هدف: تقویت دولت تمدنی ایران از طریق تاب آورسازی و استحکام درونی جامعه و تقویت مجدد جامعه از طریق استحکام درونی و امکان تکیه بر قابلیت های داخلی دولت تمدنی است. در این تحقیق، پایدار سازی جامعه در مقابل بحران های ناشناخته ی آینده از طریق سیاست گذاری های انطباقی و ایجاد ظرفیت های تاب آوری برای گذار از بحران های آینده مورد بررسی قرار می گیرد. روش: در این پژوهش از رویکرد تحلیلی توصیفی و مصاحبه های عمیق استفاده شده است. برای گردآوری اطلاعات از اسناد و متون و همچنین مصاحبه با خبرگان به صورت فردی و جلسات گروهی از طریق نمونه گیری اشباع نظری استفاده شده است. یافته ها: وابستگی به مسیر در حوزه سیاست گذاری عمومی مهم ترین مسئله پیش روی دولت تمدنی و جامعه ایرانی در بُعد داخلی است. بنابراین از منظر به چالش کشیدن استحکام درونی و تکیه بر داخل ، وابستگی به مسیر در سیاست گذاری عمومی مهم ترین مسئله دولت تمدنی ایران به شمار می رود. نتیجه گیری: برای خروج از وابستگی به مسیر در حوزه سیاست گذاری عمومی ، سیاست گذاری عمومیانطباقی باید مورد توجه دولت و نهادهای کلان و بلندمدت از قبیل مجلس شورای اسلامی و... قرار گیرد. در این تحقیق چرخه انطباقی برای سیاست گذاری عمومی برای تاب آورسازی مطرح شده است. در این چرخه پنج زیرسیستم زیرساخت ها ، زیست محیطی ، اقتصاد ، تاریخی ، اجتماعی و فرهنگی ، و سیاسی و حکمرانی برای اعمال تبدیل های راهبردی به منظور تغییر جهت تدریجی ریل سیاست گذاری های عمومی مورد بررسی قرار گرفته است.
مفهوم آزادی در دوران معاصر و با نفوذ فناوری به رسانه ها و گسترده تر شدن ارتباطات در جامعه، بیشتر از پیش مورد توجه قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر، مطالعه تطبیقی مفهوم آزادی در روزنامه های مردم سالاری و رسالت در بازه زمانی شهریور تا دی ماه سال 1401 بوده است. جامعه آماری این پژوهش را دو روزنامه مردم سالاری و رسالت تشکیل دادند و نمونه آماری شامل شماره های منتشر شده این دو روزنامه در بازره زمانی شهریو تا دی ماه 1401 بوده است. ابزار پژوهش، چک لیست های تحلیل محتوا بود که بر اساس آن مفاهیم و تیترهای منطبق با ابعاد آزادی مشخص شده در این چک لیست دسته بندی و تحلیل گردید. یافته های پژوهش نشان داد مفهوم آزادی بیان در هر دو روزنامه مردم سالاری و رسالت مورد توجه قرار گرفته است که روزنامه مردم سالاری بیشتر از روزنامه رسالت به این بعد آزادی پرداخته است.
هوش مصنوعی به عنوان یکی از فناوری های چالش برانگیز معاصر، ساختار جوامع و صنایع را دگرگون کرده است. بااین حال، گسترش پرشتاب این فناوری، پرسش هایی درباره مدیریت و نظارت بر آن مطرح ساخته است. پیشرفت سریع هوش مصنوعی، چارچوب های سنتی تنظیم گری را که برای فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی طراحی شده بودند، به چالش کشیده است. سرعت توسعه الگوریتم ها از توانایی قانون گذاران برای وضع مقررات به روز پیشی گرفته و چالش هایی چون سوگیری الگوریتمی، نقض حریم خصوصی، و سوءاستفاده های احتمالی به همراه داشته است. از جمله نظریه های بنیادین و اثرگذار در این قلمرو، می توان به طبقه بندی راسل و نورویگ و نظریه زیست بوم هوش مصنوعی اشاره کرد. نبود اجماع جهانی در تعاریف و رویکردها، همراه با پراکندگی سیاست ها، تدوین چارچوب های مؤثر را دشوار ساخته است. داده ها شامل تحلیل های کیفی و با جستجوی «حکمرانی هوش مصنوعی» در پایگاه های علمی گردآوری شد. تحلیل مضمون نتایج پژوهش ها، ۲۹۷ کد اولیه، ۱۶ کد سازمان دهنده و چهار مضمون فراگیر را استخراج کرد. یافته ها در چهار محور کلیدی اخلاق هوش مصنوعی با تأکید بر شفافیت و کاهش سوگیری در الگوریتم ها؛ سیاست ها و چشم اندازهای جهانی؛ چالش های هماهنگی بین المللی و وحدت در تعریف، توسعه و کاربست هوش مصنوعی و زمینه های حکمرانی هوش مصنوعی دسته بندی شدند. الگوی پیشنهادی این پژوهش، معماری چندلایه ریسک محور است که ارزش ها را به قیود اجرایی سنجش پذیر نگاشت می کند، لایه هایِ فنی، اخلاقی، حقوقی را در سطوح ملی، بخشی، سازمانی و چرخهعمر پوشش داده، و در نهایت تلاش دارد شکاف مبنا تا عمل را کاهش دهد.
هدف: امروزه درزندگی روزمره مدرن، رسانه های عامه پسند هم چون فیلم های سینمایی، منبع اصلی اطلاعات و نقش مهمی در شکل دهی به افکارها، آگاهی ها، ارزش ها و فرهنگ ها دارند. از آن میان، رسانه ملی بنا بر مسئولیت اجتماعی خود همواره سعی در بالابردن آگاهی افراد در شناخت مناسبات اجتماعی، و در پی مقابله ومبارزه با آسیب های اجتماعی و از جمله پدیده اعتیاد بوده است. فیلم ابدویک روز از جمله فیلم هایی که در راستای پدیده اعتیاد درخانواده و آسیب های به دنبال آن بوده است. هدف از پژوهش حاضر، بازنمایی تغییرات فرهنگی اجتماعی از جمله پدیده اعتیاد با تأکید بر آثارسینمایی ابدویک روز، ساخته سعید روستایی انجام پذیرفته است. هم چنین در خلال روایت های فیلم، به برساخت واقعیت ها و مسائل اجتماعی هم چون اعتیاد می پردازد.روش پژوهش: برای انجام این هدف و تحلیل عملکرد این فیلم از منظر فرهنگی اجتماعی ، و از منظر روشی رویکرد کیفی و توصیفی تحلیلی وروش تحلیل محتوا، هم چنین روش گردآوری داده ها، اسنادی وکتابخانه ای و ابزار برای گردآوری داده ها، فیش برداری بوده است در قسمت چارچوب مفهومی از نظریه محرومیت نسبی، مسئولیت اجتماعی و نظریه جرم انگاری به عنوان فانوس راه استفاده گردیده است.یافته ها:نتایج نهایی پژوهش حاکی از آن است که پرداختن به موضوعات روزمره با مطالعه فیلم های سینمایی، به نحوی که تجربه زیسته افراد بیشتری را بیان کند قطعاً واقعی تر به نظر می رسد. لذا می توان به ایدئولوژی ها، باورها و ارزش های حاکم بر جامعه در دوره ای از زمان پی برد.نتایج: در بررسی فیلم ابدویک روز علاوه بر اطلاعاتی زمینه ای و برساخت واقعیت ها ومسائل اجتماعی، به آسیب های اجتماعی مربوط به خانواده درگیر اعتیاد و زندگی روزمره آنان را به تصویر کشیده است.
دغدغه ما از نگارش این مقاله پرکردن خلایی بود که از دو پژوهش پیشین ما پیدا شده بود. پس از مطالعه دو حوزهمرتبط با این موضوع (بازتولید محافظه کاری ارزشی و تفاوت های جنسیتی در همسریابی اینترنتی) به این نتیجه رسیدیم که محوریت بحث ترجیحات همسرگزینی جوانان ایرانی، با همگون گزینی آنان در جامعه ای ناهمگون است،که همین موضوع نیز دغدغه اصلی این مقاله به شمار می آید.بنابراین از آنجایی که تحلیل های جامعه شناختی بر مبنای نظریه همسان گزینی و یا همسان همسری بخش قابل توجهی از ادبیات مربوط به انتخاب همسر را به خود اختصاص داده است و با توجه به ظهور شکل های جدید همسریابی و ابعاد و اثرات مختلف آن مانند همسریابی اینترنتی در جامعه ایران این نکته حائز اهمیت است که بدانیمکه آیا ترجیحات افراد در همسریابی اینترنتی در ایران نیز از الگوی رایج همسان گزینی تبعیت می کند یا خیر؟ و اینکه آیا پدیده عام و فراگیر همگون گزینی و همسان همسری در ترجیحات همسرگزینی افراد در دنیای واقعی، در بستر و فضای مجازی نیز قابل رویت است؟ برای پاسخ گفتن به این پرسش اساسی در این مقاله از داده های مندرج در پروفایل 84 هزار کاربر سایت همسریابی طوبی بهره گرفته شده است و نتایج آن در قالب جداول آماری ارائه شده است.
مقدمه و اهداف: مدیریت اسلامی رویکردی خاص برای مدیریت سازمان هاست که براساس اصول و ارزش های اسلامی استوار است. رابطه مدیریت اسلامی و سرمایه روان شناختی حوزه ای قابل توجه در زمینه رفتار و مدیریت سازمانی است. در چارچوب مدیریت اسلامی، مدارای اجتماعی را می توان به عنوان یک عنصر کلیدی برای ارتقای مدیریت اخلاقی در نظر گرفت که به تفاوت ها احترام می گذارد. مدارا و تعامل بین کارکنان یک سازمان به ویژه دانشگاه از لازمه های رشد و شکوفایی آن است. مدارای اجتماعی در محیط دانشگاه یک جنبه حیاتی برای ایجاد محیطی هماهنگ برای کارکنان است که شامل توانایی پذیرش و احترام به تفاوت در ایده ها، باورها و سبک زندگی در میان افراد با پیشینه های مختلف است. اصول مدیریت اسلامی بر اهمیت ارزش هایی مانند شفقت، همدلی و انصاف در محیط کار تأکید دارد. این ارزش ها ارتباط نزدیکی با مفهوم سرمایه روان شناختی دارند که به حالات روان شناختی مثبتی اشاره دارد که به توانایی فرد برای عملکرد مؤثر در محیط کار کمک می کند. هدف از این پژوهش به کارگیری اصول مدیریت اسلامی و تأثیر آن بر مدارای اجتماعی با نقش واسطه ای سرمایه روان شناختی در بین کارکنان دانشگاه محقق اردبیلی است.
روش: در این تحقیق کارکنان اداری و آموزشی دانشگاه محقق اردبیلی به تعداد 400 نفر بررسی شدند که با استفاده از جدول مورگان نمونه ای به اندازه 118 نفر انتخاب شدند و برای تعیین ارتباط علّی بین متغیرها، تحلیل های آماری با استفاده از روش معادلات ساختاری و نرم افزارهای SPSS23 و SMART– PLS انجام شده است. در این زمینه سؤالات پرسش نامه، از چارچوب کلی سؤالات پرسش نامه عسگری و همکاران (1393) شامل معیار ارزشی، معیار تخصصی، معیار مکتبی و پرسش نامه مدارای اجتماعی پیترکینگ (1976) شامل ابعاد مدارای سیاسی، عقیدتی، رفتاری و هویتی و پرسش نامه سرمایه روان شناختی لوتانز (2007) شامل ابعاد خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی جمع آوری شدند که در سابقه تحقیقات قبلی روایی و پایایی این پرسش نامه ها تأیید شده بودند.
نتایج: نتایج پژوهش نشان می دهد مدیریت اسلامی بر مدارای اجتماعی و سرمایه روان شناختی به ترتیب 775/0 = β و 826/0 = β تأثیر مستقیم و مثبتی دارد. همچنین، رابطه معناداری بین مدیریت اسلامی و مدارای اجتماعی وجود دارد و سرمایه روان شناختی واسطه این رابطه است.
بحث و نتیجه گیری: مطابق نتایج این پژوهش مدیریت اسلامی بر مدارای اجتماعی تأثیر دارد. تلاقی مدارای اجتماعی و مدیریت اسلامی یک تعامل پیچیده بین ابعاد فرهنگی، روان شناختی مذهبی و اخلاقی را در شکل دادن به هنجارهای اجتماعی، شیوه های تجاری و رفتارهای فردی آشکار می کند. نتایج این پژوهش نشان می دهد مدیریت اسلامی سرمایه روان شناختی را در بین کارکنان افزایش می دهد. اصول مدیریت اسلامی می تواند سرمایه روان شناختی را با پرورش فرهنگ اعتماد تحت تأثیر قرار دهد و باعث افزایش احترام و ارتباطات باز در درون سازمان شود.
همچنین، نتایج این پژوهش نشان می دهد کارکنان با سطوح بالاتر سرمایه روان شناختی تمایل به مدارای اجتماعی بیشتری دارند. وقتی کارکنان دارای حس قوی خودکارآمدی، امید، خوش بینی و انعطاف پذیری هستند، به احتمال زیاد نسبت به دیدگاه ها و فرهنگ های مختلف باز هستند و آنها را می پذیرند. به طورکلی، یافته ها نشان می دهند رابطه معناداری بین مدیریت اسلامی و مدارای اجتماعی وجود دارد و سرمایه روان شناختی واسطه این رابطه است. سرمایه روان شناختی را می توان در مدیریت اسلامی برای بهبود عملکرد و رفاه کارکنان، با تشویق اعمالی مانند مراقبه، دعا و تأمل معنوی و همچنین مدیریت منابع انسانی، معنویت در کار، مدیریت احساسات و رهبری استفاده کرد. پیشنهاد می شود در انتخاب مدیران دانشگاه معیارهای تخصصی مانند دانش، مهارت و شایستگی، معیارهای ارزشی مانند مدارا، عدالت و انصاف و معیارهای مکتبی، که ریشه در مکتب اسلام دارد، مانند خیرخواهی، تقوای فردی و سیاسی مدنظر قرار گیرد.
تقدیر و تشکر: بدین وسیله از کارکنان اداری و آموزشی دانشگاه محقق اردبیلی که در طول انجام پژوهش ما را یاری رساندند و در تکمیل پرسش نامه همکاری نمودند، تشکر و قدردانی می شود.
تعارض منافع: بین نویسندگان هیچ گونه تعارضی در منافع وجود ندارد.
هدف این مقاله مطالعه عوامل بازدارنده نشر و توسعه بازی های رایانه ای در ایران است. بازی های رایانه ای یکی از انواع رسانه ها هستند که نقش مهمی در سرگرمی، آموزش و فرهنگ پذیری شهروندان و به نوجوانان و جوانان دارند. تحولات فناورانه دسترسی عمومی به انواع بازی ها را تسهیل کرده است. با وجود برخی اقدامات، توسعه بازی های رایانه ای بومی در ایران با برخی چالش ها مواجه است. این مقاله در پی مطالعه چالش های توسعه و نشر صنعت بازی های رایانه ای در ایران است که برای دستیابی به یک الگوی نظری، از روش گرندد تئوری در آن استفاده شده است و جمع آوری داده ها با استفاده از تکنیک مصاحبه نیمه ساختار یافته با 10 نفر از ناشران و سرمایه گذاران این حوزه صورت گرفته است. نتایج این مطالعه نشان داد که چهار دسته از عوامل شامل مناسبات نهادی، مناسبات رسانه ای، مناسبات اقتصادی و مناسبات فنی ازجمله موانع شناسایی شده در توسعه و نشر صنعت بازی های رایانه ای در ایران بوده است. همچنین با بررسی شرایط مداخله ای در عدم توسعه و نشر مشخص شد ضعف در تعریف استانداردهای کیفی برای ارزیابی بازی ها، ضعف در تأمین نیروی انسانی، ضعف در ساختار قانونی، انحصارگرایی و ضعف در ایجاد فضای رقابتی و ضعف در انطباق فرهنگی به عنوان پنج مقوله اصلی در این زمینه شناسایی شده اند. درنهایت اینکه چهار دسته از استراتژی ها را می توان در رفع موانع توسعه صنعت بازی های رایانه ای در ایران مؤثر دانست که شامل استراتژی های سیاستی، اجتنابی، حمایتی و رویدادی هستند.
هدف: هدف از مقاله حاضر، بررسی اهمیت تولیدات رسانه ای و نوع آنها در راستای توصیف و تبیین شخصیت شهید سلیمانی است. روش: داده های این مقاله به صورت کتابخانه ای_اسنادی گردآوری شد و به روش تحلیل متون انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان می دهد تولیدات رسانه ای در تبیین شخصیت برجسته حاج قاسم باید ویژگی های زیر را داشته باشد تا با معرفی درست ایشان موجب محقق شدن صدور فرهنگ و تمدن ایران و اسلام گردد: 1. معرفی همه جانبه شخصیت ایشان، 2. عدم افراط و تفریط در معرفی ایشان، 3. عدم جهت گیری سیاسی، جناحی و حزبی و جدا کردن ایشان از انقلاب اسلامی و رهبران آن، 5. توجه به نقش آمریکا و رژیم جعلی صهیونیست در شهادت حاج قاسم (ره)، 6. تولیدات بین المللی و توجه به نقش ایشان در مبارزه با داعش در آن ها نتیجه گیری: صدور گفتمان و تفکر انقلاب اسلامی نیازمند مهره های تاثیرگذار است. بنابراین، تربیت افرادی که با عین دین عجین شده اند؛ مانند حاج قاسم؛ بایسته اصلی ورود به جنگ نرم رسانه ایست. مطمئناً با رعایت مواردی که ذکر شد، در تولیدات رسانه ای می توان شخصیت حاج قاسم را به صورت کامل تبیین و از ایشان در سطح داخلی و بین المللی الگوسازی کرد و برای آینده ایران اسلامی چنین شخصیتهایی را تربیت نمود و تفکر انقلاب را به جهانیان شناساند و علیه اسکتبار جهانی، به پا خاست.
برون سپاری پایان نامه، به عنوان شکلی حاد از تقلب قراردادی و سایه نویسی، تهدیدی جدی برای صداقت علمی و اعتبار آموزش عالی در ایران و جهان است. این پدیده در دهه های اخیر با گسترش بازار سیاه پایان نامه نویسی در ایران تشدید شده و ضرورت بررسی انگیزه های آن را برجسته کرده است. این پژوهش کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون، تجارب ۱۳ دانش آموخته کارشناسی ارشد دانشگاه های اصفهان را که پایان نامه خود را به طور کامل برون سپاری نموده بودند، بررسی کرد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختمند جمع آوری و بر اساس رویکرد شش مرحله ای براون و کلارک (۲۰۱۲) تحلیل شدند. یافته ها در قالب شش مضمون اصلی استخراج شد: «پایان نامه تهی از معنا»، «زندگی روزمره پرچالش»، «فرهنگ تقلب»، «اختلال ارتباطی»، «چالش های یادگیری» و «زوال ارزش های علمی». نتایج نشان داد که برون سپاری نتیجه تعامل پیچیده عوامل فردی (مثل مشکلات مالی، ضعف مهارت های پژوهشی) و محیطی (مثل ضعف نظارت دانشگاهی، کالایی شدن آموزش) است. این پژوهش، برخلاف مطالعات قبلی که بر عوامل ساختاری تمرکز داشتند، با رویکرد کیفی، تجربه زیسته دانشجویان را در بستر فرهنگی-اجتماعی ایران تحلیل کرد و نقش روابط استاد-دانشجو و فرهنگ تقلب را برجسته نمود. یافته ها بر لزوم بازتعریف نقش پایان نامه، تقویت نظارت و آموزش اخلاق علمی برای پیشگیری از تقلب تأکید دارند. این مطالعه به سیاست گذاری آموزشی برای مقابله با سایه نویسی کمک می کند و زمینه را برای تحقیقات آتی درباره نقش فناوری و تفاوت های جنسیتی فراهم می سازد.
هدف: امروزه تغییرات جمعیتی به یکی از موضوعات مهم اجتماعی، اقتصادی، و سیاسی تبدیل شده است. در استان کردستان نیز، تحولاتی در حجم، نرخ رشد جمعیت، باروری و ساختار سنی و جنسی جمعیت مشاهده می شود. بررسی دقیق این تحولات و پیش بینی روندهای آینده، برای برنامه ریزی و سیاست گذاری مناسب در استان ضروری است تا بتوان از فرصت های پاداش جمعیتی به خوبی بهره برد و از اثرات منفی جلوگیری کرد. بررسی و تحلیل مشخصه های جمعیتی استان کردستان و روند تحولات آن در سال های اخیر و برآورد آن در آینده برای برنامه ریزان استان ضروری است. بنابراین در این تحقیق به دنبال پاسخ به این سؤالات هستیم. تحولات و تغییرات استان کردستان در طول زمان چگونه بوده است؟ تعیین کننده های اصلی تغییرات جمعیت کدامند؟ نقش باروری، مرگ ومیر و مهاجرت در این تغییرات استان کردستان چیست؟ دورنمای حجم و ساختار سنی جمعیت استان کردستان چگونه خواهد بود؟ باتوجه به وضعیت جاری جمعیت و چشم انداز آینده ی آن سیاست جمعیتی مناسب برای استان کردستان کدام است؟روش: تحقیق حاضر به لحاظ داده مورد استفاده یک تحلیل ثانویه است. منبع اصلی داده ها برگفته از نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن و همچنین نتایج ثبت سالانه وقایع حیاتی در سازمان ثبت احوال است. در این تحقیق در کنار استفاده ثانویه از اطلاعات با استفاده از فنون جمعیت شناختی به آینده نگری در حوزه تغییرات جمعیتی پرداخته شده و با استفاده از شاخص های جمعیت شناحتی روند تحولات جمعیت و ابعاد آن تحلیل و تفسیر شده است. داده های مورد استفاده شامل داده های جمعیت، مهاجرت، مرگ ومیر، باروری، می باشند. داده های جمعیت به تفکیک سن و جنس برگرفته از نتایج سرشماری های عمومی نفوس و مسکن استان کردستان و شهرستان های استان در مقاطع زمانی 1335، 1345، 1355، 1365، 1375، 1385، 1390 و 1395 است. داده های مهاجرت نیز از نتایج سرشماری های مذکور و اعمال روش های غیرمستقیم بدست می آید. داده های مرگ ومیر و باروری برگرفته از سازمان ثبت احوال استان، و نتایج بدست آمده از پیمایش های صورت گرفته در این حوزه ها هستند. برای بررسی مشخصه های مرتبط با ساخت و پویایی جمعیت، از سنجه ها و شاخص های مختلف جمعیتی استفاده شده و به منظور پیش بینی جمعیت با روش ترکیبی از مدل DemProj نرم افزار Spectrum استفاده می شود.یافته ها: از روش براس برای برآورد مرگ و میر بر اساس احتمال بقای فرزندان استفاده شده است. این روش بر داده های سرشماری ۱۳۸۵، ۱۳۹۰ و ۱۳۹۵ اعمال شد و امید زندگی محاسبه شد. همچنین پیش بینی امید زندگی با استفاده از معادله لجستیک صورت گرفت. نتایج نشان می دهد که امید زندگی در بدو تولد در استان از ۷۰.۱ سال در سال ۱۳۸۵ به ۷۵.۴ سال در سال ۱۴۲۰ افزایش می یابد. نرخ باروری استان کردستان از سال ۱۳۹۵ تا ۱۴۲۰ به تدریج افزایش یافته و در سال ۱۴۲۰ به ۲.۳۱ می رسد. استان دارای نرخ مهاجرت منفی است .طبق سناریوی منتخب (افزایش باروری و مهاجرت ثابت)، جمعیت استان در پایان دوره به حدود ۱.۹۱۵ میلیون نفر خواهد رسید. در دیگر سناریوها نیز با ترکیب های متفاوت باروری و مهاجرت، افزایش جمعیت تا سال ۱۴۲۰ پیش بینی می شود که بسته به شرایط باروری و مهاجرت، بین حدود ۱.۸۴ تا ۱.۹۲ میلیون نفر متغیر است.نتیجه: تغییرات اخیر در ساختار سنی جمعیت، با افزایش جمعیت سالمند و کاهش افراد در سن کار، چالش هایی را برای اقتصاد و سیستم های بهداشتی به همراه داشته است. پژوهش در استان کردستان نشان می دهد که اگر روندهای فعلی ادامه یابد، این استان با مشکلاتی نظیر سالمندی جمعیت و کمبود نیروی کار مواجه خواهد شد. با توجه به پنجره جمعیتی کشور، لازم است سیاست هایی در راستای جذب و حفظ نیروی کار و استفاده از ظرفیت های اقتصادی دوران پنجره جمعیتی تدوین شود؛ در غیر این صورت، فرصت های بالقوه از دست خواهد رفت و به بار اقتصادی تبدیل می شود.
اهداف: از دیرباز در جامعیه ایران، مناسبات بین نسلی خانواده و نظام حمایت خانوادگی، نقش مهمی را در نگهداری و مراقبت از سالمندان عهده دار بود. با وجود تداوم کارکرد مراقبتی نهاد خانواده، امروزه الگوهای گذشتیه مراقبت خانوادگی، از تغییرات اجتماعی و همچنین روند فزایندیه تعداد و نسبت سالمندان در جمعیت متأثر گردیده است. درحالی که چشم انداز آیندیه جمعیتی کشور، حکایت از مواجهیه جدی با پدیدیه سالمندی جمعیت در افق پیش رو دارد، اما کنکاش های علمی پیرامون ابعاد، زوایا و چالش های مراقبت های اجتماعی و خانوادگی سالمندان در بستر جامعیه ایرانی نسبتاً محدود باقی مانده است. هدف مطالعیه حاضر، آن است که از روزنیه نگاه مراقبت کنندگان، پرتو تازه ای به شناخت تجربیات زندگی و چالش های آنان در زمینیه مراقبت از سالمندان بتاباند. روش مطالعه: برای پیگیری هدف، مطالعه ای کیفی با رویکرد نظرییه زمینه ای در شهر یزد طراحی و تجربیات 22 نفر از مراقبان خانوادگی که مسؤولیت مراقبت از حداقل یک عضو سالمند خانواده را عهده دار بودند، واکاوی گردید. گردآوری داده ها از طریق مصاحبه های عمیق و تحلیل آن ها براساس کدگذاری های باز، محوری و گزینشی صورت گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش در قالب 263 مفهوم، 34 مقولیه فرعی و 11 مقولیه اصلی سازمان دهی شد. پدیدیه اصلی برآمده از تحلیل ها، «تعلیق زندگی» است. بر پاییه یافته ها، ترغیب به خود مراقبتی شرایط زمینه ای است و شرایط مداخله گر نیز فرسودگی حضور و مسأله مندی حمایت است. استراتژی ها شامل مدیریت استرس زیسته و مدیریت بحران زیسته و پیامدها شامل استمرار نیازمحور، استمرار شخصیت محور، استمرار آگاهی/ تجربه محور و مراقبت روزمره می باشند. مقولیه مرکزی «مراقبت در وضعیت آونگی: از تعلیق تا استمرار» احصاء گردید. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که مراقبت از سالمندان توسط مراقبان خانوادگی می تواند چالش انگیز باشد و منجر به فشارهای روحی و جسمی شود که بر سلامت و رفاه مراقبان تأثیرگذار است. ازاین رو، مراقبان ناگزیرند که تعادلی بین نیازهای شخصی خود و وظایف مراقبتی شان برقرار نمایند.
قانون حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر اخیراً از سوی مجلس شورای اسلامی به تصویب رسیده و در روزنامیه رسمی ابلاغ شده است. با وجود این، رئیس جمهور به دلیل وجود پاره ای اشکالات، از رهبری درخواست کرده است اجرای آن را متوقف کنند، ولی در نهایت شورای حل اختلاف، صلاح را در اجرا و رفع نواقص آن دیده اند. از آنجا که این طرح هم اکنون در دست بررسی است، در این مقاله تلاش شده با رویکرد جامعه شناختی موضوع امر به معروف و نهی از منکر را به طور کلی و این قانون را به طور خاص بررسی کند. با توجه به ضرورت توجه به عناصر کنش گرایانه و ساختارگرایانه و اقتضائات اخلاقی و قانونی در روابط و مناسبات بین فردی و نظارت عمومی و غلبیه فقه فردگرایانه، قانون مزبور بررسی می شود. در عین تأکید بر تمایز نظام ارزش مدار اسلامی که لازمیه آن این است که نمی توان از احساس مسئولیت های فردی صرف نظر کرد، بر قانونی که به زیر ساخت ها و ساخت های اجتماعی همزمان با اقدامات کنشی توجه کند، تأکید شده است.
هدف اصلی این پژوهش تحلیل ارزش های ایرانی اسلامی در وصیت نامه های شهدا می باشد. برای دستیابی به این هدف از روش پژوهش کیفی استنادی-تحلیلی بهره گرفته شد. آنچه مورد توجه است درک پارادایم های فکری شهدا و ارائه مدل مفهومی از وصیتنامه شهدا می باشد. داده ها از اسناد مکتوب (وصیت نامه شهدا) گردآوری شد.رویکرد پژوهش کیفی و روش نمونه برداری از نوع تصادفی ساده است. جامعه آماری شامل متن گزیده صد وصیت نامه از شهداء هشت سال دفاع مقدس می باشد که از میان آنها تعداد صد وصیت نامه به شکل تصادفی ساده انتخاب گردید. بررسی کیفی با استفاده از کدگذاری در نرم افزار مکس کیودا MAXQDA انجام پذیرفت . که ضمن کدگذاری اولیه، محوری و گزینشی به استخراج تم ها انجامید. مطابق نتایج این بررسی 372 کد از این وصیت نامه ها استخراج گردید که به نهایتا 8 مولفه از این کدها استخراج گردید. مولفه های مستخرج شامل ایمان و عمل به واجبات، پیروی از ولایت فقیه، حجاب و عفاف، آخرت، شناخت و حفاظت از اسلام، انتظار، تربیت، جنگ با دشمن و منافقان می باشند. اولویت بندی مولفه های مستخرج از وصیتنامه ها با استفاده از فراوانی های بدست آمده نشان داد در وصیت نامه های مورد بررسی در اولویت اول به مسئله پیروی از ولایت فقیه تاکید شده است.
مقاله حاضر، با رویکردی دیرینه شناسانه و با تکیه بر مفهوم «کنش های کلامی جدی» فوکو و «پروبلماتیک» آلتوسر، چگونگی شکل گیری و تثبیت نظم گفتمانی باستان گرایانه در سیاست های فرهنگی دولت پهلوی اول را مطمح نظر قرار می دهد. پرسش محوری، تجلی و عینیت یابی این نظم گفتمانی در سیاست های فرهنگی آن دوره است.گفتارهای باستانگرایانه ناسیونالیست های ایرانیِ پیشا مشروطه و در امتدادِ و پیوست با آن، تاریخ نگاریِ ناسیونالیستیِ مورخان بعدی(پیرنیا، اقبال آشتیانی، نفیسی و...)، در پراکسیس و کردارهای حکمرانیِ نخستین دولتِ مدرن ایران تعیّن می یابد و الگوی عملِ دولت قرار می گیرد. به سخن دیگر، گفتارهای ناسیونالیستی، به ویژه در «سازمان پرورش افکار» و «سازمان پیشاهنگی ایران»، به مثابه بسترهای اصلی هدایت رفتار (حکومت مندی) و با هدف شکل دهی به زیست جهان سوژه های خود، با کشف و شناسایی بیماری «مادر وطن» به مثابه پیشاتاریخِ بیماریِ روحی سوژه ها، و تربیت اذهان و بدن ها در این دو سازمان، در راستای تقویت «روح جامعه» و « تقویت قوای ملّت »، بدنمندی جامعه پروبلماتیک می گردد. دست آخر، گویی معالجیه این «مرضِ روحی» قرار است با داروهای مُسَکنِ «میهن پرستی»، «وفاداری به شاه» و «خداپرستی»که با تعابیر تربیت اخلاقی مدام بازتولید و بازتکرار می شود، درمان شود.
ابوریحان بیرونی از معدود اندیشمندان مسلمان است که می توان او را به عنوان یک دین پژوه با رهیافتی مشابه با رویکردهای نوین معرفی کرد. یکی از ویژگی های او در دین پژوهی این است که با رویکردی پدیدارشناسانه به بررسی ادیان مختلف پرداخته است. در زمینیه بررسی رویکرد پدیدارشناختی دین وی، پژوهشی مستقل با این عنوان صورت نگرفته است. این پژوهش با هدف بررسی دیدگاه ها و نوع مواجهیه او با ادیان مختلف انجام شده است و با روش تطبیقی و مقایسه ای و با بهره گیری درست از آثار برجستیه ابوریحان بیرونی و مهم ترین نظرات او که ناظر به بحث دین پژوهی است، همچنین با استفاده از تحقیقات جدید، به بررسی دین شناسی ابوریحان و نوع مواجهیه او با سایر ادیان می پردازد. مهم ترین نتیجیه این پژوهش آن است که رویکرد دینی ابوریحان، شباهت زیادی به رویکردها و رهیافت های جدید در دین پژوهی، به ویژه در زمینیه پدیدارشناسی دین دارد. براین اساس او با رویکردی پدیدارشناسانه، به بررسی مقایسه ای ادیان پرداخته است. در بررسی ادیان با احتیاط و به دور از تعصب برخورد کرده و در مواجهه با «دیگری دینی» روشی همدلانه و فارغ از ارزش داوری به کار گرفته است. به علاوه در بررسی ادیان سعی کرده است تا به دین آن ها از منظر متدینان آن دین بنگرد. او حقیقت را امری متکثر می داند که در اختیار تمام افراد بشر است؛ بنابراین همیه ادیان را نجات بخش تلقی می کند.
فرزندآوری، موضوعی کلیدی در هر جامعه است که با موضوعات جمعیت شناسی، جامعه شناسی، مطالعات خانواده، سیاستگذاری های فرهنگی و توسعه ای و اقتصادی پیوند محکمی دارد. آنچه که در مطالعات آماری تحت عنوان نرخ باروری بررسی می شود، هم می تواند متأثر از شرایط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی جامعه باشد و هم می تواند برآنها اثرگذار باشد. ازاین رو در مطالعات و شناخت هرجامعه موضوع فرزندآوری، از دریچه فرهنگی، به منظور آگاهی به شرایط، برای ترسیم برنامه های آینده، ضروری و بااهمیت است. در این پژوهش، هدف، استخراج نگرش ها و ارزش ها و درنهایت تحلیل جامعه شناختی مؤلفه های فرهنگی «گفتمان فرزندآوری» در خانواده ایرانی در شبکه اجتماعی ایکس (توئیتر سابق) است. روش تحقیق، تحلیل محتوای کیفی و چهارچوب نظری تحقیق بر پایه «پروژه فرزندآوری» بک وبک می باشد. نتایج پژوهش نشان می دهد فرزندآوری در جامعه امروز ایرانی، از امری طبیعی و وظیفه اجتماعیِ تولید نسل برای جامعه، خارج شده و در انحصار نظر شخصی افراد و منوط به رضایت قلبی و عقلی آنان است. در نتیجه تحلیل محتوای کیفی توئیت ها، ۳ مقوله اصلی در گفتمان فرزندآوری شناسایی شد: مهارت های فرزند پروری، فردگرایی و ارزش های فرزندآوری. بر اساس چهارچوب نظری تحلیل ها صورت گرفت و مؤلفه های فرهنگی «پروژه ای شدن فرزندآوری»، «فن سالاری»، «کیفیت»، «مصرف گرایی»، «فردیت»، «حب به خود» ، «لذت گرایی» و «آنیّت»، «هویت شخصی»، «آزادی انتخاب» و «قداست خانواده» در گفتمان فرزندآوری (کاربران فارسی زبان شبکه اجتماعی ایکس) شناسایی شدند.
هدف: هدف این پژوهش، تبیین ظرفیت های نمایشی برخی از روایت های تذکره الاولیاء برای نگارش فیلمنامه انیمیشن است و بر همین اساس به دنبال کشف عناصر درام موجود در این اثر و کاربردی کردن آن ها برای استفاده در انیمیشن می باشد.روش شناسی پژوهش: این پژوهش از روش تحلیل روایت بهره برده است، به این صورت که اذکار «معروف کرخی»، «حسن بصری»، «جنید بغدادی»، «رابعه»، «ابوسعید ابوالخیر» و «مالک دینار» به عنوان نمونه هدفمند انتخاب شده و سپس عناصر درام موجود در هر ذکر (روایت) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. درنهایت نیز مثال یا ایده ای برای به تصویر درآمدن در قالب انیمیشن متناسب با محتوای هر ذکر، به منظور کاربست آن در نگارش فیلمنامه انیمیشن پیشنهاد شده است.یافته ها: بیشتر عناصر درام ازجمله آغاز، میانه و پایان، ستیز، آشفتگی، پیچیدگی، بحران، کشش و غیره در روایت های منتخب تذکره الاولیاء به صورت بالقوه حضور دارد. منظور از بالقوه این است که آنچه به عنوان عناصر درام از دل متن اصلی هر روایت استخراج شده است، الزاماً تمامی ویژگی های نظری عناصر درام را دربرنمی گیرد. برخی از عناصر مانند تفکیک احباب و اجتماع ضدین در هیچ یک از روایت ها کشف نشدند و عنصر کنایه نیز در نیمی از روایت ها حضور داشته و در نیمی دیگر یافت نشد. عناصر هماهنگی و منولوگ نیز در دو مورد از روایت ها دیده نشدند.بحث و نتیجه گیری: با توجه به عناصر درام کشف شده از روایت های منتخب تذکره الاولیاء و همچنین تناسب محتوای این روایت ها با ویژگی های قالب انیمیشن، این روایت ها ظرفیت لازم برای تبدیل شدن به یک اثر نمایشی به ویژه انیمیشن را دارا هستند.
فطرت انسان، شامل ادراکات و امیالی است که هر کدام به نوبه خود در رفتارها و کنش های یک فرد تأثیر عمیق دارد. اگر این فطرت از حجاب ها بیرون بیاید و رجوع به فطرت توحیدی و مخموره صورت گیرد، ادراک و امیال هم اصلاح شده و توحیدی می شود و در نتیجه، همه رفتارهای فرد هم اصلاح شده و در راستای رسیدن به کمالات الهی و شکوفایی استعدادها قرار می گیرد. مجموعه این رفتارها، بینش ها و گرایش های فطری همان تربیت فطری است و در نوشته حاضر آن چیزی که مدنظر قرار گرفته، تأثیر بینشی تربیت فطری در حوزه سیاست داخلی است که بر کنش های یک کارگزار نظام اسلامی تأثیرگذار است. روش تحقیق به صورت توصیفی - تحلیلی بوده و با بررسی بینش های تربیت فطری در نتایج تحقیق به این مسأله پی برده شده است که گستره امور فطری و رفتارهایی که برخاسته از فطرت باشد، بسیار زیاد است؛ هیچ کاری وجود ندارد که فطرت در آن تأثیر نداشته باشد و اگر رجوع به فطرت باشد آن کار دینی شده و منطبق بر تکوین و تشریع خواهد بود. می توان به برخی از این تأثیرها در رفتار های سیاست داخلی شامل دوری از استبداد رأی و برتری جویی، داشتن روحیه انتقادپذیری، آرامش در عین سرعت و دقت، باور و محبت به مردم، تأمین امنیت ملی و مردم، حمایت از محرومان و مستضعفان، منت نگذاشتن بر مردم، ساده زیستی، امانت دار بودن نسبت به مسئولیت، مدیریت تعارض منافع و زمینه سازی برای تربیت و رشد آگاهی مردم اشاره کرد.
هدف تحقیق حاضر، شناخت میزان و چگونگی هم فرهنگی (ارزش ها و هنجارهای اجتماعی و الگوهای رفتاری) دانش آموختگان مدارس اسلامی و سایر مدارس (دولتی و غیردولتی) شهر تهران و تاثیر عوامل خانواده و رسانه بر آن است. روش این پژوهش، پیمایشی می باشد؛ برای جمع آوری داده ها از ابزار «پرسشنامه محقق ساخته برخط» استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان مدارس اسلامی و سایر مدارس شهر تهران که در سه سال اخیر از دبیرستان و هنرستان دانش آموخته شده اند، می باشد که با روش نمونه گیری تصادفی تعداد 385 نفر دانش آموخته مدارس اسلامی و نیز 384 نفر از دانش آموختگان سایر مدارس شهر تهران، مجموعا 769 نفر مورد آزمون قرار گرفتند. اعتبار پژوهش با روش های صوری نظر خبرگان و اعتبار سازه با روش تحلیل عاملی تاییدی و با نرم افزار AMOS محاسبه شد و مورد تایید قرار گرفت؛ شاخص های برازش مدل و نیز مقدار آلفای کرونباخ در سطح مطلوب و قابل استنادی قرار دارد و پایایی بالای تحقیق را نشان می دهد. نتایج تحقیق با استفاده از آزمون t با نرم افزار SPSS نشان می دهد که دانش آموختگان مدارس اسلامی، نسبت به دانش آموختگان سایر مدارس شهر تهران، از هم فرهنگی و اشتراک بیشتری در عناصر فرهنگی (شامل ارزش ها و هنجارهای اجتماعی و الگوهای رفتاری) برخوردار هستند. یافته های تبیینی تحقیق در قالب الگوی معادلات ساختاری با کمک نرم افزار AMOS نشان داد: عوامل «خانواده» و «رسانه» بر هم فرهنگی دانش آموختگان مدارس اسلامی اثر دارد