شیخ اشراق، که پس از فارابی، مؤسس دومین مکتب فلسفی اسلامی شناخته می شود، حکیم بزرگی است که توانست با نوآوری های خویش در زمینه توسعه عقلانیت اسلامی، راه تعالی فلسفه اسلامی را هموارتر سازد. سهروردی که به خوبی با آراء مشائین به ویژه ابن سینا آشنا بوده و از مشکلات فلسفی و شبهات وارد بر فلسفه اسلامی در عصر خویش آگاه بوده است، کوشید تا اشکالات وارد بر عقلانیت فلسفی را با ارائه راه کارهای جدید، برطرف نماید. وی با طرح مفهوم «اشراق» و تأکید بر ضرورت همراهی شهود و عرفان با عقل و یافته های آن، به حل بسیاری از مشکلات فلسفی کمک نمود. تأکید بر جایگاه و اهمیت علم حضوری در نظام معرفتی انسان و نیز طرح و تبیین عالم مثال به عنوان جهانی واسطه میان عالم جسمانی و عقلانی نیز، توانست بسیاری از ایرادات وارده به فلسفه را برطرف نماید و زمینه را برای شکل گیری نظام جامع حکمت متعالیه فراهم کند. این تلاش ها سبب شد تا اختصاص عقل ورزی به فیلسوفان و اختصاص شهود گرایی به عارفان، از میان رفته و حکمتی جدید که مبانی آن در اندیشه های فیلسوفان گذشته مانند ابن سینا، موجود بوده است، به صورت رسمی و به عنوان حکمت اسلامی معرفی شده و ارتباط مبنایی عقل و شهود، تبیین گردد. مقاله حاضر، در صدد است تا علاوه بر نگرش سهروردی به مسأله عقل و کارکردهای آن در مسیر شناخت حقیقت، چیستی عقلانیت موجود در مکتب اشراق و ویژگی های آن را بررسی نموده و نقش این جریان را در رشد فلسفه اسلامی بیان نماید.
در مواجهه با افزایش جمعیت سالمندان، مددکاری اجتماعی سالمندی ظهور و گسترش پیدا کرده است. به زیستن، رضایت از زندگی و عوامل تعیین کننده آن در میان سالمندان از موضوعات مهم و قابل توجه در مددکاری اجتماعی سالمندی است. هدف از مقاله پیش رو، بررسی میزان رضایت از زندگی سالمندان و شناخت عوامل مؤثر بر آن است. داده ها با استفاده از اجرای پیمایش به شیوه نمونه گیری احتمالی چندمرحله ای در میان 600 سالمند 60 ساله و بالاتر ساکن در مناطق 22 گانه شهر تهران گردآوری شد. میانگین سنی سالمندان مورد بررسی حدود 70 سال بود، 17 درصد سالمندان بی سواد و 16 درصد تنها زندگی می کردند. نتایج بیانگر کاهش رضایت از زندگی در سالمندان همراه با افزایش سن است. نتایج تحلیل چندمتغیره نشان داد که متغیرهای وضعیت سلامت، حمایت اجتماعی، سن، وضعیت اشتغال، تحصیلات، و پایگاه اقتصادی- اجتماعی تأثیر معناداری بر میزان رضایت از زندگی سالمندان داشته و 37 درصد تغییرات آن را تبیین کرده اند. ازاین رو، وضعیت سلامتی نامناسب، کمبود حمایت اجتماعی و فقر منابع مالی تأثیری منفی بر رضایت از زندگی سالمندان دارند. به طورکلی، حمایت اجتماعی خانواده و برنامه ها حمایتی و رفاهی دولت می تواند نقش مهمی در افزایش نشاط و رضایت از زندگی در دوران سالمندی داشته باشد.
هدف اصلی پژوهش حاضر، مقایسه نگرش به روابط فرا زناشویی و جهت گیری مذهبی در کاربران و غیر کاربران شبکه اجتماعی فیس بوک بود. این پژوهش به لحاظ هدف از نوع بنیادی و به لحاظ نحوه جمع آوری اطلاعات از نوع علّی مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل کلیه مردان و زنان متأهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران بودند. از این میان، تعداد 280 نفر (109 کاربر، 171 غیرکاربر) به روش نمونه گیری در دسترس از این مراکز انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، از مقیاس نگرش به روابط فرا زناشویی و جهت گیری مذهبی و برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس چند متغیره استفاده شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که مؤلفه ه ای جهت گیری مذهبی درونی (0/01< P) و جهت گیری مذهبی بیرونی (0/05< P) به طور معناداری در کاربران فیس بوک بالاتر از غیر کاربران فیس بوک بود اما در مؤلفه نگرش به روابط فرا زناشویی، تفاوت مشاهده شده در دو گروه، از نظر آماری معنادار نبود (0/05> P). این تحقیق مؤید آن است که استفاده از فیس بوک به تنهایی تأثیری در نگرش به روابط فرا زناشویی ندارد اما می تواند موجب تفاوت در جهت گیری مذهبی درونی و بیرونی کاربران فیس بوک شود.
نقاشی «حکایت یوسف و زلیخا» از زیباترین و عرفانی ترین نقاشی های ایرانی، اثر کمال الدین بهزاد است که در دنیای پست مدرن بسیار مورد خوانش و ارزیابی قرار گرفته است. انجام پژوهش ها و جستار های بسیار پیرامون این نقاشی، هنرمندان را نیز بر آن داشته تا دست به اقتباس های هنری از آن بزنند. چنان که سه هنرمند معاصر ایرانی و اروپایی، حبیب الله صادقی، عبدالحمید قدیریان و کلودیا پالماروسی، نقاشی هایی را با اقتباس از آن خلق کرده اند. این چهار متن تصویری هر یک گفتمانی را بازتولید می کنند. از این رو میان نقاشی بهزاد و اقتباس های آن پیوندهای متنی و گفتمانی ایجاد شده است. هدف از این پژوهش بازخوانی روابط بیناگفتمانی میان چهار متن نامبرده با خوانشی فرامتنی و گفتمانی با توجه به جایگاه اقتباس در نگرش پست مدرن است و به این پرسش ها پاسخ می دهد: هر یک از این متن ها چه گفتمانی را بازتولید می کنند؟ چه رابطه ای میان گفتمان های آنها وجود دارد؟ همچنین هر یک از این روابط بیناگفتمانی چه تأثیری بر بازیابی هویت فرهنگی هنری ایرانی دارد؟ این پژوهش از نوع بنیادی و روش توصیفی، تحلیلی و تطبیقی و رویکرد بیناگفتمانی است. خوانش فرامتنی و گفتمانی چهار متن تصویری نوشتار پیش رو نشان داد که این متن ها سه گفتمان عرفانی اسلامی گذشته، ایرانی اسلامی معاصر و فرهنگی اروپایی معاصر را بازتولید می کنند. همچنین پیشینه و بافت فرهنگی و سنت هنری نقش مهمی در نوع رابطه میان این گفتمان ها و چگونگی بازیابی هویت فرهنگی هنری ایرانی در دوره پست مدرن داشته است.
امروزه روابط اجتماعی به دلیل ظهور ابزارهای نوینی چون رسانه های ارتباطی، دانشگاه و ... از لحاظ کمیت و کیفیت تغییر کرده است. کمیت رابطه بر کیفیت روابط فرد با دیگران ازجمله دوستان تأثیرگذار است. بر این اساس، هدف این پژوهش بررسی تأثیر انزوای اجتماعی بر کیفیت دوستی بین دانشجویان دانشگاه کردستان مبتنی بر نظریه شبکه است. این پژوهش به صورت پیمایشی اجرا شده و با استفاده از روش نمونه گیری غیراحتمالی آسان، 375 نفر از دانشجویان دانشگاه کردستان انتخاب و سپس با بهره گیری از پرسشنامه محقق ساخته، یافته ها جمع آوری شدند. پس از استخراج نتایج پرسشنامه ها، محاسبات آماری برای توصیف و آزمون فرضیه ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Lisrel انجام شدند. نتایج حاکی از آنند که انزوای اجتماعی بر یأس از تداوم روابط، احساس بی قدرتی، مطیع بودن و وابستگی در روابط دوستانه دانشجویان تأثیر معناداری دارد؛ امّا انزوای اجتماعی بر تنفر و بی اعتمادی به دیگران فاقد تأثیر معنادار است . در نتیجه آن باید بگوییم زمانی که دانشجویان تماس با همنوعشان را از دست داده باشند، استعداد کسب تجربه و اندیشه را نیز از دست می دهند که با ازدست دادن اندیشه و عمل، احساس ناتوانی و بی قدرتی می کنند و در نتیجه آن مطیع دیگران می شوند.
این مطالعه در تلاش است تا سهم گروه های سنی و علل مرگ ومیر در افزایش امید زندگی در ایران در دهه اخیر را محاسبه کند. داده های مرگ ومیر از سامانه ثبت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اخذ شده است. میزان مرگ ومیر کودکان با استفاده از روش رویکرد نسلی بین دو سرشماری و مرگ ومیر بزرگسالان با استفاده از روش بنت - هوریوشی اصلاح شده است. نتایج نشان داد که طی دهه اخیر مرگ ومیر اطفال سهم قابل توجهی در افزایش امیدزندگی دو جنس در کشور دارند. گروه های سنی سالمندی سهم مهمتری در افزایش امید زندگی مردان و زنان داشته اند. با این وجود سهم سنین میانی در افزایش امید زندگی مردان نیز قابل توجه است. تغییرات مرتبط با مرگ ناشی بیماری های قلبی- عروقی به ویژه در زنان و حوادث غیرعمدی به ویژه در مردان علل عمده افزایش امید زندگی در کشور بوده اند. علی رغم تاثیر مثبت تغییرات سطح و الگوی علل اصلی مرگ ومیر بر افزایش امید زندگی در کشور، همچنان پتانسیل زیادی برای افزایش بیشتر امید زندگی، به ویژه از طریق مهار و کنترل مرگ ومیر ناشی از سرطان ها و مرگ ومیر ناشی از بیماری های قلبی- عروقی در مردان وجود دارد که نیازمند برنامه ریزی های بهداشتی مناسب است.
در شرایطی که ثبت مرگ فاقد پوشش کافی باشد، با استفاده از روش های غیرمستقیم سطح مرگ ومیر برآورد می شود. روش های غیرمستقیم قادر به برآورد الگوی سنی مرگ نیستند و از اینرو نمی توانند نیاز حوزه های مطالعاتی را برآورده کنند. در چنین شرایطی استفاده از مدل های مرگ ومیر از طریق انطباق سطح برآورد شده با الگوی سنی مرگ ومیر، ضروری است. با این حال هر یک از مدل ها بر اساس داده های تجربی متفاوتی ساخته شده و در مناطق جغرافیایی مختلف سطح انطباق متفاوتی دارند. پرسش مقاله این است که کدام یک از مدل های مرگ ومیر، انطباق بیشتری با الگوی سنی فوت در ایران دارند؟ با استفاده از داده های ثبت جاری فوت و جمعیت سرشماری سال 1390 میزان مرگ بر حسب سن و جنس محاسبه شده و سپس با استفاده از لوجیت براس انطباق جداول مدل با الگوی سنی مرگ در ایران بررسی شده است. نتایج نشان می دهد که تغییرات الگوها و علل مرگ ومیر ، به ویژه تغییرات زمان بندی مرگ ناشی از علل مختلف خصوصاَ مرگ زودرس ناشی از سوانح، باعث شده تا الگوی سنی مرگ ومیر ایران متفاوت از مدل ها باشد. اگرچه الگوی سنی مرگ ومیر ایران به صورت ظاهری منطبق با مدل شمال از جداول عمر کول- دمنی است، اما این انطباق به هیچ وجه به معنی تشابه این دو الگوی مرگ ومیر نیست و پاسخ قطعی به این پرسش نیازمند بررسی های بیشتر است.
زمینه و هدف: طایفه گرایی و وجود احساسات و روحیات قوی در طایفه گرایی، از ویژگی های ساختار سنتی و قبیله ای می باشد که در برخی از مناطق ایران همچنان پایدار مانده و بر مسئله انتخابات تأثیرگذار است. این پژوهش با هدف بررسی عوامل مرتبط با طایفه گرایی در انتخابات مجلس شورای اسلامی شهر پارس آباد صورت گرفته است. روش و داده ها: پژوهش حاضر به روش پیمایش طراحی شده و از نظر زمان، مقطعی و از نظر نوع، کاربردی است. جامعه آماری تحقیق، افراد بالای 18 سال شهر پارس آباد که واجد شرایط شرکت در انتخابات هستند را تشکیل می دهند. داده ها با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، در نمونه 384 نفری گردآوری شد. پرسشنامه محقق ساخته که اعتبار آن از طریق اعتبار محتوا و پایایی به شیوه محاسبه آلفای کرونباخ سنجیده شده بود، مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد بین قانونگرایی، احساس محرومیت نسبی و بعد تجسم یافته سرمایه فرهنگی با طایفه گرایی در انتخابات رابطه وجود دارد. بحث و نتیجه گیری: طایفه گرایی در انتخابات منجر به حذف افرادی از انتخابات شده است که در سطح محلی و ملی می توانستند منشأ خدمات بسیاری باشند. در نتیجه، شخصیت های توانمندی از عرصه خدمت رسانی کنار نهاده شده اند. پیام اصلی: نظام انتخاباتی مطلوب تأثیر به سزایی در تحقق شکل گیری مجلس و دولت کارآمد، ثبات سیاسی و اجتماعی دارد و زمانی این مهم تحقق می یابد که سازوکارها و زمینه های فرهنگی و اجتماعی انتخابات، پی ریزی درستی داشته باشد. انتخاب افراد شایسته از همه طوایف، زمینه مشارکت همگانی در اداره امور کشور را میسر می سازد. با ایجاد سندیکاها و حزب ها و تحزب گرایی که فراتر از افراد و نخبگان بومی باشند، می توان طایفه گرایی را کاهش داد.
زمانی که مهندسان اولین رایانهها را به صورت آزمایشی به هم متصل میکردند، شاید هرگز تصور نمیکردند که مدتی بعد، یک شبکه پیوسته جهانی به وجود آید و از طریق آن، میلیونها رایانه در سرتاسر جهان به هم مرتبط گردند. اکنون این شبکه وجود دارد و همانطور که همه ما میدانیم، نام آن اینترنت است.
یکی از خدمات اینترنت، وب جهانی است؛ مجموعهای عظیم از صفحات بیشمار وب که هرکدام از آنها اطلاعات خاصی را ارائه میکنند.