مردم جامعه بیشتر از آنکه از نابرابری واقعی رنج ببرند، از احساس ذهنی یا نابرابری اذراک شده رنج میبرند. احساس ذهنی نابرابری با نابرابری واقعی تفاوت دارد و باعث نارضایتی شدید در بین افراد جامعه می شود...
مقدمه : در این پژوهش، عوامل عمده مرتبط با احساس ناامنی در ساکنان محلات شهری شناسایی و تجزیه و تحلیل شده است. بر این مبنا، راهکارها و پیشنهادهایی کاربردی برای ارتقاء احساس امنیت شهروندان در محل سکونت آنان ارائه شده است . روش: روش پژوهش حاضر از نوع پیمایشی است. جامعه آماری را افراد بیش از شانزده سال در ناحیه سه از منطقه هفده شهرداری تهران تشکیل می دهد. برای گردآوری داده ها از مصاحبه منظم استفاده شد؛ سپس اطلاعات به دست آمده را با استفاده از آزمون های تحلیل واریانس (آزمون آماری F )، کای اسکویر و آزمون دقیق فیشر تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها: بین ساکنان محله های مورد مطالعه از نظر میزان احساس ناامنی تفاوت معنا داری وجود دارد. متغیرهای سن، تعداد خانوار در واحد مسکونی و میزان شناسایی محله توسط افراد مورد مطالعه عموماً در احساس ناامنی ساکنان تأثیرگذار نیست؛ اما متغیرهایی همچون مدت زمان سکونت در محل و احساس تعلق مکانی افراد مورد مطالعه، به طور معناداری در احساس ناامنی آنان مؤثر است. نتایج: بررسی به عمل آمده نشان می دهد که احساس ناامنی ساکنان، به ترتیب، متأثر از جرائم خرید و فروش مواد مخدر، وجود اراذل و اوباش، مصرف مواد مخدر و حضور معتادان در محل، مزاحمت برای نوامیس مردم و نزاع و درگیری بوده است. در مجموع، بین ساکنان محله های مورد مطالعه از نظر میزان احساس ناامنی تفاوت معناداری وجود دارد.
مقدمه: فقر روستایی، مقوله ای چند بعدی است که سطح رشد اقتصادی کشاورزی و الگوی توزیع درآمد در وضعیت آن تأثیر به سزایی دارند. در این میان نقش سرمایه گذاری کشاورزی به عنوان یک متغیر سیاستی در رشد اقتصادی کشاورزی و درنتیجه فقر روستایی انکارناپذیر بوده و آگاهی از میزان و جهت اثر سرمایه گذاری کشاورزی در برنامه های فقرزدایی روستایی بسیار با اهمیت است. روش: در این مطالعه، مناطق روستایی و بخش کشاورزی ایران به عنوان جامعه آماری انتخاب گردیده و با استفاده از آمار دوره زمانی 85 1350 و از طریق مدل های رگرسیونی اثر سرمایه گذاری (موجودی سرمایه) کشاورزی، نیروی کار و الگوی توزیع درآمد بر رشد اقتصادی کشاورزی و فقر روستایی بررسی شده است. با به کارگیری نرم افزار E-views ، معادلات موردنظر، برازش شده و ضرایب آن محاسبه گردیده است. یافته ها: موجودی سرمایه، نیروی کار و بهره وری کل عوامل تولید کشاورزی تأثیر مثبت معناداری بر رشد اقتصادی کشاورزی دارند. نتایج: افزایش موجودی سرمایه (سرمایه گذاری) در بخش کشاورزی می تواند به کاهش فقر مطلق روستایی کشور، کمک نماید.
مقدمه: یکی از مباحث اخیر در تحقیقات توسعه، بررسی علل فقر و سیاست های کاهش آن است. برای ریشه کنی فقر از جامعه نیاز است که اطلاع نسبتاً کاملی از پدیده فقر و عوامل اثرگذار بر آن داشته باشیم. روش: مطالعه حاضر با استفاده از داده های طرح هزینه درآمد خانوار مرکز آمار ایران در سال های 1384 و 1388، ابتدا با روش 66 درصد میانگین هزینه سرانه خانوار، خط فقر را محاسبه و براساس آن خانوار فقیر را شناسایی می نماید و سپس با به کارگیری مدل لاجیت و روش برآورد حداکثر درست نمایی به بررسی عوامل مؤثر بر فقر در مناطق شهری ایران می پردازد. یافته ها: برای هر دو سال مورد بررسی، افزایش بعد خانوار، زن سرپرست بودن و سکونت در شرق، غرب و شمال کشور احتمال قرارگیری در فقر را افزایش می دهد، درحالی که افزایش سال های آموزش، مالک بودن و سکونت در جنوب باعث کاهش فقر در مناطق شهری کشور می شود. نتایج: از نتایج این تحقیق این که دولت در سیاست گذاری های کاهش فقر، باید به افراد مسن سرپرست خانوار به خصوص زنان توجه ویژه داشته باشد. طبقه بندی JEL : I32, R20, O12
مقدمه: سنجش سطح توسعه یافتگی واحدهای منطقه ای در هر کشور امری مهم و اساسی در زمینه برنامه ریزی منطقه ای و سیاست گذاری توسعه به شمار می رود که در عین حال، عاملی کلیدی برای تخصیص منابع مختلف نیز محسوب می شود؛ زیرا در نتیجه تحلیل فضایی توسعه، نابرابری ها و میزان محرومیت نواحی مختلف مشخص می گردد و اولویت اقدامات برای ارتقای سطح زندگی را معلوم می دارد. روش: برای تعیین میزان توسعه یافتگی و رتبه بندی مناطق لازم است شاخص های متعدد اقتصادی، اجتماعی، زیربنایی و غیره مورد بررسی قرار گیرد؛ زیرا در اغلب موارد، عدم تعادل های بین منطقه ای و درون منطقه ای از این شاخص ها ناشی می شوند. در این راستا، به کارگیری روش های تصمیم گیری چند شاخصه (MCDM) می تواند در یکپاچه نمودن فرآیند ارزیابی شاخص های مختلف راهگشا باشد. یافته ها: هدف از پژوهش حاضر، تعیین سطح توسعه یافتگی شهرستان های کشور و شناسایی نابرابری های منطقه ای می باشد. بدین منظور، تعداد 54 شاخص مربوط به جنبه های مختلف توسعه تدوین گردید. سپس، وزن شاخص ها و میزان توسعه یافتگی شهرستان ها با استفاده از روش LINMAP و بهره گیری از نرم افزار Matlab تعیین شد و درنهایت، از نظر سطح توسعه، شهرستان ها به پنج گروه تقسیم شدند. نتایج: نتایج مطالعه نشان می دهد که ایران با مشکل نابرابری های منطقه ای مواجه است؛ به طوری که از میان 336 شهرستان کشور، 77 شهرستان در گروه نسبتاً محروم و محروم قرار می گیرند. شایان ذکر است که اغلب مناطق محروم و توسعه نیافته در قسمت جنوب شرق ایران متمرکز شده اند. این مناطق نیازمند بذل توجه کافی و اتخاذ تصمیمات ویژه برای رفع محرومیت های موجود می باشند و به عنوان اولویت اول برنامه ریزی توسعه پیشنهاد می شوند.
مقدمه : مفهوم مدرن عدالت توزیعی بر توزیع عادلانه منابع و منافع جامعه بین اقشار مختلف تأکید دارد. از طرف دیگر سلامت به عنوان یکی دیگر از مقوله های رفاه اجتماعی تحت تأثیر وضعیت شاخص های عدالت توزیعی قرار می گیرد. در این پژوهش رابطه بین شاخص های عدالت توزیعی و سلامت طی سال های 1385 1363 مورد بررسی قرار گرفته است. روش : این مطالعه از نوع تحلیل همبستگی اکولوژیکی می باشد. برای اندازه گیری عدالت توزیعی به عنوان متغیر مستقل از شاخص های نابرابری درآمدی، فقر و مخارج دولت در سلامت استفاده شده است و برای بررسی سلامت از شاخص های امید به زندگی و مرگ و میر کودکان زیر 5 سال استفاده شده است. برای اجرای پژوهش ابتدا دادهای مورد نیاز مطالعه را ازمرکز آمار تهیه کرده و سپس با استفاده از نرم افزار stata و excel شاخص های مورد نظر استخراج شدند. و درنهایت روابط بین شاخص ها توسط نرم افزار spss مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها : به طور کلی طی سال های مورد بررسی روند شاخص های نابرابری درآمدی و فقر نزولی و روند شاخص های سلامت صعودی می باشد. نتایج رگرسیون دو متغیره نشان می دهد که فقر نسبت به نابرابری درآمدی قدرت تبیین کنندگی بیش تری دارد و انجام رگرسیون سه متغیره مشخص شد مخارج دولت در سلامت بیش ترین قدرت تبیین کنندگی شاخص های سلامت را دارد. نتایج : به نظر می رسد توجه دولت به سرمایه گذاری در بخش سلامت جهت نیل به اهداف عدالت توزیعی و ارتقاء شاخص های سلامت مطلوب می باشد.
طرح مسئله: افزایش خودمتمایزسازی نقش مؤثری در سلامت روان نوجوانان دارد. پژوهش حاضر به منظور اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی بر افزایش خودمتمایزسازی پسران نوجوان دبیرستانی ساکن شهر تهران انجام شد. روش: طرح مورد استفاده در این پژوهش، طرح تجربی حقیقی است.جامعه آماری مورد مطالعه، کلیه نوجوانان پسر دبیرستانی ساکن منطقه سه است. با استفاده از پرسش نامه خود متمایزسازی( DSI ) 30 نفر از دانش آموزان دبیرستانی به طور تصادفی در دو گروه کنترل(15 نفر) و آزمایش(15) نفر انتخاب شدند. گروه آزمایش به مدت 3 ماه، تحت 13جلسه آموزش مهارت های ارتباطی به صورت گروهی قرار گرفت. در نهایت از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد یافته ها: آموزش مهارت های ارتباطی به صورت گروهی باعث ایجاد تفاوت معنادار درمیانگین پس آزمون گروه آزمایش شده است. نتایج: نتایج نشان داد که آموزش مهارت های ارتباطی به افزایش خودمتمایزسازی نوجوانان دبیرستانی منجرشده است و ابزار مناسبی برای افزایش خودمتمایزسازی در نوجوانان است.
مقدمه: هدف این مطالعه بررسی عوامل مؤثر بر قصد سوء مصرف مواد مخدر در نوجوانان در چارچوب نظریه رفتار برنامه ریزی شده است. روش: با استفاده از پرسش نامه ای حاوی سازه های نظریه یاد شده همراه با سئوالاتی در خصوص متغیرهای زمینه ای، اطلاعات لازم از 433 نوجوان پسر 15 تا 19 ساله مقطع دبیرستان شهر تهران جمع آوری گردیده و سپس با استفاده از آزمون های متناسب آماری ارتباط بین متغیرهای اصلی و زمینه ای با متغیر وابسته قصد رفتاری به منظور کشف عوامل مرتبط با سوء مصرف مواد مخدر بررسی شد. یافته ها: سایرسازه های نظریه رفتار برنامه ریزی (به جز کنترل رفتاری درک شده) قصد رفتاری را پیش بینی می کنند؛ ضمن این که در بررسی پیش بینی کننده، سازه های نظریه همراه با متغیر مصرف دخانیات، متغیر اخیر نیز همراه با سایر سازه ها (به جز کنترل رفتاری درک شده) پیش بین قصد رفتاری بودند. در بررسی ارتباط بین قصد رفتاری و متغیرهای زمینه ای نشان داده شد که متغیرهای وجود مصرف کننده دخانیات و مواد مخدر در میان اعضای خانواده و دوستان، سواد مادر، پایه تحصیلی، با قصد سوء مصرف مواد مخدر رابطه معنادار دارند. بحث: نتایج این مطالعه نشان داد که نظریه رفتار برنامه ریزی شده در خصوص پیش بینی سوء مصرف مواد مخدر تأثیر گذار بوده و علاوه بر سازه های آن متغیرهای دیگری چون مصرف دخانیات و نیز برخی از متغیرهای زمینه ای می توانند بر قصد سوء مصرف مواد مخدر در میان نوجوانان اثر گذار باشند.
طرح مسئله: اسکان غیررسمی در شهرها به طور اساسی ناشی از عوامل متعددی است، بخش عمده ای از آن به سبب توسعه ناهمگون و نابرابر مناطق شهری و تفاوت های مکانی فضایی (افتراق مکانی) نسبت به امکانات و تسهیلات موجود است، از این رو، چنین وضعیتی در میزان جرم و امنیت بدون تأثیر نخواهد بود. روش: روش تحقیق توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای، الکترونیکی و بررسی های میدانی می باشد. این تحقیق در سطح محلات مختلف شهر بوشهر با استفاده از ابزار پرسش نامه و مشاهدات پیمایشی در سال 1388 انجام گردید. تعداد پرسش نامه ها با توجه به اهداف و فرضیات تحقیق برای 162 نفر از مدد جویان زندان مرکزی بوشهر طراحی، پایلوت و تکمیل شد. پرسش نامه ها به صورت تصادفی در بین افراد توزیع شدند، در حالی که انتخاب محله ها بر اساس وضعیت شهر و تفاوت های مکانی فضایی در ابعاد اقتصادی و اجتماعی صورت گرفته است. به گونه ایی که بتوان نتایج حاصل از تحقیق را در بعد مکانی- فضایی نیز تحلیل و ارائه نمود. تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات حاصل از یافته های میدانی با استفاده از ضریب پیرسون و نرم افزار های آماری Spss ) و Excel ) و سیستم اطلاعات جغرافیایی( GIS ) انجام گردیده است. یافته ها: یافته های تحقیق حاکی از این است که افتراق مکانی یا تفاوت در بین محله های شهر بوشهر با بیش ترین جرم خیزی با 5/14 درصد مربوط به محله جبری و پس از آن محله صلح آباد با 67/9 درصد و کم ترین میزان جرم نیز مربوط به محله های دهدشتی، بهبهانی، پور و بهشت صادق با 16/1 درصد بوده است. همچنین یافته ها گواه این است که بین تعداد دفعات جرم و وضعیت مسکن در سطح 01/0 رابطه معناداری وجود دارد. نتایج: نتایج نشان می دهد، که عواملی چون وضعیت مالی ضعیف، وضعیت بد مسکن، محل زندگی، نبود شغل مناسب، گرایش افراد به مشاغل کاذب و همچنین پایین بودن درآمد که همگی تصویری از سیمای اسکان غیررسمی شهرهاست، زمینه را برای ارتکاب جرم هایی نظیر سرقت، قاچاق و کسب در آمد از راه نامشروع فراهم می کند و آن جا را کانون جرایم و آسیب های اجتماعی قرار می دهد.از نظر افتراق مکانی نیز محله های حاشیه نشین منطبق بر مناطق پیرامون شهر است که نیاز به طرح های توانمدسازی دارند. همچنین در ادامه برای کاهش میزان جرم و افزایش امنیت اجتماعی در این راستا راه حل ها و پیشنهاداتی نیز ارائه شده است.
طرح مسئله: جامعه شناسی غذا یکی از شاخه های نوین جامعه شناسی می باشد، که ابعاد اجتماعی و فرهنگی تغذیه انسانی را مورد مطالعه قرار می دهد. در این مقاله سعی بر این خواهد شد که عوامل اجتماعی و ساختاری تأثیر گذار بر سبک غذایی شهروندان مورد مطالعه قرار گیرد. روش: در مطالعه حاضر752 شهروند تبریزی از لحاظ سبک غذایی به روش پیمایشی و با استفاده از پرسش نامه مورد مطالعه قرار گرفته است. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی نشان داد که رفتارهای سالم شهروندان در زمینه سبک غذایی از دو بعد تغذیه سالم و پرهیز از تغذیه ناسالم تشکیل شده است. نتایج نشان می دهد سبک غذایی شهروندان بر حسب وضعیت تاهل، جنسیت، وضعیت طبقه متفاوت بوده و سن، شاخص حجم بدن، سرمایه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی به طرق مختلف بر سبک غذایی تأثیر گذار است. نتایج: نتایج تحقیق نشان داد که استراتژی سلامت محوری غالب شهروندان در زمینه سبک غذایی، بیش تر بر اساس پرهیز است تا استفاده از غذا های سالم و در این زمینه عوامل اجتماعی بر انتخاب هر کدام از ابعاد تأثیر گذار است.
مقدمه: از ویژگی های کشورهای جهان سوم، نبود تعادل در شهرنشینی و تمرکز بسیار بر آن است؛ بنابراین، برای ایجاد تعادل و به منظور دستیابی به الگوی مناسب، بحث برنامه ریزی منطقی مطرح می شود. هدف از این برنامه ریزی، شناخت نابرابری های اقتصادی اجتماعی و فرهنگی و نیز ایجاد توازن در نواحی شهری مختلف است. با شناخت نارسایی ها و کمبودها، در سطح بلوک های شهر، باید اقدامات مصرانه ای برای رفع نابرابری ها انجام داد. روش: تحلیل در زمینه توزیع فضایی فقر، در مناطق مختلف شهری، اهمیت فراوانی دارد؛ از این رو هدف مقاله حاضر، ارائه تحلیلی از توزیع فضایی فقر و نشان دادن نابرابری در سطح بلوک های آماری شهر کرمانشاه در سال ۱۳۸۵ است. در این مقاله، روش پژوهش کمّی، سطح آن تحلیلی و ماهیت آن کاربردی است. برای سنجش توزیع فضایی فقر در کرمانشاه، از اطلاعات بلوک های آماری سال ۱۳۸۵ و ۳۳ شاخص استفاده کرده ایم. درنهایت، این ۳۳ شاخص را با روش تحلیل عاملی، بر روی ۴ عامل بار می کنیم. یافته ها: بنا به نتایج، ضریب اختلاف در عامل اول (اقتصادی، کالبدی، فرهنگی و اجتماعی) 95/38 درصد است که بیش ترین نابرابری در توزیع شاخص ها را دارد. ضریب اختلاف در عامل های دوم (اقتصادی) و سوم (عامل اقتصادی کالبدی)96/32 درصد است که درمقایسه با شاخص های دیگر، متجانس تر است. عامل چهارم (کالبدی) نیز از لحاظ نابرابری در توزیع شاخص ها با 81/38 درصد در مرتبه دوم قرار دارد. با تلفیق ۴ عامل با همدیگر، به این نتایج دست یافتیم: تعداد ۱۶۸۷ بلوک معادل ۲۱ درصد بسیار فقیر، ۱۷۴۴ بلوک معادل ۲۲ درصد فقیر، ۲۳۹۲ بلوک معادل ۲۹ درصد متوسط، ۱۶۵۳ بلوک معادل ۲۰ درصد مرفه، ۶۱۲ بلوک معادل ۸ درصد بسیار مرفه اند. نتایج: نتایج این مطالعه نشان می دهد که بین بلوک های شهر کرمانشاه نابرابری وجود دارد؛ به طوری که مکانی برای تبلور تمایزات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و کالبدی است. فرصت های نابرابر اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی، باعث تمایز بین ساکنان شهر کرمانشاه شده است.
مقدمه: ازدواج و گزینش همسر از مهم ترین شاخص های تحرک اجتماعی در هر جامعه است. امروزه با توجه به تغییر شیوه های همسرگزینی و الگوهای نوین ازدواج از شکل سنّتی به مدرن، کارکرد خانواده نیز از این امر تأثیر می پذیرد و به نظر می رسد کارکرد خانواده در این ازدواج ها نیز متفاوت است. این پژوهش به شناخت تفاوت کارکردهای خانواده در ازدواج های سنّتی و مدرن از دید زنان متأهل می پردازد که هر یک از این دو نوع ازدواج را داشته اند . روش: این مطالعه از نوع علّی مقایسه ای است. جامعه آماری در این پژوهش زنان متأهل شهر تهران است که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی، ۳۸۴ نفر از زنان متأهل شرق و غرب تهران با مراجعه به پارک های موجود در این مناطق به طور تصادفی انتخاب شده اند. پرسش نامه سنجش کارکرد خانواده براساس مدل مک مستر در اختیار آن ها قرار داده شده و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون تی و خی دو ا ستفاده شده است. یافته ها: نتایج تحقیق نشان می دهد که بین زنان با ازدواج سنّتی و زنان با ازدواج مدرن به لحاظ توانایی حل مسأله تفاوت معناداری وجود ندارد. بین زنان با ازدواج سنّتی و زنان با ازدواج مدرن به لحاظ توانایی برقراری ارتباط، ایفای نقش، پاسخ دهی عاطفی، آمیختگی عاطفی و کنترل رفتار تفاوت معناداری وجود دارد. بحث : بین زنان با ازدواج سنّتی و زنان با ازدواج مدرن به لحاظ توانایی برقراری ارتباط، ایفای نقش، پاسخ دهی عاطفی، آمیختگی عاطفی و کنترل رفتار تفاوت معناداری وجود دارد. زنانی که ازدواج مدرن کرده اند، در این ابعاد از کارکرد خانواده امتیاز بیشتری گرفته اند. بنابراین ازدواج مدرن و آشنایی زوجین پیش از ازدواج، در تقویت کارکرد خانواده و ثبات و استحکام بنیان خانواده می تواند مؤثر باشد
پژوهش حاضر به بررسی میزان رشد یادگیری دانشجویان مهندسی معماری در فراگیری مفاهیم پایه در سازه از طریق روش های متداول و مقایسه آن با یک روش پیشنهادی می پردازد. بر این اساس پاسخ سؤال های زیر در انجام این پژوهش مد نظر است: 1- آیا همسانی یا سطوح معناداری بین میزان رشد یادگیری دانشجویان از طریق شیوه های مورد مطالعه مشاهده می شود؟ 2- آیا ساخت ماکت از پروژه های اجرایی اختلاف معناداری در رشد یادگیری مفاهیم سازه توسط دانشجویان نسبت به کلاس های تئوری ایجاد می نماید؟ 3- نگرش اساتید و دانشجویان نسبت به موثرترین شیوه آموزش مفاهیم سازه به دانشجویان معماری چیست؟ و آیا این نگرش منطبق بر یافته های پژوهش میباشد؟ روش تحقیق در این پژوهش به صورت مطالعه میدانی (Field Trial) بوده که برای تحلیل یافته ها از شاخصهای آماری میانگین و انحراف معیار با فاصله اطمینان 95% و خطای مطالعه (P<0.05) استفاده شده است. همچنین برای مقایسه میانگین کمیت های جوامع مورد بررسی به تفکیک از آزمونهای (Paired TTEST, TTest و Anova) استفاده شده است و نهایتاً نمودارها به کمک نرم افزار Excel استخراج گردید. نتایج حاصل نشان دهنده آن است که میانگین میزان پاسخگویی دانشجویان به سؤالات در روش بهره گیری از طبیعت بیشتر از روش های دیگر بوده است. حال آنکه کاربرد روش های تئوری و ساخت ماکت، اختلاف قابل توجهی را در ایجاد رشد یادگیری دانشجویان نشان نداده است.
به منظور استفاده هرچه بیشتر از ظرفیت ها و توانایی های موجود در دانشگاه ها و در راستای تحقق اهداف برنامه های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور، تشکیل شرکت های دانشگاهی با هدف ایجاد زمینه به کارگیری هرچه بیشتر از توانایی های دانشگاهیان، تجاری سازی یافته های پژوهشی و زمینه سازی مشارکت بیشتر و مؤثرتر اعضای هیأت علمی در رفع نیازهای جامعه ضروری می باشد شرکت دانشگاهی به شرکتی گفته می شود که از 1% تا 100% سهام آن متعلق به یک دانشگاه یا واحد پژوهشی باشد. در مقاله حاضر با استفاده از یکی از ابزارهای مهم مدیریت استراتژیک یعنی مدل SWOT سعی می شود، نقاط ضعف و قوت درونی دانشگاه سمنان از یکسو و فرصت ها و تهدیدات محیطی پیش روی ایجاد و توسعه شرکت های دانشگاهی از سوی دیگر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و استراتژی ها در چهار گروه استراتژی های SO ، ST ، WO، WT ارائه گردد. در مجموع در این تحقیق 11 نقطه قوت ، 12 مورد نقطه ضعف ، 8 مورد نقطه تهدید ، 10 مورد فرصت ، 11 مورد استراتژی SO ، 7 مورد استراتژی ST، 11 مورد استراتژیWOو 6 مورد استراتژیWT مورد شناسایی قرار گرفت که از جمله مهمترین آنها تأسیس صندوق پژوهش و نوآوری ، تشکیل بانک اطلاعاتی مشترک صنعت ودانشگاه و بیمه سرمایه گذاری های انجام شده توسط اعضای هیأت علمی می باشد.
نوشته حاضر فرایند ایجاد یا توسعه یک بانک سؤال مدرج شده بر اساس تئوری سؤال پاسخ با استفاده از داده های 30 سؤال کنکور آزمایشی حساب دیفرانسیل است که روی یک نمونه 3409 نفری اجرا شده است. تابع آگاهی کل سؤالات برابر با 21/43 است که در فاصله 3 پیوستار توانایی نقطه بیشینه آن روی 95/0 است و در این نقطه، توانایی افراد با حداقل خطا برآورد شده است. یکی از نکات برجسته در راه اندازی چنین بانکی برآورد توانایی افراد بر اساس آزمون های مداد-کاغذی استاندارد و کم خطا با اهداف ویژه است تا بتوان در هزینه، تلاش و زمان صرفه جویی کرد و امنیت آزمون ها را بالا برد. بعلاوه فرایند آزمون گیری را که به صورت سنتی و مداد کاغذی اجرا می شود با طی مراحل بعدی به صورت سنجش انطباقی کامپیوتری ارتقاء داد. برای ارائه مثال از بین سؤالات این بانک یک خرده آزمون کوتاه مدادکاغذی با سؤالاتی که قدرت تمیز بالا و ضریب دشواری بیشتری دارند، انتخاب شده است. دامنه دشواری این خرده آزمون کوتاه بین و ضریب تمیز قرار داده شد و در نهایت 5 سؤال برگزیده شده است که تابع آگاهی این خرده آزمون برابر با 48/12 و نقطه بیشینه آن روی پیوستار توانایی برابر با 35/1 است. بعلاوه سطح دشواری آزمون4/0 واحد انحراف معیار افزایش یافته و به علت کوتاه شدن دامنه آزمون از 30 سؤال به 5 سؤال میزان آگاهی دهی از توانایی آزمون دهندگان نیز 46/3 برابر کاهش پیدا کرده است. بعلاوه برای اجرای سنجش انطباقی یک شبیه سازی انجام شده است که تنها 8 تا 10سؤال نیاز بوده تا با 01/0 احتمال خطا به همان دقت آزمون30 سؤالی توانایی افراد را اندازه گیری کرد.