این پژوهش با هدف بررسی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر نگرش نسبت به زندگی دانش آموزان انجام گرفت.جامعه آماری،کل دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم شهرستان شوش در سال تحصیلی 95-94 مشغول به تحصیل بودند؛ تعداد 30 نفر از دانش آموزان به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی(15نفر) و کنترل(15نفر) جایگزین شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه تجدیدنظر شده28 عبارتی شاخص نگرش نسبت به زندگی که توسط باتیستا و آلموند(1998) تدوین شده است،استفاده گردید.جلسات آموزش ذهن آگاهی به مدت 10 جلسه در مورد گروه آزمایشی اجراء شد و گروه کنترل هیچ گونه آموزشی دریافت نکرد.در این پژوهش از طرح پیش آزمون_پس آزمون با گروه کنترل با پیگیری 60 روزه استفاده شد.نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش ذهن آگاهی به دانش آموزان باعث تغییر در نگرش آنان به زندگی می شود.(p>0.05)
در این مقاله می کوشیم تا با تکیه بر رئوس انتقادات کارل پوپر از پوزیتیویسم و استقراگرایی، این دو مبنایِ پوزیتیویستی و استقراییِ نظریه زمینه ای را مورد انتقاد قرار دهیم: اول، تهی کردن ذهن از هرگونه پیشداوری و ارزشگ ذاریِ اخلاقی در فرآیند تحقیق؛ و دوم، تقدم مشاهده بر نظریه، گرد آوریِ اطلاعات از طریق آن، مقایسه این اطلاعات بر مبنای تفاوت ها و شباهت هایشان، و نهایتاً استنتاج نتیجه ای کلی از این قیاس در قالب مفاهیمی انتزاعی. طبق ادعای نظریه زمینه ای، می توان با عمل به این مبانی واقعیت اجتماعی را «همان گونه که هست» اظهار کرد. استدلال می کنیم که در عمل این ادعا نه تنها محقق نمی شود، بلکه تصویری مخدوش و ای بسا تحریف شده از واقعیت اجتماعی اظهار می شود. همچنین عمل به این دو مبنا، محقق را به جای اینکه تبیین گر منتقد واقعیت اجتماعی باشد، به توصیف گری خنثی، یا به تعبیر ما به «کارگر اطلاعات» و «عمله داده ها» بدل می کند، و این به معنی از بین رفتن خصیصه ذاتیِ علم جامعه شناسی، یعنی جنبه نقادانه آن است.
معنویت یکی از عوامل تعیین کننده کیفیت زندگی، سلامت و توسعه انسانی، اجتماعی است. هدف این مطالعه مروری، تحلیل ابعاد معنویت مذهبی و شناسایی عناصر مرتبط با توسعه این ابعاد، به ویژه توسعه معنویت در دوران کودکی است. مرور انتقادی طبق شواهد موجود در متون، تجربیات دوران کودکی و چگونگی پرورش او در این مرحله، اثر مهمی بر کیفیت زندگی و سلامت فرد در طول زندگی او دارد. اغلب نظریه پردازان، تکامل بعد معنوی را مرتبط با سایر ابعاد توسعه انسانی مطرح کرده اند. در نظریه های ارائه شده، عناصر مؤثر بر شکل گیری معنویت یا مراحل توسعه آن در شرایط و زمینه های گوناگون (سن کودک و محیط زندگی) مورد بحث قرار گرفته است. حمایت از کودکان برای بیان احساسات و تجارب معنوی مانند عشق و نفرت، امید و ترس، اعتماد و نا امنی، ایجاد فرصت برای احساس حیرت و شگفتی، مهیا کردن زمینه برای تصویرسازی ذهنی، تقدیر از مشارکت کودک در کارها، همچنین بر انگیختن و تشویق کردن کنجکاوی او برای پرسیدن سؤال های مهم، برخی از روش های پرورش معنوی هستند. بحث همه کودکان با یک معنویت ذاتی متولد می شوند و ظرفیت پرورش آن را دارند. جایگاهی که کودک برای خود می یابد، احساس تعلق، تجربه معنا و شناخت پیدا کردن نسبت به خود، دیگران و نیروی برتر (امید و اعتماد)، از مهم ترین عناصر توسعه معنویت مذهبی در کودکان هستند. اهمیت دادن به زیبایی های درونی و تعمق در زیبایی ها و پدیده های هستی، زمینه رشد خلاقیت و پرورش روح یا تکامل معنوی را فراهم می کند. احساس همدلی و مسئولیت پذیری نسبت به خود، سایر موجودات و طبیعت، علاوه بر بهبود کیفیت زندگی فرد می تواند در ارتقای سلامت و توسعه اجتماعی نیز مؤثر باشد.
انسان ها در زندگی روزمره دائماً در معرض انتخاب های گوناگون قرار می گیرند و باید در خصوص کنش ها و واکنش هایشان تصمیم گیری کنند و روابط شان را با دیگران سامان دهند.
دو سرِ افراطیِ طیفِ مواجهیه اعضای جامعه با یک دیگر را می توان از مواجهیه فعّال و مطلقاً مسئولانه در نظر گرفت تا بی تفاوتی و نادیده گرفتن موقعیت و افرادِ درگیر در آن.این که چه فرایندی طی می شود که در آن، فردِ نوعی موقعیت خودش و دیگران را در فرایند تعاملی ارزیابی کرده و به این نتیجه می رسد که در یک فرایند باید درگیر شود و مداخله کند، و در فرایندی دیگر باید محتاطانه نظاره گر باشد و مداخله نکند، مسئله ای است که در این مقاله به آن پرداخته می شود.در این مقاله، تلاش می کنیم تا در چارچوب نظری روشی اتنومتدولوژی و برمبنای ایده های گارفینکل و هم چنین نظرییه بیمن در مورد بافت تعاملی ایرانیان، با استفاده از تکنیک های مشاهدیه مشارکتی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته، ضمن ارائیه تعریفی بومی از مفهوم بی تفاوتی اجتماعی و گونه شناسی انواع موقعیت های اجتماعی در بافت تعاملی ایرانیان، انتخاب بی تفاوتی را در نسبت با موقعیت های اجتماعی مختلف مورد بررسی قرار دهیم.براساس یافته ها، در نسبت با دو حوزیه تقابل نمادین اصلی «برابری نابرابری» و «صمیمیت غریبگی» که در فرایند تعاملی ایرانیان وجود دارد، شش نوع موقعیت اجتماعی برای خلق بی تفاوتی اجتماعی قابل شناسایی است.
اسطوره ها چه ماهیتی دارند؟ چگونه می توان ازخلال تحقیقی تجربی و انسان شناسانه، نشانه هایی عینی از تأثیرگذاری مفهومی به شدت انتزاعی همچون اسطوره را در زندگی روزمریه ایرانیان ثبت و مستند نمود؟ بنابراین در مقالیه حاضر، با هدف پاسخ دادن به این پرسش، مفهوم کلیدی تقابل های ساختاری برجسته می شود و مبتنی بر تعارض دوگانه های مشهوری مانند شرقی/غربی، زن/مرد، سنت/صنعت و...، نشان داده می شود که چگونه کار اسطوره تذکر به این مورد است که به هم خوردن تعادل میان این قطب های تقابلی، زیست-جهان ایرانیان معاصر را به مسائلی اجتماعی مانند سرگشتگی و ازجادررفتگی مبتلا کرده (سرگشتگی هایی همچون نفی مطلق سبک های زندگی شرقی وغربی). لذا جان ماییه اسطوره همان است که ازمنظری پدیدارشناختی، لحظات، رخدادها و پیشآمدهایی در زندگی ایرانیان و اجتماعات آن ها وجود دارد که با آگاهی از آن ها، شاید بتوان از این فراموشی وجودشناختی گذر کرد و دوباره اهمیت تعادل میان قطب های تقابلی را به جد یادآور شد و بدان آگاه شد. نتیجه این سطح از آگاهی نیز همان است که می توان جهان به سامان تری را - با علم به پیام اسطوره ها - از نو ساخت و تجربه کرد. همچنین در مسیر ساختن این جهان اسطوره ای به سامان اما پنهان و فراموش شده، روش این پژوهش بدین نحو بود که درحین گفت وگوهای جمعی وفردی آن، زوایایی به حاشیه رفته، تحقیرشده و سرکوب شده از زندگی ساکنان بلوکی مسکونی، به روایت کشیده شود؛ روایت هایی از شکست ها و رنج های آنان که درعین حال و به کمک جهان اسطوره ای، ساکنان این بلوک را وا داشت تا در تخیل به زندگی بهتر، آن همه تحقیر و درحاشیه بودن را به کناری بگذارند و جهانی زیباتر را بسازند.
زمینه و هدف: امنیت به عنوان پیش نیاز توسعه، برآیند مجموعه ای از تعاملات، تعاون و سازگاری بین اجزاء مختلف جامعه است. علاوه بر امنیت، موضوع احساس امنیت که به روان انسان ها مربوط است، جایگاه ویژه ای در بین مردم دارد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه احساس امنیت در بین ساکنین مناطق شهری و روستایی در شهرستان ساری انجام شد.<br /> روش: این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی است که به روش میدانی اجراء گردید. جامعه آماری پژوهش مردم 15 تا 44 سال شهرستان ساری و روستاهای تحت پوشش می باشند که به روش تصادفی تعداد 390 نفر با استفاده از جدول کوکران به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. ابزار مورد استفاده پرسشنامه محقق ساخته احساس امنیت، با 20 گویه می باشد. برای مطالعه پایایی پژوهش از روش آلفای کرونباخ و برای روایی نیز از روایی صوری و محتوایی استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار استنباطی استفاده شده است.<br /> یافته ها: یافته ها نشان می دهد که تفاوت معناداری میان ساکنین مناطق شهری و روستایی از نظر چهار بُعد احساس امنیت (امنیت مالی، امنیت جمعی، امنیت جانی، امنیت فکری) وجود دارد.<br /> نتیجه گیری: احساس امنیت فرایند روانی اجتماعی است که صرفاً بر افراد تحمیل نمی شود، بلکه بیشتر افراد جامعه بر اساس علایق، خواسته ها و توانمندی های شخصیتی و روانی خود در ایجاد و از بین بردن آن نقش دارند؛ لذا شناخت وضعیت احساس امنیت در جوامع روستایی و شهری بر اساس یافته های پژوهش می تواند به برنامه ریزی بهتر برای رشد و توسعه متوازن این جوامع کمک نماید.
در بسیاری از پیام هایی که هر لحظه در رسانه های ارتباط جمعی تولید و منتشر می شوند، ستارگان عرصه های مختلف، حضوری غیرقابل انکار دارند. این حضور یا در اخباری است که به ابعاد مختلف فعالیت های ستارگان می پردازند، یا در پیام هایی است که ستارگان را برای تبلیغات بازرگانی، سیاسی و عقیدتی به کار می گیرند. در این مقاله تلاش شده است با مطالعه ای جامع، به بررسی و تبیین نقش ستارگان در فرایند ارتباطی پیام های ارتباط جمعی پرداخته شود. برای رسیدن به این هدف، روش تحلیل محتوا انتخاب شده است. در ابتدا مصاحبه هایی با استادان حوزه ارتباطات در دانشگاه های تهران طراحی و اجرا شده است و سپس بر پایه مصاحبه های انجام شده و مطالعه اسنادی، نامه ای الکترونیکی حاوی 5 پرسش کلی، تنظیم و برای 177 استاد حوزه های ارتباط جمعی، پژوهشگران رسانه ای و خبرگان حوزه ستارگان و مشاهیر در امریکا، انگلیس، استرالیا، هلند و ایران ارسال شده است. از میان پاسخ های دریافت شده، 20 پاسخ به همراه 2 مصاحبه برای تحلیل مناسب تشخیص داده شده و مصاحبه ها و پاسخ های منتخب، کدگذاری، تحلیل و نتایج آنها در قالب مدل ارائه شده است. بر اساس نتایج این پژوهش، ستاره ها در فرایندی مشخص، بر اثر تکرار نام، چهره و اخبار در رسانه ها خلق می شوند و از جذابیت آنها برای جلب توجه مخاطبان به پیام های رسانه ای در نقش حامل با نفوذ پیام استفاده می شود.
با عنایت به دیدگاه انتقادی در حوزه ارتباطات و رسانه، رسانه ها از چنان قدرتی برخوردارند که می توانند محتوای منتشره را تحت تأثیر خاستگاه فرهنگی و هویتی خود قرار دهند. این نشانگر قدرت رسانه ها در تغییرات فرهنگی و بخصوص تأثیر بر هویت افراد و جوامع می باشد. پیشرفت فناوری اطلاعات و ارتباطات، ظهور شبکه های اجتماعی و به تبع آن امکان تعامل کاربران با سرعت بالا، سبب تأثیرگذاری دوچندان بر فرهنگ و هویت شده است. در چنین شرایطی آیا می توان از شبکه های اجتماعی به عنوان ابزاری برای تقویت هویت ملی جوانان به عنوان طیفی که بیش از دیگران با فناوری های نوین مأنوس می شوند استفاده نمود؟ برای پاسخ به این سئوال تلاش شد برای استفاده از ظرفیت های شبکه های اجتماعی در تقویت هویت ملی جوانان طی مدلی ارائه گردد. برای این منظور و با استفاده از روش نظریه برخاسته از داده ها، تعداد 13 مصاحبه با مطلعان این حوزه شامل صاحب نظران و اساتید دانشگاهی، سیاست گذاران و فعالین در حوزه شبکه اجتماعی و هویت ملی و استفاده کنندگان از شبکه های اجتماعی داخلی ترتیب داده شد و در نهایت 26 مقوله استخراج گردید. محور اصلی پژوهش یکپارچه سازی هویت ملی مجازی و واقعی و شبکه اجتماعی به عنوان ابزار تقویت هویت ملی معرفی گردید. برای این منظور چهار راهبرد ارائه گردید.
روزنامه نگاری در حوزه بازی های ویدیویی از جمله عرصه هایی است که هنوز آنطور که باید و شاید در کشور ما برای روزنامه نگاران شناخته شده نیست و خبرنگارانی که قصد دارند در این عرصه فعالیت کنند، به نکات کلیدی که باید در این حوزه به آن توجه داشته باشند؛ آشنا نیستند. برای آشنا کردن بیش از پیش روزنامه نگاران و رسانه های حوزه بازی های ویدیویی در این مطلب سراغ سایت www.journalism.co.uk رفتم. این وب سایت کارگاه ها، پنل ها و مباحثات جامعی درباره آخرین ابزارهای حوزه روزنامه نگاری دیجتال را برگزار می کند که از میان مقالات موجود در آن سعی کردم با نگاهی جامع به مقاله "توصیه هایی کلیدی به نویسندگان جوانی که قصد دارند فعالیت خود را در حوزه بازی های ویدیویی انجام دهند"، تا حدودی روزنامه نگاران ایرانی را با حوزه روزنامه نگاری بازی های ویدیویی و مهمترین نکاتی که درباره آن باید مورد توجه قرار گیرد آشنا کنم.
مصرف مواد نیروزا به فعالیتی شایع در بین ورزشکاران حرفه ای مبدل گردیده است. با توجه به شیوع و مبدل شدن این پدیده به عنوان مساله ای اجتماعی، هدف اصلی این پژوهش بررسی چرایی درگیری ورزشکاران در فعالیت های مرتبط با دوپینگ با استفاده از تئوری یادگیری اجتماعی است. بدین منظور با استفاده از حجم نمونه 784 نفری از ورزشکاران شهرهای رشت و بندر انزلی، مفروضات تئوری یادگیری اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت. یافته های این تحقیق حاکی از آن بود که مولفه های تئوری یادگیری اجتماعی – پیوندهای افتراقی، تقویت کننده های افتراقی، تقلید و تعاریف – قادرند به درستی 43/0؛ 29/0 و 44/0 درصد از واریانس مصرف مواد نیروزای ورزشکاران به صورت کلی، ورزشکاران زن و مرد را به ترتیب پیش بینی نمایند
این پژوهش تحقیقی است مردم نگارانه که در آن با روش مصاحبه عمیق به جمع آوری داده پیرامون ادراک مردم شهر تهران از رعایت عدالت رسانه ای توسط صداوسیما پرداخته ایم. جامعه موردبررسی این پژوهش شامل دو طبقه از ساکنین شهر تهران، فقرا و اغنیا است. گروه ثروتمند یا پردرآمد شامل افرادی با درآمد خانوادگی بیش از ده میلیون تومان در ماه و گروه فقیر یا کم درآمد شامل افرادی با درآمد خانوادگی کمتر از هفت صد هزار تومان در ماه. از بین این دو گروه به صورت هدفمند اقدام به نمونه گیری شد و نهایتاً با 45 نفر مصاحبه عمیق صورت گرفت، 20 نفر از قشر پردرآمد و 25 نفر از قشر کم درآمد. برای تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها نیز از شیوه کدگذاری استفاده شد. با توجه به مفهوم بازنمایی شده از عدالت رسانه ای در این پژوهش، توزیع فرصت ها و امکانات به طور مساوی برای همه افراد و همه مناطق کشور به گونه ای که همه جای کشور هماهنگ نمایش داده شوند، مورد تأکید قرارگرفته است تا مردم از احساس مرکزمحوری در کشور دور شوند و احساس نکنند که رسانه ها تنها در دست طبقه حاکمی هستند که بدون درک مسائل و مشکلات آنان آنچه را که خود می پسندد به نمایش می گذارند و نه آنچه فی الواقع در جامعه اتفاق می افتد.
آشنایی با آداب ورسوم گذشته سبب می شود که انسان، شناختی از گذشته تمدن کشورش به دست بیاورد و سیر پیشرفت اجتماع خویش را دریابد و همچنین بامطالعه در آن دوران می توان فهمید تا چه میزان از آن آداب ورسوم پابرجا مانده است و چه میزان از آن منسوخ گشته است. ازآنجاکه انواع ازدواج و شناخت آداب ورسوم آن نقش مهمی در شناخت جوامع دارد در این مقاله به این مطلب پرداخته شد. نگارنده در این مقاله روش توصیفی تحلیلی و شیوه گردآوری کتابخانه ای را انتخاب کرده است و از این روش به نتایج روشنی دست یافته است. با کندوکاو در آن دوران می توان دریافت که آداب ورسومی بر ازدواج در جامعه باستان حاکم بوده است و از همان دوران ازدواج دارای اهمیت بوده است و درواقع پایه زندگی ایرانیان باستان را تشکیل می داده است. پدر به عنوان سرپرست و ولی دختر، نقش اساسی در ازدواج او داشت و در نبود او قیم که ابتدا مادر بود این نقش را ایفاء می کرد. در آن دوران هم پدر و مادر به عنوان پشتیبان و حامی فرزندان برای آنان نقش حمایتی داشتند. مقدمات ازدواج در ایران امروز و بعضی از آداب ورسومی که بر جامعه حاکم است یادگار آن دوران است مثل جهیزیه دادن پدر عروس به دختر.
هدف مقاله توضیح فرآیند شکل گیری «شخصیت سنت گرای بازتابی» در ارتباط با سه گفتمان ضد استعماری، ضد امپریالیستی و ضد استکباری است. این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی انجام گرفته است. نماینده اجتماعی «شخصیت سنت گرای بازتابی» طبقه متوسط جدید است. طبقه متوسط جدید گروه اجتماعی است که از اوایل قرن نوزدهم به تدریج در بستر جامعه ایرانی با این هدف شکل گرفت که نماینده اجتماعی تغییرات جدید با الهام از جوامع غربی باشد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که این گروه برخلاف انتظار نماینده اجتماعی تحولات جدید نشد، بلکه با تغییر ذهنیت و پذیرش الگوی رفتار اجتماعی و سیاسی متمایز به شخصیت اجتماعی فرهنگی خاصی تحول یافت که در اینجا با عنوان «شخصیت سنت گرای بازتابی» معرفی می شود. مبارزات ضد استعماری، ضد امپریالیستی و ضد استکباری در ارتباط با سه روند گفتمان سازی، ایدئولوژیک شدن تفکر سیاسی و استقرار نظام سرمایه داری در بخش عمده ای از جهان در محیط سیاسی «ملی گرایی»، «انقلابی گری چپ» و «اسلام گرایی سیاسی» بر پیدایش این شخصیت تأثیر بنیادی گذاشت. نتیجه کلی حاصل از این پژوهشی برفرض اصلی آن دلالت دارد: ساختار اجتماعی جوامع خاورمیانه ای از آن میانه ایران در مسیر متمایز تغییر کرد و به پیدایش «جامعه سنت گرایی بازتابی» منجر شد.
هدف تحقیق تدوین بسته آموزشی پیشگیری از طلاق و تعیین اثربخشی آن بر صمیمیت و کیفیت ارتباط زوجین و روش تحقیق ترکیبی از طرحهای اکتشافی که در بخش کیفی از نوع روایتی و دربخش کمی از نوع نیمه تجربی بود. محیط پژوهش بخش کیفی زوجین متقاضی طلاق شهر ارومیه بودند که با ابزار مصاحبه روایتی، عوامل تضعیف و تقویت کننده خانواده استخراج شد. در بخش کمی، روش پژوهش نیمه تجربی بود. جامعه آماری بخش کمی کارمندان آموزش و پرورش ارومیه بودند که 60 نفر به عنوان نمونه آماری از طربق نمونه گیری داوطلبانه انتخاب و به صورت تصادفی در دوگروه آزمایشی و کنترل جایگزین شدند. دو سازه کیفیت ارتباط و صمیمیت زوجین متغیر های وابسته تحقیق و ابزار اندازه گیری پرسشنامه های کیفیت ارتباط زوجین خوشکام(1385) و صمیمیت زوجین بروک و برتمن(1995) بودند. یافته ها با استفاده ازروش آنالیز واریانس اندازه گیری مکرر در نرم افزار spss مورد مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد آموزش بسته باعث افزایش صمیمیت و کیفیت ارتباط زوجین می شود (05/0p>). کلیدواژه ها: بسته آموزشی پیشگیری از طلاق، صمیمیت زوجین، کیفیت ارتباط زوجین
"شبکه های اجتماعی مجازی"به مثابه بخشی اساسی و اجتناب ناپذیر جوامع معاصر را در برگرفته و ابعاد و سطوح مختلف نظام اجتماعی را تحت تاثیرخود قرار داده و به عنوان پدیده اجتماعی نگریسته می شود. تفکر سیستمی بنیانهای فکری استواری درمدل سازی و طراحی الگوهای جامع تبیین پدیده های اجتماعی در ایران فراهم می سازد.پشتوانه های نظری و دستاوردهای پژوهشی جامعه شناسی زمینه های سهولت بخش نیل به اصول مدل سازی تبیین پدیده های اجتماعی رافراهم نموده که اصول پنج گانه مذکورعبارتنداز:"ماهیت و چیستی پدیده های اجتماعی"،"الگوهای اجتماعی پدیده های اجتماعی"،"همبسته های پدیده های اجتماعی"،"پیشایندهای پدیده های اجتماعی" و "پسایند های پدیده های اجتماعی". تحقیق حاضر از نوع "فراترکیب" خواهدبود. فراترکیب(متاسنتز) نوعی روش تحقیق کیفی است که درآن تحقیقات کیفی درهم آمیخته شده و درنهایت تفسیری نو از مجموعه آنها پدیدمی آید. مقایسه و یکپارچه سازی مطالعات پیشین و هم چنین طراحی و ساخت مدل و الگوی جامع در قالب روش فراترکیب امکان پذیرخواهدبود. این مطالعات، درکانون توجه پژوهشگران در ایران قرارگرفته و همچنان گسترش روزافزونی دارد. اطلاعات تحقیق با استفاده ازسه منبع اینترنتی پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی(sid.ir)، ب)پایگاه اطلاع رسانی نشریات علمی ایران(magiran.com)و ج) پایگاه های اختصاصی الکترونیکی مجلات علمی پژوهشی مصوب وزارت علوم (تعداد231مقاله)جمع آوری شده است. یافته های پژوهش نشان از روندی صعودی وهم چنین سریع وشتابان در تحقیقات گرایش به شبکه های اجتماعی مجازی در ایران طی سالهای 1388تا دی ماه1397داشته است. نتایج استفاده ازروش"فراترکیب "تحقیق راقادربه "ساخت و طراحی مدل جامع تبیین گرایش به شبکه های اجتماعی مجازی در ایران" نموده است. مدل پیشنهادی قابل تفکیک و تبیین درسه بخش خواهد بود: الف)چیستی وچگونگی ماهیت گرایش به شبکه های اجتماعی مجازی در ایران(کلیات و وضعیت)، ب)شناسایی عوامل موثر در شکل گیری گرایش به شبکه های اجتماعی مجازی در ایران(پیشایندها)، ج)شناسایی اثرات،کارکردها و پیامدهای متعددگرایش به شبکه های اجتماعی مجازی در ایران(پسایندها). گرایشهای پژوهشی به ترتیب اختصاص به پسایندها (شامل144مقاله،62درصد)، وضعیت و کلیات (شامل73 مقاله و32درصد)وپیشایندها(شامل14مقاله،6درصد)داشته اند.گرایش به شبکه های اجتماعی مجازی در ایران موجب بروزتاثیرات چهارگانه خانوادگی،سیاسی،اجتماعی ورفتاری-تربیتی(81متغیر)شده که تغییرات هویتی (35مقاله و15حوزه هویتی) درمرتبه اول اهمیت قرارگرفته است.گرایش به شبکه های اجتماعی ازسوئی موجب تغییرات هویتی جوانان برای نمونه هویت ملی(8مقاله)،هویت اجتماعی(5مقاله)،هویت دینی(4مقاله) شده و ازسوئی دیگر باعث تغییر در سبک زندگی(10مقاله)، افزایش سرمایه اجتماعی(9مقاله)، کاهش امنیت اجتماعی و اخلاقی(7مقاله)،کاهش عملکرد تحصیلی(5مقاله)،تغییر در دینداری(5مقاله) گردیده است. البته جنبه های دیگر اثرات رسانه های اجتماعی را می توان در بروز تغییرات خانوادگی(19موضوع)، رفتاری وتربیتی(17 موضوع)و هم چنین اثرات مثبت سیاسی(10موضوع) درکاربران ایرانی نیز گزارش داد. پیشایندهای گرایش به شبکه های اجتماعی مجازی در ایران درچهاردسته اصلی(عوامل رسانه ای،فناورانه، اجتماعی وروانشناختی)(29متغیر) وهمچنین تحقیقات بخش چیستی در11موضوع فرعی گزارش شده اند که بیشترین مقالات آن بخش، اختصاص به بررسی اهداف و انگیزه های عضویت کاربران شبکه های اجتماعی (17 مقاله)، مشخصات فرهنگی اجتماعی کاربران (8 مقاله )و وضعیت سرمایه اجتماعی کاربران(7 مقاله)داشته است
در قریب به دو دهه گذشته، درباب چیستی و چرایی فرهنگ دانشگاهی در جامعه ایرانی سخن گفته شده است، اما ازمنظر مقوله ای سنجیدنی با قابلیت مداخله در آن، که نظام برنامه ریزی و مدیران اجرایی بتوانند از آن استفاده کنند، کمتر توجه شده است. مقاله حاضر با هدف ارائه طرحی برای بررسی تجربی فرهنگ دانشگاهی با نیم نگاهی به ساختار طرح های پیشنهادی و رعایت کمینه ای اسلوب آن، با مروری بر آثار و نظرهای موجود، پس از تعریف فرهنگ ودانشگاه، به ترکیب نظری این مفاهیم می پردازد و نتیجه را درقالب الگویی تحلیلی با قابلیت بررسی میدانی پیشنهاد می کند و با استناد به آن می کوشد به دو پرسش چیستی فرهنگ دانشگاهی و تا حد امکان چگونگی تکوین آن به لحاظ نظری پاسخ گوید.
با توجه به این که ضرب المثل ها در هر جامعه نمایانگر عقاید و آداب و رسوم و هنجارهای رایج می باشند، بررسی دقیق آنها می تواند درک بهتری از کیفیت روابط خانوادگی ایجاد نماید. هدف این پژوهش تحلیل کیفی ضرب المثل های ایرانی مرتبط با رابطه والد-فرزندی است. ضرب المثل های حاوی کلمه مادر، پدر، فرزند و مترادف های آنها مورد تحلیل کیفی قرار گرفتند. یازده مقوله اصلی بر اساس تحلیل ها استخراج گردید که عبارتند از: جایگاه ویژه و منحصر به فرد والدین برای فرزند، همجوشی والد-فرزند، تفاوت کیفی نقش مادر و پدر، سبک فرزندپروی، رقابت کننده های رابطه والد-فرزندی، امتیازات والدگری، هزینه های والدگری، فرزند سرمایه تحت تملک والدین، بی ملاحظگی فرزند نسبت به والدین، فرزند صاحب مال والدین، و تفاوت کیفی فرزند پسر و دختر هریک از مقوله های مذکور شامل مقوله های فرعی می باشند. بر اساس نتایج، رابطه والد-فرزندی رابطه ای مهم و بی رقیب داراست. والدگری علاوه بر منافعی که به همراه دارد دشواری های زیادی را نیز شامل می گردد که باعث می شود فرزندان همیشه نسبت به والدین احساس دین و حتی گناه داشته باشند. در ضرب المثل ها رابطه والد-فرزندی چنان درهم تنیده و نزدیک به تصویر کشیده شده است که تصور وجود مفاهیمی چون مرز و تمایزیافتگی در این رابطه را دشوار می سازد. همچنین جایگاه مادر برای فرزند برتر از جایگاه پدر توصیف شده است که در خانواده سنتی این امر کمک زیادی به ارتقاء جایگاه زنان در هرم قدرت خانواده می کرده است. بر اساس نتایج میل جنسی، منافع مالی و تهدید جانی مهمترین عوامل تهدید کننده رابطه والد-فرزندی هستند. بدین ترتیب رابطه والد-فرزندی که در جامعه سنتی ایران محوری ترین رابطه برای افراد محسوب می شده است نیز رابطه ای کاملا مورد اعتماد نیست و تحت تاثیر منفی فردگرایی و منفع طلبی طرفین قرار می گرفته است.
روابط روسیه و آمریکا یکی از جذاب ترین موضوعات برای پژوهشگران حوزه روابط بین الملل محسوب می شود. در دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ این روابط از نوسانات پیچیده ای برخوردار شده است. بخشی از این پیچیدگی به رقابت های راهبردی دو کشور و بخشی دیگر به کنش های همکاری جویانه تاکتیکی آن ها مربوط می شود. بر این اساس مقاله حاضر درصدد پاسخگویی به این سؤال است که مهم ترین تعارضات روسیه و آمریکا در دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ چه مواردی است؟ یافته های مقاله نشان می دهد که در سه سطح دوجانبه، منطقه ای و بین المللی می توان تعارضات دو کشور را در مقطع مذکور دسته بندی کرد. از جمله محل های منازعه می توان به موازنه هسته ای، اختلافات تجاری، تحریم ها در سطوح بین المللی، گسترش ناتو به شرق، دخالت در امور داخلی یکدیگر، مسئله اوکراین و سوریه اشاره کرد. در این مقاله پژوهشی به روش «توصیفی- تحلیلی» و با استفاده از بررسی راهبردها، اسناد امنیتی منتشر شده و همچنین تجزیه و تحلیل تصمیمات تقابلی متصدیان حوزه های مختلف دو کشور، مؤلفه های رفتار راهبردی مؤثر بر گسترش اختلافات دوسویه، تبیین می شود.
جامعه ایران در سده اخیر شاهد دگرگونی های اجتماعی و سیاسی گوناگونی از جمله تغییر در نقش و پایگاه زنان و تحولات خانواده بوده است. این مقاله رابطه این دو تحول، یعنی مدرن شدن زنان (مدرنیت عینی و مدرنیت ذهنی) و تحول شیوه های صمیمیت را در شهر تبریز، طی سه نسل اخیر بررسی می کند. منظور از مدرنیت عینی، حضور فرد در فضاهای مدرن و مصرف محصولات جدید است. مدرنیت ذهنی نیز به خصلت های انگیزشی، نگرشی و رفتاری افراد برای انطباق با شرایط جدید گفته می شود. هدف از انجام دادن این پژوهش، شناخت مسیر دگرگونی صمیمیت زناشویی و عوامل مؤثر بر آن است. جامعه آماری شامل همه زنان متأهل شهر تبریز است که نمونه 997 نفری از آنان در قالب سه نسل بررسی شد. متغیرهای مستقل شامل نسل، تحصیلات، طبقه اجتماعی، مدرنیت عینی و مدرنیت ذهنی هستند. متغیر وابسته (صمیمیت) با تحلیل رگرسیونی و به وسیله نرم افزار Amos Graphics آزموده شد. نتایج تحلیل رگرسیونی نشان داد چهار متغیر مدرنیت ذهنی، مدرنیت عینی، طبقه اجتماعی و نسل، برخلاف متغیر تحصیلات، بر متغیر صمیمیت تأثیرگذارند. نتایج آزمون مدل نیز نشان می دهد داده های تجربی، مدل نظری پژوهش را تأیید می کنند. با اتکا به یافته های این پژوهش می توان گفت شیوه های صمیمیت در سه نسل مورد بررسی دگرگون شده و مدرن شدن زنان نقشی مهم در این دگرگونی داشته است.