دعوت اسماعیلیه در نیمه دوم قرن سوم هجری در یمن آغاز شد. پس از گذشت دو قرن امیر داعیان صلیحی (439-532 ه) توفیق تشکیل حکومتی اسماعیلی مذهب را در یمن یافتند. در سراسر دوره حکمرانی ایشان روابطی بسیار دوستانه و مستحکم میان دو کانون یمن و مصر حکم فرما بود. سلاطین صلیحی به عنوان داعیان برجسته فاطمی نقش مهمی در گسترش کیش اسماعیلیه در جنوب شبه جزیره عربستان و هند بر عهده داشتند. مهمترین وظیفه امیر داعیان صلیحی ضمن دعوت به امام فاطمی، حفظ پایگاه های سیاسی فاطمیان در یمن، مکه و مدینه بود. داعیان صلیحی به عنوان حجت جزیره یمن کار دعوت هند را نیز بر عهده داشتند و بعدها همین ارتباط سیاسی مذهبی موجب شد تا داعیان هند بسیاری از میراث مکتوب فاطمیان و به تبع آنها صلیحیون را حفظ کنند. بنابراین بررسی ابعاد مختلف چگونگی شکل گیری این حکومت که نخستین حکومت اسماعیلی مذهب در یمن بشمار می آید، بسیار حایز اهمیت است. مقاله حاضر می کوشد ضمن بررسی چگونگی نشر کیش اسماعیلیه در یمن و جنوب شبه جزیره عربستان به سیر تکوین سلسله صلیحی و ظهور و افول بپردازد و مظاهر ارتباط خلفای فاطمی و داعیان صلیحی را بررسی کند.
بررسی واقعه جانکاه عاشورا از جنبه های مختلف مادی و معنوی؛ یکی از مشغله های فکری محققان، علما و مورخان در طول تاریخ مسلمانان و بویژه شیعیان بوده است و نویسندگان هر دوره سعی داشته اند بر تمام جزئیات و اسرار این قیام عظیم و تراژدی بی نظیر تاریخ بشری آگاهی یابند. مقوله ای که به هیچ وجه در تاریخ کهنه نشده، و در هر دوره ای بسته به شعاع و افق فکری محققان قبض و بسط یافته است. از این رو با تمام قدمت و کهنگی موضوع، محققان در هر دوره در شعاع پهناور و ژرف آن به جولان پرداخته اند. در این مقاله نیز نویسنده به تبع پیشینیان با چنین هدفی وارد شده است تا بتواند در پرتو نگرشی پویا و با استمداد از فلسفه تاریخ به درک روشن تری از زمینه های تاریخی قیام خوانندگان را رهنمون گردد.
هنری مارتین، ژوزف ولف، و رابرت بروس از جمله مبلغان کارآزموده و سرشناس مسیحی بودند که هرکدام دوره ای از فعالیت تبلیغی خود را در ایران سپری کردند و در گسترش جنبش نوین مسیحی در ایران سهم عمده ای داشتند. آنان علاوه بر فعالیتهای دینی و فرهنگی و انجام خدمات رفاهی مانند کمکهای پزشکی و آموزشی در ایران، با نگارش سفرنامه های خود در شناخت ایران برای دنیای غرب سهیم شدند. مطالعه در مورد انگیزه ها و شیوه های تبلیغی آنان در ایران ما را در باور متداول درباره سکولاربودن تمدن غربی دچار تردید می کند؛ چراکه به خوبی معلوم می شود مبلغان مذکور تحت حمایت اشخاص و نهادهای سیاسی استعمار در کار خود موفقیتهایی به دست می آوردند و این می تواند موجب این سوال شود که چرا استعمار و مسیحیت دست در دست یکدیگر به سیاحت و نفوذ در شرق می پرداختند و چه رابطه تنگاتنگی میان آنها وجود داشته است؟ تفصیل جالبی پیرامون این موضوع در مقاله زیر فراهم گردیده است که تقدیم شما می گردد.
هرچند در اصول مشروطیت ترقی کشاورزی، صنعت و تجارت برای بهبود معیشت مردم صراحتا لحاظ شده بود و اساسا اضمحلال اقتصاد ملی ایران در دنیای نوین استعماری یکی از زمینه های اصلی شوریدن بر خودکامگی دربار و درانداختن طرح مشروطیت بود، بااین همه پس از پیروزی مشروطیت آنچه کمتر از هر چیز مورد اصلاح و تحول قرار گرفت، اقتصاد بود. پس از مشروطه سرنوشت اقتصاد ایران همچنان به پریشانی رقم خورد و در کشاکش رقابتهای سیاسی داخلی و خارجی، تاریخ ایران پس از مشروطه بحرانهای اقتصادی بزرگی را تجربه کرد. طرحها و برنامه های موقت اقتصادی مجلس مشروطه عملا کاری از پیش نبردند و نتوانستند ساختار متناسب و مستحکمی برای اقتصاد ایران ایجاد کنند و سرانجام همه چیز با هم در گردابی مهیب فرو رفت.