"طرح مساله: تحقیق حاضر با تاکید بر متغیر محل سکونت، به مطالعه امنیت اجتماعی خانواده می پردازد و میزان برخورداری خانواده ها در شرایط فعلی از امنیت اجتماعی را مورد بررسی قرار می دهد. امنیت جانی، امنیت مالی، امنیت شغلی، امنیت عاطفی و امنیت اخلاقی به عنوان ابعادی از امنیت اجتماعی خانواده برآورد گردیده و تفاوت این ابعاد به لحاظ منطقه سکونت مورد مقایسه قرار گرفته است.
روش: این تحقیق از نوع پیمایشی است که طی آن با 420 خانواده ساکن در منطقه شمال و جنوب تهران مصاحبه شده است. برای تحلیل داده ها از آزمون t استفاده شده است.
یافته ها: یافته ها نشان می دهد که محل سکونت بر امنیت اجتماعی خانواده اثرات موثر و معنی داری دارد. همچنین سطح برخورداری خانواده از امنیت جانی، مالی، شغلی، عاطفی و اخلاقی به نوبه خود تاثیر زیادی بر امنیت اجتماعی به عنوان شاخص ترکیبی از سطوح گوناگون امنیت در اجتماع را نشان می دهد.
نتایج: امنیت اجتماعی خصلتی تفاضلی، شبکه ای، جمعی و ترکیبی دارد و متناسب با محل سکونت خانوارها، این ویژگی های دستخوش تغییر می شوند.
"
"طرح مساله: پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه بین مولفه های هوش هیجانی و ریسک فرار از منزل در دختران نوجوان اجرا شد.
روش: این پژوهش همبستگی از نوع تحلیل رگرسیون چندگانه بود. 500 نفر از دانش آموزان دختر مقطع متوسطه و پیش دانشگاهی مناطق 2، 5 و 7 آموزش و پرورش شهر مشهد که به شیوه تصادفی طبقه ای خوشه ای انتخاب شده بودند با استفاده از پرسشنامه های ویژگیهای جمعیت شناختی، ریسک فرار از منزل و هوش هیجانی بار - اون مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که بین هوش هیجانی کلی و برخی از مولفه های آن شامل احترام به خود، شادکامی، واقعیت سنجی، خودآگاهی هیجانی، تحمل استرس، انعطاف پذیری، مهارت تکانه، مسوولیت پذیری اجتماعی و حل مساله با ریسک فرار از دختران از منزل همبستگی منفی و معناداری وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون به ترتیب حاکی از نقش برجسته تر واقعیت سنجی، مهارت تکانه و شادکامی بر ریسک فرار دختران از منزل بود.
نتایج: نتایج از تاثیر احتمالی مولفه های هوش هیجانی بر ریسک فرار دختران از منزل حمایت می کند. مولفه واقعیت سنجی برجسته ترین متغیر در پیش بینی ریسک فرار دختران از منزل بود.
"
امروزه فشار عصبی و روانی که به اصطلاح استرس نامیده می شود به طور فراوان و در سطحی گسترده و پیچیده در سازمانها دیده میشود و این واژه مساله همگانی و همه گیر انسان امروز و مشخصه زندگی اوست. نگرانی افراد نسبت به شغل، خانواده، نابسامانیهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، پیشرفت تکنولوژیکی، نیازهای گوناگون، انتظارات و توقعات شرکت ها از کارکنان، نگرانی از ...
"بر اساس بررسی های به عمل آمده، عوامل موثر بر تصادفات عبارتند از: 1) عامل انسانی حدود 70 تا 75 درصد، 2) عامل اتومبیل حدود 10 تا 15 درصد، 3) عامل جاده ای حدود 10 تا 15 درصد. در این تحقیق، رانندگی یک کنش اجتماعی تلقی شده و با استفاده از نقشه شناختی پارسنز برای آن چهار خرده سیستم در نظر گرفته شد که دارای ابعاد شخصیتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است و فرضیه هایی از آن دریافت شد و سپس بر اساس این فرضیه ها تحقیق انجام گرفت. روش تحقیق پیمایش و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بوده، که اعتبار پرسشنامه از طریق آزمون آلفا کرونباخ سنجیده شد. حجم نمونه 389 نفر از رانندگان عمومی شهرستان بابل بود. یافته ها حاکی از آن است که سن، تحصیلات، خردورزی، تقدیرگرایی، نظام هنجاری، رضایت شغلی و شیوه گرفتن گواهینامه بر میزان تصادفات تاثیرگذار است.
"
"مقاله حاضر، خلاصه اى از پایان نامه کارشناسى ارشد است که در آن، نشریه هاى
ایران و امریکا به روش تحلیل محتوا مورد بررسى قرار گرفته است. هدف اصلى پژوهش، شناخت ساختار و شیوه انعکاس رویدادهاى عراق به لحاظ بى طرفى یا جانبدارى در ارایه اخبار و بررسى هم سویى یا عدم هم سویى این نشریه ها با دیدگاه سیاسى حاکم در کشور متبوع خود است.
بدین منظور، تمام مطالب مربوط به حوادث عراق از زمان انتقال قدرت به دولت موقت در طول دو ماه، یعنى از 11 تیر 1383 تا 11 شهریور 1383 (اول جولاى 2004 تا اول سپتامبر 2004) در کلیه شماره هاى تایم و نیوزویک (از آمریکا) و کیهان و شرق (از ایران) مورد بررسى قرار گرفته است.
حوادث 11 سپتامبر 2001 در آمریکا و حمله این کشور به افغانستان و عراق، نقش رسانه ها و از جمله مطبوعات را در انعکاس وقایع و ارایه اطلاعات، از یک سو و کنترل افکار عمومى، یا به گفته ""ادوارد ال برنیز""، «مهندسى رضایت»، در هم سویى با اقدامات سیاسى و نظامى دولت ها را از سوى دیگر، مشخص تر نمود.
مطبوعات دو کشور ایران و آمریکا نیز هر کدام از دیدگاه خود به ارایه اطلاعات در مورد وقایع مذکور پرداختند.حمله نیروهاى ائتلاف به عراق در 20 مارس 2003 و سرنگونى حکومت صدام حسین ، یکى از این حوادث بود که در مطبوعات دو کشور بازتاب هاى مختلفى داشت .
نتایج این پژوهش نشان مى دهد که روزنامه کیهان و هفته نامه نیوزویک، در موارد مختلفى نزدیک به هم عمل کرده اند. به عنوان مثال، در مواردى مانند جهت گیرى منفى در تیتر و لید، استفاده از تیترهاى اقناعى، استفاده از صفات ارزشى در تیتر، گرایش به تنش زایى و ارایه رویکردى معیوس کننده و بدبینانه، درصدهاى بالاترى در مقایسه با شرق و تایم داشته اند. اگر چه میزان هماهنگى یا هم سویى کیهان با دیدگاه سیاسى حاکم در ایران، به مراتب بیش تر از هماهنگى یا هم سویى نیوزویک با دیدگاه سیاسى حاکم در آمریکا بوده است.
"
در جستجوی خاستگاه اجتماعی مساله دوگانگی اجتماعی نظر و عمل در عرصه های مختلف در ایران، تحقیق حاضر در یکی از آسیب پذیر ترین وجوه آن یعنی روند فزاینده بیماری های قلبی و عروقی در عرصه بهداشت، به نظریه پردازی روی آورده است. در پاسخگویی به این سوال که چرا گرایش شدید به حفظ سلامت (نظر اجتماعی) با رفتار مشاهده شده مبتنی بر مصرف پر چرب و افزایش مضاعف آن در سی ساله اخیر (عمل اجتماعی) ناسازگار است.از نظریه دوسو گرایی جامعه شناختی مرتون بهره برداری شده است. طبق این نظریه، عامل دو سوگرایی را باید در ناسازگاری میان هنجارها جستجو نمود. ولی به منظور شناسایی علل ریشه ای تر و تبیین عمیق تر مساله تحقیق، هدف اصلی به سوی توسعه فرضیه مذکور گرایش یافته است. با بهره برداری از رویکرد روشی نظریه بازکاوی، از طریق تحلیل مقایسه ای شرایط و بینش 91 نفر از بیماران قلبی و عروقی و افراد سالم، یافته های تحقیق حاضر موید آن بوده است که خاستگاه اجتماعی مساله دو گانگی اجتماعی نظر و عمل در عرصه بهداشت با مفهوم )هژمونی مصرف پر چرب در حال انتقال( تطبیق پذیرتر است. همچنین، مولفه )هژمونی مصرف پر چرب( به عنوان مانع بنیادی در نزدیکی نظر و عمل بهداشتی شناسایی شده ست.