فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲٬۶۸۱ تا ۲۲٬۷۰۰ مورد از کل ۳۷٬۸۰۷ مورد.
بررسی عوامل مؤثر بر قاچاق کالا و تأثیر آن بر اقتصاد شهرستان مرزی سراوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال هشتم تابستان ۱۳۹۵ شماره ۲
17 - 32
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: قاچاق کالا با توجه به تأثیرات منفی که بر اقتصاد ملی دارد، همیشه مورد توجه کارشناسان حوزه های مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بوده است. از آنجایی که قاچاق کالا محصول عوامل مختلف اقتصادی، اجتماعی، محیطی، سیاسی و ... است، برای کاهش آن نیاز به برنامه ریزی همه جانبه بوده و تنها از طریق برخوردهای نظامی و امنیتی این پدیده قابل کنترل نیست. هدف این پژوهش شناخت عوامل تأثیرگذار بر گرایش و گسترش قاچاق کالا و تأثیر آن بر اقتصاد شهرستان مرزی سراوان است.<br /> روش شناسی: برای انجام این پژوهش از روش توصیفی، پیمایشی و تحلیلی استفاده شده و اطلاعات مربوط به پژوهش از طریق پرسش نامه محقق ساخته جمع آوری شده است. فرضیه های پژوهش با استفاده از آزمون های میانگین، انحراف معیار، همبستگی پیرسون و آزمون t تک نمونه ای مورد بررسی قرار گرفتند.<br /> یافته ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که عوامل جغرافیایی، اقتصادی، فرهنگی- اجتماعی و عوامل اجرایی- مدیریتی در گسترش و گرایش به قاچاق کالا در شهرستان تأثیرگذار بوده و به ترتیب از نظر شهروندان عوامل اقتصادی دارای بالاترین و عوامل فرهنگی - اجتماعی دارای کمترین تأثیر بر گسترش قاچاق کالا هستند. آزمون فرضیه مربوط به تأثیر قاچاق بر وضعیت اقتصادی شهرستان نشان دهنده تأثیر مثبت قاچاق کالا بر وضعیت اقتصادی شهروندان است. نتایج پژوهش هم چنین نشان داد که قاچاق کالا تأثیر مثبتی بر وضعیت درآمدی، اشتغال (شغل های کاذب) و کاهش مهاجرت مرزنشیان به شهرها و حتی دلیلی برای بازگشت مهاجران اولیه به دلیل نبود کار و سودآور بودن قاچاق به مناطق مرزی شده است.
میشل دوسرتو و تاریخ نگاری زندگی روزمره: مواجهه ای خودتأملی از خلال تجربه مطالعات فرهنگی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات فرهنگی ایران سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۶۷)
143 - 171
حوزههای تخصصی:
آشنایی با میشل دوسرتو در ایران، از خلال صورت بندی خاصی که جان فیسک از کتاب دوسرتو، کردارهای زندگی روزمره و به ویژه دو مفهوم استراتژی و تاکتیک به دست داده، میسر شد. کاری که فیسک با آرای دوسرتو، بی اعتنا به بینش متاروش شناختی او می کند، جهان شمول کردن دوگانه های یادشده و متناظر ساختن «شیوه های عمل» با «شیوه های مصرف رسانه ای» است. با این حال، دوسرتو متفکری چندوجهی و غنی است که به ویژه به سبب تلاش های قابل اعتنایش در نقطهٔ تعاطی تاریخ نگاری، روان کاوی، الهیات، زبان شناسی و انسان شناسی، شناخته می شود. ایده ها و بینش روش شناختی و شناخت شناسانه او در حیطه تاریخ نگاری، به ویژه بحث مهم او دربارهٔ «عمل تاریخ نگارانه»، که تلاشی برای پیوند مطالعات تاریخی با متاتاریخ نگاری بوده است، می تواند مدخل مناسبی برای خروج از سردرگمی ای باشد که مطالعات زندگی روزمره در ایران را برای بدل شدن به پروژه ای تاریخ نگارانه آزار داده است. در این مقاله، نخست، مختصات «متاتاریخ نگاری» دوسرتو و تمایز آن با متاتاریخ نگاری هایی از سنخ کارهای هایدن وایت شرح داده می شود، سپس، این ملاحظات روش شناختی و متاروش شناختی در پرتو یکی از شناخته شده ترین تک نگاری های تاریخی او، تسخیر روح در لودون روشن تر می شود. در انتها و جمع بندی بحث، در مواجهه ای خودتأملی، سعی کردم تبعات دوسرتو گریزی در مطالعات فرهنگی ایران، محدودیت های تحلیل هم آیندی برای تاریخ نگاری زندگی روزمره و امکان های متاتاریخ نگاری دوسرتو برای رهایی از تنگناهای موجود را به بحث بگذارم.
تلویزیونهای رقیب
حوزههای تخصصی:
مطالعه اجرای جنسیت از خلال فعالیت های خیریه ی زنان در فضای مجازی (مورد خاص اینستاگرام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال پانزدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۵۶
141 - 168
حوزههای تخصصی:
در این مقاله در پی آن بوده ایم تا با تکیه بر تئوری اجرای جنسیت جودیت باتلر، و با بررسی فعالیت های نیکوکارانه ی زنان خیّر در شبکه ی اجتماعی اینستاگرام، اجرای جنسیت را در فعالیت های خیریه مطالعه کنیم. درواقع در پی آن بودیم که چگونه از خلال کنش هایی که به ظاهر جنسیتی نشده اند، امر جنسیتی شده سر بر می آورد. بر آن شدیم تا با نظرداشت به ایده ی نمایش هویت جنسیتی، مکانیسم های نمود و اجرای جنسیت در فعالیت های زنان خیر در اینستاگرام را بازشناسیم. از آن جا که جودیت باتلر بنیان بخش مهمی از نظریه اش را بر بسط نقادانه ی مفهوم گفتمان مد نظر فوکو گذاشته است، چارچوب مفهومی این مقاله نیز بر مفهوم "گفتمان جنسیتی" و مفاهیم مرتبط با آن استوار است. از همین رهرو با استفاده از تحلیل گفتمان انتقادی فمینیستیِ مورد نظر لازار (2007)، فعالیت های مورد نظرمان در شبکه ی مجازی اینستاگرام را در سطوح مختلف و با تحلیل متن های گزینش شده از پروفایل 4 زن خیر فعال در اینستاگرام و چنان چه ایجاب می کرد، با تاکید بر جنسیت به عنوان عامل کانونی، مورد تحلیل قرار دادیم. نتایج حاکی از آن است که نمود عناصر برسازنده ی گفتمان جنسیتی در زمینه ی مورد بررسی این مقاله، بر این اساس قابل تحلیلند:الف) فعالیت های نیکوکارانه ی زنان در فضای مجازی به مثابه ی اجرای متفاوت جنسیتی.ب) فعالیت های نیکوکارانه ی زنان در فضای مجازی به مثابه ی محمل بازنمایی انسداد.همچنین این طور می نماید که زبان جنسیتی، همچون "سلاح گفتمان مردسالار" عمل می کند. بدین معنا که به کار بردن زبان جنسیتی مکانیسمی است که در فضای مجازی منجر به بازتولید عناصر گفتمانی برسازنده ی هویت جنسیتی حال حاضر می شود.
نگاه انسانی به ارتباطات و تبلیغات یک وظیفه تاریخی و ملی است
منبع:
رسانه ۱۳۸۱ شماره ۵۰
حوزههای تخصصی:
روابط عمومی از آغاز تا امروز
حوزههای تخصصی:
پایش آسیب ها: ازدواج آسان
انسان نئاندرتال: مرگ و مرگ آگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در میان رفتار های زیستیِ زندگی انسانی که به پدیده های فرهنگی بدل شده اند، هیچ رفتاری به قدرت و تأثیرگذاری مرگ نبوده است . هدف اصلی پژوهش حاضر این است که به کمک شواهد باستان شناسی و انسان شناسی، آغاز احتمالی مرگ آگاهی و تأثیر آن در زندگی انسان پیش از تاریخ را مشخص کند. با توجه به پژوهش ها به نظر می رسد مرگ آگاهی به دو مؤلفه اساسی نیاز دارد: نخست، فرآیند رشد مغز به خصوص لُب های پیشانی و گیجگاهی و دوم مؤلفه های فرهنگی؛ هرچند اهمیت و ضرورت رشد مغز بسیار پررنگ تر از مورد دوم است. از یکسو، با بررسی قالب های درونی جمجمه انسان ریخت ها به نظر می رسد انسان نئاندرتال دارای ظرفیت های مورد نیاز مغزی برای مرگ آگاه شدن بوده است و از سوی دیگر تدفین های دوره پارینه سنگی میانی که به عنوان یکی از اولین پاسخ ها و مواجهات مهم به آگاهی از مرگ در نظر گرفته می شوند به همراه وجود شواهد مراقبت از همنوع و سایر مواد فرهنگی در ارتباط با آگاهی از مرگ و گستردگی دو بخش ذکرشده مغز درصد وجود مرگ آگاهی در این انسان را افزایش می دهد.
مؤلفه های پیشگیری از جرم از نظرگاه مقام معظم رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
181 - 208
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پیشگیری از وقوع جرم یکی از مسائل مهم و قابل تأمل است که در چند دهه اخیر همواره مدنظر اندیشمندان و متفکران بوده و پژوهش های فراوانی درباره آن صورت پذیرفته است. هدف از انجام این پژوهش، دستیابی به نکات مهم و ارزنده پیشگیری از جرم در اندیشه های مقام معظم رهبری (مدظله العالی) است. روش : این تحقیق به روش کیفی از نوع توصیفی - تبیینی با ابزار تحلیل محتوا و با مراجعه به کلّیه بیانات مقام معظم رهبری به صورت تمام شمار شامل سخنرانی های ایشان از سال 1379 تا 1401 انجام شد. همچنین برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار «مکس کیودا» استفاده گردید. یافته ها : یافته های پژوهش نشان می دهد که طبق دیدگاه مقام معظم رهبری (مدظله العالی) موضوع پیشگیری از جرم علاوه بر اینکه از مصادیق مأموریت های مهم قوه قضائیه است، یک مسئله فراقوه ای است که نیازمند تعامل همه سازمان ها می باشد. درمجموع برای الزامات پیشگیری از جرم، شانزده شاخص ازجمله علمی بودن پیشگیری از جرم، ریشه یابی علل وقوع جرم، علم و تجربه، همدلی، شناخت راهکارها، نظارت و... و برای اهمیت و ضرورت آن، هفت شاخص مشتمل بر کاهش جرم و هزینه های آن، افزایش امنیّت و اداره مطلوب کشور و... شناسایی شد. نتیجه گیری : نتایج پژوهش حاکی از اهمیت و اهتمام ویژه مقام معظَّم رهبری (مدظله العالی) به آسیب های ناشی از وقوع جرم در کشور است و معظَّم له راه حل برون رفت از آن ها را مسئله پیشگیری از جرم با کیفیّتی علمی، تعاملی، فرصت مدار و نظارتی می دانند. با عملی ساختن اندیشه های ایشان در این خصوص، سازمان های متولی پیشگیری از جرم قادر به برنامه ریزی مناسب تری در این زمینه خواهند بود.
نگاهی به آموزش روزنامه نگاری در ایران
حوزههای تخصصی:
شناسایی و تدوین مدیریت هماهنگ شهری در کلان شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳۶
61 - 101
حوزههای تخصصی:
مدیریت شهری در ایران در وضعیت کنونی دچار مسائل و مشکلات جدی فراوانی است. تجزیه وتحلیل چالش های مدیریت شهری، بیانگر چندگانگی در مدیریت شهری، تعدد فعالیت های موازی بین سازمانی و درنتیجه نابسامانی و ناهماهنگی، هدر رفت انرژی و سرمایه ملی، بی توجهی به عنصر زمان در رویارویی با شهروندان و نارضایتی آن ها است. بنابراین با توجه به گستره امور، نیاز به رویکردی تازه در مدیریت شهری از سویی و راهبردهای دولت و ایجاد تحول در ساختار اداری و مدیریتی کشور از سوی دیگر، لزوم توجه به شهرداری ها به عنوان نهادی محلی و اجرایی و واگذاری اختیارات و وظایف جدید را توجیه کرده است. هدف از این تحقیق چگونگی دستیابی به مدیریت شهری مطلوب و کارآمد از طریق استقرار مدیریت یکپارچه و هماهنگ شهری در سیستم مدیریت شهری در ایران است که در نهایت به شناسایی و تدوین راهکارهای تحقق مدیریت یکپارچه و هماهنگ شهری منجر خواهد شد. این تحقیق به شیوه پیمایشی انجام شد و روش مورد استفاده برای تحلیل در این پژوهش روش توصیفی و تحلیلی می باشد و از نرم افزار SPSS و روش AHP با استفاده از نرم افزار EXPERT CHOICE برای استخراج داده های پرسشنامه استفاده شده است. جامعه پژوهش گروه اول مدیران ارشد شهری و گروه دوم، متخصصان شهری (نهادهای دولتی)، دانشجویان و استادان و شهروندان در برمی گیرد که با استفاده از روش های رایج نمونه گیری حجم نمونه برآورد گردید و نهایتاً به 195 نفر رسید. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد اگرچه شهرداری به عنوان نهادی محلی نقش پررنگی در زمینه های نظارت، کنترل، برنامه ریزی و اجرا در امور مربوط به شهر را دارا می باشد اما این نهاد با توجه به اینکه با مسائل شهری از نزدیک مأنوس است در زمینه سیاست گذاری و وضع قوانین اختیارات بسیار کمی داشته و بیشتر فعالیت هایش جنبه خدماتی دارد. بنابراین به منظور دستیابی به مدیریت کارآمد و پایدار شهری لازم است در این زمینه تجدیدنظر شده و شهرداری به عنوان نهادی مؤثر در امور شهری از اختیارات بیشتری برخوردار گردد. به نظر می رسد این مهم از طریق اصلاح، تدوین و تنظیم قوانین و مقررات به دست آید تا ضمانت اجرایی نیز داشته باشد. از طرفی مهم ترین موانع و چالش های مدیریت یکپارچه و هماهنگ شهری عدم وجود قوانین و مقررات جدید و مشخص و نبود ضمانت اجرایی این قوانین، فاصله بین قانون گذار و واقعیت های اجرایی در سطح محلی، عدم تمایل به مشارکت و هماهنگی بین سازمان ها و ارگان های مختلف، عدم وجود برنامه هایی با زمان بندی مشخص جهت اجرای پروژه ها، استقلال طلبی سازمان های مسئول و عدم وجود ارتباطات مدیریتی بین مدیران در کلان شهر اصفهان، از دید کارشناسان مدیریت شهری مطرح شده است.
بهره گیری از سرمایه اجتماعی در جهت امنیت و احیای بافت فرسوده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال هفتم پاییز ۱۳۹۴ شماره ۳
7 - 30
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : بافت های قدیمی اکثر شهرها به مرور زمان و در اثر تحولات جدید، عملکرد گذشته خود را از دست داده و رفته رفته رو به اضمحلال گذارده و امروزه به عنوان بزرگ ترین معضل و عدم امنیت در شهرها مطرح هستند. یکی از لوازم برنامه ریزی در دنیای جدید، توجه به مشارکت فعال و اثربخش افراد جامعه، در تمام ابعاد مختلف توسعه است. به نظر می رسد که مشارکت، پدیده پیچیده ای است که به تعداد زیادی از متغیرهای سرمایه اجتماعی وابسته می باشد. هدف مقاله حاضر، با مطالعه موردی محله شاطرآباد کرمانشاه، در پی آن است تا راهکارهایی به منظور بهره گیری از سرمایه های اجتماعی در جهت احیا و امنیت بافت قدیمی محله، ارائه دهد.
روش شناسی : این مقاله از نظر هدف، کاربردی بوده و از نظر روش، توصیفی- تحلیلی است. برای گردآوری داده ها از پیمایش های میدانی پرسشنامه و مشاهده استفاده شده است.
یافته ها: بررسی ها نشان داد که بین دو متغیر اصلی مطرح شده در سؤالات تحقیق، رابطه معنادار و مستقیم برقرار است و توجه به ظرفیت ها و سرمایه های اجتماعی- فرهنگی موجود در محله و ارتقای آن ها، می تواند در تسریع روند نوسازی محله و پایدار ساختن آن مؤثر باشد.
نتیجه گیری : در بین مؤلفه های سرمایه اجتماعی، «آگاهی و توجه» بیشترین همبستگی را با تمایل به مشارکت در نوسازی محله نشان می دهد. همچنین آزمون سؤالات نشان داد که بین سرمایه اجتماعی ساکنان محله و هویت امنیتی و فرهنگی محله رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. این رابطه نشان می دهد که با افزایش سرمایه اجتماعی، می توان انتظار داشت که تمایل به ارتقای امنیت و حفظ هویت فرهنگی محله، افزایش یابد. هویت فرهنگی در رویکردهای نوین برنامه ریزی، به عنوان یک عامل و محرک توسعه پایدار مطرح است. با توجه به این رویکرد، نگاه به محله شاطرآباد به عنوان یک مرکز قدیمی در بافت مرکزی شهر کرمانشاه است که دارای اهمیت امنیت عمومی و فرهنگی بوده و به مثابه ثروتی بالقوه در اقتصاد شهری، اهمیت و توجهی مضاعف می یابد.
رابطه بین الگوهای ارتباطی با اعتماد زناشویی: کاربران فضای مجازی شهر لنگرود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی زمستان ۱۳۹۵ شماره ۱۰
203 - 233
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه بین الگوهای ارتباطی با میزان اعتماد زناشویی در بین کاربران متأهل فضای مجازی در شهر لنگرود است. تا در ایجاد سیاست های اجتماعی و رفاهی حوزه خانواده و گسترش برنامه هایی با محوریت نقش مددکاران اجتماعی در آموزش خانواده ها در قبل و بعد از ازدواج، مورد بهره برداری قرار گیرد. چارچوب نظری این پژوهش را نظریات سیستمی، ارتباطی، اعتماد بالبی و اعتماد گیدنز تشکیل داده اند. روش پژوهش پیمایشی بوده و داده ها از طریق شیوه نمونه گیری احتمالی از نوع خوشه ای چندمرحله ای و با استفاده از پرسشنامه های اعتماد رمپل و هولمز ( TS )، الگوهای ارتباطی کریستنسن و سالاوی ( CPQ ) و پرسشنامه دموگرافیک جمع آوری شدند. حجم نمونه شامل 382 نفر از کاربران متأهل تلفن همراه و فضای مجازی شهر لنگرود است. برای تجزیه وتحلیل داده های استنباطی از آزمون های همبستگی خی دو، v کرامرز و گاما در نرم افزار spss نسخه 23 بهره گرفته شد یافته ها نشان داد رابطه معناداری بین زیرمقیاس های الگوهای ارتباطی و زیرمقیاس های اعتماد زناشویی و همچنین کل میزان اعتماد زناشویی وجود دارد. همچنین نتایج این تحقیق نشان داد استفاده از فضای مجازی به صورت غیرمستقیم و از طریق الگوهای ارتباطی که زوجین در زندگی مشترک خود انتخاب می کنند با اعتماد زناشویی در ارتباط است و درواقع کاهش یا افزایش اعتماد در بین کاربران متأهل فضای مجازی، از تبعات نوع الگوهای ارتباطی انتخابی زن و شوهر است. نتایج این مطالعه در راستای کاهش آسیب های اجتماعی فضای مجازی، بر سیاست های پیشگیرانه مبتنی بر ارتقاء الگوهای مثبت ارتباطی زن وشوهری از طریق آموزش تأکید دارد.
حدود مداخله دولت در فرهنگ در منابع دینی؛ مورد مطالعه: موسوعه امام علی (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خط سیر انقلاب اسلامی رسیدن به تمدن نوین اسلامی است. مراحل این صیرورت عبارت است از : انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و در نهایت تمدن نوین اسلامی. اکنون در سومین حلقه از زنجیره تمدن نوین اسلامی، بار تحقق دولت اسلامی بر دوش مسئولان و خصوصاً اندیشمندان حوزه علوم انسانی است. یکی از عرصه هایی که دولت خواه ناخواه بر آن تأثیر گذار است، فضای فرهنگی حاکم بر جامعه است. حال این سؤال مطرح می شود که اساساً مبتنی بر منابع اصیل دینی، حد و مرز مداخله دولت تا کجاست؟ مسئله این پژوهش، حدود مداخله دولت در عرصه فرهنگ می باشد. این مقاله سعی دارد با روش استنباط صحیح در مراجعه به متون اصیل دینی، به جست و جوی ابعاد دخالت دولت در عرصه فرهنگ بپردازد. روش این پژوهش کتابخانه ای و رویکرد آن توصیفی و تحلیلی است. بر اساس یافته های این پژوهش آموزش و تربیت، ارشاد و هدایت مردم، ایجاد بستر و مقدمات لازم برای انجام فرائض و مقابله و مبارزه با بدعت های جدید سطوح مداخله دولت در عرصه فرهنگ را تعیین می کند. روش مداخله دولت در فرهنگ در یک طیف حکیمانه و با موعظه آغاز و به مقابله مسلحانه ختم می شود، که هر کدام از روش ها در یک حوزه باید بکار بسته شود و نکته ظریف در اینجاست که استفاده یک روش در حوزه دیگر ممکن است باعث ایجاد خسارت جبران نا پذیر می شود.
خشونت در مطبوعات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قانون کبیر - 3 -
بررسی تأثیر آموزش مبتنی بر مدل ( تحکیم ازدواج پیش از شروع) symbis بر انتظارات از ازدواج و باورهای مربوط به انتخاب همسر دختران مجرد شهرکرد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال پانزدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۵۷
7-24
حوزههای تخصصی:
برنامه های آموزشی قبل از ازدواج در جهت کسب باورها و انتظارات واقعی درمورد ازدواج و انتخاب همسر بسیار مفید است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر مدل symbis بر باورهای مربوط به انتخاب همسر و انتظارات از ازدواج دختران صورت گرفته است. نمونه شامل 30 نفر دختر مجرد ایرانی داوطلب شرکت در مطالعه بودند که به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گروه کنترل جای گرفتند. هر دو گروه به پرسشنامه محقق ساخته باورهای مربوط به انتخاب همسر( BMSS) و انتظارات از ازدواج(MES) به عنوان پیش آزمون و پس آزمون و آزمون پیگیری پاسخ دادند و نتایج با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان دهنده تأثیر مدل symbis بر کاهش باورها و انتظارات غیرمنطقی در مقایسه با گروه کنترل بود. هم چنین نتایج نشان دهنده پایدار بودن اثر آموزش بعد از گذشت 3 ماه بود. بنابراین نتیجه گیری می شود که از مدل symbis می توان در آموزش و مشاوره قبل از ازدواج استفاده کرد.
ائتلاف های راهبردی و شبکه های مشارکتی؛ ظهور الگوی جدید در صنعت رسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات فزاینده در صنعت رسانه، مدیریت شرکت های فعال در این صنعت را به طور کامل دگرگون کرده است. در گذشته، شرکت های رسانه ای، بنگاه های بزرگی بودند که کلیه فرایندهای ایجاد ارزش را درون سازمان خود ایجاد می کردند اما امروزه با پدید آمدن شرکت هایی از صنایع غیر رسانه ای و گسترش حضور رسانه ها در عرصه های جدید، امکان اجرای تمام مراحل تولید آثار رسانه ای، تنها از طریق یک شرکت، از میان رفته است و شرکت های رسانه ای ناگزیر از به کارگیری توانایی شرکت های دیگر در این حوزه هستند. مقاله حاضر، با پرداختن به این موضوع که ائتلاف های راهبردی چگونه می توانند ساز و کاری برای تعامل با محیط جدید رسانه ای پدید آورند، تلاش کرده است که در حوزه اقتصاد رسانه، به تبیین رویکردهای ایجاد هم افزایی و ارزش افزوده در صنعت رسانه بپردازد. بر اساس این پژوهش که با رویکرد اکتشافی و با مطالعه کتابخانه ای، به تبیین ابعاد گوناگون ایجاد شبکه مشارکتی و ائتلاف راهبردی میان شرکت های دارای مزیت های رقابتی مکمل پرداخته است، چنین رویکردی می تواند به تحقق قابلیت درونی شرکت های رسانه ای بینجامد.