این مقاله به بازخوانی و بررسی سندی منحصر به فرد درباره چادگان در دوره صفوی می پردازد که می توان به واقع آن را نخستین سند بازشناخته تاریخی درباره پیشینه چادگان در عصر صفوی و قبل از آن دانست، حال آنکه قبل از بازخوانی این سند، قدیمی ترین منبعی که درباره پیدایش و پیشینه چادگان گزارش کرده، کتاب خاطرات ظل السلطان یا تاریخ مسعودی است. بدین روی، این مقاله افزون بر معرفی و بازخوانی این سند و تحلیل پاره ای داده های ارزشمند تاریخی آن، اطلاعات مهمی بر پایه محتوای سند درباره مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دوره صفوی و تاریخ شهر چادگان ارائه می دهد.
هدف پژوهش حاضر، بررسی میزان رعایت معیارهای استاندارد ایزو 214، در چکیده مقاله های فصلنامه گنجینه اسناد است. روش تحقیق، پیمایشی - توصیفی و جامعه مورد مطالعه، 54 مقاله تالیفی دارای چکیده از میان 21 مقاله در 4 شماره ده سال اخیر فصلنامه گنجینه اسناد است. یافته ها، بیانگر این است که 45/44 درصد از مقالات، دارای چکیده راهنما و 33/33 درصد، دارای چکیده تلفیقی می باشند و تنها 22/22 دارای چکیده تمام نما هستند. همچنین، میزان رعایت استانداردهای چکیده نویسی ایزو 214، در چکیده های تمام نما بیش تر از چکیده های راهنماست. بررسی، نشان می دهد که میزان انطباق چکیده مقالات مطالعات آرشیوی با استاندارد ایزو 214، 3/83 درصد است؛ در حالی که انطباق چکیده مقالات تحقیقات تاریخی با این استاندارد، 3/64 درصد می باشد. میزان رعایت استاندارد ایزو 214 در کل مقالات مورد مطالعه نشریه، 51/68 درصد است. تاکید بر ضروری بودن چکیده در مقالات منتشره و رعایت بیش تر استاندارد ایزو 214 به منظور افزایش میزان انطباق، توصیه می شود.
کردها یکی از اقوام کهن ایران زمین هستند که پیشینه آنان به ژرفنای اسطوره ها باز می گردد ؛ کما این که همین ویژگی یکی از انگیزه های التفات مورخان و پژوهش گران به مناطق کردنشین شده است . البته ، لازم به یادآوری است که برخی از مناطق ، مانند بیلوار که درحد فاصل میان کردستان و کرمانشاهان واقع شده است ، کم تر مورد توجه مورخان و جامعه شناسان قرار گرفته است.
پژوهش حاضر، که با روی کرد جامعه شناسی تاریخی به سیر تحول وتطوراوضاع تاریخی و اجتماعی بیلوار پرداخته ، برآن است تا با بررسی خاست گاه اقوام ساکن دراین منطقه وانگاره های فرهنگی و سیاسی و اجتماعی آنان ، به شناخت بخشی از این خطه کردنشین نایل آید ، زیرا منطقه بیلوار به رغم پیشینه ای ژرف ، به علت نبود راه های تجاری و ارتباطات گسترده با سایر مناطق ، نه تنها مورد التفات ارباب قدرت و ثروت قرار نگرفته است ، بلکه بیش تر در زمینه های سیاسی و اقتصادی به صورت منطقه ای پیرامونی و حاشیه ای ، میان اورامانات در غرب و دینور در شرق و جنوب شرقی ، بوده است.
در تاریخ ایران بعد از اسلام، با اطمینان تمام می توان دوران حکومت سامانیان را عصر زرین حیات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایرانیان دانست. با این حال در عهد آن سلسله ی نیکنام و فرهنگ گستر و در روزگاری که تمدن ایرانی _ اسلامی در اوج شکوفایی خویش بود، از حضور مؤثر و فعال زنان در عرصه های گوناگون سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، چندان اثری دیده نمی شود. هر چند انزوای زنان در جامعه ی متعالی عهد سامانیان خود به تنهایی شگفت آور است، اما هنگامی که بر نقش بارز سیاسی و اجتماعی زنان در خاستگاه سامانیان، فرارود (ماوراءالنهر)، قبل از ظهور آن سلسله آگاهی می یابیم، این شگفتی با تاسف همراه می گردد. در این مقاله با استناد به اطلاعاتی نمونه وار از پایگاه ارزشمند سیاسی و اجتماعی زنان فرارود در ادوار قبل از تشکیل سلسله ی سامانی سخن به میان آمده است. همچنین، با توجه به اطلاعات موجود، نقش زنان در مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی عهد سامانیان مورد بررسی قرار گرفته است. متاسفانه، از مقایسه ی منزلت زنان فرارود پیش از تشکیل حکومت سامانی و موقعیت آنان در دوران زمــام داری آن سلسله ، به سیر قهقرایی شان سیاسی و اجتماعی زنان پی می بریم.علت انزوای نامطلوب سیاسی و اجتماعی زنان در عهد سامانیان از موضوعات مهمی است که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است.
با وجود پژوهش های گُسترده ای که درباره تاریخ و فرهنگ ساسانیان انجام گرفته است، تا کنون تنها به گونه ای شتاب زده به شیوه شاه-گُزینی در دستگاه پادشاهی ساسانیان اشاره شده و هنوز این موضوع تا اندازه زیادی ناشناخته و ابهام آلود مانده است. گزارش های تاریخی نشان می دهد که در دوره نیرومندی دستگاه پادشاهی ساسانی، پادشاهان پیش از مرگ خود شاهزاده ای را به عنوان ولیعهد تعیین می کرده اند، و در دوره ناتوانی آن خاندان، بزرگان و اشراف و هموندان خاندان-های نژاده شاهنشاهی در گردهمآیی خود، به خواست خویش هموندی از تُخمه ساسانی را به تخت شهریاری می نشانده اند. در نامه تنسر به گُشنسپ، شاه گُزینی ساسانی به شیوه ای دیگرگونه و ناهمخوان با گزارش های تاریخی دیگر بازتاب یافته است، و موبدان موبد، دبیران مهشت و سپاهبد سپهبذان، شاه گُزینان همیشگی دوره ساسانی خوانده شده اند. در این مقاله، کوشش خواهد شد که به جای «ساختگی» خواندن شیوه شاه گُزینی بازتاب یافته در نامه تنسر به گُشنسپ، پاسخی پذیرفتنی تر به این ناهمخوانی و ناسازگاری گزارش نامه تنسر با دیگر نوشته های تاریخی داده شود.
مرجئه یک فرقه سیاسی مذهبی بود که در طول دوران اموی واوایل عصر عباسی در میان دیگر فرقه ها جایگاه خاصی داشت و تسامح و تساهل در همه امور مسلما نان از ویژگی های این فرقه محسوب میشد. مرجئه در نواحی مختلف دست به قیامهایی علیه امویان زدند که مهمترین آن قیام ابن اشعث در زمان حکومت حجاج بود. درباره مرجئه عقاید آنها و نیز موضع آنها در برابر حکومت وقت، اهل کلام اظهار نظر های متفاوتی کرده اند. در این پژوهش ضمن معرفی این فرقه اسلامی می خواهیم بدانیم میان مرجئه، نو مسلمانان وامویان چه ارتباطی وجود داشت که باعث شد مرجیه اگر چه به عنوان بازوی فکری امویان بودند اما علیه آنها قیام کنند.
سیدجمال الدین اسدآبادی در راستای تحقق اهداف خود دو بار به مقرّ خلافت عثمانی مسافرت داشت. در مقاله حاضر سعی بر آن بوده تا چگونگی تکاپوها، مبارزات و فعالیت های او طی سفرهای یاد شده به روش کتابخانه ای مورد بررسی، توصیف و تبیین قرار گیرد. یافته های پژوهش مبین آن است که سید در دوران اقامت به هر شیوه ممکن به طرح دیدگاههای اصلاح طلبانه خود مبادرت ورزید و کمابیش موجبات تقویت روحیه، جهت دهی و مشارکت اقشار مختلف به ویژه فرهیختگان و اندیشه گران آن خطّه را در سرنوشت سیاسی و واکنش در برابر مشی استبدادی خلافت عثمانی فراهم ساخت
شاپور بختیار فرزند محمدرضا (سردار فاتح بختیاری) و نازبیگم در سال 1294 شمسی در چهارمحال و بختیاری به دنیا آمد. او نوه صمصامالسلطنه بختیاری بود که در سالهای پس از مشروطه دوبار به نخستوزیری رسید. تحصیلات ابتداییاش را در شهرکرد و نیمی از تحصیلات متوسطه را در اصفهان گذراند و دوران دبیرستان را در مدرسه فرانسوی بیروت با اخذ دیپلم ریاضی به پایان رساند.1
فرایند حوادث منتهی به کودتای سیاه 28مرداد با سست شدن پیوند میان گروههای مختلف اجتماعی همچون روحانی، دانشجو، بازاری همراه بود که همین امر بسیار به نفع رژیم پهلوی تمام شد، اما در جریان نهضت امام در سالهای 41 تا 43 بار دیگر روح وحدت و یکدلی در جامعه دمیده شد و همه مردم یکپارچه در برابر رژیم صفآرایی کردند.