شکل گیری یک علم اجتماعی اسلامی هم «ممکن» است و هم «ممتنع»، اما امتناع از تکوین یک علم اجتماعی اسلامی بیشتر از نوع «عملی» است تا «ذاتی». امتناع عملی بیش از هر چیز ناشی از طرح علم اجتماعی دینی در چشم اندازی کاملاً محدود از علم و رشد عملی است. بنابراین، امتناع «در عمل» به موانعی مانند زمان بری، کافی نبودن دانش دینی در همه عرصه ها، توجه نکردن به دیگر سرچشمه های معرفت، استریل کردن متافیزیکی، عدم اتکای به عقل و بافت زدایی دانش اجتماعی اشاره دارد.
نوع دیگری از امتناع نیز متصور است؛ یعنی ممکن است بیشتر به خاطر انعطاف ناپذیری مدل علم شناسی فلسفی باشد که بر مبنای آن نمی توان معرفت علمی را به هر اندازه و به هرطور با هر سلیقه سازگار کرد. تو گویی توصیه به احتراز از رفتن به سمت تکوین علم اجتماعی اسلامی می خواهد نشان دهد که ادعای هر علم اجتماعی نو پدید ( از جمله علم اجتماعی اسلامی) باید ادعایی متکی به «اجتماعیت» ( عرفی بودن) و «علمیت» (معرفتی بودن) باشد و این میسّر نیست مگر تن دادن به همان قواعد علم شناسیِِِِ فلسفی و معرفت شناسیِِِِ علمی بر پیشینة ساخته شده قبلی.
باری در مقاله حاضر تلاش شده است تا با طرح چشم اندازی گسترده تر و قرار دادن مفهوم علم اجتماعی اسلامی در مدلی پویا از علم شناسی فلسفی و الگوی رشد علمی (مدل پویای تولید علم) تصویری پویا از علم اجتماعی دینی تصویر شود. این تصویر نیز مانند هرگونه معرفتی دستخوش تغییر و تحول خواهد بود و پیامش آن است که تلاش های نظری ما برای تعریف رابطه دین و علم و رشد نظریه های اجتماعی دینی (اسلامی) جریانی بی پایان خواهد بود. نمی توان یک بار و برای همیشه آن را تعریف کرد و کار را تمام شده پنداشت. خود این تعریف و بازتعریف ها نیز بخشی از علم اجتماعی دینی خواهد بود.
تبیین دین داری مردم جهان براساس الگوی نظری تعاملات فرهنگی در یک مطالعه بین کشوری(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
از جمله موضوعات بحث برانگیز جامعه شناسی دین میزان دین داری مردم جوامع گوناگون است. هریک از تئوری های مطرح شده در این حوزه مطالعاتی چالش های جدی دارد، به نحوی که میزان دین داری و عوامل مؤثر بر آن در پرده ای از ابهام فرو رفته است. هدف این مقاله ارائه توصیفی روشن تر از میزان دین داری مردم کشورهای جهان و تبیین شفاف تر این پدیده می باشد. در این راستا، از خلال ارزیابی انتقادی تئوری به روز شده مدرنیزاسیون، الگوی نظری تعاملات فرهنگی معرفی می شود. در بخش چارچوب نظری با انتخاب متغیر جهانی شدن فرهنگی به عنوان متغیر مستقل و متغیرهای زمینه ای مرتبط با این مفهوم، فرضیه ها و مدل تحلیلی ارائه می شود. پس از آن برای آزمون این فرضیه ها به داده هایی که از پیمایش های جهانی در اختیار محققان قرار دارد، مراجعه نموده، تا ضمن ترسیم کلی میزان دین داری مردم جوامع، قدرت تبیین کنندگی الگوی نظری تعاملات فرهنگی آزمون شود. یافته های توصیفی این بررسی نشان می دهد که به طور کلی میزان پایبندی مردم کشورها نسبت به جنبه های رفتاری و ارزشی دین داری، کمتر از اعتقادات مذهبی به ویژه باور به خداوند می باشند. یافته های تبیینی تحقیق نیز نشان می دهد که چارچوب نظری تعاملات فرهنگی، الگویی نسبتاً توانمند در تبیین واریانس دین داری مردم جهان است. همچنین این مدل نظری تفسیر متفاوتی از نقش و جایگاه متغیرهای توسعه انسانی و تنوع و تکثر مذهبی که مورد توجه تئوری روزآمد شده مدرنیزاسیون و نیز نظریه بازارهای مذهبی است ارائه می کند.
معضلة پیشرفتِ جامعه شناسی (مورد مطالعات انقلاب)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقالة حاضر حول محور پرسشی شکل گرفته که از دیرباز برای علوم اجتماعی و بویژه جامعه شناسی مسأله زا بوده است، یعنی سوال در خصوص ماهیت انباشتگی دانش جامعه شناسی. آیا در انبوه مطالب نظری و تجربی تولید شده توسط جامعه شناسان در طول بیش از یک قرن فعالیت آکادمیک، می توان الگوهایی از تغییر را نشان داد که حاکی از پیشرفت باشد؟ در این راستا، مجموعه ای از دیدگاه های متفاوت و حتی متعارضِ جامعه شناسان مورد واکاوی تحلیلی قرار گرفته است. سپس، دو رویکرد اصلی در بررسی پیشرفت علمی یعنی، مبناگرایی در برابر برساخت گرایی مورد بحث و تجزیه تحلیل قرار گرفته و دلالت های هر یک از این دو رویکرد برای وارسی پیشرفت در جامعه شناسی تشریح گردیده است. در پایان، استدلال گردید که با توجه به ماهیت چندپارادایمی جامعه شناسی، درست نیست که متعلَقِ پیشرفت را کلِ جامعه شناسی قرار دهیم؛ بلکه مسألة ارزیابی پیشرفت در جامعه شناسی را بایستی معطوف به زیررشته ها و حوزه های خاص مطالعاتی در درون رشتة جامعه شناسی نماییم. بر همین اساس، استدلال های معطوف به ارزیابی پیشرفت علمی در جامعه شناسی بر پایة حوزة خاص «مطالعة انقلاب ها» استوار گردید؛ و بر اساس دو دیدگاه مبناگرایی و برساخت گرایی نشان داده شد که مطالعة جامعه شناختی در خصوص انقلاب ها منجر به پیشرفت منظم و انباشت دانش در این حوزة مضمونی شده است.
ارزیابی ترجیحات و برآورد تمایل به پرداخت شهروندان اصفهانی به منظور استفاده از هوای پاک: رویکرد مدلسازی انتخاب و مدل لاجیت شرطی
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با استفاده از رویکرد الگوسازی انتخاب و بهره گیری از مدل لاجیت شرطی، ترجیحات افراد برای ویژگی های مختلف هوای شهر اصفهان را مبتنی بر تئوری ارزش لاکنستر و تئوری تابع مطلوبیت تصادفی مورد ارزیابی قرار می دهد. با استفاده از مقادیر تمایل به پرداخت های برآورد شده برای سطوح ویژگی های مختلف هوای پاک، می توان مقادیر رفاه را برای هر یک از سیاست های پیشنهادی محاسبه کرد. داده های این مطالعه از 500 پرسشنامه آزمون انتخاب که در شش ماه اول سال 1392 در شهر اصفهان تکمیل شد، بطوریکه پس از حذف پرسشنامه های ناقص و مرحله پیش آزمون، 7218 ردیف داده نهایی از تعداد 401 پرسشنامه آزمون انتخاب در قالب 6 پرسشنامه مختلف و 2406 مجموعه انتخاب که هر مجموعه انتخاب دارای دو گزینه (سیاست فرضی) بعلاوه یک گزینه (سیاست فرضی) وضعیت کنونی بود، استخراج شد. نتایج حاکی از آنست که افراد برای سیاست های حفظ و بهبود کیفیت ویژگی های مختلف کالای اکوسیستمی هوای پاک تمایل به پرداخت های نسبتاً بالایی دارند، بطوریکه افراد برای بهبود یک سطح ویژگی های کاهش بوی نامطبوع هوا، کاهش ریزش گرد و غبار سیاه، بهبود میدان دید و کاهش اثرات ضد سلامتی، 7500 تومان تمایل به پرداخت مثبت و معنی دار در یک فصل دارند. متغیرهای اقتصادی– اجتماعی مانند سن، متاهل بودن، فرزنددار بودن، تحصیلات، میزان مخارج ماهیانه خانوار و بومی بودن باعث افزایش تمایل به پرداخت ها شده است.