یکی از مهم ترین محمل های اثرگذاری «شبکه های اجتماعی دیجیتال» بر «فرهنگ و ارتباطات» در جوامع بشری، توانایی ویژه این شبکه ها برای «جریان سازی در راستای رواج اخبار جعلی در سپهر رسانه ای جامعه» است. اخبار جعلی به عنوان یکی از محصولات جریان سازی رسانه ای، باوجود قدمتی به بلندی قدمت رسانه ها، در عصر شبکه های اجتماعی دیجیتال، رشدی بیش از پیش یافته است. نوشتار پیش رو در گام نخست، مهم ترین خصائص، کارکردها و تاثیرات شبکه های اجتماعی دیجیتال را در مجموع نظریه های موجود در این باره، دنبال نموده و ضمناً منابع رسانه ای ورود اخبار جعلی در قالب جریان های اجتماعی را به عرصه افکار عمومی معرفی نموده است. سپس در گام دوم، با تمرکز روی فرآیند جریان سازی شبکه های اجتماعی دیجیتال، طی اجرای ده مصاحبه نیمه ساخت یافته با برخی کارشناسان و صاحب نظران متخصص در این حوزه، مهم ترین سازوکارهای جریان سازی در این شبکه ها در راستای نشر اخبار جعلی را در چهار قالب «هشتگ»، «طوفان»، «کمپین» و «جریان» تبیین نموده است. مقاله در نهایت نشان می دهد که سازوکار «جریان» به عنوان نقطه اوج سازوکارهای جریان سازی در شبکه های اجتماعی مجازی، نهادینه سازی موضوع مورد نظر در مخاطبان را با تامین شش شرط، ازجمله «همراهی اینفلوئنسرها»، «توجه به اقتضائات بستر» و «سوار شدن بر محمل وقایع روز» دنبال می نماید.
هدف اصلی این پژوهش، «تعیین نقش پایگاه اقتصادی–اجتماعی در تبیین میزان مشارکت سیاسی شهروندان شهر مهاباد» می باشد. در پژوهش حاضر از روش پیمایش استفاده شده است. جامعه آماری مورد مطالعه در این تحقیق، شهروندان 18 سال به بالای شاغل در شهر مهاباد در سال 1397 می باشد. حجم نمونه مورد مطالعه با استفاده از فرمول کوکران 382 نفر برآورد گردید. نمونه گیری از بین واحدها به صورت خوشه ای چندمرحله ای و نمونه گیری از داخل خوشه ها به صورت تصادفی سیستماتیک صورت گرفت. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته مشارکت سیاسی است که ضریب پایایی آن به کمک آلفای کرونباخ 96/0 به دست آمد و جهت سنجش مفاهیم آن از طیف لیکرت استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون، تی مستقل و تحلیل واریانس یک راهه استفاده گردید. نتایج تحقیق نشان داد که بین میزان مشارکت سیاسی و پایگاه اقتصادی-اجتماعی شهروندان شهر مهاباد تفاوت معناداری وجود دارد. به طوری که در جامعه مهاباد، افراد دارای پایگاه اقتصادی-اجتماعی پایین و متوسط در شهر مهاباد به منظور تغییر وضعیت موجود خود و دستیابی به وضعیت مطلوب، ضرورت، انگیزه، میل و رغبت بیشتری برای مشارکت و مداخله در امور سیاسی دارد اما افراد دارای پایگاه اقتصادی-اجتماعی بالا دخالت و مشارکت کمتری در امورات سیاسی این شهر دارند.
در بسیاری از تحقیقات انجام گرفته در جامعه شناسی کلان نشان داده شده است که دین و دینداری موجب کاهش نرخ های خودکشی هم در سطح بین کشوری و هم درون کشوری می شود. با این حال، در ادبیات نظری و پژوهشی مربوط به ارتباط دین و خودکشی چندان به این نکته پرداخته نشده است که تجانس مذهبی چگونه بر نرخ های خودکشی تأثیر می گذارد. در جامعه شناسی، میراث علمی دورکیم در خودکشی پژوهی با مقایسه تأثیر سنت های مذهبی مختلف بر نرخ های خودکشی تداوم یافته است، اما یک جایگزین نویدبخش برای تکمیل و پیشرفت این حوزه مطالعاتی عبارت از بررسی تأثیرات تجانس مذهبی بر نرخ های خودکشی است. در همین راستا، برخی جامعه شناسان ادعا نمودند که تجانس مذهبی کانون مناسب تری برای مطالعات جامعه شناختی خودکشی در سطح کلان است. لذا، مطالعه حاضر در بسط میدان پژوهشی مربوط به ارتباط دین و خودکشی و با تمرکز بر جامعه ایران حول محور این پرسش کلیدی یا سوال اصلی سازمان داده شد که چه ارتباطی بین تجانس مذهبی و نرخ های خودکشی در ایران وجود دارد؟ روش تحقیق این مطالعه، «تطبیقی درون کشوری» بوده که از داده های جمعی سال 1395 (آخرین سرشماری در ایران) برای مقایسه کمّی استان های ایران استفاده نموده است. در مجموع، نتایج تحقیق نتوانست حمایت تجربی برای این مدعا فراهم آورد که تجانس مذهبی تأثیر کاهشی بر نرخ های خودکشی دارد. به عکس، یافته های تحقیق نشان داد که تجانس مذهبی ارتباط مثبت یا تأثیر افزایشی بر نرخ های خودکشی در استان های ایران داشته است. در بخش پایانی این مقاله، کوشش شد ضمن ارایه تحلیلی پسینی بر پایه یک دیدگاه نظری متأخر در جامعه شناسی دین (نظریه بازار دین) تفسیری نظری برای توجیه یک چنین یافته ناسازگار و غیرمنتظره ای ارایه شود.
موفقیت اسلام شیعی در ایفای نقش ایدئولوژی انقلاب در ایران، تشیع را به عنوان مهم ترین عنصر اثرگذار در سطح ژئوپلیتیک شیعه و جهان اسلام مطرح کرده است. با قدرت گرفتن ایران در منطقه و به قدرت رسیدن شیعیان در عراق و همچنین افزایش محبوبیت «حزب الله» لبنان و یمن، دیگر نمی توان قدرت شیعیان را نادیده گرفت. قدرتی که با تلفیق ایدئولوژی انقلاب و فلسفه فکری شیعه متحول شده است. ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران توانسته با این پیوند عمیق پیروان بی شماری در جهان پیدا کند. گروه های آرمانگرای اسلامی که با ایدئولوژی انقلاب ایران جان تازه گرفته اند و توانسته اند سد محکمی در برابر دشمنان انقلاب ایجاد نمایند که به سبب آن امنیت مرزهای ایران اسلامی را در پی داشته است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی در پاسخ به این پرسش است که اساساً نقش ژئوپلتیک شیعه با گسترش ایدئولوژی انقلاب اسلامی درکیفیت امنیت مرزهای جمهوری اسلامی ایران چیست؟ نتایج تحقیق نشان داد نقش ژئوپلتیک شیعه با گسترش ایدئولوژی انقلاب اسلامی باعث ارتقای امنیت مرزهای ایران می شود. پیوند گروه های آرمانگرا با ایدئولوژی انقلاب اسلامی توانسته منافع ایران را در کیلومترها دورتر فراهم کند. اگرچه حراست از مرزهای جغرافیایی ترسیم شده بر روی نقشه یک کشور امنیت را برای آن فراهم می نماید، ولی انتقال کنشِ متقابلِ بین ایدئولوژی انقلاب اسلامی با سایر ایدئولوژی ها در خارج از حدود مرزهای سیاسی امنیت مرزهای جمهوری اسلامی ایران به دنبال خواهد داشت.
در سال ها و دهه های اخیر مطالعات زنان با هدف مقابله با نادیده گرفتن زنان در حوزه های مختلف بسیار پررنگ شد؛ تاحدی که این بار به نوعی مطالعات مردان در حاشیه قرار گرفت. این مسئله در خصوص مطالعه و تحلیل شخصیت های سینمایی مرد نیز وجود دارد. در حالی که پژوهش های مختلفی به تحلیل بازنمایی زنان در آثار سینمایی و هنری پرداخته اند، تعداد پژوهش هایی که شخصیت مردانه را تحلیل کرده باشند بسیار معدود است. رویکرد نظری در این پژوهش، مبتنی بر نظریه کهن الگویی جین شینودابولن (یکی از پیروان یونگ) بوده و فیلم سینمایی «شعله ور» به عنوان نمونه با روش نشانه شناسی فیسک مورد تحلیل قرار گرفته است. فیلم «شعله ور» به عنوان نمونه تحلیل این پژوهش، از لحاظ علمی مزیت هایی دارد که آن را به نمونه ای مناسب برای تحلیل تبدیل کرده است. فیلم، شخصیت محور است؛ به این معنا که یک شخصیت مرکزی دارد که مخاطب در طول فیلم تقریباً همه ماجراها را با ذهنیت او دنبال می کند. راوی نیز با ارائه تک گویی های درونی و سیلانات ذهنی شخصیت ها به این مسئله کمک می کند. نتایج نشان می دهد که نزدیک ترین کهن الگو به شخصیت اصلی فیلم (فرید) پوزیدون است. کارگردان فیلم با تصویرکردن فرید، شخصیت کهن الگویی پوزیدون را تداعی می کند. مهم ترین شباهت بین شخصیت مردانه فیلم و شخصیت کهن الگویی مردانه، داشتن روحیه خشم، کینه توزی و انتقام جویی است.
سیاه چادر نوعی مسکن عشایری است که ساختار آن متناسب با عوامل جغرافیایی و فرهنگی هر ایل تعیین می شود. ساختار سیاه چادر ایل سنگسر(مشهور به گوت) ترکیبی از دستبافته ها با مصالح بنایی است. بسترسازی در سیاه چادرهای سایر ایلات نیز انجام می شود با این تفاوت که در زیرسازی سیاه چادر های ایل سنگسر(مشهور به گوت کِ مال) علاوه بر ایجاد حریم و بستری هموار با ایجاد دیواره ها و سکوهایی کوتاه با مصالح بنایی نوعی فضاسازی صورت می گیرد که پس از برچیدن سیاه چادر باقی می ماند و در سال بعد با مرمتهای جزئی مجدداً مورداستفاده قرار می گیرد. در دهه های اخیر با افزایش خانه سازی در ییلاقات استفاده از سیاه چادر کمرنگ شده، لذا شناسایی و مستندنگاری معدود نمونه های باقیمانده فی نفسه ارزنده است. در این مقاله با شناسایی و بررسی 5 نمونه ی موجود از زیرسازی سیاه چادرهای ایل سنگسر به روش توصیفی تحلیلی، یک دسته بندی از ساختار این زیرسازی ها ارائه شده است. متغیرهای بررسی شده شامل موقعیت و ویژگی استقرارگاه ها در منطقه، تأثیر توپوگرافی و شرایط جغرافیایی بر طراحی، ابعاد، کاربری، فرم، دسترسی و مصالح است. نتایج نشان می دهند تغییراتی در ابعادوفرم، نوع مصالح و فضاهای ارتباطی و جابه جایی کاربریها در نمونه های جدید به وجود آمده است. به نظر می رسد ادامه ی این روند، گوت ها را از کاربری و کارآمدی اصیل خود دور خواهد کرد.
زمینه و هدف: تعامل پلیس با سازمان های مردم نهاد می تواند نقش بسزایی در پیشبرد مأموریت های پلیس داشته باشد؛ بر همین اساس، این تحقیق با هدف بررسی تأثیر تعامل اطلاعات محور پلیس و سازمان های مردم نهاد بر جرم یابی انجام شده است. روش: این پژوهش بر اساس هدف، کاربردی و ازنظر گردآوری داده ها، پیمایشی است. جامعه آماری آن، شامل کارکنان فرماندهی انتظامی شهرستان اصفهان و نمونه موردمطالعه شامل 280 نفر است. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه است که به روش تصادفی ساده در بین نمونه، توزیع شده است. روایی ابزار پژوهش به روش صوری و با نظر خبرگان انتظامی تأیید شده و برای اندازه گیری پایایی پژوهش نیز از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. تحلیل داده های پژوهش با استفاده از تحلیل عاملی با مدل سازی معادله ساختاری به وسیله نرم افزار ایموس انجام شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که تعامل اطلاعات محور پلیس و سمن ها از طریق بُعد مشارکت مردمی با ضریب همبستگی 1.025، بُعد سرمایه اجتماعی با وزن 0.928، بُعد اصلاح گری با وزن 0.850، بُعد تسهیل گری با همبستگی 0.594، بُعد پیشگیری با وزن 0.294 و بُعد خلّاقیت و نوآوری با همبستگی 0.016 بر جرم یابی مؤثر است. نتیجه گیری: تعامل اطلاعات محور پلیس و سمن ها در ابعاد سرمایه اجتماعی، اصلاح گری، تسهیل گری، پیشگیری و خلّاقیت بر جرم یابی مؤثر است. ارتقای اثربخشی این تعامل بر جرم یابی در گروِ ارائه آموزش های متناسب و مسئول سازی سمن ها است.
یکی از ابعاد شکاف ارزشی و نگرشی و هنجاری بین نسلی، پدیده شکاف ارتباطی و گفتگویی بین نسل فرزندان و والدین در خانواده است.هدف مطالعه حاضر تحلیل عوامل و پیامدهای شکاف ارتباطی بین نسلی در خانواده ایرانی است. با بهره گیری از روش کیفی و رویکرد گراندد تئوری با 20 نفر از پژوهشگران و مطالعات نسلی در ایران مصاحبه عمیق نیمه ساختارمند انجام شد. مهمترین عوامل علی «مسئولیت سنگین اقتصادی و اجتماعی خانواده»، «کاهش فراغت جمعی خانواده محور»، «از دست رفتن مرجعیت و والدگری والدین» و «فقدان مهارت ارتباطی بین والدین و فرزندان» و مهمترین عوامل زمینه ای، «جهان بینی و ارزش های متمایز نسل ها» و «اختلال در منابع اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مولد گفتگو» و مهمترین عوامل مداخله گر «به رسمیت نشناختن هویت نسلی فرزندان درخانواده» و «حضور قدرت سیاسی درعرصه تولید گفتگو» هستند. مهمترین کنش ها و راهبردها شامل«فقدان مکانیزم آموزش ارتباطات گفتگومحور»، «عدم توانمندسازی والدین برای پذیرش ارزش ها و جهان زندگی نسل فرزندان» و «فقدان سیاستگذاری اقتصادی و اجتماعی و ارتباطی خانواده محور» بوده و مهمترین پیامدها شامل «عدم شکل گیری خانواده مدنی گفتگومحور»، «کاهش کارایی و بهره وری بین نسلی» و «کاهش همدلی و مشارکت بین نسلی برای ساختن حال و آینده مشترک» هستند.
ت توئیتر به ابزاری جدید برای امور دیپلماتیک و روابط بین الملل تبدیل شده است، و استفاده از این ابزار برای کشورها در راستای اعمال قدرت نرم در محیط بین الملل و بعنوان نوعی دیپلماسی رسانه ای دیجیتال، بسیار جای بررسی و تحلیل دارد. آنچه در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته،"چگونگی عملکرد و کارکرد دیپلماسی توییتری دو کشور ایران و آمریکا" و هدف تحقیق مطالعه کارکرد دیپلماسی توئیتری بعنوان ابزار دیپلماسی رسانه ای و شناخت نقش توئیتر در انتقال مؤثر پیامهای سیاسی؛با بررسی پیام های توئیتری رییس جمهور سابق آمریکا و وزیرامورخارجه سابق ایران می باشد. چگونگی بهره برداری از توییتر برای پیشبرد مقاصد و اهداف و تامین منافع ملی دو کشور ، شناخت دیپلماسی رسانه ای و بررسی نحوه بازنمایی سیاست خارجی،و در نهایت شباهت ها و تفاوت های دیپلماسی توییتری دو کشور ایران و آمریکا، مواردی است که با کنکاش در محتوای پیام های توئیتری این دو مقام، و ازطریق روش تحلیل مضمون بررسی گردید. بازنمایی خود و دیگری،اعتبارسازی واعتبارزدایی برای خود و دیگری؛ محورهای اصلی کاربرد دیپلماسی توییتری ایران و آمریکا بوده است و در شرایط فقدان دیپلماسی رسمی بین دو کشور،کلیدی ترین ابزار برای بازتولید قدرت نرم و فرصتی برای دیپلماسی هردو کشور محسوب می شود.
هدف این مطالعه بررسی عوامل مؤثر براقتدار استادان دانشگاه پیام نور استان کرمانشاه است. روش مورد استفاده، توصیفی تحلیلی با استفاده از تکنیک پیمایشی بوده و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه پژوهشگر ساخته است. جامعه آماری استادان دانشگاه پیام نور استان کرمانشاه هستند که در سال تحصیلی 91-90 تعداد کل آنها برابر 258 نفر می باشند. با توجه به این که تعداد جامعه آماری محدود بود لذا کل آن ها به عنوان موارد مطالعه انتخاب شدند. در پژوهش حاضر از روش ارزیابی اعتبار صوری و سازه ای مبتنی بر تحلیل عاملی استفاده گردید. برای تعیین پایایی گویه های هر متغیر از آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS21 و Amos21 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از معادلات ساختاری نشان می دهد که مقدار کای اسکوئر غیرمعنادار CMIN برابر با 211/143، شاخص ریشه دوم میانگین مربعات باقیمانده یا RMSEA برابر 0/075، شاخص RMR یا ریشه میانگین مجذور باقیمانده ها، برابر 0/098، نسبت کای اسکوئر به درجه آزادی CMIN/DF در مدل برابر 3/199، شاخص برازش تطبیقی CFI برابر 0/926 و در نهایت شاخص برازش شده تطبیقی مقتصد PCFI برابر 0/671 می باشند. شاخص های تطبیقی و مقتصد محاسبه شده برای ارزیابی کلیت مدل نشان می دهند که می توان در مجموع، داده های گردآوری شده را حمایت کننده مدل نظری تدوین شده تلقی کرد.
پرسش اصلی این مقاله آن است که رابطه جنسیت با درک از درد و مواجهه با آن چگونه است؟ برای پاسخ به این پرسش از رهیافت داده بنیان و تکنیک مصاحبه نیمه ساخت یافته استفاده شد. حجم نمونه 34 نفر بود که با نمونه گیری هدفمند و نظری در دو محله تعاون و سعدی در شهر سمنان انجام شد. یافته ها نشان دادکه مقوله درد در چهار پارادایم سنتی (رفتار بهداشتی سنتی)، بدن زیبا و متناسب (رفتار بهداشتی مدرن)، بدن به مثابه ابزار، بازگشت به طبیعت (رفتار سلامتی پسامدرن) شناسایی شد. از نظر زنان به ویژه در پارادایم سنتی و بدن به مثابه ابزار بسیاری از دردها طبیعی بوده و کاملا زنانه است. آنان این دردها را تحمل می کنند. مردان به درد طبیعی باور ندارند. درد تحمیلی بین هر دو جنس دیده می شود. درزنان فهم تحمیلی از درد وجود دارد و آن را به ماهیت زنانه خود مربوط می دانند؛ اما مردان درد تحمیلی را با نقش نان آوری خود مرتبط می دانند. زنان در پارادایم بدن زیبا و متناسب دردهای زنانه را تحمیلی می دانند و سعی می کنند در مقابل آن مقاومت کنند. زنان در پاردایم سنتی درد زنانه را طبیعی دانسته، آن را پذیرفته و تحمل می کنند. در پاردایم بازگشت به طبیعت نیز درد انکار شده و به مثابه نوعی آگاهی تلقی می شود.
معنای زندگی یکی از بزرگ ترین دغدغه های بشر امروز است که رنج ها، روزمرگی، پوچی، مرگ و... ضرورت آن را می طلبد. سورن کرکگور با ترسیم سه ساحت در زندگی انسان، انتخاب یکی از آنها را اولین و مهمترین انتخاب هر فرد می داند و معتقد است جهش از ساحات حسانی و اخلاقی به ساحت ایمانی است که می تواند فرد را در دل رنج ها و سختی ها آرام کند و زندگی وی را معنا بخشد. علامه طباطبایی با استعانت از آیات قرآن، قائل به دو ساحت دنیوی و اخروی است و انتخاب دین در ساحت اخروی را معنابخش زندگی فرد می داند. نتیجه این پژوهش، شناخت ساحات زندگی انسان، به ساحت «حسانی دنیوی»، «اخلاقی دنیوی»، «دینی دنیوی» و «دینی اخروی» می باشد. دو ساحت «حسانی اخروی» و «اخلاقی اخروی» نیز ذیل ساحت «دینی اخروی» تعریف می شود. نتیجه دیگر این پژوهش، تفاوت میان ساحت «دینی دنیوی» و «دینی اخروی» است که در ساحت «دینی دنیوی» هرچند فرد پایبند به مناسک دینی است اما چون با اهداف دنیوی، به انجام مناسک می پردازد، این ساحت، وی را در بن بست دنیا دچار پوچی خواهد کرد. این پژوهش با جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای از اسناد نوشتاری و روش داده پردازی توصیفی-تحلیلی به تطبیق معنای زندگی از منظر این دو اندیشمند پرداخته است.
این مقاله به واکاوی اندیشه های «نوربرت الیاس» در زمینه نقش و کارکرد ورزش در تحولات و تغییرات اروپا می پردازد. «الیاس» یکی از پیشقراولان حوزه جامعه شناسی ورزش بر آن است که «ورزش» کلید شناخت جوامع و ابزاری جهت تحلیل فرهنگ و ساختارهای حاکم بر جامعه است. او ورزش را محملی برای خویشتن داری و تعدیل خشونت ها در راستای تغییرات اجتماعی و فرایند متمدن شدن می پنداشت. سؤال اساسی این مطالعه ناظر بر این است که آیا ورزش در تغییرات و تحولات اجتماعی و فرهنگی اروپا در راستای متمدن شدن نقش داشته است؟ در این مقاله از روش تحقیق تاریخی اسنادی و فن کتابخانه جهت گردآوری مطالب استفاده شده، به طوری که نخست به تشریح زندگی و کاربست نظریات اجتماعی این جامعه شناس که در پی ارائه ی الگویی جهت کشف علل تغییر و تحول در رفتار اروپائیان و چگونگی پیدایش تمدن مدرن غرب بوده، پرداخته شده و نقش ورزش و بازی ها در این وادی تبیین شده است. سپس نیم نگاهی به بن مایه های آراء الیاس در جامعه شناسی ورزش انداخته شده و دیدگاه مثبت وی به ورزش و بازی ها مورد واکاوی قرار گرفته است. آن گاه به تحلیل کارکردهای ورزش از چشم انداز وی که ورزش را فراتر از ورزش و یکی از شاخص های تأثیرگذار در تغییرات اروپا می پنداشت، پرداخته شده است. در این مقاله همچنین به تشریح بازی و مدل های آن به عنوان یک فرایند اجتماعی مبادرت شده، زیرا که الیاس، جهان را به یک بازی بزرگ تشبیه کرده و بر آن بود که بازی و مدل های آن ناظر بر حیات اجتماعی و تشکیل دهنده ی روابط انسانی و موتور تحرکه تغییرات اجتماعی هستند. سرانجام در بخش پایانی این نوشتار، سیر تحول این پدیده و روند دگردیسی آن از بازی های سنتی و خشن به ورزش های مدرن و صلح آمیز مورد تحلیل قرار گرفته است. فرایندی که در آن ورزش بر الگوهای رفتاری اروپائیان تأثیر گذاشته و فرایند «ورزشی شدن» را در جامعه فراگیر کرده تا بستر را برای ایجاد تغییرات و تحولات و گسترش تمدن اروپا فراهم نماید.
فناوری همواره به سرعت در حال رشد و تغییر بوده است. امروزه شاهد نوآوری هایی هستیم که قبلاً غیرقابل تصور بودند. پیشرفت های فناوری، فرصت ها و چالش های برابری را برای سازمان ها و کسب وکارها ایجاد کرده است. همان گونه که شبکه های اجتماعی فرصت های برابری را برای ارتباط با مخاطبان هدف ایجاد کرد به نحوی که در سال 2020 میلادی بیش از نیمی از بودجه تبلیغات سازمان ها و کسب وکارها، صرف تبلیغات آنلاین شد. بنابراین تکامل اینترنت اهمیت زیادی برای روابط عمومی ها دارد و ظهور وب3 و به دنبال آن، متاورس نیز به یک مقوله با اهمیت مبدل گشته است. اگر شبکه های اجتماعی ابزار ارتباطی مهمی بوده اند، پس متاورس می تواند نسل بعدی ارتباطات باشد. متاورس یک موضوع دشوار است که ساده انگاشته می شود، چون هنوز به صورت کامل و کاربردی وجود ندارد. اشتغال در دنیای مجازی یکی از اصطلاحاتی خواهد بود که در آینده نه چندان دور و با توسعه متاورس رواج خواهد یافت و فرصتی را برای ایجاد روابط عمومی متاورس فراهم خواهد کرد، لذا سازمان ها و کسب وکارها علاوه بر سرمایه گذاری برای توسعه متاورس و آینده نگری برای تولید محصولاتی که قابلیت عرضه در این دنیا را داشته باشند با چالشی بزرگ تری روبرو خواهند بود و آن چیزی نیست جز داشتن یک تیم حرفه ای از کارشناسان روابط عمومی متاورس برای ارتباط با مخاطبان و مشتریان و عرضه خدمات و محصولات در دنیایی که مردم در آن به دنبال خلاقیت و نوآوری هستند و شیوه های رایج تعامل و بازاریابی دیگر برای مردم جلب توجه نخواهد کرد.
پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش انگیزش و استدلال اخلاقی بر ابعاد قلدری نوجوانان انجام پذیرفت. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با یک گروه آزمودنی و یک گروه کنترل با پیش آزمون و پس آزمون است. جامعه مورد مطالعه این پژوهش، شامل کلیه دانش آموزان قلدر دوره اول متوسطه می شود که در آموزش و پرورش شهرستان تبریز در سال تحصیلی 1399-1400 مشغول به تحصیل بودند. به منظور انتخاب نمونه پژوهش، از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای، روش غربالگری و پرسشنامه ایلی نویز بهره برده شد و بر این اساس تعداد 30 نفر از دانش آموزانی که بالاتر از نقطه برش آزمون ایلی نویز را کسب کرده بودند، به عنوان نمونه دانش آموزان قلدر انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم گردیدند. گروه آزمایش، به مدت ده جلسه دوساعتی تحت آموزش بسته آموزش استدلال و انگیزش اخلاقی قرار گرفت و گروه کنترل، آموزش های روزانه مدرسه را دریافت نمود. هر دو گروه پرسشنامه های قلدری ایلی نویز را به عنوان پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره استفاده شد. نتایج تحلیل کواریانس چندمتغیره نشان داد که اثربخشی آموزش استدلال و انگیزش اخلاقی برای هر سه خرده مقیاس با مقدار F و سطح معناداری، شامل قلدری (553/8=F، 002/0=α)، زدوخورد (381/4=F، 024=α) و قربانی (437/3=F، 049/0=α) (05/0 ) معنا دار است. بنابراین، آموزش و نهادینه نمودن انگیزش و استدلال اخلاقی نقش مهمی در پرهیز افراد از رفتارهای هنجارشکن، ضد نظم، پرخاشگرانه و قلدری دارد.
خانواده ایرانی محل استقرار، حضور و عمل سه نسل متفاوت است. با توجه به تغییرات رفتاری و نگرشی خانواده ایرانی در چند دهه اخیر، توجه به این تغییرات در میان نسل ها اهمیت دارد، زیرا آن ها به طور متفاوتی در معرض تغییرات بوده اند و درنتیجه تغییرات اجتماعی را به گونه ای متفاوت درک، باور و عملیاتی کرده اند. درک تفاوت های نسلی می تواند به شناخت تغییرات رُخ داده در خانواده و همچنین پیش بینی پتانسیل موجود برای تغییرات آینده خانواده کمک کند. این مطالعه با استفاده از روش تحلیل ثانویه کمّی، به تحلیل داده های «طرح پیمایش ملّی خانواده» (۱۳۹۶) در بین ۵۰۰۰ نفر از افراد متأهل ساکن در مناطق شهری کشور با هدف آگاهی از نظرات آن ها در زمینه مسائل مربوط به خانوار و خانواده شامل ازدواج، نگرش های جنسیتی، ساختار قدرت و خشونت خانگی پرداخته است. بر اساس نتایج این مطالعه، شاهد نگرش مثبت و سنتی نسل های مختلف خانواده ایرانی به ازدواج و همزمان رشد نگرش مدرن به ازدواج (نگرش مدرن به ازدواج، توجه بیشتر به معیارهای مدرن همسرگزینی و الگوی فردمحور) در میان نسل سوم خانواده ایرانی هستیم. از نظر خشونت خانگی شاهد کمترین میزان خشونت در نسل سوم خانواده ایرانی هستیم و همچنین ساختار قدرت در نسل سوم متمایل به الگوی خانواده مدنی شده است.
بی تردید، پدیده های اجتماعی به عنوان موضوع تحقیق، به اندازه پیچید گی خود دارای جهات و اضلاع متعددی هستند که تحلیل درست هر یک از آن ها به روش مناسب خود نیاز دارد. به همین جهت، محققان در حوزه مطالعات اجتماعی تلاش کردند با ابداع روش مطالعه ویژه این رشته بتوانند پدیده ها را مورد کاوش دقیق تر قرار داده تا احتمال خطا را کاهش دهند؛ البته نباید این حقیقت را از نظر دور داشت که اگر با نگاهی تقلیل گرایانه، همه پدیده های اجتماعی از طریق یک یا چند روش کلی مورد مطالعه قرار داده شود، بعید نیست محقق را از هدفش که شناخت بهتر و دقیق تر پدیده های اجتماعی است، دور بدارد؛ لذا تا جایی که ممکن است باید برای هر موضوع و پدیده ای اجتماعی بتوان از روش منحصر به آن بهره گرفت. نگارنده در این تحقیق بنا دارد چالش های نظری را که یکی از پدیده های پرتکرار در جوامع امروز است، با شیوه ای مناسب مورد بررسی قرار داده و برای تحلیل آن روشی خاص پیش روی دانشجویان رشته دانش اجتماعی قرار دهد تا شناخت دقیق تری نسبت به چالش پیش روی خود پیدا کرده و سپس نتیجه اش را در اختیار حکیمان در میدان نظر و حاکمان در مقام عمل قرار دهند. روش پیشنهادی در حقیقت، چراغ راهی است که با بهره گیری از آن می توان چالش مورد نظر را از ابعاد متعدد مورد مطالعه قرار داده و تنها به یک بعد از ابعاد آن اکتفا نشود.
انتخاب جنسیت جنین به معنی توانایی گزینش جنس فرزند قبل از باردار شدن است. با ظهور تکنولوژی های پیشرفته در امر باروری، بسیاری از والدین در رسیدن به آرزوی دیرینه خویش که همانا انتخاب جنسیت فرزندان پیش از تولد است نزدیک تر شده اند. در پژوهش حاضر به تبیین جامعه شناختی تجربه زیسته زوجین متقاضی انتخاب جنسیت قبل از بارداری پرداخته ایم. هدف از انجام این پژوهش؛ شناسایی تجربیات، درک و تصور این پدیده از دیدگاه زوجین متقاضی انتخاب جنسیت؛ و هم چنین شناخت راهبردها و استراتژی های زوجین در مواجهه با این پدیده و پیامدهای حاصل از آن از طریق ساختن یک الگوی پارادایمی بود. این مطالعه به روش کیفیِ گراندد تئوری، با استفاده از نمونه گیری هدفمند و با مشارکت بیست زوج متقاضی انتخاب جنسیت که قبل از شروع باروری به پژوهشکده رویان مراجعه داشتند، صورت گرفته است. ابزار گردآوری داده ها؛ استفاده از مصاحبه عمیق و نیمه ساختار یافته بود. در تجزیه و تحلیل داده ها از سه شیوه کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده گردید و مقوله های به دست آمده با توجه به مبانی نظری و تجربی مرتبط با مسأله پژوهش تبیین شدند. در مجموع داده های پژوهش بیانگر رهیافت گزینش مُقنِعی است. منطبق بر یافته های مدل پارادایمی انتخاب جنسیت دریافتیم که زوجین متقاضی امر انتخاب جنسیت جنین بدون دلایل پزشکی، بر این تلاشند تا با استفاده از راهبردهای گزینش مُقنِعی(استفاده از راه حل های رضایت بخش و قانع کننده)، به اهداف خود که داشتن فرزند با جنسیت دلخواه است نائل گردند.
هدف این پژوهش شناسایی نیروهایی است که بر آینده شبکه های اجتماعیِ همراه تاثیر دارند. شبکه های اجتماعی به عنوان خدمات مبتنی بر اینترنت تعریف می شوند که به افراد اجازه میدهد برای خود پروفایل و لیستی از مخاطبان ایجاد کنند که با این مخاطبان در ارتباط باشند و کل اعضای شبکه محتوا باهم به اشتراک بگذارند. در شبکه های اجتماعی همراه، وسیله همراه به بستری برای شبکه های اجتماعی تبدیل می شود. نیروهای موثر بر شکل گیری آینده شامل روندها، عدم قطعیت ها و ذینفعان است. به منظور مرور ادبیات انگلیسی درباره این موضوع، پرسش و پروتکل تحقیق تنظیم شد. با جستجو در پایگاه ها و رهگیری اخبار 823 مقاله واجد شرایط تهیه گردید که بر اساس پروتکل، 253 مقاله از این بین انتخاب و ترجمه شد. با تجزیه و تحلیلِ این مقالات در چهارچوبِ تکنولوژی-زیست محیطی، اجتماعی-جمعیت شناختی، سیاسی-قانونی و اقتصادی، 19 عدم قطعیت، 25 روند و 12 ذینفعِ موثر بر آینده شبکه های اجتماعی استخراج گردید. مشخص گردید که آینده شرکت فیسبوک، آینده شبکه های اجتماعی است. لزوم یک توافق بین المللی، قانونگذاری مناسب و آموزش عمومی مورد تاکید قرار گرفت.