این مقاله با استناد به آثار و گفتار آیت الله طالقانی می کوشد تا پیوند میان اسلام و دموکراسی را در اندیشه های سیاسی ایشان نمایان سازد. لذا ابتدا به بررسی مبانی حاکمیت مردم نزد ایشان می پردازد و با ارزیابی نظریه «جمهوری اسلامی» در افکار طالقانی به جستجوی آموزه های حاکمیت دموکراتیک مبتنی بر دین در آرا ایشان برمی آید و سرانجام مسأله «شورا» و «آزادی» را به عنوان ارکان اصلی تفکر سیاسی ایشان از زوایای گوناگون به بحث می گذارد و در پایان یک ارزیابی منتقدانه از تعامل دین و دموکراسی در اندیشه ایشان به دست می دهد.
البته توجه به این نکته مهم ضروری است که رحلت زود هنگام آیت الله طالقانی به او مجال نداد تا آرا و اندیشه های خود را در عرصه عمل و در مرحله استقرار نظام جمهوری اسلامی بیازماید. به همین دلیل تحولات سریع و بحرانهای گسترده
سیاسی ــ فکری پس از انقلاب اقتضا می کرد که نظام اسلامی تحت رهبری امام خمینی در مسیر دیگری ره بپوید که ممکن است نهایتاً با برخی نگرشهای طالقانی
ــ که صرفاً مربوط به دوره خاص و کوتاه پس از انقلاب است ــ مغایرتهایی داشته باشد. از آنجا که هدف این مقاله بررسی اندیشه سیاسی طالقانی است به این مغایرتها اشاره ای نمی کند و پیشاپیش خوانندگان این مقاله را نسبت به آن نکات هشدار می دهد.
با ظهور اسلام زن از مقام و پایگاه اجتماعی والایی برخوردار گردید. زنان به عنوان عضو فعال اجتماع در همه عرصه های علمی، فرهنگی، سیاسی و … درخشیدند. امّا به تدریج این موقعیت ممتاز خود را از دست دادند و به حاشیه رانده شدند. ظلمی که در تاریخ بر زنان رفت ثمرة بینش محرفی بود که به تدریج با اسلام ناب آمیخته گشت و واقعیات اجتماع نیز شرایط پذیرش این کژ اندیشی را فراهم ساخت.از جمله عواملی که بر فرهنگ اسلامی- و از آن جمله نگاه مسلمانان به زن - تأثیر نهاد فرهنگ سرزمین های مفتوحه بود که به دلیل امتزاج و آمیختگی میان قوم غالب و مغلوب صورت گرفت. فرهنگ ایران پیش از اسلام از آن جهت که در دوره اسلامی در تکوین فرهنگ و تمدن مردم مسلمان این قلمرو وسیع بیشترین تأثیر را داشته است، سزاوار بررسی است. جایگاه زن در این فرهنگ و نیز در حقوق عصر ساسانی موضوع تحقیق این مقاله است.