هدف مقاله حاضر تحلیل محتوای کیفی «کلیپ های تلویزیونی راهنمایی و رانندگی» است. بدین منظور از میان این کلیپ ها 44 کلیپ انتخاب شد (توانستیم تهیه کنیم) و سپس با اتخاذ رویکرد نشانه شناسی تلاش کردیم تا توصیفی نشانه شناسانه از رمزگان اجتماعی، فنی و ایدئولوژیک این کلیپ ها به تصویر بکشیم. به همراه توصیف رمزگذاری های حاکم بر نظام نشانه ای این کلیپ ها و نحوه بازنمایی آنها، نشان داده ایم که دال های این کلیپ ها علاوه بر معانی مکشوف خود، ساختارهای معنایی پنهان و نامکشوف دارند. تلاش کرده ایم تا با رمزگشایی از نشانه اهی تیپ هایی چون "لات پایین شهری"، "لات بالا شهری" و "مهندس" نحوه بازنمایی تیپ های اجتماعی را در این کلیپ ها نشان دهیم. همچنین سعی کرده ایم تا پیام های مخدوشی که در سطح دلالت های ضمنی پیام های این کلیپ ها وجود دارد را نیز بیان کنیم. از این زاویه، معتقدیم مدلول های این کلیپ ها دلالتمند هستند و بر ساخته فرهنگی و گفتمانی اند.
در این مقاله به نوع رابطه زندگی روزمره با دین و رسانه پرداخته می شود. بدین لحاظ ضمن اشاره بر نحوه اثرگذاری رسانه ای چون تلویزیون در "بازتولید نظام مسلط فرهنگی" از عوامل و شرایط اجتماعی - فرهنگی و انسانی موثر در شکل گیری مقاومت فرهنگی نیز بحث شده است. فرض این مقاله این است که کاربران دینی با توجه به نوع تلقی و داوری که در مورد مراسم دینی در زندگی روزمره دارند، می توانند در ارایه و تولید نحوه جدیدی از دین ورزی خاص در کنار (در برخی شرایط در مقابل) انتظارات دینی و فرهنگی که از طریق رسانه ارایه می شود، موثر و منشا عمل واقع شوند.
پیامهای بازرگانی از جمله بخشهای مهم در رسانه ها - دیداری، شنیداری و مکتوب است که کارکردهای چندگانه ای را ایفا می کند؛ این پیامها از یک سو به معرفی محصولات و کالاهای مورد نیاز پرداخته و از سوی دیگر جنبه گسترش مصرف و مصرف گرایی را با خود به همراه دارد. تصویر و بازنمایی صورت گرفته در پیامهای بازرگانی از جمله موضوعات مورد توجه در مطالعات رسانه ای است و نحوه انعکاس طبقات اجتماعی و سبک زندگی در پیامهای بازرگانی از جایگاه ویژه ای برخوردار است.
این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوا صورت گرفته است. جامعه آماری تحقیق، پیامهای بازرگانی پخش شده قبل و میان پربیننده ترین برنامه ها و سریالهای تلویزیونی در شش ماه اول 1384، و نمونه گیری انجام شده احتمالی از نوع طبقه بندی با حجم نمونه 110 پیام بوده است.
به نظر می رسد هیچ گروهی نیست که قربانی تصویرسازی مبهم، مخدوش و اقتدارطلبانه نشده باشد. بر این اساس مقاله قصد دارد در چارچوب نظریه «شرق شناسی» به تحلیل تصویری بپردارد که در آثار مکتوب، درباره «کردها» ارایه شده است. این مقاله نشان می دهد که در اسناد بررسی شده کلیشه های شرق شناسانه در مورد «کردها» اعمال شده است.
" مسئله ازدواج و انتخاب همسر و علل و انگیزههای سوقدهنده مؤثر بر آن، یکی از مسائل اساسی جامعه در حال گذار امروزی ایران است که بدون آگاهی همهجانبه درباره چگونگی کمیت و کیفیت آن نمیتوان نظری کامل وکافی داشت. در این مقاله به بررسی علل و انگیزههای مؤثر بر ازدواج افراد و رابطه آن با میزان رضایت از زندگی زناشویی آنها پرداخته شده است. درتبیین علل و انگیزههای ازدواج و رضایتمندی از زندگی زناشویی ازچارچوب نظریی مشتمل بر نظریات و تئوریهای نیاز، محرومیت نسبی، میدانی لوین، همسانهمسری، نیازهای مکمل، مبادله،کنش متقابل نمادین و عادتواره گیدنز استفاده شده است. نتایج این تحقیق پیمایشی که از یک نمونه 300 نفری، بهصورت نمونهگیری خوشهای و از طریق فرمول کوکران از جامعه آماری557/41 نفری از زوجین45-25 سال شهر بیرجند انتخاب شدهاند، نشان میدهد که متغیرهای نیاز به انتخاب همسر ، فشار محیط در انتخاب همسر ، عامل تکمیلکنندگی شخصیت، همخوانی عادتها، میزان اهمیت ادراک از پایگاه همسر در هنگام ازدواج و سن همسر، تاثیر معنی داری بر رضایت از زندگی زناشویی داشتهاند. تحلیل چند متغیره نیز نشان میدهد که متغیرهای همخوانی عادتها، فشارمحیط، ادراک از پایگاه همسر درهنگام ازدواج، تعداد فرزند و تحصیلات همسر، در جهت مثبت بر رضایتمندی اثر میگذارند،یعنی با افزایش آنها (بهصورت مرتبط با هم) میزان رضایتمندی نیز افزایش مییابد. اما با توجه به علامت منفی ضریب بتا در مورد متغیرهای سن همسر و مدت زمان زندگی مشترک، در صورتی که میزان این متغیرها افزایش یابد (با درنظرگرفتن اثر همه متغیرها) میزان رضایـتمندی از زندگی زناشویی کاهش پیدا میکند و عکس این رابطه نیزصادق است. درکل، این هفت متغیر توانستهاند که 49/0 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین کنند.
"
تولید علم اساس دانایی و دانایی اساس توانایی است. تولید علم و دانایی تنها از طریق تحقیق و پژوهش و نوشتن حاصل میشود و فقط توسعه مبتنی بر دانایی و علمگرایی یک توسعه پایدار است که در آن یک اقتصاد پویا دنبال میشود. بنابراین در مقاله حاضر عوامل مؤثر بر تولید علم در بین اعضاء هیات علمی دانشگاهها مورد بررسی قرار گرفته است. برای مطالعه ابعاد فوق، با الهام از تئوریهایی مانند مرتن و اوستین، باندورا تلاش شده است تا میزان تولید علم در ارتباط با ویژگیهای فردی، اجتماعی و سازمانی اعضاء هیات علمی مورد بررسی قرار بگیرند. نمونه آماری 198 نفر اعضاء هیات علمی بوده است که از طریق پرسشنامه کتبی به سؤالات مربوطه پاسخ دادهاند. با استفاده از آزمونهای آماری ضریب همبستگی پیرسون(r) ، آزمون آنالیز واریانس یکطرفه، آزمون T معلوم شد که بیشتر متغیرهای تحقیق از جمله سوگیری هنجاری به علم، تضمین شغلی، ارزش داوری، امکانات دانشگاهی، داشتن دانشجویان تحصیلات تکمیلی با متغیر تولید علم رابطه معناداری دارند و تئوریهای مورد نظر را تایید میکنند.
به منظور بررسی چگونگی گذران اوقات فراغت دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان رشت از جنبه وضعیت امکانات فرهنگی و ورزشی موجود ، در یک مطالعه پیمایشی و براساس پرسشنامه ، و با استفاده از شاخصهای آماری مجذور کاری تجزیه تحلیل شد نتایج نشان داد که بیش از 60% افراد جامعه تحقیق متاثر از محدودیت امکانات و فضای کتابخانه ، محدودیت برنامه های فرهنگی و ورزشی ادارات ذیربط ، عدم توان مالی در پرداخت شهریه شرکت در فعالیتهای فرهنگی و ورزشی ادارات و موسسات دولتی و خصوصی ، نبود فضاهای ورزشی در محلات و همچنین محدودیت امکانات ورزشی ، از نحوه گذاران اوقات فراغت خود راضی نبودند ...
فقدان ابزار مفهومی و نظریه های کارآمد برای تحلیل مناسبات تاریخی شهرنشینی در ایران، ازجمله مهم ترین موانع در مسیر رشد این گونه بررسیها است. در این میان، دشواریهای عدیده ای مانع از آن شده است که تاکنون تعریف کاربردی و دقیقی از مقولة «شهر» در ایران ارائه شود. در مقالة حاضر، سعی شده است با طرح برخی مباحث پایه ای، مؤلفه های بنیادین زندگی شهری در سده های میانه شناسایی و تحلیل شود تا بر اساس آن، زمینه های لازم برای ارائة «تعریف» شهر در این دوره، فراهم آید؛ و هم از این رو، به این پرسش پاسخ داده شود که تعریف پدیدة «شهر» در سده های میانه، بر چه مؤلفه ها و ملاکهایی باید استوار شود؟