شبکه های اجتماعی اینترنتی ، امروزه با استقبال فراوانی از سوی کاربران مواجه شده اند و بخش قابل توجهی از اوقات فراغت خود را در این شبکه ها سپری می کنند . در عصر جهانی شدن و با ظهور فناوری های نوین ارتباطی ، یک فضای مجازی در کنار فضای واقعی ایجاد شده که این دو تاثیر متقابلی بر یکدیگر دارند. در همین راستا برای سنجش ارتباط میان این دو فضا اعم از زمانی که افراد به اینترنت اختصاص می دهند و سایر تاثیرات فرهنگی عضویت و حضور در شبکه های اجتماعی، از روش پیمایش اینترنتی و ارسال پرسشنامه به صورت آنلاین برای کاربران فعال فیس بوک استفاده شده است. افراد با اهداف متنوعی عضو این شبکه ها می شوند که مهمترین آن را سرگرمی دانسته اند . میان عضویت در شبکه های اجتماعی اینترنتی و نحوه اختصاص وقت به سایر فعالیت های اجتماعی ارتباط وجود داشته و بیشتر پاسخ دهندگان اذعان کرده اند که به دلیل استفاده بیش از حد از اینترنت برای فعالیت در شبکه های اجتماعی اینترنتی مورد اعتراض سایر اعضای خانواده واقع شده اند . همچنین میان عضویت در شبکه های اجتماعی اینترنتی با مقوله هایی نظیر نحوه ارتباط با جنس مخالف و شیوه محاورات اعضا در محیط بیرونی ارتباط وجود دارد. بنابراین می توان گفت میان عضویت در شبکه های اجتماعی اینترنتی و روابط اجتماعی ارتباط وجود دارد.
جامعه شناسی، از هنگام ظهورش در اواخر سده نوزدهم تا کنون، در معرض دگرگونی های مهمی در دیدگاه ها شده است . بسیاری از این انقلاب های مفهومی ، فرضیه های رشته علمی خود را با زیر سئوال بردن کل ایده «امر اجتماعی» به چالش کشیده اند (بودریارد 1983) در حالی که تاریخ همه رشته های آکادمیک را می توان برحسب تغییرات ناگهانی در الگو یا پارادایم ، به رشته تحریر در آورد (کوهن 1970) . به نظر می رسد جامعه شناسی بیش از اغلب موضوعات دیگر مستعد این تغییرات گیج کننده در زمینه فکری بوده است . می توان این بی ثباتی را به سبکی منفی ، دال بر عدم بلوغ جامعه شناسی به مثابه علمی اجتماعی در نظر گرفت. (کارل لویت )
چنانچه جامعه شناسی به عنوان یک ارزش باشد ، قطعا قادر خواهد بود تا مشکلات اجتماعی ما را حل و فصل کند . در این صورت باید جامعه شناسی به ما این امکان را بدهد تا جامعه بهتری برای خود و نسل آینده طراحی کنیم. کارل مارکس تصور می کرد که وی می تواند یک جامعه بی طبقه ای بسازد و سایر اتوپیائی ها نیز خصوصا جوامع خاص مورد نظرشان را پیشنهاد داده اند . آنچه که کن منزی ارائه کرده، این است که جامعه ای را طراحی کنیم که نهایتا هرکس بتواند بر اساس ارزش های مهم و اصولی خود آن را بسازد و دائمی نیز باشد .
بر اساس دانش های تئوری یک جامعه پویا ، کن منزی ، کتابی تحت عنوان «مردم جامعه را می سازند» نوشته است . بر مبنای نتایج حاصل از «تفکر تجربی»، این کتاب از بطن طراحی یک جامعه ای که بر مبنای ارزش های لیبرال دموکراسی بنا شده است، خارج شده است .
نتایج حاصل ، یک جامعه ایده ال نیست ، چرا که خلق یک جامعه فعال و پویا طلب می کند تا در مسر برقراری توازن ، از کمال آن بکاهد .یکی از مهم ترین ارزش ها این است که آزادی در انتخاب وجود داشته باشد . برخی از مردم شیطان را بر می گزینند و یا مسیر اشتباهی را طی می کنند . چرا که چارچوب های سیاسی و قانونی جوامع ، برخی از رفتارها را اشاعه و برخی از آن ها را منع می کند
در این مقاله با بررسی دیدگاه های اندیشمندان اجتماعی مانند مارکس، ماکس وبر و دورکیم، سعی می شود تا تاثیر نقطه نظرهای آنان در تکوین یک جامعه بهتر، ارزیابی شود، هرچند که به عنوان یک قاعده کلی ، می توان گفت مارکیسیم و جامعه شناسی معمولا مخالف یکدیگر بوده اند ، چرا که آن ها تا حدودی به خاطر مخاطبان روشنفکر مشابهی که داشته اند ، با هم رقابت داشتند .
این رویکردها ، نظم و آراستگی درونی جوامع را فاش می سازند، در واقع هیچ یک از این رویدادها و نقطه نظرها ی جامعه شناسان، به طور دقیق غلط و یا صحیح نیستند ، بلکه می توان گفت که جوامع به قدر ی پیچیده اند که ما درک خود را از کاربرد این دیدگاه ها کسب می کنیم ، زیرا ما در درون صندوقچه ای از ضدو نقیض ها گرفتار شده ایم. آیا جامعه شناسی می تواند در طراحی یک جامعه بهتر ما را کمک کند؟
بررسی رفتارهای تخریبی دانش آموزان در شهر تهران موضوع اصلی این مقاله می باشد. وندالی سم به عنوان یک پدیدة اجتماعی است که در آن، فرد وندال و یا خ رابکار، به صورت ارادی به تخریب اموال عمومی می پردازد و تبعات زیانباری را موجب می شود. هدف اصلی مقاله، شناخت برخی عوامل اجتماعی مؤثر بر اقدام به رفتارهای تخریبی در میان دانش آموزان می باشد. برای تحقق هدف فوق سعی گردید با مطالعه نظریه های موجود به تلفیق تئوریک دست یافته که در مقاله حاضر در راستای این مهم، مسئله پژوهش در پرتو نظریه های کنترل اجتماعی هیرشی، آنومی مرتون و نظریه بیگانگی سیمن، با استفاده از روش تحقیق پیمایشی، مورد تحلیل و مداقه قرار گرفته است. این پژوهش، در میان 407 نفر از دانش آموزان دوره راهنمایی و متوسطه انجام شده است. گردآوری اطلاعات نیز از طریق پرسشنامه خودگزارشی و ساختمند صورت گرفته است. یافته های پژوهش نشان دادند که میزان ارتکاب 15.7 درصد از دانش آموزان به رفتارهای تخریبی در حد زیاد و خیلی زیاد بوده است. متغیرهای مورد مطالعه در پژوهش حاضر، توانسته اند 24 درصد از واریانس رفتارهای تخریبی را تبیین کنند. اثر مستقیم دو متغیر مهم پژوهش یعنی کنترل اجتماعی و احساس بیگانگی بر روی رفتارهای تخریبی به ترتیب به میزان 0.30- و 0.31 درصد می باشد.
موضعگیری وحساسیت موجود در جهان درباره برقراری روابط جنسی خارج از ازدواج درحال تغییر و دگرگونی است . تحقیقات نشان میدهند که جامعه ی ایران نیز در چند سال اخیر شاهد تغییر در الگوهای غالب روابط جنسی بوده و این امر ناشی از علل متعدد اجتماعی، خانوادگی و فردی است. هدف تحقیق حاضر بررسی و شناسایی علل و فرایند های شکل گیری روابط جنسی خارج از ازدواج در میان زنان می باشد. روش بکار گرفته شده در تحقیق حاضر گراند تئوری است و نمونه تحقیق شامل 10 زن مجرد دارای روابط دوستی با جنس مخالف میباشد. چهار الگوی اصلی شکل گیری روابط جنسی پیش از ازدواج که در تحقیق حاضر شناسایی شده اند عبارت است از؛ روابط دوستی سنتی، رابطه جنسی پیش از ازدواج مبتنی بر روابط عاشقانه، رابطه جنسی پیش از ازدواج مبتنی بر عشق سیال و رابطه جنسی پیش ازدواج مبتنی بر روابط ضد عاشقانه (فریب). یافته های تحقیق نشان میدهد روابط دوستی سنتی روابطی با حداقل رابطه جسمی است و در میان زنانی دیده میشود که از پایبندی های مذهبی بیشتری نسبت به سایرین برخوردار بوده و به ارزشهای جنسی سنتی باور دارند. روابط جنسی عاشقانه روابطی است میان یک زن و مرد که دارای محتوای جنسی و عاطفی میباشد. دو عامل اثر گذار در برقراری رابطه جنسی در این تیپ شیفتگی طرفین به نسبت یکدیگر و دارا بودن رویکردی تفسیری نسبت به دین می باشد. نسبی گرایی در عشق، تعدد شرکای جنسی، لذت طلبی جنسی، دوستانه و سطحی بودن روابط جنسی محوری ترین عناصر در روابط مبتنی بر عشق سیال است. تریبیت جنسی در دوران کودکی و نوع روابط والدین نیز مهم ترین شرایط اولیه ای شکل گیری این نوع روابط هستند. و بالاخره نفاق، فریب و شکست عشقی در اولین رابطه با جنس مخالف مهم ترین شرط شکل گیری روابط مبتنی بر فریب می باشد. در تحقیق حاضر هدف از روابط مبتنی بر فریب انتقام گیری از جنس مخالف است.
انسجام به معناییکپارچگی ملت، عامل استحکام جامعه است و مخاطبان آن نیز توده های ملت، مسئولین نظام و دستگاه های دولتی می باشند.با تعمق در اندیشه سیاسی اسلامی می توان به نظریات بنیادین و اصول اساسی اسلام در حوزه اجتماع و سیاستدست یافت که اگر این نظریات در یک جامعه به ویژه جامعه، چند فرهنگی مورد توجه قرار گیرد، انسجام و توافقات سیاسی میان گروه های قومی و فرهنگی موجود در یک جامعه میسر خواهد شد. برای برقراری انسجام سیاسی در جوامع اسلامی به ویژه جوامعی که با تنوع فرهنگی مواجه هستند، استخراج شاخص های انسجام از منابع اسلامی ضروری می باشد. این تحقیق که با روشی توصیفی – تاریخی صورت می گیرد، ضمن بررسی منابع دینی مانند قرآن و حدیث و همچنین گفتار اندیشمندان مسلمان، شاخص های انسجام در تفکر سیاسی اسلام را بررسی و استخراج می نماید. اهمیت شناخت این شاخص ها در طراحی الگویی اسلامی از انسجام در جوامع اسلامی به ویژه جوامع دارای تنوع فرهنگی مشخص می گردد.
علی رغم روند رو به افزایش معاشرت با جنس مخالف قبل از ازدواج در بین جوانان و هم چنین نارضایتی های زناشویی در زوج ها در ایران، مطالعات بسیار اندکی به بررسی رابطه بین این دو پدیده پرداخته اند. این مقاله با هدف بررسی رابطه بین تجربه معاشرت با جنس مخالف قبل از ازدواج اعم از رابطه دوستی و رابطه پیشرونده (منظور رابطه جنسی) و رضایت زناشویی تهیه شده است . این مقاله بر اساس داده های بخش کمی یک مطالعه ترکیبی تهیه شده است که در سال 1390-1389 انجام شد. در این مقاله، 299 دانشجوی زن و مرد متأهل سنین 18 تا 40 ساله که به روش دو نمونه گیری مرحله ای سهمیه ای و خوشه ای در همه مقاطع تحصیلی از 7 دانشگاه منتخب در تهران اعم از دولتی و آزاد انتخاب شدند، بررسی شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه خود ایفایی بدون نام بود که اعتبار و روایی آن بررسی شد و پایلوت گردید. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که بیشترین ضریب تأثیر روی رضایت زناشویی مربوط به میزان شناخت از همسر در بدو ازدواج می باشد(B= /0- 269 *0 /182 * /0 435-0/02) و پس از آن تجربه معاشرت های متعدد با جنس مخالف قبل از ازدواج است که بیشترین ض ریب ت أثی ر منفی را ب ر رضایت زن اشوی ی دارد (P>0/05,B=0/282=- ، ). هم چنین تجربه معاشرت های متعدد به طور غیرمستقیم از طریق ناسازگاری مذهبی با همسر بر کاهش رضایت زناشویی تأثیر می گذارد (0/02-، 435/ 0* 0/182* 0/269=B). لذا تعدد رابطه های قبل از ازدواج با جنس مخالف که معمولاً با انگیزه هایی غیر از ازدواج می باشند، می تواند تعیین کننده رضایت کمتر زناشویی پس از ازدواج باشد. برعکس شناخت بیشتر از خصوصیات همسر، به عنوان عامل مثبت در رضایت زناشویی می باشد. مطالعات بیشتر با حجم نمونه بالاتر می تواند به تأئید نتایج فوق کمک کند. نتایج فوق می تواند در اصلاح بسیاری از باورهای نادرست در بین جوانان به کار آید.
مراقبت از کودک اتیسم طاقت فرسا است و استرس زیادی برای والدین ایجاد می کند. یکی از منابع مهم استرس که سهم قابل ملاحظه ای در پایین آوردن سلامت روان دارد، شدت علائم اتیسم (اتیسم بهر) و احساس استیگما است. هدف از تحقیق حاضر، بررسی تأثیر احساس استیگما، سن و اتیسم بهر کودک در سلامت روان مادران با کودکان دارای اختلالات طیف اتیسم (ASD) بود. 94 تن از مادران کودکان اتیسمی که در مراکز آموزشی و توانبخشی ویژه کودکان اتیسم آموزش می دیدند. پرسش ن امه های سلام ت روان ی عموم ی (GHQ)، احساس استیگما که توسط محققان تهیه و هنجاریابی شد و مقی اس درج ه بندی اتیسم گیلیام (GARS) را پر کردند. مدل معادله ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج نشان داد که احساس استیگما تأثیر مستقیم و اتیسم بهر و سن کودک تأثیر غیرمستقیم به واسطه احساس استیگما بر سلامت روان مادران داشت. بر اساس این مدل 70% تغییرات فردی در سلامت روان مادران را می توان بر اساس احساس استیگما پیش بینی کرد. طبق یافته های این تحقیق، به منظور بالا بردن سطح سلامت روان مادران کودکان اتیسم، برنامه های آموزشی برای قدرتمندسازی در برابر استیگما به شدت توصیه می شود.
بررسی روند تحولات جمعیتی ایران پس از انقلاب اسلامی نشان می دهد ، مطابق ماده سوم قانون مصوب مجلس درسال 1372 باعنوان«قانون جامع تنظیم خانواده»، رسانه های جمعی موظف گردیدند در راستای سیاست های کاهش رشد جمعیت،برنامه سازی و تبلیغ نمایندکه این عامل به همراه سایر عوامل فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی موجب گردید ، نرخ رشد جمعیت در دهه های اخیر به صورت پرشتابی کاهش یابد و به حدود3/1 درصدبرسد. به اذعان کارشناسان رسانه ای، ابزار رسانه های جمعی و به طورخاص رسانه ملی، ازجمله عواملی هستندکه درکاهش رشد جمعیت موثربوده اند.
هدف مقاله، تبیین ریشه های شکل گیری «توسعه بومی مستقل» در ایران بعد از انقلاب و عدم شکل گیری این قِسم از توسعه در کشورهای عربی خاورمیانه بر پایه مقایسه نقش آموزه های فقه سیاسی مذهب شیعه و اهل سنت در مواجهه با مستحدثه تمدن غرب است. مبنای نظری و روشی این مقاله، چارچوب تحلیلی مفهومی وِبر در مطالعه نقش دین در دگردیسی های کیفی است. بازسازی نوع مثالی نظریه های فقه سیاسی شیعه و اهل سنت در برهه مورد نظر و مقایسه آن ها بر اساس نحوه مواجهه با مستحدثه مدرن غرب، نشان می دهد که یکی از دلایل عمده عدم شکل گیری «توسعه بومی مستقل» در کشورهای مسلمان اهل سنت و سوق یافتن مسیر توسعه آن به سمت توسعه وابسته در مقایسه با ایران، عدم شکل گیری گروه ها و دولت نوساز بومی حامل ایده پیشرفت و آبادانی در این کشورها است. در آموزه های فقه سیاسی شیعه با محوریت امام خمینی; که از منظر اجتهاد فعال، مبادرت به بسط اختیارات ولایت فقیه و پیش بُرد وظایف آن تا سرحد یک دولت مدرن نمود، دولت و گروه های نوساز بومی و در نتیجه توسعه بومی بعد از انقلاب شکل گرفت، اما در فقه سیاسی اهل سنت، حکم به نفی مظاهر مدرن و بازگشت به خلافت شرعی و بنیادهای اولیه آن داده شد که پیامد آن، امتناع شرایط توسعه بومی در این کشورها بوده است.
همنوایی اجتماعی بیانگر این واقعیت است که رفتار اعضای جامعه منبعث از برخی قواعد و الزامات اجتماعی است، اما صِرف تبعیت اکثریت افراد جامعه یا گروه از یک قاعده یا هنجار، نمى تواند دلیل مطلوبیت آن باشد. در این نوشتار که به موضوع عوامل شکل گیری همنوایی اجتماعی از منظر قرآن کریم ، به عنوان اصلی ترین منبع تعیین ارزش های مطلوب در جامعه بشری پرداخته است، با مراجعه به آیات الهی، همنوایی های قابل تحقق بین اعضای جامعه را شامل دو نوع مطلوب و نامطلوب دانسته و با تأکید بر اهمیت همنوایی های مطلوب، عوامل و پیامدهای شکل گیری همنوایی های نامطلوب را ترسیم و آسیب های وقوع آنها برای اعضای جامعه را یادآور شده است. هم چنین راه کارها و اسباب شکل گیری همنوایی مطلوب نشان داده شده و داشتن عقیده و آرمان برجسته، صلابت رأی و استحکام اندیشه، انعطاف معقول، نیکویی اخلاق، نیازشناسی و مشکل گشابودن، تواضع در برابر مردم و متفاوت بودن منش و رفتار از ستمکاران را سبب رسیدن به مقصود دانسته است. روش جمع آوری داده ها در این پژوهش، توصیفی تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه ای بوده و قرآن و تفاسیر آن به عنوان منبع اساسی و محوری مورد استفاده قرار گرفته اند. نتیجه مهم پژوهش پیشنهاد راه کارهای ایجاد همنوایی بر اساس تعالیم قرآن است.
در ادبیات جامعه شناسی غالباً از بی تفاوتی اجتماعی به عنوان پدیده ای آسیب شناختی، نوعی بیماری اجتماعی، مانعی در راه مشارکت و توسعه و از عوارض شهرنشینی در عصر جدید یاد می شود. هر برنامه ریزی معطوف به توسعه اعم از اینکه آن برنامه در سطح منطقه ای باشد یا ملی بدون مشارکت فعال نیروهای تربیت شده، علمی و کارآمد مقدور نیست. هدف کلی این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر بی تفاوتی اجتماعی در بین جوانان است که با استفاده از روش پیمایشی در دانشگاه محقق اردبیلی با حجم نمونه آماری 369 نفر انجام گرفته است. یافته ها نشان داد؛ میان متغیرهای سن، گروه تحصیلی و پایگاه اجتماعی اقتصادی با بی تفاوتی اجتماعی رابطه آماری معنی دار وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد متغیرهای؛ بیگانگی اجتماعی، اثربخشی اجتماعی، محرومیت نسبی، تحلیل هزینه پاداش و ادراک عدالت با بی تفاوتی اجتماعی رابطه آماری معنی دار دارند. در نتایج حاصل از تحلیل چندگانه مشخص شد که سه متغیر بیگانگی اجتماعی، تحلیل هزینه پاداش و ادراک عدالت حدود 29 درصد تغییرات در بی تفاوتی اجتماعی به وسیله این سه متغیر مستقل تبیین می شود.
عفو و گذشت در میان انسان ها بویژه ایرانیان از جایگاه خاص و والایی برخوردار است و این نشات گرفته از فرامین الهی و سیره ی انبیا و ائمه اطهار«ع» در اشاعه این فرهنگ می باشد عفو و گذشت در شعر و ادب فارسی بازتاب وسیعی به خود گرفته تا جایی که از عهد پیدایش زبان و ادب فارسی در کمتر نظم و نثری از این مقوله یاد نشده و در این زمینه ادبیات فارسی سرشار از آثار ناب منظوم و منثوری می باشد که در ترویج و زنده نگاهداشتن این فرهنگ حسنه کوشیده است و حتی نام ویاد کسانی که در اشاعه این فرهنگ تلاش نموده اند و یا خود بانی این کار گشتند چهره ای تابناک و نامی ماندگار در خزانه پر گهر شعر و ادب فارسی به ثبت رسانده اند و آیندگان نیز بعد از خداوند و انبیا و چهارده معصوم ع، به آنها تاسی نموده اند و یا خواهند نمود زیرا آنان با بیان آیات آلهی و احادیث در قالب حکایات و اشعار و حتی با زبان طنز نشان داده اند که چگونه می توان عفو خداوند را به دست آورد و چه اعمالی در این راه موثرند و دوری گزیدن از انتقام و عفو به هنگام قدرت جدا از فواید اخروی سبب تسکین آلام جسمی و روحی انسان نیز می گردد. این پژوهش به روش کتاب خانه ای و از طریق فیش برداری انجام گرفته و نشان می دهد که فرهنگ عفو و گذشت در همه اعصار وجود داشته و آثار بسیار فاخر و نابی در این راه تولد یافته است.
زمینه و هدف: قاچاق کالا پدیده ای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است که توانسته نظام اقتصادی، اجتماعی و به تبع آن نظام سیاسی و امنیت ملی کشورها را در معرض تهدید قرار دهد، پژوهش حاضر نیز برخلاف اذعان به چند علیتی بودن قاچاق، صرفاً به دنبال شناخت رابطه بین متغیرهای اجتماعی و گرایش مرزنشینان بانه ای به قاچاق کالا می باشد.
روش شناسی: روش تحقیق در پژوهش حاضر، پیمایش و ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه به همراه مصاحبه می باشد. جامعه آماری پژوهش، شامل مرزنشینان شاغل در امر قاچاق شهرستان بانه در سال 1393 می باشد. حجم نمونه 381 نفر بوده که از طریق فرمول کوکران و با روش نمونه گیری طبقه بندی نامتناسب جامعه نمونه به سه دسته کولبران، بازاریان و قاچاقچیان تقسیم شده و در مرحله بعد برای بازاریان و کولبران از روش نمونه گیری هدفمند و در دسترس استفاده شده و برای قاچاقچیان از روش نمونه گیری گلوله برفی استفاده شده است.
یافته ها: یافته های تحقیق نشان می دهد که بین فشار ساختاری با متغیر وابسته (گرایش و پذیرش قاچاق به عنوان یک شغل مشروع) ارتباط معنی داری به صورت مستقیم و مثبت وجود دارد. همبستگی بین تعهد اجتماعی و گرایش ارتباط معکوس و معنی داری وجود دارد؛ همچنین بین رده های سنی و سطوح تحصیلی مختلف در گرایش به قاچاق کالا تفاوت معنی داری وجود دارد.
نتیجه گیری: تحلیل نظری یافته های تحقیق با توجه به بافت فرهنگی و اقتصادی بانه حاکی از وجود رابطه معنی دار بین عوامل اجتماعی و گرایش به قاچاق کالا است، البته این رابطه تحت تأثیر توسعه نیافتگی همه جانبه منطقه قرار گرفته است.
موضوع مربوط به فرهنگ و عوامل مؤثر بر رشد و توسعه آن در هر کشوری، از مقوله هایی است که در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی از اهمیت خاصی برخوردار است. نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران نیز با توجه به وظیفه خطیر و نقش مهمی که در کشور ایفا می نماید، لازم است تا به طور مستمر در صدد ارتقای عملکرد و تعالی سازمان خود برآید. هدف اصلی این پژوهش بررسی نقش فرهنگ بر استقرار مدل تعالی سازمانی در نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران (ناجا) می باشد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بوده و برای گردآوری داده ها به منظور دستیابی به نتایج تحقیق، از ابزار کتابخانه ای، اینترنت، کتب و مقالات علمی فارسی و لاتین و پایان نامه های مرتبط با موضوع تحقیق استفاده شده است. در نهایت نشان داده می شود که بین فرهنگ و استقرار مدل تعالی سازمانی در نیروی انتظامی،رابطه دو سویه وجود دارد، از یک سو، نتایج، مدل تعالی سازمانی که بر نیروی انتظامی تأثیر می گذارد و از سوی دیگر، خود توانمند سازهای مدل تعالی سازمانی هم متأثر از مبانی فرهنگ نیروی انتظامی است و هم می تواند در آن تحولات اساسی ایجاد کند. به طورکلی استقرار مدل تعالی سازمانی در نیروی انتظامی نیازمند وجود فرهنگ خاصی است. تعمیق و گسترش فرهنگ بر استقرار مدل تعالی سازمانی در نیروی انتظامی، بستری مناسب برای ارتقا کیفیت و بهبود عملکرد در نیروی انتظامی است.
نوشتار پیش رو تلاشی است در جهت توصیف زندگی روزمره مدرن ایرانی و همچنین نقد آن. در این راستا به مطالعه زندگی روزمره نوجوانان و جوانان ایرانی در یکی از شکل های معمول و گسترده گذران اوقات فراغتشان یعنی پرسه زنی در خیابان های خرید پرداخته شده است. میدان مورد نظر، خیابان گلسار شهر رشت و نظریه مورد استفاده برای مطالعه آن، نظریه انتقادی زندگی روزمره است. اطلاعات از دو روش مشاهده و همچنین مصاحبه عمیق انتقادی با 30 نفر از افراد 44-16 ساله ساکن شهر رشت که به شکل هدفمند انتخاب شده اند به دست آمده است و یافته های حاصل از آن نیز با روش تیپ بندی بر اساس رابطه اقشار اقتصادی متفاوت با یکدیگر طبقه بندی شده است. نتایج حاصل از طبقه بندی فوق حاکی از آن است که رگه هایی از اندیشه انتقادی در میان برخی از نمونه ها که از سرمایه فرهنگی نسبتا بالایی برخوردار بودند و به لحاظ تعداد اقلیت نمونه ها را تشکیل می دادند، قابل مشاهده است. همچنین می توان گفت که میزان تحصیلات یا جایگاه اقتصادی، تبیین کننده نگرش انتقادی موجود در میان نمونه ها نسبت به وضعیت زندگی روزمره جاری در خیابان خرید به شمار نمی رود. بنابراین با فرض صحت ادعاهای فوق، می توان گفت که تنها راه تغییر وضعیت موجود تلاش برای هژمونیک شدن نوعی از آگاهی انتقادی است که توأمان هم وجوه سنتی زندگی روزمره هم وجوه شی واره روابط انسانی را مورد پرسش و نقد قرار دهد.