جمهوری اسلامی ایران بر آن است که با اجرای برنامه های توسعه و رسیدن به اهداف چشم انداز بیست ساله تا سال 1404، جامعه ای مبتنی بر دانایی و کشوری توسعه یافته ایجاد کند. دستیابی به این امر مهم نیازمند مدیریت دانش در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی است. هدف از این تحقیق، بررسی عوامل بنیادی مدیریت دانش در محیط های دانشگاهی بود. یکی از دانشگاه های دولتی تهران با جامعة آماری 383 نفر اعضای هیئت علمی دانشگاه انتخاب شد که از این تعداد صد نفر در تحقیق مشارکت کردند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامة محقق ساخته، مشتمل بر 49 گویة بسته پاسخ و 3 گویة باز پاسخ بود. از تحلیل عاملی به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات و شناسایی ابعاد مدیریت دانش استفاده شد. بر اساس نتایج به دست آمده، عوامل بنیادی مدیریت دانش در دانشگاه نمونه، اشاعه دانش (آموزش)، تولید دانش (پژوهش)، به کارگیری دانش (خدمات اجتماعی) و ذخیرة دانش بودند.
پژوهش حاضر با هدف نیازسنجی و اولویت بندی رشته های بین رشته ای در دانشگاه آزاد نجف آباد انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل اساتید و دانشجویانِ در دسترس تحصیلات تکمیلی دانشگاه های آزاد نجف آباد و دولتی اصفهان در سال 1389-1388 می شود. روش تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی است که از بین جامعه آماری، 105 نفر (اساتید دانشگاه آزاد نجف آباد و دانشگاه اصفهان 55 نفر و دانشجویان تحصیلات تکمیلی 50 نفر) به شیوه تصادفی طبقه ای انتخاب شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه محقق ساختة رشته های میان رشته ای بود. یافته های پژوهش نشان داد تمایل و انگیزه کافی برای اجرای این دوره ها در بین اساتید و دانشجویان وجود دارد و در حال حاضر امکان برگزاری تنها پنج رشته بین رشته ای از لحاظ منابع اطلاعاتی، امکانات فضای آموزشی، فرهنگی و مدیریتی بیشتر وجود دارد. اولویت بندی رشته های بین رشته ای نشان داد رشته های ویراستاری، روان شناسی سیاسی و اعتیاد، فلسفه تحلیل زبانی و مدیریت قراردادهای بین الملل در اولویت اول قرار دارند و رشته های بین رشته ای دیگر در اولویت بعد قرار دارند.
هر مکتب فلسفی با ارائة گزاره های هستی شناختی، معرفت شناختی و انسان شناختی خود، زمینة طرح سنخ خاصی از نظریات فرهنگی را فراهم می سازد. برای نمونه، فلسفة هوسرل، شکل گیری نظریة فرهنگی پدیدارشناسی را ممکن نمود و فلسفة هگل برخی از اصول موضوعة نظریة فرهنگی مارکسیستی را مهیا ساخت. «نظام حکمت صدرایی» نیز از قاعدة فوق مستثنی نیست و ظرفیت ارائة یک چارچوب نظری روشن برای طرح نظریة فرهنگی را داراست.
در سال های اخیر، عموماً محققان در ذیل مباحث فلسفی مربوط به اثبات وجود جامعه، به طرح «نظریة فرهنگ صدرایی» اهتمام ورزیده اند. با توجه به اینکه نظریة مذکور تاکنون به صورت یکجا و منسجم انتشار نیافته است، این مقاله تلاش دارد ضمن اشاره به مبادی فلسفی نظریة فرهنگ صدرایی، تقریری منسجم و منظم از نظریه فرهنگ صدرایی ارائه دهد.
نظریة کارکردگرایی یکی از چند نظریة کلاسیک در جامعه شناسی است که چارچوب روش شناختی آن را امیل دورکیم پایه گذاری کرده و گسترة آن از فرانسه به اروپا و آمریکا بسط یافته است. این مقاله نه تحلیلی ماهوی از نظریة کارکردگرایی دورکیم، بلکه تحلیلی است از سنخ مباحث متاتئوریک که به سبک روش شناسی بنیادین علم به بررسی مبانی معرفت شناختی و وجودشناختی نظریه های علمی می پردازد. با تحلیل این نظریة با روش شناسی بنیادین، مبانی هستی شناختی، انسان شناختی و معرفت شناختی نظریة دورکیم و مسیر تولید آن را آشکار ساخته و از این طریق، زمینة نقد و بررسی آن را فراهم آورده است. می توان گفت، نظریة کارکردگرایی دورکیم از نظر هستی شناختی، معرفت شناختی و انسان شناختی دچار تقلیل گرایی شده است و این تقلیل گرایی آن را با نقدهای اساسی مواجه می سازد.
اعتقاد و ایمان به خدا و انجام اعمال و مناسک مذهبی توسط افراد، در سلامت روانی و جسمانی و نیز، در شکلگیری شخصیت و سبک زندگی سالم نقش مهم و مؤثر دارد و به افراد در مقابله با انواع استرسها و فشارهای روانی و محیطی کمک میکند؛ لذا در این تحقیق رابطه بین میزان مذهبی بودن و پایبندی به اعمال و مناسک مذهبی با ناامیدی و مؤلفههای شخصیتی، آزمون شخصیتی نوجوانان آیزنگ در گروهی از نوجوانان که به دلایل مختلف در کانون اصلاح و تربیت محبوسند بررسی شده است. بدین منظور تعداد 40 نفر از مددجویان محبوس، با لحاظ نمونهگیری در دسترس به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند و پرسشنامههای PIOS برای ارزیابی حساسیت مذهبی و مقیاس ناامیدی بک برای ارزیابی میزان ناامیدی و پرسشنامه شخصیتی آیزنگ برای ارزیابی شخصیت به اجرا درآمدند و نتایج بیانگر آن شد که میانگین سنی آزمودنیها 17 سال با انحراف معیار 59/1 است و این بین حساسیت مذهبی و ناامیدی یک همبستگی معنیداری به دست داد. همچنین نتایج ضرایب همبستگی پیرسون بین حساسیت مذهبی با صفات شخصیتی نشان داد که بین حساسیت مذهبی با نوروتیسم، سایکوتیسم و رفتارهای ضداجتماعی همبستگی منفی معناداری وجود دارد و همبستگی به دست آمده بین حساسیت مذهبی و برونگرایی از لحاظ آماری معنادارنیست. در تبیین یافـتهها مـیتوان گـفت، افـرادی که بیشتر به اعمال و مناسک مذهـبی اهمیت میدهند و از لحاظ اعتقادی و ایمانی بیشتر نسبت به مذهب پایبندند اولاً، نسبتاً امیدوارترند و ثانیاً، از لحاظ سلامت روانی و صفات شخصیتی در شرایط مناسب و نرمالی قرار دارند.
رمان نفرین زمین از نظر انعکاس آرا و پیشگویی های اجتماعی و مخالفت آل احمد با تجدد، مهم ترین اثر داستانی او است. در این رمان، همت او بیش از اینکه مقصور خلق اثری داستانی باشد، منحصر به ارائه تحلیلی اجتماعی از عصر خود و هشدار از وقوع تجدد است که از دیدگاه او آفت هایی بنیان کن در پی دارد. در این اثر، پدیدة اصلاحات ارضی در زنجیرة یک تئوری قابل استنباط و بررسی است. از این رو و همچنین به دلیل وفور مضامین اجتماعی، آن را با برخی از مدل های تبیین در علوم اجتماعی تطبیق دادیم تا جایگاه بینش اجتماعی این روشنفکرِ مطرح و صاحب قلم که آثارش هنوز هم خواننده و طرفدار دارد، در عرصة نظریه پردازی اجتماعی بیش از پیش روشن شود. حاصل این تطبیق آن است که تئوری وی فقط با یک مدل تبیین قابل تطبیق نیست، بلکه برای تبیین آن باید از چند مدل استفاده کرد. تمام نظریات اجتماعی او صائب و قابل دفاع نبوده و برخی با ضعف های اساسی مواجه است.
در این مقاله ابتدا به اهمیت موسیقی درمانی در جهان، سیر تاریخی آن و تعریف موسیقی درمانی بر اساس انجمن موسیقی درمانی آمریکا پرداخته شده است. سپس مدل سازی آن بر اساس مدل فازی طراحی شده که ورودی آن،گوش کردن موسیقی بر اساس مقدار زمان گوش کردن و خروجی یا تأثیر آن بر 5 عنصر حافظه، یادگیری، عاطفه و احساسات و سلامتی جسمی بررسی شده است. قوانین فازی آن بر اساس پژوهشی که انجام شده است به وسیله مدل فازی ارائه شده است. روش های مورد استفاده در این بررسی، دو روش کتابخانه ای و میدانی است.
هدف از این تحقیق، بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر امکان ارتکاب قانون گریزی در روابط اداری است که در شهر شیراز به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری این تحقیق شهروندان 18 سال به بالای شهر شیراز است. حجم نمونه 400 نفر و از طریق نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و با استفاده از پرسشنامه داده ها گردآوری شده است. نظریه های مورد استفاده در این تحقیق، نظریه آنومی مرتن و نظریه فرصت های نابرابر کلوارد و اهلاین است. نتیجه نهایی حاصل از تحقیق آن است که متغیرهای میزان مواجه با پاداش و تنبیه مناسب، احساس تعلق اجتماعی و میزان مواجهه با فرصت های نابرابر، مهم ترین متغیرهای تأثیرگذار بر امکان قانون گریزی در روابط اداری هستند که 45 درصد از تغییرات در متغیر وابسته را تبیین کرده اند.
این پژوهش با دو هدف بررسی عملکرد شوراهای اسلامی به منظور توسعة پایدار روستایی و شناسایی تعیین کننده های عملکرد آنان در روستاهای شهرستان سمیرم صورت پذیرفت. برای این کار از روش پیمایش بهره گرفته شد. جامعة آماری پژوهش در برگیرندة 70 روستای دارای شورای اسلامی این شهرستان بوده، که به شیوة نمونه گیری تصادفی طبقه ای با انتخاب متناسب 47 روستا صورت گرفته است. آن گاه به مطالعه و بررسی اعضای شورای ده (سه نفر) در هر روستا پرداخته شد و در مجموع مطالعات لازم از 125 عضو شورا به عمل آمد. ابراز پژوهش، پرسشنامه ای بود، در بردارندة پرسش های باز و بسته، که روایی صوری آن تأیید گردید و پایایی آن نیز با انجام مطالعه ای راهنما انجام شد و مقدار آلفای کرونباخ بیش از 75/0 برای متغیرهای گوناگون به دست آمد. یافته ها نشان داد که عملکرد شوراهای اسلامی روستاهای مورد مطالعه در مسیر توسعة پایدار و همه جانبة روستا، در حد متوسطی است. فزون بر آن، وضعیت شوراهای اسلامی مورد مطالعه در ابعاد شش گانه عملکرد (اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی و منابع، زیست محیطی، عمرانی و زیربنایی، ارتباط با سازمان ها و نهادها، و طرح هادی) نیز در سطح متوسطی قرار داشت. نتایج تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی حاکی از آن بود که از میان سازه ها و ویژگی های مورد مطالعه، «حمایت دولت»، «سرمایة اجتماعی اعضا»، و «مشارکت مردم در امور روستا» به عنوان عواملی تعیین کننده پراهمیت و معنادار در پیش بینی عملکرد پایدار شورای اسلامی روستایی شناسایی شدند.
حکمروایی خوب در واقع رهیافتی تطبیقی در برنامه ریزی و مدیریت منابع در قلمرو سرزمین (کشور، منطقه، شهر، روستا، و مانند اینها) برای دستیابی به توسعه پایدار به شمار می آید که از طریق رفتار و قاعده مند و نهادینه شدن پاسخگویی، مشارکت مردمی، شفافیت، قانونمندی، مسئولیت پذیری، اجماع و مانند اینها دست یافتنی است. به همین دلیل حکمروایی خوب روستایی چنین تعریف شده است: فرایند کنش و واکنش متقابل مسئولان و برنامه ریزان در سطح کلان تا خرد است، برای اجتماعات محلی با مردمی که از برنامه های توسعه ای متأثر می شوند. در ایران، به ویژه در مناطق روستایی، فرایند تعامل دولت و ملت در مدیریت های توسعه از شکل گیری نظام دولت ملت، به خصوص از دوره مشروطیت به این سو مشاهده می شود. این تعامل توسعه ای در دوره های مختلف تاریخی با تحولات اندیشه ای توسعه و برنامه ریزی در ایران نیز متفاوت است؛ به طوری که پارادایم حاکم توسعه پایدار روستایی در سپهر علوم جغرافیایی و برنامه ریزی و مدیریت، از مدیریت توسعه ای به حکمروایی توسعه ای تغییر جهت داده است. با این توصیف، مقاله حاضر در پی پاسخگویی به این پرسش است که: ""آیا با تحقق بخشی رهیافت حکمروایی خوب در مناطق روستایی، توسعه پایدار روستایی محقق می شود؟"" برای پاسخگویی به این پرسش از روش توصیفی تحلیلی به شیوه کتابخانه ای و پیمایشی استفاده شده است. نتایج آزمون های آماری و کیفی نشان می دهند که رهیافت حکمروایی خوب روستایی می تواند به چالش مدیریتی توسعه روستایی در ایران پاسخی درخور دهد و توسعه پایدار روستایی را سرعت بخشد.