تحلیل محتوای کتاب های درسی علوم اجتماعی در مقاطع تحصیلی ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان که نتایج آن در این مقاله ارائه شده با این هدف انجام شده که به این پرسش پاسخ دهد که «در متون آموزشی علوم اجتماعی تا چه میزان به مفاهیم و پیام های مربوط به آب پرداخته شده است؟» برای پاسخگویی به این پرسش و انجام پژوهش پس از مطالعات نظری مقدماتی الگوی مورد نظر برای تحلیل محتوا استخراج و پس از تعیین روایی و پایایی الگو کار تحلیل آغاز شد. در این تحقیق، از روش تحلیل محتوا بهشکلتجزیهوتحلیلکمیاستفاده شده است. جامعه آماری تحقیق، کتاب های علوم اجتماعی اول ابتدایی تا پایان دبیرستان بوده است. بر این اساس نمونه آماری با جامعه آماری برابر می باشد به بیان دیگر مطالب برای احصای دقت بیشتر در نتایج، تمام شماری شده است. یافته های حاصل از تحلیل محتوای متون کتاب های علوم اجتماعی، نشان می دهد میزان مطالب مربوط به آب بسیار کم بوده و از سوی دیگر تنها 2 مطلب در خصوص صرفه جویی و یک مطلب در زمینه استفاده بهینه در مصرف آب در کتاب های علوم اجتماعی منعکس شده است. بر این اساس به نظر می رسد برخی فصول کتب علوم اجتماعی در مقاطع تحصیلی مختلف به علت عدم توجه کافی به آموزش شیوه های مصرف بهینه آب نیاز به بازنگری مجدد دارد.
یکی از مسائل مهم در مطالعات میان رشته ای با موضوعات اسلامی؛ توجه به حیطه وسیع علوم اجتماعی است. چرا که بی شک مفاهیم اسلامی و راهکارهای ارائه شده در این متون می تواند راهگشای بسیاری از مسائل مهم مرتبط با زندگی انسان ها باشد. یکی از ابعاد مهم و متفاوت مطالعات امروزی در حیطه انسان شناسی، توجه به هویت و بخش وجودی انسان است. چرا که زندگی شخصی و اجتماعی هر کسی تحت تاثیر هویتش قرار می گیرد. هویت دینی به عنوان یکی از انواع مهم هویت، نقش بسزائی در شکل گی انسان دارد. از سوی دیگر بررسی تغیرات اجتماعی و توسعه یافتن جوامع کنونی، از به وجود آمدن انواع بحران های هویتی به ویژه در میان جوانان خبر می دهد. لذا پژوهش حاضر با روش توصیفی و رویکرد تحلیلی به بررسی آیات و روایات معصومین(علیه السلام)پرداخته تا مهم ترین کارکردها و ثمرات فردی و اجتماعی هویت دینی تبیین کند. نتایج این پژوهش نشان می دهد؛ شخصیت سازی، تقویت روحیه حمایت گری، تاب آوری و....از مهم ترین ثمرات در بعُد فردی و اجتماعی هویت دینی است. چرا که شناخت روش های نهادینه ساختن هویت دینی و تبیین ثمرات هویت دینی می تواند گامی موثر در جهت رفع این بحران ها داشته باشد.
Purpose: The aim of this study was to explore the dimensions and components of empowerment and promote the position of female educational managers. Methodology: The present study was a qualitative research of contractual content analysis. The sample size included 27 written documents related to the research topic and 19 interviews with academic experts, successful educational administrators and senior administrators who were selected by purposive sampling method. Semi-structured interviews were used to collect data. To analyze interview information and documents; Inductive and content analysis methods were used. Findings: Findings from the analysis of interviews and documents showed components and dimensions to empower and promote the position of female educational managers in the field of information 3 dimensions (general, educational and managerial information), in the field of self-personality 2 dimensions (existential personality) Manager and interpersonal personality), in the political field 2 dimensions (government view and qualification), in the field of management attitude 3 dimensions (human relations management, special knowledge management and performance and efficiency), in the environmental field 4 dimensions (information from the environment, View of society, family and environmental impact) and in the economic sphere there is only one dimension of credit. Conclusion: The results showed that the most important components and dimensions for empowerment and promotion of female educational managers are: information field, personality, political, managerial, environmental and economic attitudes, respectively
رسانه را به دلیل ویژگی های خاصش، باید مفهوم و ابزاری تأثیرگذار در حوزه های مختلف دانست. سیاست خارجی را می توان از جمله حوزه هایی دانست که ارتباط و تعاملی تنگاتنگ با رسانه دارد. اینک با انقلاب ارتباطات و اطلاعات، شاهد افرایش این تاثیر و فزونی هرچه بیشتر نقش رسانه ها در حوزه های مختلف و به ویژه سیاست خارجی و تأمین اهداف و منافع ملی می باشیم. لذا با توجه به اهمیت موضوع، در این پژوهش به بررسی تآثیر و نقش رسانه ها در سیاست خارجی پرداخته شده است.
Purpose: The purpose of present study was determining the effectiveness of academic buoyancy training on academic engagement and adjustment to school in firth high school students. Methodology: This study in terms of purpose was applied and in terms of methodology was semi-experimental with a pretest and posttest design with control group. The research population was firth high school girl students of District 9 of Tehran city in academic years of 2019-20. The research sample was 50 people who were selected by available sampling method and randomly replaced into two equal groups (each group 25 people). The experimental group underwent 12 sessions of 70-minute academic buoyancy training and the control group did not see training. Research tools were the questionnaires of academic engagement Fredricks and et al (2004) and adjustment to school Sinha & Singh (1993). Data were analyzed with chi-square, independent t and multivariate analysis of covariance methods in the SPSS version 21 software. Findings: The findings showed that the experimental and control groups had a significant difference in both variables of academic engagement and adjustment to school. In the other words, academic buoyancy training led to increased academic engagement and adjustment to school in firth high school students (P<0/05). Conclusion: Based on the results, it is recommended that school counselors and psychologists used the academic buoyancy training method to improve academic characteristics, especially to increase academic engagement and adjustment to school.
در دنیای معاصر انسان به فضای حیاتی خود عرصه دیگری به نام گذران اوقات فراغت افزوده است. تفاوت ها و افتراق ها در سرمایه اقتصادی، سلیقه ها و ترجیحات متفاوتی در نحوه گذران اوقات فراغت ایجاد می کند. هدف مقاله شناسایی میزان انواع فراغت ها، رابطه شیوه های گذران اوقات فراغت دانشجویان با سرمایه اقتصادی خانواده آنان و مقایسه شیوه های مختلف گذران اوقات فراغت در دو دانشگاه است. روش تحقیق پیمایشی و جامعه آماری دانشجویان دانشگاه تهران و دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال در سال 92 می باشد . حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 804 نفر و روش نمونه گیری طبقه بندی نامتناسب و تصادفی ساده بوده است. انواع فراغت به پنج گروه فکری، اجتماعی، تفریحی سرگرمی، هنری فرهنگی و جسمانی طبقه بندی شد. نتایج حاکی از آن است که میانگین فراغت فکری در بین دانشجویان دانشگاه تهران و فراغت تفریحی سرگرمی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد بیشتر است. در دانشگاه تهران انواع فراغت به غیر از جسمانی با سرمایه اقتصادی رابطه معناداری دارند و شدت رابطه به ترتیب: هنری فرهنگی، اجتماعی، فکری و تفریحی سرگرمی است و زمان اختصاص یافته به جسمانی بیشترین و هنری - فرهنگی کمترین میزان است. در دانشگاه آزاد اسلامی انواع فراغت به غیر از فکری با سرمایه اقتصادی رابطه معناداری دارند و شدت رابطه به ترتیب: اجتماعی، تفریحی سرگرمی و هنری فرهنگی است و زمان اختصاص یافته به تفریحی سرگرمی بیشترین و هنری فرهنگی کمترین میزان را به خود اختصاص داده اند
"هجو حمله ای است ادبی به کسی یا چیزی و قصد آن افشای نارسایی های گوناگون زندگی و ..و در مواردی با بی پروایی و گستاخی همراه است .در تاریخ ایران در مقابل مدح و ثنایی که شاعران درباری نثار اربابان خویش می نموده اند .. کسانی هم بوده اند که با هجو با یاری بازماندگان غارت ها رفته و پرده از حوادث تاریخ برداشته اند .
"
هدف اصلی مقاله حاضر بررسی تحول گفتمانی بین نیروهای سیاسی پس از انقلاب اسلامی در ایران است. برای تحقق این هدف، ویژگی گفتمان نیروهای سیاسی به عنوان کنشگران گفتمان ساز، مطالعه شده و نوع و میزان تحول این گفتمان در اول انقلاب(دوره تب انقلابی) تا سال 1363، دولت جنگ تا سال 1368یعنی دوران حیات امام، دولت سازندگی و اصلاحات و آغاز دولت نهم و مشخص گردیده است. از نظریه گفتمان لکلائو و موفه به عنوان چهارچوب مفهومی، از روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف به عنوان روش تحقیق بهره گرفته شد. داده های این تحلیل، از مرام نامه ها و پاره ای از بیانیه ها و برخی از ارگان های رسمی به دست آمد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که، در مفصل بندی این گفتمان ها، تا سال 1363 که، وحدت در بین نیروهای اسلامگرا دیده می شود، جمهوری اسلامی و امام(ره) دال مرکزی است و اغیار گفتمانی شان نیروهای سیاسی سکولار(سوسیالیست ها و لیبرال ها) بودند. اما با انشعاب در کنشگران سیاسی اسلامگرا (حزب جمهوری اسلامی)، گفتمان نیروهای سیاسی راست(اصول گرایان) و چپ(اصلاح طلبان)، از سال 1367 تا سال1384 مشمول تحولاتی بوده است. مهمترین تحولات گفتمانی از چپ سنتی به چپ مدرن و از راست سنتی به مدرن از 68 تا 84 دیده می شود. گفتمان راست مدرن به دو خرده گفتمان، اصولگرایان میانه و رادیکال تحول پیدا کرد. دال مرکزی راست میانه، با محوریت ولایت مطلقه فقیه است لذا جزء حامیان مردم سالاری دینی نخبه گرا طبقه بندی هستند(مثل جامعه روحانیت). اما راست های رادیکال بر نقش مردم در کنار دین تاکید می کنند، بر عدالت اقتصادی، مبارزه با فساد، پاک دستی، تاکید می کنند.