"در تمام دنیا ، فقط یک مساله مطرح است .فقط یک مطلب . این که برای آدمی معنایی روحی بیابی و دردی و دلهره ای روحی .. دیگر نمی توان بی شعر و رنگ زیست و بی شور عشق.سرشت و طینت طنز دروغ ستیز است و شریف ترین و خستگی ناپذیر ترین مدافع راستی و درستی است.طنز بر نمایش دقیق وآگاهانه جانمایه درونی خود کهاز عینیت واقعیت بیرونی وتخیل نیرومند طنز پرداز و دخالت عنصر تازه مایه می گیرد، تکیه دارد اما در این نمایش هنرمندنه خود را ناگزیر می بیند که تنها به تصویر نمودهای خاصی از واقعیت بپردازد ونه بر آن است تا تجسم کننده وبیانگر خشک و بی روح رویدادها یا تضادها و پارهای آن واقعیت باشد .ما در یک اثر طنز آلود نه تنها با یک ادیب ، بلکه با یک هنرمند زبان شناس مواجهیم.
"
"هجو حمله ای است ادبی به کسی یا چیزی و قصد آن افشای نارسایی های گوناگون زندگی و ..و در مواردی با بی پروایی و گستاخی همراه است .در تاریخ ایران در مقابل مدح و ثنایی که شاعران درباری نثار اربابان خویش می نموده اند .. کسانی هم بوده اند که با هجو با یاری بازماندگان غارت ها رفته و پرده از حوادث تاریخ برداشته اند .
"
"انسان زبان خود را با دلیل های متعددی که از آن صحبت خواهیم کرد ، به گونه های متفاوت به کار میگیرد. گاه می خواهد در کمترین زمان ممکن اطلاعاتی را به مخاطب خود بدهد یا اطلاعاتی را از او بگیرد . در چنین موردهایی آنچه که اهمیت پیدا می کند نسبت اطلاعات مبادله شده به زمان مبادله اطلاعات است . عموم ارتباطات در زندگی انسانی از این نوعند بنابر این روش مبادله چنین اطلاعاتی طلب می کند که نویسنده با گوینده روشی را در پیش گیرد که مخاطب با کمترین مشکل ، پیام و منظور او را ادرک کند و در صورت لزوم به گونه ای قابل پیش بینی به آن پاسخ دهد.گرایس ، معتقد است هر مکالمه ای که بین دو نفر ایجاد می شود از چهار قانون یا قاعده کمیت ، کیفیت ، ارتباط و روش تبعیت می کند.
"
به منظور دستیابی به نظرمردم تهران درباره برنامه «صبح جمعه باشما» با 673 نفر از افراد 15 سال به بالای ساکن شهرتهران مصاحبه شد.
هدفهای این بررسی عبارت بود از:
دستییابی به میزان شنونده و نحوه و مدت زمان گوش کردن و انگیزه شنوندگان برای توجه به برنامه «صبح جمعه باشما» و هم چنین دستیابی به نظر شنوندگان درباره جنبههای مختلف و نقاط ضعف و قوت برنامه.
درپی بردن به ویژگیها و ماهیت یک جامعه،همانند یک فرد، هیچ سند، مدرک، آمار و ارقام و یا اندازهگیریهای عینی ای هرگز قابل قیاس با ملاحظه و دید اجمالی و شهود نیست(آدن 1962).
تماشای تلویزیون و مطالعه آزاد، ریشه در زندگی خانوادگی دارد. این فعالیتها با رشته محکمی به محیط خانوادگی کودکان پیوند میخورد و با آن تثبیت و ارزیابی میشود. از این رو، راههای نزدیک شدن کودک به رسانه، ارتباط ناگسستنی با پیچیدگی رابطه خانواده و رسانه دارد. بنابراین، تحقیقات درباره چگونگی استفاده از تلویزیون و فعالیتهای مطالعاتی باید در محیط طبیعی آن انجام پذیرد.