مقدمه: باتوجهبهمشکلات فراوان خانواده های دارای فرزند مبتلا به اختلال ADHD و عدم شناسایی آسیب های زیرمنظومه همشیرها در پیشینه پژوهشی ،هدف این پژوهششناساییآسیب هایزیر منظومه همشیرها درخانواده های دارای فرزند مبتلا به اختلال ADHD است. روش: این پژوهش یک مطالعه کیفی است که با روش پدیدارشناسی [1] انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه خانواده های دارای فرزند مبتلا به اختلال ADHD بود که به مراکز مشاوره یا روانپزشکی شهر سنندج رجوع کرده بودند.نمونه گیری با روش هدفمند و شامل 27 نفربوده است.ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختار یافته و تحلیل داده ها با روش هفت مرحله ای کلایزی(1987) انجام شده است. یافته ها: در این پژوهش اطلاعات به دست آمده ی حاصل از کدگذاری در سه دسته کدگذاری توصیفی [2] ، تفسیری [3] و تبیینی [4] قرار گرفته اند که شامل 3 کد تبیینی، 9 کد تفسیری و 44 کد توصیفی است. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که زیرمنظومه همشیرها تحت تأثیر مشکلات فرزند ADHD خانواده قرار دارد و آسیب های خاص و تأثیرات منفی بر این زیرمنظومه وارد می کند. بنابراین این زیرمنظومه نیازمند نظارت،حمایت و آموزش های خاصی است تا از میزان آسیب های آن کاسته شود. [1] Phenomenological [2] .Descreptive [3] . Interpretative [4] .Explanatory
یکی از قسمت های مهم زندگی دانشجویی، زندگی خوابگاهی است. با توجه به اینکه معتبرترین دانشگاه های ایران در شهر تهران متمرکز شده است، داوطلبان تلاش دارند تا پای خود را به دانشگاه های تهران باز کنند و با اقامت در خوابگاه های دانشگاهی فصل جدیدی از زندگی را آغاز کنند. در این پژوهش با رویکرد کیفی سعی در درک چالش ها و سختی های زندگی خوابگاهی در خوابگاه های دخترانه را داریم. کوشیده ایم که بدانیم دانشجویان دختری که در دانشگاه های تهران مشغول به تحصیل هستند با چه مشکلاتی دست و پنچه نرم می کنند. سبک زندگی خوابگاهی برای دختران مختصات و قوانینی دارد که سیاست های دانشگاه در آن دخیل است. در این فرصت با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمونی و با ابزار مصاحبه نیمه ساخت یافته و عمیق با 12 دانشجوی 21 تا 41 ساله سعی در درک مشکلات و دغدغه های آن ها داشتیم. از تحلیل مصاحبه ها ده مقوله اصلی استخراج شد که از میان آن ها می توان به زوال حریم خصوصی، تنگنای فراغت، فقدان عاملیت انتخاب، بازتولید نقش های جنسیتی، قانون به مثابه دال اعظم و ... اشاره کرد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین پخش برنامه های مرتبط با کارآفرینی، ترویج فرهنگ کارآفرینی و بررسی وضعیت کنونی این ارتباط در شبکه استانی زاگرس کرمانشاه با روش توصیفی، از نوع همبستگی و به صورت کمی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش را دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه رازی کرمانشاه تشکیل داده اند، که تعداد آنها ۴۶۰ نفر است. از این تعداد، ۲۱۰ نفر به عنوان نمونه آماری، بر اساس جدول مورگان و از طریق نمونه گیری تصادفی طبقه ای با انتساب متناسب انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته بود و به منظور بررسی فرضیه های پژوهش، از آمار توصیفی و استنباطی، برای تحلیل داده ها از تحلیل عاملی تاییدی، تحلیل مسیر و آزمون t تک نمونه ای استفاده شد. نتایج این پژوهش، رابطه بین پخش برنامه های مرتبط با کارآفرینی در شبکه های استانی و ترویج فرهنگ کارآفرینی را مثبت نشان داد، اما در وضعیت کنونی، پخش برنامه های مرتبط با کارآفرینی در شبکه استانی زاگرس در حالت پیش برنده و تاثیرگذاری قرار ندارد.
در این پژوهش، ضمن شناسایی نوگرایی در بین افراد مورد مطالعه، به رابطه آن با میزان مصرف رسانه های مختلف، اعم از جمعی و اجتماعی، پرداخته شده است. جامعه آماری در این تحقیق شامل دانشجویان دانشگاه سوره تهران است، که با استفاده از روش تصادفی طبقه ای توزیع به نسبت، 361 تن از آنان به عنوان جامعه نمونه در نظر گرفته شد. گردآوری داده های مورد نیاز با استفاده از روش پیمایش و ابزار پرسشنامه انجام و داده های مذکور پس از استخراج و کنترل، به وسیله نرم افزار آماری spss تجزیه و تحلیل شد. یافته های تحقیق حاکی از آن است، که نوگرایی 9/0 درصد پاسخگویان در سطح بسیار زیاد، 5/25درصد در سطح زیاد، 1/72 درصد در سطح متوسط و 5/1 درصد در سطح کم قرار دارد. همچنین این یافته ها گویای آن است که بین نوگرایی و استفاده از شبکه های تلویزیون داخلی، شبکه های اجتماعی و نرم افزارهای پیام رسان، همبستگی وجود ندارد و نیز استفاده از رادیوی داخلی، شبکه های ماهواره ای فارسی زبان، شبکه های رادیویی خارجی و مطالعه مطبوعات با نوگرایی رابطه همبستگی معکوس ملاحظه می شود؛ فقط بین نوگرایی و استفاده از اینترنت همبستگی از نوع مستقیم وجود دارد. کلیدواژه: ارتباطات، رسانه، مصرف رسانه ای، نوسازی، نوگرایی.
در دو دهه اخیر همزمان با رشد کمی «بازی های جدی»، کیفیت آنها نیز مورد توجه پژوهشگران، طراحان، تولیدکنندگان، مخاطبان، معلمان و مدیران آموزشی بوده است. کیفیت این بازی ها علاوه بر داستان، گرافیک و فناوری به رعایت اصول آموزشی بستگی دارد تا بازی ها بتوانند ضمن تدارک محیط یادگیری مفرح و انگیزشی، بازی کننده را به سمت اهداف آموزشی هدایت کند. هدف این پژوهش، تعیین شاخص های ارزیابی کیفیت «بازی های جدی» براساس اصول یادگیری سازنده گرایی و ارزیابی کیفیت شش بازی منتخب براساس این اصول است. برای تعیین شاخص های ارزیابی کیفیت «بازی های جدی» با مشارکت 30 نفر از خبرگان بازی های آموزشی چک لیست 29 گویه ای حول چهار شاخص تعامل، حل مسأله، یادگیری فعال و کشف تهیه گردید. شش بازی پرطرفدار به صورت هدفمند انتخاب و توسط شش نفر خبره فناوری آموزشی و شش نفر خبره فناوری اطلاعات و ارتباطات تحلیل شدند. نتایج نشان داد که در این بازی ها به طور میانگین 136 موقعیت تعامل، 139 موقعیت حل مسأله، 89 موقعیت یادگیری فعال و 82 موقعیت کشف برای بازی کننده فراهم شده است. نتایج آنتروپی شانون نیز نشان داد که شاخص کشف با بار اطلاعاتی 999 درصد و ضریب اهمیت 572 درصد دارای بالاترین تأکید و شاخص یادگیری فعال با بار اطلاعاتی یک و ضریب اهمیت 87 درصد کمتر مورد توجه بوده است.
سنجش نگرش با تحلیل داده ها به پایان نمی رسد بلکه آغاز راهی است که بتوان کیفیت گویه های نگرش سنجی را افزایش داد و فرصتی فراهم کرد تا خطای اندازه گیری را کاهش داد. در این پژوهش تفاوت بین دو نظریه کلاسیک اندازه گیری (CTT) و نظریه سؤال- پاسخ (IRT) در تعیین ویژگی های روان سنجی داده های حاصل از افکارسنجی مطالعه شده است؛ قبل از ارائه نتایج تحلیل های مربوط به این دو نظریه به منظور بررسی روایی و نیز ساخت و تأیید ابزار از تحلیل عامل اکتشافی (EFA) و تحلیل عامل تأییدی (CFA) نیز بهره برده شده است. موضوع موردمطالعه، داده های واقعی مربوط به افکارسنجی 3684 نفر از اقشار مختلف مردم درخصوص برنامه های تلویزیونی بوده است. یافته ها حاکی از آن است که هر دو نظریه کلاسیک و سؤال- پاسخ می توانند اطلاعات مشابهی درباره گویه های مقیاس در ارتباط با خصیصه مکنون مورد اندازه گیری ارائه دهند، اما دو نظریه اندازه گیری تصاویر متفاوتی از دقت مقیاس ها به دست می دهند. به طور کلی، نظریه سؤال- پاسخ، هم اطلاعات غنی تری درباره دقت اندازه گیری و هم پیشنهاد های روشن تری برای بهبود مقیاس ارائه می دهد.
پرسش اساسی مقاله این است که بین روزنامه نگاران آنلاین، چاپی و رادیو تلویزیونی از نظر میزان و نحوه استفاده از ابزارهای تلفن همراه هوشمند چه تفاوت هایی وجود دارد؟ بر اساس این پرسش، در چارچوب روش پیمایشی و استفاده از ابزار پرسشنامه شیوه استفاده نمونه ۴۰۰ نفری از روزنامه نگاران ایران گردآوری شده تا با تحلیل آماری دو فرضیه مقایسه ای به آزمون گذاشته شود: (1) بین سه گروه روزنامه نگاران آنلاین، روزنامه نگاران چاپی و روزنامه نگاران رادیو تلویزیونی در «میزان» استفاده از تلفن های همراه هوشمند تفاوت وجود دارد و (2) بین سه گروه روزنامه نگاران آنلاین، روزنامه نگاران چاپی و روزنامه نگاران رادیو تلویزیونی در نوع استفاده از تلفن های همراه هوشمند تفاوت وجود دارد. نتایج نشان داد هر چند بین «میزان» استفاده روزنامه نگاران چاپی و رادیو تلویزیونی از تلفن همراه هوشمند تفاوت معنی داری وجود ندارد، اما میزان استفاده روزنامه نگاران آنلاین از تلفن همراه هوشمند بیشتر از دیگران است. همچنین درباره «نحوه» استفاده نتیجه گرفته شد استفاده غالب روزنامه نگاران چاپی و آنلاین از تلفن همراه هوشمند، استفاده «شبکه ای» و استفاده غالب روزنامه نگاران رادیو تلویزیونی، استفاده «ارتباطی» بوده است.
با وجود گسترش رسانه های اجتماعی، هنوز تلویزیون مهم ترین و رسمی ترین رسانه جمعی محسوب می شود اما رسانه های اجتماعی امروزه بخشی جدایی ناپذیر از حیات حرفه خبرنگاری به شمار می روند. این رسانه ها توانسته اند تا حدودی اقتدار خبرنگاران رسانه های سنتی از جمله تلویزیون را زیر سوال ببرند. به نظر می رسد خبرنگاران تلویزیون نیز از رسانه های اجتماعی به عنوان یکی از مهم ترین ابزار خبرنگاری استفاده می کنند. هدف از پژوهش حاضر شناسایی میزان و نحوه استفاده از رسانه های اجتماعی در حرفه خبرنگاری در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است تا مشخص شود که این رسانه های نوین برای خبرنگاران چه کارکردی دارند و با چه انگیزه و هدفی توسط آنها استفاده می شوند. برای یافتن پاسخ، با تکیه بر نظریه های همگرایی رسانه ای و استفاده و رضایت مندی، به روش پیمایش، نظر خبرنگاران خبرگزاری صدا و سیما، شبکه خبر و باشگاه خبرنگاران جوان در این خصوص احصا شد. یافته ها نشان می دهد خبرنگاران صدا و سیما در فعالیت حرفه ای خود از شبکه ها یا پیام رسان های اجتماعی به عنوان ابزاری کمکی با هدف پیگیری اخبار مربوط به حوزه فعالیت و رصد سایر رسانه ها، سوژه یابی و تعامل با مخاطبان استفاده می کنند. میزان بالای استفاده از پیام رسان های خارجی بویژه تلگرام و واتس آپ در مقایسه با پیام رسان های داخلی در میان خبرنگاران و کمترین استفاده از اینستاگرام در امور خبری از دیگر یافته های این پژوهش است.
این مقاله به بررسی جریان های آلترناتیو (بدیل) در سینمای جهان و ایران پرداخته و به صورت موردی، به آثار به نمایش درآمده در جشنواره فیلم عمّار می پردازد. برای ورود به بحث، ابتدا سه موج سینمای آلترناتیو در تاریخ سینمای جهان به طور اجمالی، بررسی می شود: سینمای مستقل ایالات متحده، سینمای آوانگارد فرانسه و سینمای سوم آرژانتین. شرایط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و هنری که در پس زمینه ظهور هر یک از این موج ها وجود داشته، واکاوی می شود تا نسبت آنها با گونه های سینمای آلترناتیو ایران پس از انقلاب اسلامی سنجیده شود. چارچوب نظری مقاله مبتنی بر نظریه انتقادی مکتب فرانکفورت است که با ترکیب اقتصاد سیاسی، تحلیل متنی و تحلیل اثرات اجتماعی و ایدئولوژیک، رویکردی انتقادی و فرا رشته ای به محصولات و جریان های فرهنگی- هنری دارد. در این مقاله در کنار روش توصیفی-تحلیلی، از روش مصاحبه عمیق با خبرگان این حوزه و مشاهده مشارکتی در کارگاه های مربوط به سینمای آلترناتیواستفاده شده است. این مقاله معلوم می کند که نه تنها سینمای ایران- به واسطه تحولات و دگرگونی های ناشی از انقلاب اسلامی- به یک «سینمای آلترناتیو» در سینمای جهان تبدیل شده، بلکه درون این سینما نیز جریان های آلترناتیو جدیدی ظهور کرده اند که به دنبال متمایز کردن خود- نه تنها از سینمای جهان، بلکه از جریان اصلی سینمای ایران- هستند. جشنواره فیلم «عمّار» به عنوان نمونه ای از این گونه جریان ها، در پژوهش حاضر بررسی و وجوه اشتراک و افتراق آن با سایر جریان های آلترناتیو سینمای جهان تبیین شده است.
تحقیق پیش رو با هدف امکان سنجی شیوه نوین تأمین مالی جمعی در سینمای ایران و شناخت الزامات، موانع و ظرفیت ها برای تحقق آن شکل گرفت. برای تحقق هدف تحقیق از بین متولیان سینما در کشور، براساس قاعده اشباع نظری و به واسطه نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی 31 تن از صاحبنظران حوزه سینما انتخاب و مصاحبه باز با آنها انجام شد. این مصاحبه های به روش تحلیل محتوای کیفی تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها نشان داد که ظرفیت هایی نظیر مهربانی مردم، نقدینگی بالا، علاقه مردم به سینما، اعتماد مردم به سلبریتی ها و غیره و موانعی همچون دخالت بالای دولت در سینما، وجود فساد در کشور، ضعیف بودن زیرساخت های سخت افزاری و نرم افزاری سینما، بی اعتمادی، نبود ثبات اقتصادی، مقاومت صنفی در برابر تغییر، ناآگاهی عمومی و نخبگانی و عدم امکان ورود به بورس توسط شرکت های فعلی سینمایی و غیره برای تحقق تأمین مالی جمعی به عنوان یک شیوه نوین وجود دارد؛ مهمترین الزامات تحقق تأمین مالی جمعی در سینما نیز شامل کاهش دخالت دولتی در سینما، اعتماد سازی، راه اندازی بورس سینما و صندوق های سرمایه گذاری، آگاهی بخشی، صنعتی شناخته شدن سینما، به رسمیت شناختن سینما توسط بیمه و بانک، اجرای قانون کپی رایت در کشور و غیره بود. براساس یافته های این تحقیق می توان نتیجه گرفت امکان تحقق مدل سهام به عنوان یکی از شقوق تأمین مالی جمعی با برآورده شدن الزامات آن در کشور ما وجود دارد؛ با این حال تأمین مالی جمعی در ابتدا نباید به عنوان یک مدل مستقل تأمین مالی بکار گرفته شود، بلکه از آن باید به عنوان یک مدل مکمل استفاده کرد.
مجری از یک سو خواهان موفقیت حرفه ای و کسب رضایت مدیران و جذب مخاطب است و از سوی دیگر موفقیت حرفه ای او، مرهون چگونگی رفتار ارتباطی و تعامل اخلاق مدار او با محیط درونی و بیرونی رسانه خواهد بود. موضوع اخلاق حرفه ای مجری از همین تعامل های ارتباطی سرچشمه گرفته و بایدها و بایستگی های اخلاقی این حرفه، به چگونگی مدیریت رفتار ارتباطی او با صاحبان حق این حرفه بر می گردد. مجری رادیو و تلویزیون با کسب دانش اخلاق حرفه ای و شناخت مسئولیت های اخلاقی خود، می تواند در مسیری متعالی گام بردارد. لازمه شناخت این مسئولیت های اخلاقی شناخت صاحبان حق در هر حرفه است. صاحبان حق حرفه مجری گری درواقع فرد، گروه یا هر عنصری است که از او اثر می پذیرد و مجری می بایست در قبال نحوه رفتار خود با او پاسخگو و ملزم به رعایت حقوق اش گردد. مهمترین دغدغه پژوهش پیش روی، شناخت و تبیین اصول اخلاقی حرفه مجری گری با رویکرد دینی مبتنی بر آیات و روایات است. این پژوهش به مفهوم شناسی اخلاق حرفه ای مجری گری ذیل تعریف اخلاقی منتخب (مسئولیت های اخلاقی فرد و سازمان در قبال ذی حقان) پرداخته و در گام بعد، با احصاء و شناسایی گروه ها و عوامل مرتبط با حرفه مجری گری (صاحبان حق) و حقوق آنها، با رویکرد استقرایی، منشور اخلاق حرفه ای مجری گری در قالب الگویی هشت ضلعی را ارائه می دهد. براساس این الگو مجری در برنامه های رادیو و تلویزیونی در قبال حقوق جامعه و منافع ملی، مخاطبان، مهمانان، عوامل تولید و همکاران، مالکان فکر، رقبا، کارفرما و خود حرفه مجری گری، مسئولیت اخلاقی دارد.
مدارای اجتماعی با توجه به حضور انسان هایی با فرهنگ، هویت، تفکر و ارزش های متفاوت در عرصه های مختلف اجتماعی می تواند عاملی اثرگذار در افزایش تعامل و ارتباط اجتماعی افراد جامعه باشد. مطالعه مدارای اجتماعی در کاهش تنش ها و افزایش درک متقابل، انسجام و تعامل اجتماعی تأثیر بسزائی دارد. در این مقاله با استفاده از نظریه منش و میدان بوردیو به بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و ابعاد آن با مدارای اجتماعی پرداخته شده است. برای سنجش مدارای اجتماعی از ترکیب نظریه های پیترکینگ و وگت و ابعاد مدارای هویتی، مدارای اجتماعی، مدارای سیاسی و مدارای اخلاقی رفتاری استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شهروندان 15تا 44 سال استان مازندران هستند که 400 نفر از آنها به عنوان حجم نمونه تحقیق انتخاب شده اند. همچنین داده های مورد نیاز تحقیق از طریق ابزار پرسشنامه و به روش پیمایشی گردآوری شده است. تحلیل داده نیز به وسیله نرم افزار اس پی اس اس و ایموس انجام گردیده است. نتایج تحقیق نشان داد که بین سرمایه اجتماعی و ابعاد آن با مدارای اجتماعی رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. نتایج آزمون مدل ساختاری نشان می دهد که سرمایه اجتماعی تأثیر مستقیم (Beta:0/36) بر مدارای اجتماعی دارد. همچنین سازه سرمایه اجتماعی توانسته 22درصد از تغییرات سازه مدارای اجتماعی را تبیین نماید.
تولیدات نمایشی محبوب ترین و پیچیده ترین محصول رسانه ای هستند. از این رو، تولید و پخش آنها در شبکه های برون مرزی صداوسیما، در مقام رسانه هایی با ظرفیت کنشگری در روندهای فرهنگی منطقه ای و فرامنطقه ای، نیازمند تدوین راهبردهای کارآمد است. بر این اساس، هدف این مقاله، پیشنهاد راهبردهای مطلوب برای تولیدات نمایشی در برون مرزی صداوسیما است. برای دستیابی به این هدف آراء 11 صاحبنظر، در چارچوب ماتریس سوات (SWOT) احصا و تدوین شدند. تعداد صاحب نظران به روش «نمونه گیری زنجیره ای» و شاخص «اشباع نظری» تعیین شده است. در تفکیک و ادغام نظرات حاصل از «مصاحبه عمیق»، از تکنیک «مقایسه دائمی» استفاده شده است. در مجموع 24 راهبرد در چهار دسته راهبردهای تهاجمی، رقابتی، محافظه کارانه و تدافعی صورت بندی و تبیین و براساس شرایط و اقتضائات کنونی برون مرزی اولویت بندی شدند. از مهم ترین این راهبردها می توان به این موارد اشاره کرد: تولید محصولات نمایشی با برند «پاک، سالم و حلال»، تقویت و تکمیل ساختار نیروی انسانی، جذب بودجه کافی، استفاده از اشتراکات تمدنی، گفتمانی و فرهنگی با کشورهای مختلف، تشکیل کارگروهی تخصصی برای ارائه مشاوره به گروه های تولید محصولات نمایشی و پشتیبانی و تقویت تعامل با عوامل، گروه ها، اتحادیه ها و مراکز رسانه ای و هنری منطقه ای و بین المللی همسو. نتیجه مقاله نشان می دهد که راهبردهای تهاجمی در مقایسه با سایر راهبردها در اولویت هستند، هرچند ترکیبی از تمام راهبردها در مقاطع مختلف راهگشا خواهد بود.
آمریکا همواره مهم ترین بازیگر پرونده هسته ای کره شمالی بوده و از زمان آغاز بحران در دهه 1990 میلادی، روند فشار و تحریم در عین مذاکره با هدف خلع سلاح کره شمالی را آغاز کرده است. با شروع ریاست جمهوری دونالد ترامپ، ابتدا سطح تنش و احتمال جنگ افزایش یافت. اما با ورود وی به سال دوم ریاست جمهوری، ضمن کاهش سطح تنش ها، سه دور مذاکره میان ترامپ و کیم جونگ اون برگزار شد. سؤال اصلی مقاله این است که «با توجه به مواضع ترامپ، تحولات منطقه ای، جهانی و رویکرد بازیگران ذی ربط، چشم انداز بحران اتمی کره شمالی تا پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری امریکا چگونه است؟» سه سناریوی اصلی که مقاله امکان وقوع آنها را بررسی کرده است، سناریوی محتمل (ادامه وضع موجود)، سناریوی ممکن (افزایش تنش) و سناریوی مطلوب (دستیابی به توافق) است. یافته های مقاله حکایت از آن دارند که تا پایان ریاست جمهوری ترامپ در سال 2020، محتمل ترین رخداد، ادامه وضع موجود و عدم امکان انعقاد توافق بین دو کشور است. سناریوی محتمل، ضمن پیش بینی کاهش سطح تنش در منطقه، امکان خلع سلاح اتمی و موشکی کره شمالی و حصول یک توافق جامع را با توجه به عواملی از جمله رقابت های راهبردی چین و امریکا، بسیار پایین ارزیابی می کند
مخاطبان، مهم ترین سرمایه رسانه های جمعی محسوب می شوند. از این رو، جذب و حفظ مخاطب همواره یکی از دغدغه ها اصلی سازمان های رسانه ای است. این دغدغه ، مشابه دغدغه سودآوری در سازمان های تجاری است. برندینگ برای هر سازمان رسانه ای ، ارزشی ویژه ایجاد می کند، باعث تمایز آن با رقبا می شود و برای مشتری یا مخاطب، معنا خلق می کند. یکی از راهکارهای جذب و حفظ مخاطب، ایجاد برند برای رسانه های خبری است. هدف از انجام این تحقیق، پاسخگویی به این سؤال است که: چه عواملی در برند شدن یک رسانه خبری مؤثرند؟ برای پاسخ به این سؤال از روش «متاسنتز» استفاده کرده ایم. جامعه آماری این تحقیق، مطالعات کیفی است که با موضوع برند رسانه به ویژه برند رسانه خبری در بازه زمانی سال های 2000 تا 2017 منتشر شده اند. با استفاده از تحلیل محتوا، درمجموع، تعداد 87 کد، 18 مفهوم و 5 مقوله برای برند رسانه خبری کشف و برچسب گذاری شدند. یافته های این تحقیق نشان می دهد که عواملی چون: اداره و سازمان، پیام، ارتباطات، مخاطبان و ارزش ها در برند شدن یک رسانه خبری مؤثرند.
با توجه به اینکه مهم ترین ویژگی جهان امروز را رقابت رسانه ای می دانند و سازمان صدا و سیما همواره درصدد مقابله با تهاجم فرهنگی و جنگ های روانی و رسانه ای بوده است، لذا وضعیت سازمان ایجاب می کند که اطلاعات محرمانه سازمان در اختیار همه نباشد، این کار می تواند باعث بهبود رضایت فرد نسبت به سازمان شود. هدف از پژوهش حاضر، بررسی ت أثیر پنهان سازی منطقی دانش بر عملکرد با نقش میانجی رضایت شغلی کارکنان بوده است. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع پیمایشی است. جامعه آماری از 231 نفر تشکیل شده که به دلیل محدودیت، تمامی اعضای آن به عنوان نمونه، انتخاب شده اند و به صورت تمام شماری مورد مطالعه قرار گرفته اند. نتایج پژوهش نشان داده است؛ پنهان سازی منطقی دانش به طور مستقیم، با ضریب مسیر 69/0 و به طور غیرمستقیم، با نقش واسطه ای رضایت شغلی با ضریب مسیر 66/0 بر عملکرد شغلی تأثیر مثبت دارد. علاوه بر این، پنهان سازی منطقی دانش با ضریب مسیر 91/0 بر رضایت شغلی و رضایت شغلی نیز با ضریب مسیر 73/0 بر عملکرد شغلی مثبت بوده است.
هدف اصلی پژوهش حاضر تبیین عوامل مؤثر بر اصول سواد اخلاقی کاربران شبکه های اجتماعی در بین دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه های آزاد اسلامی سمنان در اردیبهشت 1398 است. روش پژوهش از نوع پیمایش و از جامعه 1500 نفری با استفاده از فرمول مورگان و کرجسی 306 نمونه به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که مؤلفه های سواد اخلافی یعنی پتانسیل اخلاقی (371/0)، حساسیت های اخلاقی (302/0) و مهارت های استدلال ورزی (341/0) بر رفتار اطلاع یابی و بازنشر اطلاعات تأثیر معنا دار و مستقیمی داشته است. توجه و تقویت رفتارهای دغدغه مند زندگی اجتماعی، مشارکت اجتماعی برای ارتقای کیفیت زندگی اجتماعی، توسعه مهارت تفکر انتقادی و همچنین تولید رسانه های اخلاقی مبتنی بر تولید محتوای حفاظت شده با همراهی و همکاری متخصصان علم اطلاعات و سواد اخلاقی، بتواند سهم مؤثری در موفقیت نهادینه کردن مفهوم جایگاه اخلاق در رسانه های اجتماعی و در سطح جامعه داشته باشد.
به رغم پژوهش های بسیاری که در حوزه خبر و ویژگی های زبان شناختی گفتمان رسانه ای انجام شده است، توجه به ژانرهای خبری و تفاوت هایی که در جزئیات زبان شناختی این انواع وجود دارد، مغفول مانده است. این ژانرها شامل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، کارگری، بین الملل، ورزشی و علمی هستند. در این پژوهش تلاش شده است حوزه های اجتماعی و ورزشی به لحاظ ویژگی های زبانشناختی با استفاده از نظریه ایدئولوژی وندایک (۲۰۰۶) مورد بررسی قرار گرفته و تفاوت های هر یک از آنها شناسایی، توصیف و تبیین شود و در نهایت الگویی برای انتخاب و نگارش خبر برای هر کدام از این آنها ارائه شود. دلیل انتخاب این دو حوزه پرمخاطب بودن آنها و اختلاف معنی دار میزان خطاهای زبان شناختی در اخبار این دو حوزه نسبت به سایر حوزه های خبری است. این پژوهش به روش میدانی انجام شده و داده های آن با استفاده از آزمون خی دو مورد تحلیل قرار گرفته است.ارزیابی کارایی الگوی ارائه شده نشان داد که این الگو به لحاظ زبان شناسی و نظریه های ارتباطی می تواند به عنوان مرجعی برای فعالان حوزه اجتماعی و ورزشی مورد استفاده قرار بگیرد و نتیجه ای که با استفاده از شم حرفه ای حاصل شده و برای دستیابی به آن، صرف چندین سال زمان نیاز است، در قالب الگویی منسجم و کارامد خلاصه شود تا به این ترتیب هم استفاده بهینه از نیروی انسانی محقق شده و هم الگوی واحد و یک دست برای مراجعه و استناد متخصصان هر حوزه معرفی شود.