هدف از پژوهش حاضر، شناسایی، ارائه و رتبه بندی موانع موجود در مسیر توسعه اخلاق حرفه ای در رسانه های ورزشی بوده است. در گام نخست، با انجام مطالعات کتابخانه ای و همچنین مصاحبه با خبرگان و استادان برجسته در حیطه رسانه های ورزشی به شناسایی این موانع پرداخته شد و در گام بعدی، پرسشنامه ای با استفاده از 28 مانع تعیین شده طراحی شد و در اختیار 15 خبره قرار گرفت که دیدگاه های آنان را نسبت به موانع معرفی شده در یک مقیاس هفت ارزشی می سنجید. اطلاعات حاصل، به عنوان ورودی ماتریس داده های تکنیک تاکسونومی عددی در نظر گرفته و در نهایت، موانع موجود با استفاده از این تکنیک رتبه بندی شدند. طبق نتایج به دست آمده، چهار مانع «فقدان نظام جامع و اخلاقی نظارت بر عملکرد رسانه های ورزشی»، «نارضایتی شغلی کارکنان (فقدان امنیت شغلی، وجود فساد اداری و ...)»، «فقدان تحصیلات و تخصص کافی در بین کارکنان رسانه های ورزشی» و «پوشش بسیاری از تخلفات اخلاقی از طریق قوانین موجود» نسبت به سایر موانع موجود در اولویت قرار گرفتند که لازم است از سوی مسئولان مربوط مورد توجه بیشتر واقع شوند.
دین داری پدیده ای است که از همان ابتدای پیدایش انسان ها در روند تحول جوامع تأثیرگذار بوده است و به موضوعی اساسی و مهم در روند زندگی افراد تبدیل شده است. امروزه نیز دین داری به عنوان عاملی مؤثر در جنبه های مختلف زندگی شناخته شده است لذا مقاله حاضر در نظر دارد آن را با توجه به فرآیند جامعه پذیری افراد و همچنین بررسی نقش عوامل اجتماعی و روان شناختی در این ارتباط به بررسی میزان دین داری بپردازد. جامعه آماری تحقیق را کلیه دانشجویان دانشگاه تبریز در تمامی مقاطع در سال تحصیلی 93-92 تشکیل می دهد که از بین آن ها، 402 نفر با استفاده از نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب، و داده ها جمع آوری شد. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و آزمون آنالیز واریانس و آزمون تی و تحلیل مسیر استفاده شده است. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که بین سرمایه اجتماعی، سرمایه روان شناختی و جامعه پذیری با دین داری دانشجویان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد؛ یعنی با افزایش هر یک از متغیرهای سرمایه اجتماعی، سرمایه روان شناختی و جامعه پذیری می توان به افزایش میزان دین داری دانشجویان کمک نمود. علاوه بر این، نتایج بیانگر وجود ارتباط مثبت و معنی داری بین ابعاد دین داری (تجربی، مناسکی و پیامدی) و ابعاد متغیرهای سرمایه اجتماعی و روان شناختی بود. نتایج تحقیق همچنین میانگین نمره دانشجویان را برای دین داری، متوسط رو به بالا ارزیابی نمود. بعد تجربی بیشترین میانگین را در بین ابعاد دین داری به خود اختصاص داده است. همچنین بر اساس نتایج تحقیق، دین داری بیشتر از همه از متغیر سرمایه اجتماعی متأثر است. بعد از آن نیز متغیرهای جامعه پذیری و سرمایه روان شناختی به ترتیب بیشترین نقش را در تبیین متغیر وابسته دارند. نتیجه تحلیل مسیر صورت گرفته نیز نشان داد که متغیر جامعه پذیری به صورت مستقیم 18/0 درصد بر متغیر وابسته و از طریق سازه های سرمایه اجتماعی و سرمایه روان شناختی 14/0 درصد و در کل نیز حدود 32/0 درصد بر میزان دین داری تأثیر گذاشته است. این نتایج همچنین بیانگر تأثیر مستقیم 40/0 درصدی متغیر سرمایه اجتماعی و 09/0 درصدی متغیر سرمایه روان شناختی بر میزان دین داری بوده است.
یکی از مفاهیم مورد توجه جامعه شناسان (خاصه جامعه شناسان و برنامه ریزان شهری) سنجش مفهوم مشارکت شهری است. با توجه به این که این مفهوم کاربرد فراوانی در مطالعات شهری دارد، تهیه ابزاری پایا برای آن مهم و مؤثر است. هدف از این مطالعه این است که ابزار مشارکت شهروندان را مورد بازنگری قرار داده و آن را به عنوان ابزاری هنجاریابی شده در دسترس پژوهشگران حوزه ی علوم اجتماعی قرار دهد. برای پاسخ و دستیابی به این هدف، نمونه ای ۴۰۰ نفری از شهروندان بالای ۲۰ سال شهر کرمانشاه به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و فرم مشارکت شهری را تکمیل کردند. نتایج تحلیل به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS21 و Amos21 تحلیل شدند. بر اساس نتایج به دست آمده، روش تحلیل عاملی مرتبه ی دوم با استفاده از مدل اندازه گیری نشان دهنده ی ساختار چهار مؤلفه ای مقیاس میزان مشارک ت در نمونه ی مورد مطالعه است. نتایج حاصل از مدل عاملی تأییدی مرتبه ی دوم برای سنجش میزان مشارکت نشان می دهد که این مفهوم از چهار بعد (اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی) تشکیل شده است. شاخص های تطبیقی و مقتصد محاسبه شده برای ارزیابی کلیت مدل عاملی نشان می دهند که شاخص برازش تطبیقی CFI برابر ۸۹/۰، شاخص برازش شده تطبیقی مقتصد PCFI برابر ۷۲۶/۰، شاخص ریشه ی دوم میانگین مربعات باقیمانده یا RMSEA برابر ۰۶۹/۰، نسبت کای اسکوئر به درجه ی آزادی CMIN/DF برابر ۹۱/۲ است که در مجموع وضعیت بهبودی را برای مدل نشان می دهد. درمجموع داده های گردآوری شده می توانند مدل را مورد حمایت قرار دهند و از طرفی این نتیجه بر اساس چارچوب نظری نیز منطقی و صحیح است. از طرفی می توان نتیجه گرفت که پرسشنامه میزان مشارکت دارای سه عامل (آگاهی نسبت به مشارکت شهری، تمایل به مشارکت شهری و میزان مشارکت شهری در چهار بعد) است که در سازمان ها مورد استفاده و برای برنامه ریزی های اجتماعی و فرهنگی سودمند است.
هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین عملکرد خانواده با خودشیفتگی در دختران نوجوان بود. روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری کلیه دانش آموزان دختر مشغول به تحصیل سال 93 – 92 دوره راهنمایی شهرستان شیراز بود که از میان آن ها 150 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و به پرسش نامه های عملکرد خانواده (FAD) و شخصیت خودشیفته آمز (NPI-16) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد. نتایج نشان دادند که: عملکرد خانواده با خودشیفتگی رابطه معکوس معنی دار در سطح یک صدم دارد. هم چنین، ابعاد عملکرد خانواده به گونه معنی دار قادر به پیش بینی خودشیفتگی می باشند.
مسأله اصلی این نوشتار، چیستی علوم اجتماعی است که خود ذاتاً پرسشی فلسفی است و مبانی و پیش فرض های این علوم را پس از مدت زمان نسبتاً زیادی که از استقرار آنها در جامعه بشری سپری شده است، مورد بررسی قرار می دهد. برای این منظور سعی گردید با استفاده از روش توصیف و تحلیل، به مهم ترین مشخصه های این علوم، زمینه ها و شرایط پیدایش آنها اشاره و ضمن بیان و نقد منابع کسب معرفت در این علوم، به مبانی معرفتی و آسیب های مترتب بر به کارگیری آنها در جامعه اسلامی پرداخته شود. در پایان، به سبب دغدغه دیندارانه نسبت به نحوه جریان این علوم در جامعه اسلامی، همنوا با تلاش هایی که در زمینه اسلامی سازی علوم انسانی در کشور به وجود آمده است، به مخاطرات این علوم اشاره و راه کارهای برون رفت از بن بست های آن بر اساس مبانی اندیشه اسلامی یادآوری خواهد شد.
علوم اجتماعی از آغاز ظهور تا کنون، افق گشاییهای گسترده ای در عرصه دانش انسانی داشته است؛ بخش عظیمی از دستاوردهای دنیای امروز در توسعه و پیشرفت، در اثر برنامه های حاصل از تئوریهای علوم انسانی، تحقق یافته است. ولی با همه مشکل گشاییهای این علوم در عرصه دانش بشری، محققان علوم اجتماعی در شرق، به ویژه در جهان اسلام، به قابلیت آن در تبیین پدیده های اجتماعی این سرزمین با شک و تردید نگریسته اند. تردید در مورد ظرفیت تبیینی و توصیفی علوم اجتماعی در جهان اسلام، از یک طرف به تجربه استفاده از این دانش در میدان تحقیق و عرصه پژوهش بر میگردد، و از جانب دیگر به تردید و تشکیک های مطرح در فلسفه علم و مباحث روش شناسی معاصر نسبت به علوم اجتماعی، ارجاع مییابد؛ ظهور دیدگاه های متعدد در فلسفه علم، نشانه آشکار به نفع این ادعا است که علوم اجتماعی، بر خلاف زعم متعارف، به لحاظ معرفت شناختی، از اتقان و استحکام خلل ناپذیر برخوردار نیست. نوشته حاضر در صدد است تا از طریق گذرگاه مباحث معرفت شناسانه به تعریفی اسلامی از علوم اجتماعی دست یازد.
مطالعه نقش رسانه ها در بازنمایی دین، سال هاست که در علوم اجتماعی، علوم ارتباطات و مطالعات فرهنگی و دینی جایگاهی مهم یافته است؛ به طوری که فراوانی پژوهش ها در حوزه رسانه و دین و به طور خاص، مطالعه رابطه اینترنت و دین، در چند دهه اخیر، اهمیت این زمینه پژوهشی را نشان می دهد. از این رو، پژوهش حاضر در صدد است با نظر به مراحل پیشرفت مطالعات درخصوص نوع رویکرد پژوهشگران به جوامع مذهبی آنلاین، با بیان سه رویکرد مسلط نظری (رسانه ای شدن دین، رسانه ای شدن معنا و شکل گیری اجتماعی فناوری)، خلاصه ای از یافته های حاصل مطالعات رابطه رسانه های جدید و دین را ارائه کند. سعی بر آن است که پژوهش حاضر، دریچه ای برای تفسیر در مطالعات تعامل رسانه های جدید با جوامع و کاربران مذهبی فراهم کند. بدین منظور این پژوهش، با روش توصیفی- تحلیلی و جمع آوری اطلاعات از طریق رجوع به منابع کتابخانه ای انجام شده است.