یکی از مهم ترین منابع تاریخی دوره اسلامی که آگاهی های ارزنده ای درباره تاریخ ایران باستان، به ویژه دوره ساسانیان، و البته تاریخ اسلام تا مرگ خلیفه المُعتَصم بالله (218 - 227 ق) به دست می دهد، اخبار الطِّوال ابوحنیفه احمد بن داود بن ونند دینوری است. پاره ای پژوهندگان هم داستان اند که دینوری با گرایش و چشم انداز ایرانی و ملی گرایانه اخبار الطِّوال را به نگارش درآورده است، چنان که می کوشد رخدادهای تاریخ پیش از اسلام، تاریخ پیغامبران از آدم به بعد، تاریخ پادشاهان ایرانی، تاریخ یمن و تاریخ عربستان، را از چشم انداز تاریخ شاهنشاهی ایران گزارش دهد و حتی در گزارش تاریخ دوره اسلامی، علاقه خود را به رخدادهای دنیای ایرانی کاملاً نشان می دهد. با وجود این، تاکنون پژوهش جداگانه ای درباره این شیوه نگاه دینوری، که می توان آن را «ایران گرایی» ابوحنیفه دینوری نامید، انجام نگرفته است. در این جُستار کوشش خواهد شد نشانه ها و بازتاب های ایران گرایی دینوری در اخبار الطِّوال بررسی شود.
در تدارک مقدمات مشروطه خواهی در ایران، امپراتوری عثمانی در زمینه سازی فکری انقلاب و در فرآیند وقوع آن به طرق مختلف اثرگذار بود. استانبول در آن دوره بستر مناسبی برای آشنایی و اقتباس اندیشه ها و آرمان های جدید محسوب می شد. منظر انتخابی پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی، پاسخ به این پرسش است که روزنامه های فارسی زبان استانبول و به طور مشخص «اختر»، «شمس» و «شاهسون» چه نقشی در انقلاب مشروطه ایران داشتند؟ در این راستا مطبوعات فارسی زبان استانبول کمابیش فارغ از محدودیت های حاکم بر ایرانِ عصر قاجار، به نضج آگاهی های سیاسی و اجتماعی جدید کمک شایانی می کرد و نقش برجسته و تعیین کننده ای در آشنایی ایرانیان و بویژه روشنفکران و اندیشه-گران ایرانی با تجدد و مفاهیم بنیادینِ سیاسی و اجتماعی اروپا و علاقه مند کردن مردم به حکومت قانون در کشور ایفا نمودند.
گمانه (فرضیه) بنیانی این مقاله، آن است که کشور سوئیس علی رغم اعلام سیاست خارجی بی طرفی، در تنش و بحران ملی شدن نفت ایران مغرضانه وارد گردید و سیاست میانجیگرانه متعارفی را رعایت ننمود. این مقاله با در پیش گرفتن روش تحقیق استنادی، مبتنی بر کتب تاریخی و اسناد سفارت سوئیس، در راستای آزمون فرضیه از روش علی بهره گرفته است. نظر بر آن است که برخی مورخان علت این رفتار سوئیس را روح زمانه (Zeitgeist) در دوران جنگ سرد و برخی آن را از ملاحظات شخصی نماینده سوئیس به خاطر همسر انگلیسی اش ناشی دانسته اند
صفویان با تکیه بر عنصر تصوف به عنوان نیروی ایدئولوژی و ایلات قزلباش به عنوان نیروی نظامی موفق به تأسیس حکومت صفویه در ایران گردیدند. ایلات قزلباش متشکل از ایلات ترک ساکن در آناطولی، اران و شام بودند. این ایلات بعد از مهاجرت ترکمانان سلجوقی و حملات مغول در این مناطق ساکن شده بودند. یکی از این ایلات ترک قزلباش ایل بزچلو بود. هدف از این پژوهش شناخت منشاء ایل بزچلو و سپس تبیین و شناخت تاریخی ایل بزچلو در عصر صفویه است. نتیجه کلی این پژوهش که به روش کتابخانه ای صورت پذیرفت نشان داد بزچلوها یکی از تیره های ایل بیات ساکن در مناطق شمال سوریه و جنوب آناطولی بودند که با فعالیت های تبلیغاتی صفویان به قزلباش ها پیوسته سپس به ایران مهاجرت نمودند. بزچلوها که ابتدا در عراق عجم ناحیه ای مابین همدان و اراک امروزی ساکن شده بودند در زمان شاه عباس به قفقاز کوچ داده شده و مصدر فعالیت هایی در عصر صفویان گردیدند.
اگر تقویت اتحاد ملی و توجه به آن مستلزم حفظ منافع ملی و تلاش برای استیفای کامل حقوق ملت باشد، در این صورت توجه به سرمایه گذاری برای انسجام اسلامی به چه معنایی است؛ چراکه اتحاد و انسجام اسلامی به همکاری و همسویی ملت ها و کشورهایی اسلامی اطلاق می گردد و این مستلزم توجه به سرنوشت مشترک مسلمانان و ملت های مختلف کشورهای اسلامی است. حال پرسش این است که آیا این امر سبب کم توجهی به سرمایه گذاری در عوامل مؤثر در اتحاد ملی یا غفلت از آن نمی شود؟ نگارنده در این نوشتار به این مساله توجه نموده است و سعی دارد به این پرسش پاسخ دهد.
خاندان اردلان، حاکمیت کردستان اردلان، را که یکی از ایالت های مهم ایران بود، طی قرن های هفتم تا سیزدهم هجری قمری در اختیار داشتند. حکمرانی این خاندان در دوره صفویه، با انتخاب شدن آنان از سوی حکومت مرکزی و تغییر مذهب کاملاٌ تثبیت گردید. با توجه به موقعیت راهبردی منطقه کردستان اردلان، تمایلات گریز از مرکز حکومت ها و خاندان های محلی و نقش حساسی که این خاندان می توانست در روابط میان ایران صفوی و عثمانی ها ایفا کند، حکومت صفوی علی رغم تضاد مذهبی ای که با این خاندان داشت، همواره سعی می کرد در برخورد با حکام این منطقه مهم جانب احتیاط را نگه دارد.
پژوهش حاضر در پی آن است تا با تکیه بر تواریخ دست اول محلی ضمن معرفی اجمالی این خاندان به عنوان یکی از خاندان های مهم حکومتگر عصر صفوی، ساختار سیاسی و اداری این خاندان و میزان نفوذ و تأثیر آنان را در عرصه حکومت مرکزی نشان دهد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که حکام اردلان از قدرت قابل توجهی در منطقه تحت حکومتشان برخوردار بوده اند و شاید اعطای این میزان خودمختاری به آنان از سوی حکومت مرکزی دلیلی بر اهمیت منطقه تحت فرمانروایی شان باشد.
درطول تاریخ ایران، حکومت هایی هرچند کوچک و بزرگ از امرا و فرمانروایان محلی وجود داشته اند که در تاریخ هنر و تمدن کشور ما منشأ تأثیرات به سزایی بوده اند، ولی آن گونه که باید، شناخته نشده اند؛ از جمله آن ها حکومت محلی «آل اینجو» و پس از آن «آل مظفر» بوده است. پس از فروپاشی سلسله ایلخانان در ایران، مناطق کرمان، یزد و فارس عرصه تنازع و رقابت میان دو خاندان مدعی آل اینجو و آل مظفر شد؛ با این حال دوره فرمانروایی حکومت های محلی آل اینجو و آل مظفر منشأ تحولات هنری و فرهنگی مهمی نیز گردید که آثار این تحولات مهم را می توان در هنر نگارگری شیراز به روشنی ملاحظه کرد، زیرا نسخه های به جای مانده از کتاب آرایی دوره حکومت های محلی آل اینجو و آل مظفر خود شاهدی بر این مدعاست. پرسش این است: مکتب نگارگری شیراز در دوران حکومت های محلی آل اینجو و آل مظفر، چه تأثیراتی بر هنر نگارگری ایرانی گذاشته است؟ شیوه این پژوهش توصیفی- تحلیلی است و جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای است. نمونه های موردی پژوهش نگاره هایی از نسخه شاهنامه 733 ه .ق. موجود در کتابخانه ملی روسیه در سن پترزبورگ و شاهنامه 731 ه .ق. در موزه توپ قاپوسرای استانبول ترکیه و شاهنامه قوام الدین حسن 741 ه .ق. که همگی متعلق به دوره آل اینجو هستند و همچنین نگاره هایی از شاهنامه های 771 ه .ق. موجود در کتابخانه توپ قاپوسرای استانبول در ترکیه و همچنین نسخه خمسه نظامی، اواخر قرن هشتم مربوط به دوره آل مظفر در کتابخانه ملی پاریس، مورد واکاوی قرار گرفته اند. نگارندگان این پژوهش، ضمن مطالعه و بررسی ویژگی ها، براساس خصوصیات صوری، ساختاری و مضمونی هنر نگارگری شیراز در دوران آل اینجو و آل مظفر، تأثیرات مکتب نگارگری شیراز را بر هنر نگارگری ایران در دوران مذکور، مورد واکاوی قرار داده اند. بر پایه نتایج پژوهش، توجه نگارگران آل اینجو به سنت نقاشی قدیم ایران (یادآور دیوارنگاره های ساسانی) و مصور کردن شاهنامه فردوسی و صحنه های رزمی، کاربرد جداول مشخص برای نوشتن قطعات خوشنویسی شده، مصورکردن منظومه های تغزلی در دوره آل مظفر، کاربست رنگ های درخشان در نگارگری آل اینجو و آل مظفر بر هنر نگارگری ایران در دوران بعد تأثیر شگرفی گذاشته است.