ارتباطات ویروسی، با محوریت وجود پیام ویروسی، به تازگی کاربردهای بسیاری یافته است. وجود ویروس در پیام ها باعث می شود پیام، خاصیت خود تکراری پیدا کند و سرعت توزیع آن در بین مخاطبان افزایش یابد. هدف پژوهش حاضر نیز مطالعه تأثیر ویروس های قابل استفاده در پیام ها، بر سرعت انتقال پیام بوده است. به این منظور مدل جامع ارتباطات ویروسی با بررسی ادبیات موضوع و دیدگاه های اندیشمندان این حوزه طراحی شد. برای سنجش این مدل تعداد 57 کارشناس که با روش نمونه گیری خوشه ای از بین جامعه آماری کارشناسان واحدهای روابط عمومی شهرستان بجنورد انتخاب شده بودند به پرسشنامه ای محقق ساخته مشتمل بر 7 عامل و 42 گویه پاسخ دادند. نتایج بررسی معادلات ساختاری مدل نشان داد، تعجب، سرور و ترس بر سرعت انتقال پیام تأثیر مثبت دارند. ویروس غم بر سرعت انتقال پیام تأثیر منفی می گذارد و خشم و تنفر تأثیری بر سرعت انتقال پیام ندارند.
مقاله حاضر بر اساس تجربه مدرنیته در سرزمین لک ها، به بررسی و تبیین خودکشی زنان و دختران می پردازد. پس از مروری بر ادبیات نظری، روش تفسیری برای این بررسی انتخاب و داده ها بر اساس مشاهده، مصاحبه و تجربه زیسته گردآوری شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مدرنیزاسیون سریع و شتابان با تمام مظاهر خود در طی دو دهه وارد یک سرزمین کاملا منزوی، با آداب و رسوم کهن شده و نسل مقارن با این تغییرات، بر اساس آموزه های مدرن پرورش یافته اند. بنابراین، پس از بلوغ، هنگام تصمیم گیری برای زندگی آینده، سعی کردند که بر اساس آموزه هایشان عمل کنند. اما با مخالفت شدید نسل های گذشته که حامل سنت های کهن بودند، روبرو گشتند. کنترل ناشی از سنت های قدرتمند و احساس بی قدرتی در تعیین سرنوشت سبب شد که تعدادی از زنان و دختران به افراطی ترین پناهگاه [خودکشی] در مقابل مصیبت های زندگی روی آورند.
در خلال چند دهه اخیر و به ویژه از سال 1990 به بعد، به دنبال افول نسبی پارادایم اثباتی و گسترش نسبی رویکرد تفسیری و روششناسی کیفی مبتنی بر آن، در خلال دورهای که به دوره جنگهای پارادایمی موسوم است، برخی از محققان با هدف رهاکردن علوم اجتماعی از تقابلهای سنتی روشهای کمی و کیفی، برای بازتعریف و مفهوم دهی دوباره به روش تحقیق اجتماعی تلاش کردند. با این تلاش ها روششناسی متاخری تحت عنوان تحقیق با روشهای ترکیبی ابداع شد که ورای مجادلات پارادایمی سنتی، بر اصول و منطق رویکرد پراگماتیسم مبتنی است. این روش بعد از شیوههای کمی و کیفی به عنوان جنبش روششناختی سوم مطرح شده است. تحقیق با روشهای ترکیبی عبارت است از استفاده هم زمان یا متوالی از هر دو روش کمی و کیفی که ضمن تلفیق هر دو روش، به ترکیب جدیدی ورای استفاده مستقل از هر یک از آن ها دست یافته و در عین حال منطق پارادایمی هر دو روش را نیز در نظر بگیرد.
بر این اساس، مقاله حاضر درصدد است به مطالعه انواع طرحهای تحقیق با روشهای ترکیبی بپردازد. با توجه به دامنه، ابعاد و ویژگیهای وسیع و پیچیده این روششناسی متاخر، محتوای مقاله عمدتاً بر نوعشناسی طرحهای تحقیق کاربرد پذیر در تحقیقات ترکیبی متمرکز شده است. بنابراین ابتدا به بنیادهای پارادایم پراگماتیسم و مقایسه آن با سایر پارادایمهای مسلط در علوم اجتماعی پرداخته میشود، سپس ابعاد متفاوت تحقیق با روشهای ترکیبی و عناصر کمی و کیفی آن مورد توجه قرار میگیرد. در نهایت، طیفی از نوع شناسیهای متداول از طرحهای ترکیبی، معیارهای نوعشناسی و نیز اصول و روش های فنی برخی از مهم ترین انواع آن معرفی میشوند.
بر اساس چهارچوب مفهومی مقاله، پس انداز، در اکثر حالت ها، خودداری از مصرف در زمان حال است. پس مطالعه مصرف و تغییرات آن برای بررسی امر پس انداز، مدخلیت تام دارد. بنابراین، پس از چندین مرحله مصاحبه عمیق و گسترده با افراد مصاحبه شونده درباره شیوه های مصرف و پس انداز و دلایل و شیوه های تصمیم گیری شان و رفت و برگشت های متعدد میان مشاهدات و تحلیل های نظری و به تبع آن، ایجاد تغییرات در شیوه های مشاهده واقعیت و بعد از آن، حصول اطمینان از رسیدن به حد اشباع، به مرحله تحلیل نهایی و نگارش رسیدیم. مشاهدات شیوه مند، حاکی از این بودند که مصاحبه شوندگان معمولاً دو تا چهار «خواسته نداشته» دارند که مهم ترین آن ها، خواسته ای بوده که رفع آن بیشترین حد از «رضامندی و تثبیت و آرامش» را برای مصرف کننده به همراه داشته است. این خواسته ها، با توجه به نظام ترجیحات مصرفی اشخاص، اولین ها محسوب می شوند. به این معنی که گام اول در پلکان «نظام ترجیحات» آن ها محسوب می شود. اگر درآمد شخص افزایش یابد، بیش از نیم آن را در گام اول پس انداز می کنند و وقتی بخواهند به مصرف اختصاص دهند، یکی از شکل های اصلی آن، «افزایش کیفیت های ناپیدا»ست. همچنین اگر درآمدهای شخص با کاهش روبه رو شود، دفاع از استانداردهای سبک مصرف، عکس العمل رایج در بین مصاحبه شوندگان بوده است. انگیزه مصاحبه شوندگان برای پس انداز کردن، ایجاد احساس توانایی و تامین خواسته ها بوده است. آن ها این کار را از طریق ایجاد تعهد درونی و الزام بیرونی و دور از دسترس نگه داشتن پول انجام می دهند. الگوی تصمیم گیری غالب برای شیوه پس اندازکردن، الگوی «حذف از طریق جنبه ها» بوده است و در این میان، اولویت را به ویژگی های تناسب و نفع می دهند.
پرسش از نقطه آغاز و پاسخ به آن، همواره موضوع و محوری اساسی در مباحثات و مجادلات علمی تعریف شده است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و حتی دوره ای کوتاه پیش از آن برجسته تر مینماید و جایگاهی به مراتب روشن تر در فضای فکری فرهنگی جامعه پیدا مینماید. باور به تعیین کنندگی پاسخ این سؤال، بسیاری را بر آن داشت تا دست به کارشوند وپاسخی شایسته برای آن بیابند. نحله های مختلف فکری هر کدام بر حسب دیدگاه خود در جستجوی پاسخی صائب به این سؤال در پی آن برآمدند تا این نقطه آغاز را در بهترین جای ممکن تعیین محل نمایند. برخی رجوع به اسلام راستین را نقطه آغازی دانستند که میتواند انقلاب اسلامی را به مقصودش یا همان حیات طیبه برساند؛ برخی بازگشت به سنت، عدّه ای گذر و گذار از همه داشته های پیشین و سنت های تاریخی و رو آوردن تمام عیار به تجدّد و غرب و برخی نظرگاه هایی دیگر. آن چه در میان این همه آسیب دانسته میشد و میشود فقدان نگاهی جامع نگر است که ابعادی چند از ماجرا را ملحوظ دارد. در چند ساله اخیر دغدغه ارائه نظری جامع بیش از پیش بر فضای جامعه علمی حاکم است. دکترا براهیم فیاض از جمله کسانی است که چنین دغدغه ای را ذیل یک نظریه تحت عنوان «هرمنوتیک سه گانه» مطرح نموده است. در گفت وگوی پیش رو وی تفصیلی از این اجمال را باز میگویند.