امروزه کمتر جامعه شناسی ضرورت توجه به مسئله عرفی شدن در ایران را به عنوان یکی از مهم ترین تهدیدات فرهنگی جامعه انکار می کند. بحث عرفی شدن دارای پیچیدگی ها و ابهام های متعددی است که بخشی از آنها به ملاحظات مفهومی بازمی گردند. این ابهام ها به طور قهری موجب آشفتگی هایی در تحقیقات تجربی عرفی شدن نیز گردیده و روایی آنها را با چالش روبه رو کرده اند. در این مقاله دو گام در جهت ایضاح بیشتر مفهوم عرفی شدن و هموارسازی مسیر به کارگیری آن در تحقیقات تجربی برداشته شده است. در گام نخست، کوشش شده از طریق واکاوی های عقلی و منطقی در تعاریف پیشین، تعریف مفهومی قابل قبولی از عرفی شدن ارائه گردد. مهم ترین نتیجه مقاله در این گام، دستیابی به توضیحاتی روشنگر درباره تفکیک سطوح و دامنه عرفی شدن و نیز تفکیک میان دو جنبه سلبی و ایجابی آن است. در گام دوم که ناظر به تعریف عملیاتی عرفی شدن بوده است، بیش از هفتاد شاخص از طریق استقرا در متون دینی (قرآن کریم و منابع حدیثی شیعه) استخراج و در قالب یک چارچوب مفهومی تنظیم و ارائه شده اند. این چارچوب می تواند مشکل کمبود سنجه های غنی و معتبر در تحقیقات بومی عرفی شدن را برطرف سازد.
هدف از این پژوهش، توجه به ساختار قدرت در خانواده و نقش تأثیرگذار آن بر میزان مشارکت اجتماعی در شهر و روستاهای کرمان در سال 1396 است. این پژوهش با روش پیمایش انجام شده است. با توجه به فرمول شارپ کوکران حجم نمونه در شهر تعداد 384 و در روستا 118 خانوار است. محقق از نمونه گیری خوشه ای و تصادفی و از تکنیک پرسشنامه استفاده کرده است، پرسشنامه حاضر توسط پنج نفر از اساتید دانشگاه که بومی بودند تعیین روایی گردید و جهت تعیین پایایی با توجه به spss، پایایی 98/0 به دست آمد که نشان می دهد تحقیق پایا و قابل اجرا است.<br />طبق نتایج پژوهش با توجه به آماره تی مستقل بین ساختار قدرت در خانواده در شهر و روستا تفاوت معنی داری وجود دارد، بدین صورت که در جامعه شهری ساخت خانواده متقارن نسبی و در جامعه روستایی ساخت قدرت به صورت یک جانبه و پدر محور بوده است که پیرامون آن مشارکت اجتماعی تحت تأثیر قرارگرفته است. طبق نتایج تحقیق مانند آنچه دورکیم درگذر از جامعه مکانیکی به جامعه ارگانیکی تأکید برافزایش انسجام دارد، در جامعه فوق هم هر چه از جامعه روستایی به سمت جامعه شهری پیش می رویم قدرت متقارن تر و برد بالایی از مشارکت اجتماعی را مشاهده می نماییم.
مفهوم توسعه به مثابه پروژه ای نظری و عملی بخشی از زندگی شخصی و اجتماعی است. تحلیل و بازخوانی مطالعات توسعه برای تداوم پروژه توسعه اجتناب ناپذیر است. این مقاله در شکل فراسنتز کیفی به بازخوانی مطالعات توسعه انسانی حوزه زنان می پردازد. هدف ما واسازی صورت بندی موضوعی و معرفت شناختی حاکم بر مطالعات توسعه انسانی زنان است. در این راستا ضمن بررسی نظریه های راجع به زنان، جنسیت و توسعه، سعی خواهیم کرد، جایگاه مطالعات توسعه انسانی زنان را در تاریخ مطالعات نظری توسعه، زنان و جنسیت بررسی کنیم. فراسنتز روش ارزیابی مظالعات کیفی با هدف شناخت و تعیین صورت بندی موضوعی و نظری حاکم بر یک میدان مطالعاتی خاص است. فراسنتز نقد زمینه های معرفتی، نظری و کرداری مطالعات یک حوزه خاص برای فراهم کردن فهمی چند بعدی از تجربه ها، کردارها و نهادها و مسائل است. هدف فراسنتز تفسیری و نه استقرایی است. این فراسنتز در میدان مطالعات توسعه زنان در پی این پرسش بود که رابطه نظری توسعه، زنان و جنسیت چگونه صورت بندی شده است . برای اینکار مقالات با روش کیفی در فصلنامه زن در توسعه و سیاست را در فاصله سال های 1380 – 1392 به مثابه هدف خود در نظر گرفتیم. نتیجه گیری مقاله این است که سیاست های مطالعات توسعه انسانی زنان در چارچوب تعریف زیستی از زنان بوده و بحث از زمینه های تاریخی و ساختاری و ایدئولوژیک برساختن عاملیت زنانه و توانمندی ها و محدودیت ها غایب مطالعات توسعه انسانی زنان است.
زمینه و هدف: گفتمان به یک مفهوم و یک معرفت همه گیر در برهه ای از زمان در یک جامعه اطلاق می شود و گفتمان سازی براساس تعریف گفتمان به فرایند همه گیرسازی این معرفت اشاره دارد. پژوهش حاضر با هدف کلی بررسی وضعیت گفتمان سازی امنیت اجتماعی از دیدگاه شهروندان تهرانی انجام شد. روش: چارچوب نظری این پژوهش بر مبنای نظریه «لاکلا» و «موفه» است. روش انجام این پژوهش از نوع ترکیبی شامل مطالعه مبتنی بر شواهد و مطالعه کمی مبتنی بر پیمایش و ابزار مورد استفاده آن، پرسشنامه است. جامعه آماری این پژوهش کلیه شهروندان ساکن در مناطق 22 گانه تهران هستند. حجم نمونه با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران، 1200 نفر در نظر گرفته شد و روش نمونه گیری از نوع نمونه گیری متناسب با حجم است. یافته ها و نتایج: نتایج این پژوهش نشان داد که مهمترین گام های گفتمان سازی امنیت اجتماعی از نظر شهروندان به ترتیب اولویت عبارت اند از: تبیین مفاهیم و مبانی پایه؛ بازتولید امنیت؛ بازتولید مفاهیم متناسب با نیازهای روز؛ عمومی و فراگیرکردن گفتمان؛ بهره برداری از توان نخبگان نظامی و دانشگاهی در حوزه فعالیت های نیروی انتظامی و نهادسازی و ساختارسازی. همچنین نتایج نشان داد که میزان آشنایی شهروندان با ساختارهای نیروی انتظامی در مواردی، کمتر از متوسط است و لازم است از طریق اطلاع رسانی و آگاهی بخشی، زمینه افزایش دانش مردمی از این ساختارها فراهم شود تا مشارکت مردم به واسطه آشنایی بیشتر با این ساختارها افزایش یابد.
کتاب گزارش وضعیت اقشار آسیب پذیر و آسیب دیدگان اجتماعی عنوان مجموعه مقالاتی است که به سفارش مؤسسه غیردولتی رحمان تهیه و تدوین و با همکاری انتشارات آگاه در بهار 1397 منتشر شده است. این مؤسسه هدف از ورود به این موضوع را گزارشگری اجتماعی با هدف بهبود و ارتقای وضعیت اجتماعی می داند. این پیش فرض و انگاره راهبر در بین دست اندرکاران مؤسسه سفارش دهنده وجود داشته است که داشتن تصویری واقعی، علمی و بی طرف از مسائل اجتماعی، نخستین گام برای سیاست گذاری مناسب و برنامه ریزی اصولی در هر جامعه است. سعید معیدفر، جامعه شناس و دانشیار بازنشسته دانشگاه تهران، مدیریت علمی طرح ناظر به تدوین کتاب را بر عهده داشته اند. ایشان از جمله افراد صاحب نظر و شناخته شده در حوزه بررسی مسائل اجتماعی ایران بوده و تألیفات و ترجمه های متعددی در این حوزه به قلم ایشان منتشر شده است: جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران ، نگرشی نو در تحلیل مسائل اجتماعی (ترجمه)، مسائل اجتماعی ایران (جامعه شناسی قشرها و گروه های آسیب پذیر) از جمله این آثار می باشد.
مقاله حاضر با تکیه بر مقوله جامعه مصرفی، مصرف نشانه ها در فضاهای شهر سنندج از منظر جوانان را مطالعه می کند و به واکاوی ژرف نگرانه ساخت و تحقق لذت ها، هویت ها و معناها می پردازد. همچنین سازوکارها و سلسله مراتب یکدست سازی و یکپارچه سازی آن ها را تحلیل می کند. در یکی دو دهه اخیر، برخی نشانه ها نظیر ویترین ها، بنرها، تابلوها و پوسترها در اشکال و ابعاد تازه و گوناگون در شهر سنندج ظاهر شده اند که از یک سو به متلون شدن فضاهای عمومی شهر دامن زده اند و از دیگر سو، فضاهای شهری را به مکان های مناسبی برای حضور گسترده کنشگران اجتماعی بدل ساخته اند. این نشانه ها همچنین دگردیسی هایی در شکل اجتماعی رفتار و فعالیت های مصرفی در میان کنشگران اجتماعی (عمدتاً جوانان) پدید آورده اند. در پژوهش حاضر، در چارچوب سنت روش شناسی کیفی و مشخصاً اتنوگرافی انتقادی، داده های مشاهده ای، مصاحبه ای و تصویری گردآوری شد و پس از نمونه گیری هدفمند، با 30 نفر مصاحبه صورت گرفت. سپس داده ها و یافته ها برمبنای روش تحلیل تماتیک، تحلیل و تفسیر شدند. نتایج نشان می دهد که جوانان درک و تفسیری دوگانه از مصرف نشانه ها دارند که در قالب مقوله دووجهی مقاومت/ادغام قابل قرائت است. بدین معنا که مصرف نشانه ها از یک سو بیانگر مقاومت در برابر معناها و رمزگان اجتماعی رسمی و هژمونیک و نیروهای اجتماعی مسلط است و از سوی دیگر، نشانگر ادغام شدن آن ها در معناها و رمزگان های اجتماعی نوینی است که با مصرف و رمزگشایی نشانه های رمزگذاری شده خلق و ساخته می شوند.
امروزه در جامعه ما به دلیل تغییرات گسترده اجتماعی، مقوله ارث مسائل متعددی به همراه دارد که یکی از آن ها اختلافات ارثی است. استمرار این گونه از اختلافات سبب می شود تعاملات اجتماعی آشتی ناپذیر در بین وراث برقرار شود و خسارت های جبران ناپذیری به سرمایه اجتماعی نظام خانواده و خویشاوندی وارد سازد. این مقاله با اتخاذ رهیافت های کیفی و با استفاده از دیدگاه های مشارکت کنندگان پژوهش - که همگی ساکن شهر رشت اند – به این پرسش اساسی پاسخ می دهد که آشتی ناپذیری بین وراث، چه آثار و پیامدهایی دارد. نتایج نشان می دهد روند آشتی ناپذیری بین وراث پیامدهای مخربی دارد؛ به طوری که با ازبین بردن همدلی و محبت در نظام خانواده و خویشاوندی، سبب فرسودگی سرمایه اجتماعی نهاد خانواده می شود؛ نهادی که سهم تعیین کننده ای به عنوان منبع تولید و تقویت سرمایه اجتماعی هر جامعه دارد؛ به طوری که درصورت فرسایش سرمایه نهاد خانواده باید انتظار فرسایش و اختلال در سرمایه اجتماعی در سطح جامعه را نیز داشت.
کشور ایران میزبان تعداد زیادی از مهاجران افغان است. سخنان و مصاحبه های مسئولین، خبرهای مختلف اجتماعی و فرهنگی رسانه ها و گفت و گوهای جاری مردم نشان می دهد که بخشی از مردم مشکلات اشتغال کشور را ناشی از حضور افغان های مقیم ایران و اشغال بازار کار توسط آنها می دانند. به همین منظور براساس پارادایم تفسیری و نظریه زمینه ای و با استفاده از نمونه گیری نظری، 22 نفر از جوانان مقیم شهر شیراز انتخاب شدند و با آنها مصاحبه عمیق صورت گرفت. نتایج تحقیق با استفاده از کدگذاری باز، محوری و گزینشی در قالب 218 کد اولیه، 48 مفهوم و 14 مقوله فرعی دسته بندی شد. این مقولات در قالب یک مقوله هسته نهایی تحت عنوان «سود و زیان های سرخوردگی زا» ارائه گردید. در این میان، فرایندهایی که منجرشده است جوانان ایرانی افغان ها را مسئول بیکاری خود بدانند (شرایط علی)، به صورت روایت پژوهانه ارائه شده است. به طوری که جوانان ایرانی در یک فرایند سود و زیان اقتصادی (پدیده مرکزی) حضور آنان را بسیار منفی ارزیابی می کردند. وضعیت اقتصادی کشور و سرمایه فرهنگی و اجتماعی مشارکت کنندگان (شرایط زمینه ای و مداخله گر) هم این امر را تقویت می کرد. تا جایی که حضور آنان سرخوردگی عاطفی (استراتژی ها) آنان را منجر می شد و از جانب دیگر سعی می کردند در قالب کمپین هایی آنها را از محیط کار دور کنند (پیامدها). این فرایند در مدل پارادایمی و نظریه کوچک مقیاس به صورت شماتیک ترسیم شده است.
یک تغییر مهم در نهاد خانواده درایران گسترش ناپایداری خانواده است. یکی از علل ناپایداری، می تواند تغییردر نظام ارزشی افرادباشد. بر این اساس، رابطه بین نظام ارزشی افراد ونگرش به پایداری خانواده می تواند به عنوان مساله پژوهش باشد. در این پژوهش که به روش پیمایشی در نمونه 388 نفری از شهروندان متولد دهه های چهل تا هفتاد شمسی در شهر همدان انجام گرفته، به صورت بین نسلی، به مقایسه نظام ارزشی، نگرش به پایداری خانواده و رابطه بین نظام ارزشی افراد و نگرش آنها به پایداری خانواده پرداخته شده است. برای سنجش نظام ارزشی از نظریه رونالد اینگلهارت استفاده شده و نگرش به پایداری خانواده نیز با تقسیم بندی به ابعاد شناختی، عاطفی و رفتاری مورد سنجش قرار گرفته است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که بین نظام ارزشی و نیز نگرش نسل های مختلف به پایداری خانواده در نسل های مختلف تفاوت معناداری وجود ندارد. بین ابعاد سنتی و بقای نظام ارزشی و نگرش به پایداری خانواده در نسل های مختلف رابطه معنادار وجود دارد، درحالی که بین ابعاد سکولار – عقلانی و خود شکوفایی این نظام و نگرش به پایداری خانواده در این نسل ها رابطه معنادار وجود ندارد. گفتنی است که بیشتر یافته ها، با انتظارات قبلی و پیشینه هم خوانی نداشت. که می تواند ناشی از توقف شرایط اجتماعی در وضعیت نیازهای وجودی باشد.
هدف این مقاله توصیف دین داری سرپرستان طبقه متوسط شهر تهران است. بدین منظور مطابق با چارچوب نظری بوردیو میزان دین داری به عنوان سرمایه فرهنگی در ساختار طبقه متوسط مورد بررسی قرار گرفت. به منظور تصویر دقیق تر از دین داری طبقه متوسط، این طبقه در سه لایه متوسط بالا، متوسط میانی و متوسط پایین بر اساس دو شاخص هزینه خانوار و تحصیلات دسته بندی و میزان دین داری به عنوان نوعی از سرمایه فرهنگی در این لایه ها بررسی گردید. دین داری نیز در چهار بعد اعتقادی، عبادی، مناسکی و پیامدی مورد سنجش قرار گرفت. اجرای این بررسی به روش پیمایش و با ابزار پرسشنامه انجام شد. بدین منظور نمونه ای به حجم 613 نفر و به روشpps جهت جمع آوری اطلاعات انتخاب شدند. نتایج بررسی نشان داد که بعد اعتقادی پاسخگویان در حد بسیار بالایی است ولی سایر ابعاد دین داری نسبت به بعد اعتقادی به صورت قابل ملاحظه ای پایین تر است. نتایج تحقیق نشان می دهد که دو بعد اعتقادی و پیامدی رابطه معکوس و ضعیفی با پایگاه اقتصادی و اجتماعی افراد دارد به صورتی که افراد لایه بالای طبقه متوسط میزان کمتری از دین داری را نسبت به دو لایه متوسط و پایین از خود نشان می دهند. همچنین بین دو متغیر تحصیلات و هزینه خانوار و بعد پیامدی و اعتقادی دین داری رابطه معکوسی وجود دارد. چارچوب نظری تحقیق نتایج نشان می دهد بعد پیامدی دین داری به عنوان نمودی از سرمایه فرهنگی امکان ایجاد تمایز در طبقه متوسط را دارا می باشد.
هدف این پژوهش، کاوش مفهوم نظارت راهبردی در مراکز آموزش غیررسمی و طراحی و اعتباریابی ابزاری برای اندازه گیری این نوع نظارت بود. برای تحقق این هدف از طرح ترکیبی اکتشافی متوالی از نوع ابزار سازی استفاده شد. در مرحله اول با مصاحبه عمیق نیمه ساختمند با 20 نفر از ناظران و مدیران مراکز آموزش های آزاد و 12 عضو هیئت علمی و با به کارگیری شیوه تحلیل مضمون، ابعاد نظارت راهبردی شامل ماهیت، هدف، کارکرد، فعالیت و الزامات کشف گردید و سپس این نتایج، برای اندازه گیریِ میزان اعمالِ نظارت راهبردی در قالب یک ابزار سنجش، ساماندهی گردید. روایی صوری این ابزار با استفاده از نظرات 30 متخصص و کارشناس خبره صورت پذیرفت و به منظور انجام روایی سازه، از روش های تحلیل گویه و تحلیل عاملی مرتبه اول و دوم نیز استفاده شد. برای این منظور پرسشنامه نهایی بین 273 مؤسسه آموزشی توزیع و با استفاده از نظرات مدیران، اعتباریابی ابزار انجام گردید. نتایج نهایی نشان داد که این ابزار برای اندازه گیری میزان اعمال نظارت راهبردی بر مراکز آموزشی غیررسمی دارای اعتبار و روایی مناسبی است.
شبکه های اجتماعی مجازی ضمن برخورداری از مزایا و امکانات گسترده، مسائل و مشکلاتی را در حوزه نظم و امنیت به همراه آورده اند که بر جامعه و دانشجویان تأثیر می گذارد. تحقیق ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش، توصیفی و پیمایشی است. جامعه آماری اساتید و دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی کرج به تعداد 370 نفر بوده که به روش تصادفی ساده انتخاب شده اند و ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه محقق ساخته با 40 گویه از طیف لیکرت پنج گزینه ای است. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از آمار توصیفی آزمون کلموگروف - اسمیرنف، تحلیل ماتریس SWOT و آزمون آماری t براساس تحلیل واریانس ANOVA استفاده شده است. آزمون فرضیه با مقدار همبستگی برابر 3.763 با سطح معناداری (001/0) است. نتایج نشان می دهد تهدیدهای نظم و امنیت در شبکه های اجتماعی مجازی برای دانشجویان، بحران هویت، هنجارهای اخلاقی، ترویج فساد، روابط غیراخلاقی، اعتیاد الکترونیک و کاهش انگیزه تحصیل و نقاط قوت و فرصت، گسترش آموزش های مجازی، توسعه ارتباطات علمی و تجارت الکترونیک است.
«آزادی» در دانش های ارزشی، به فعل اختیاری انسان در آزاد گذاشتن خود یا دیگران اشاره دارد. برای تعیین ارزش آزادی، نیازمند اصول و قواعدی هستیم که امروزه ارائه این اصول برای تعیین قلمرو آزادی با انتقادهایی مواجه شده است؛ زیرا اولاً، این اصول مبتنی بر نوع تلقی خاصی از سعادت هستند. ثانیاً، به سلب حداکثری آزادی منفی منجر می شوند. از سوی دیگر، عدم ارائه اصول اخلاقی نیز با انتقاداتی مواجه شده است؛ زیرا نداشتن اصول اخلاقی، به غفلت از آزادی مثبت منتهی می شود. این پژوهش با روش تحلیلی و استدلالی، به تبیین دیدگاه اسلام در ارائه اصولی برای تعیین قلمرو آزادی می پردازد و ضمن التزام به خردگرایی و واقع گرایی، از آزادی در معنای منفی و مثبت آن دفاع خواهد کرد. به گونه ای که از پیامدهی منفی ناشی از عدم ارائه جمع بین این دو احتراز خواهد شد. در نتیجه، بدون پذیرش بی تفاوتی، از مداخله و ممانعت حداکثری پرهیز خواهد شد. اسلام با توجه به توحید و مخلوق بودن انسان و جهان و با توجه به واقع گرایی و غایت گرایی در ارزش سنجی رفتار، اصول زیر را در تعیین قلمرو آزادی ارائه می دهد: اصل بندگی، اصل آزادی، ارزشمندی تأمین نیازها، اهتمام به آزادی مثبت و پذیرش پلورالیسم اجتماعی. در حوزه تغییر و اصلاح رفتار نیز اصول و قواعدی چون لزوم حسن ظن، حمل بر صحت رفتار دیگران، اصل تغافل، اصل تدرج و مدارا مورد توصیه قرار می گیرند.
برای بسیاری از افراد، ورود به دوران بازنشستگی، مرحله ای مهم در چرخه زندگی همراه با پیامدهای معنادار اقتصادی، اجتماعی، جمعیتی و خانوادگی است. انتقال از وضعیت شاغل بودن به بازنشسته شدن، یک گذار نقش مهم در مسیر زندگی است که به رغم آنکه شاید اهمیت آن از پذیرش و انتقال نقش های جدید در دوران جوانی مانند عهده دار شدن نقش های شغلی، همسری، والدی، و نظایر آن کمتر نباشد، اما کاوش های علمی چندان گسترده ای پیرامون آن صورت نگرفته است. پژوهش حاضر به مطالعه مسأله مند بودن اوقات فراغت در میان مردان بازنشسته شهر تبریز و نحوه مواجهه آنان با موضوع گذران وقت در دوران پس از اشتغال می پردازد. با استفاده از رویکرد کیفی و روش نظریه زمینه ای، 23 نفر از مردان بازنشسته شهر تبریز مصاحبه شدند. اطلاعات گردآوری شده با استفاده از کدگذاری باز، محوری و گزینشی مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها در قالب خط داستان، (شامل 10 مقوله اصلی از قبیل دیگری امیدبخش، دوآلیسم جهت گیری دینی، بازنشستگی سالم، جامعه پذیری نسلی ورزشی) و مدل پارادایمی ارائه شدند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که مردان بازنشسته در شهر تبریز، استراتژی های گذران وقت متنوعی را تجربه می کنند. به بیان دیگر، بازنشستگان مرد، استراتژی های متفاوتی را برای پر کردن اوقات فراغت و مقابله با سردرگمی به کار می برند. اما لزوما این استراتژ ی ها مفید واقع نمی شوند و در واقع عده ای از آنان با وجود تمام آسایش ها و لذات این دوران، ممکن است هنوز نتوانند از این دوران حس خوشایندی داشته باشند و با گسست مضاعف سرمایه ای که هم مادی و هم معنوی است روبرو شوند.
بیشترِ روان شناسان، خوشبختی را زیاد بودن هیجان های خوشایند و کم بودن هیجان های ناخوشایند می دانند، امّا به باور ارسطو، انسان ها زمانی خوشبخت هستند که هیجان هایی را داشته باشند که می خواهند داشته باشند، حتّی اگر آن هیجان ها ناخوشایند باشند. پژوهش کنونی باهدف بررسی این نظریه ارسطو، به آزمون این فرضیه پرداخت که ناهمخوانی هیجان هایی که فرد دارد و هیجان هایی که می خواهد داشته باشد، با افسردگی رابطه مثبت و با بهزیستی رابطه منفی دارد. در یک طرح همبستگی، فراخوان شرکت در پژوهش به سی هزار مشترک همراه اوّل و ایرانسل شهر تهران پیامک شد و 1410 نفر (564 مرد) با میانگین سنّی 26 سال در پژوهش شرکت کردند. ابزار پژوهش، یک پرسشنامه ساخته پژوهشگر برای اندازه گیری هیجان های خواسته و داشته، مقیاس افسردگی مرکز پژوهش های همه گیرشناختی و مقیاس رضایت از زندگی بود. تحلیل های همبستگی و رگرسیون نشان دادند که ناهمخوانی مطلق هیجان های خواسته و داشته (که نشان می داد هر آزمودنی تا چه اندازه هیجان های دلخواه خود را تجربه کرده است)، حتّی در آزمودنی هایی که هیجان های خوشایند را بیشتر و هیجان های ناخوشایند را کمتر از آنچه می خواستند تجربه کردند و حتّی پس از کنترل آماری هیجان های تجربه شده، توانست افسردگی بیشتر و بهزیستی کمتر را پیش بینی کند. پس خوشبختی فقط هیجان های خوشایند نیست، بلکه هر هیجانی، اگر دلخواه ما باشد می تواند به خوشبختی ما کمک کند.
بسیاری از سالمندان دوره پیری را به عنوان دوره تنهایی توصیف و از آن به عنوان یک تجربه ناخوشایند یاد می کنند. با توجه به روند رو به رشد جمعیت سالمندان و اینکه کشورمان تجربه سالمندی را آغاز کرده، پرداختن به نیازهای اجتماعی و شبکه ارتباطی سالمندان حائز اهمیت است. هدف اصلی تحقیق، بررسی انزوای اجتماعی سالمندان شهر تهران و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن بود. این مطالعه مقطعی و از نوع توصیفی است. مطالعه حاضر در سال 1396 و در میان 384 نفر از سالمندان 65 سال و بالای شهر تهران که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده بودند، انجام گردید. ابزارگردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه بومی شده سنجش انزوای اجتماعی بود. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 25 در دو سطح توصیفی و تحلیلی انجام شد. بر اساس یافته های پژوهش میزان انزوای اجتماعی در سالمندان موردمطالعه حدود 62 درصد بود. بررسی ابعاد انزوای اجتماعی این قشر آسیب پذیر نشان داد که دو بعد پیوندهای انجمنی (8/81 درصد) و سرمایه اجتماعی ابزاری (2/78 درصد) بالاترین میزان انزوا را به خود اختصاص داده اند. بخش ساختاری مدل نیز حاکی از آن است که بیشتر مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم مدل تائید شده است. تنها مسیر مستقیم پایگاه اقتصادی-اجتماعی به انزوای اجتماعی تائید نشده است. بالاترین تأثیر را حمایت اجتماعی بر سلامت با ضریب (0.7) داشته است، تمامی متغیرهای تحقیق به استثنای پایگاه اقتصادی – اجتماعی که اثر مستقیم نداشته است، دارای اثر منفی بر روی انزوای اجتماعی بوده اند. بیشترین اثر مستقیم بر انزوای اجتماعی مربوط به متغیر اعتماد اجتماعی با ضریب(0.41- ) می باشد.
با اختراع تلفن همراه هوشمند و شبکه های اجتماعی که نمونه ای از فن آوری های نوین ارتباطات و اطلاعاتند، روند توسعه سیاسی کشورهای در حال توسعه تغییر یافته است. شبکه های اجتماعی اینترنتی یکی از مهمترین ابزارها برای نمود یافتن اثرات جهانی شدن است. این فضای مجازی عرصه وسیعی از اطلاعات و نمودهای مختلف معنایی را ایجاد می کند. پس از اختراع این شبکه ها، کاربران در اینترنت و شبکه های اجتماعی اقدام به ایجاد و تولید حجم عظیمی از اطلاعات که شامل متن، تصویر، فیلم و کلیپ های صوتی است نموده اند که توسط خود کاربران، تولید و بارگذاری می شود. این به اشتراک گذاری اطلاعات، کمک شایانی به توسعه سیاسی کرده است. اختراع تکنولوژی های نوین ارتباطی، انحصارطلبی رسانه ها را تغییر داده است و با اطلاع رسانی و شفاف سازی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بر تحولات سیاسی و اجتماعی موثر بوده است. این تکنولوژی های تازه، چندین کارکرد مهم دارند؛ جریانی آسان و به روز و کم هزینه برای برقراری ارتباط مردم با یکدیگر هستند، ارتباطی تعاملی و دوطرفه ایجاد می کنند که شباهتی با تلویزیون، رادیو و مطبوعات ندارد و مهمتر از همه اینکه خود کاربران می توانند در انتقال اخبار و اطلاعات مشارکت داشته باشند. وقایع سیاسی در سال های اخیر تحت تاثیر فناوری های نوین ارتباطی بوده اند. انقلاب های خاورمیانه در کشورهای جهان سوم و یا ناکامی کودتای نظامی ترکیه نیز با استفاده از شبکه های اجتماعی انجام شد. نتایج تحقیق نشان داد که فناوری های جدید ارتباطی مزایا و معایب فراوانی برای توسعه سیاسی کشورهای در حال توسعه دارند که می توان گفت مزایای آنها بیش از معایبشان می تواند مطرح باشد.
الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت، الگویی است که با انضمامی شدن مبانی بینشی و ارزشی اسلامی پدید می آید که کارآفرینی یکی از مهمترین آنهاست. مفهوم دانشگاه کارآفرین یا دانشگاه نسل سوم، مدلهای آن و چگونگی تحقق آن در کشورهای مختلف، یکی از موضوعات مهم و قابل تأمل در سالهای اخیر بوده است؛ از این روی شاهد آنیم که پژوهشهای متعددی در جهت شناسایی شاخصه ها و ویژگیهای این دانشگاه به انجام رسیده است. مطالعه گسترده این پژوهشها نشان دهنده تمرکز پژوهشگران بر سخت افزارهای دانشگاه کارآفرین و بی توجهی آنها به اقتضائات نرم می باشد. پژوهش با رویکردی آمیخته به دنبال شناسایی عوامل نرم و سخت شکل گیری دانشگاه کارآفرین در ایران بوده است. پژوهشگر به شناسایی عوامل ذکر شده با رویکردی کیفی و استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته و مطالعه کتابخانه ای و نیز تحلیل آنها با روش تحلیل تم پرداخته است. پس از آن و در گام بعدی عوامل شناسایی شده با رویکردی کمی و توزیع پرسشنامه میان خبرگان و تحلیل آنها با آزمون ناپارامتریک دو جمله ای، اعتبارسنجی و تأیید شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد دانشگاه کارآفرین در بعد نرم دارای مؤلفه های اصلی ( بازیگران کلیدی، هنجارها ، عوامل اجتماعی-فرهنگی، عوامل شخصیتی-انگیزشی) و در بعد سخت دارای مؤلفه های اصلی (سیاستها-راهبردها، زیرساختهای اطلاعاتی-اشاعه ای، زیرساختها-نهادهای پشتیبان، زیرساخت انسانی-سازمانی، زیرساختهای محیطی-دولتی، پیوندهای محیطی، نظامهای مدیریتی(آموزشی-پژوهشی)، نظامهای مدیریتی(حمایتی-ارزشیابی و مالی))می باشد.
تحقق آرمان متعالی انقلاب اسلامی ایران که همانا تحقق امت اسلامی در گذار از سیر تکاملی (انقلاب اسلامی؛ نظام اسلامی؛ دولت اسلامی؛ جامعه/ کشور اسلامی و در نهایت امت اسلامی) آن است تنها در گرو محور قرار دادن ارزش ها و اعتقاد و التزام عملی به آن در جامعه و نظام اسلامی از طریق بکارگیری و پیاده سازی مدیریت ارزش بنیانی است که با مبانی دینی و اسلامی و شرایط و ویژگی های فرهنگی و اجتماعی و ملی کشور انطباق داشته باشد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف کشف، توصیف و تبیین عوامل شکل دهنده مدیریت ارزش بنیان اسلامی- ایرانی انجام گرفته است. بدین منظور با انجام مصاحبه های نیمه ساختارمند با خبرگان امر و بهره گیری از روش شناسی نظریه داده بنیاد از طریق گردآوری و تحلیل داده ها، و رفت و برگشت های مستمر در طی فرآیند کدگذاری باز، محوری و انتخابی، نشانه ها، مفاهیم و مقولات شکل دهنده مدیریت ارزش بنیان به تدریج ظهور یافت. در همین رابطه یافته های پژوهش در 227 مفهوم و در نهایت 43 مقوله (شرایط علّی، مقوله محوری، راهبردها، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر و پیامدها) دسته بندی شده و همراه با شاهد مثالی برای هر کدام تشریح شدند.