حوزه های کردنشین غربِ کشور به چند بخش تقسیم شده اند که هر یک از پیشینه تاریخی و فرهنگی خاصی برخوردارند؛ حوزه مکریان که آن را با مرکزیت مهاباد، مشتمل بر بخش های وسیعی از آذربایجان غربی و مناطق همجوار آن می توان دانست یکی از این بخش های عمده است که در این بررسی ضمن اشاره به سوابق تاریخی آن، از نوع پیوندهایش با اندیشه ایران نیز تعریفی ارائه خواهد شد. پیوندهایی که در دوره معاصر و در تقابل با آراء شکل گرفته در بخش هایی از دیگر حوزه های کردنشین منطقه با توان آزمایی هایی جدی روبرو می باشد.
میرزا آقاخان اعتماد الدوله نوری یکی از شخصیت های منفی در حافظه جمعی ملت ایران است . او را معمولاً به عنوان کسی که مسئول عقد معاهده صلح پاریس بین ایران و بریتانیا بود ، به خیانت کاری توصیف کرده اند که هرات یکی از تاریخی ترین نقاط میهنش را دو دستی به بریتانیا واگذار کرد . زندگی و شخصیت میرزا آقا خان صدر اعظم نوری ، بیشتر به خاطر اینکه پس از امیرکبیر صدر اعظم گردید و همچنین به علت درگیری وی در سقوط امیرکبیر ، دستخوش قضاوت ها و برداشت های گوناگون بوده است . ایران در زمان صدارت میرزا آقاخان نوری قربانی درمانده دسیسه های خارجی دو کشور استعمارگر آن زمان ، یعنی بریتانیا و روسیه ، بود . کشورهای روس و بریتانیا مصادف با دوره قاجار سیاست استعماری و جهان خواری خود را در ایران هم پی جویی می کردند خواه ناخواه ایران هم به بازی بزرگی که بین آنها شروع شده بود ، خصوصاً بریتانیا ، وارد شد ؛ اصلی که از طرف محققان و مؤلفان تاریخ پنهان باقی مانده و همیشه نظر بر این بوده که دیپلماسی ایران ناکارآمد یا فاسد بوده است ؛ در حالی که نگرش ژئوپلتیک آن دو کشور نادیده گرفته شد و همچنین حق کاپیتولاسیون که بریتانیا و روس بارها و بارها از آن سوء استفاده می کردند . در زمان صدارت میرزا آقا خان نوری ، وی برای اینکه سنگ تعادلی در مقابل روسیه و بریتانیا برقرار سازد ، دست به ایجاد رابطه با دول اروپایی و آمریکایی زد . در واقع ، از دوره وی بود که پای کشورهای خارجی به ایران کشانده شد . در این مقاله ، روابط ایران و روس و نقش ایران در جنگ کریمه مورد بررسی قرار گرفته است.
موضوع پژوهش، بررسی سه جنبه از جنبش تاریخ نگاری مصر در قرن نوزدهم است. در وهله اول، مراحل متوالی این جنبش ردیابی و گرایش های مختلف آن خاطر نشان شده است. سپس تصویری روشن از موضوعات مختلفی که موضوع تحقیق مورخان مصری در این قرن بوده ارائه و پیش زمینه های فرهنگی اثرگذار بر روش تحقیق آنها برشمرده شده و در پایان به اهداف این جنبش و تاثیرات آن بر جامعه مصری پرداخته شده است.
ابوالعباس احمد بن محمد بن عذاری مشهورترین مورخ مغربی پیش از ابن خلدون است که با نگارش البیان المُغرب فی اخبار الاندَلُس و المَغرِب یکی از مهم ترین نوشته های تاریخی مغرب اسلامی را پدید آورد. این مقاله به بازشناسی و تبیین جایگاه این کتاب در بین نوشته های تاریخی مغرب اسلامی، شیوه تالیف و منابع مورد استفاده مؤلف پرداخته و بدین نتیجه دست یافته است که به رغم نگارش آن در قرن هشتم، کتاب متضمن اخبار بسیار و روایات نادری است که جایگاه کتاب را تا حد منبعی دست اول ارتقا داده است. بعلاوه شیوه تالیف اخبار تاریخی آن، تلفیقی است از شیوه های سالشمار و موضوعی که با اسلوبی ساده و روان نگاشته شده است.
در مقاله حاضر، ضمن اشاره به اصول و شرایط ارتباط اثربخش از نگاه اندیشمندان حوزه ارتباطات، کوشش شده، سیره ارتباطات میان فردی پیامبر، به عنوان یک شخصیت فوق العاده و ارتباط گر قوی، بررسی و تحلیل شود. پیامبر با داشتن ویژگی هایی همانند گشودگی، همدلی، حمایتگری، مثبت گرایی و مساوات طلبی، شیوه ای ستودنی از ارتباطات را به منصه ظهور رساند که آرمان «ارتباطات رهایی بخش» مورد نظر هابرماس در آن کاملاً متحقق است. پیامبر، در عین پرهیز از اصول غیر اخلاقی مدیریت تاثیرگذاری، اثربخش ترین نوع ارتباطات را به نمایش گذاشت؛ وجود یک و نیم میلیارد مسلمان گواه این مدعاست.
با قتل نادر شاه و تشکیل سلسله درانی در افغانستان و تصرف نواحی شرقی ایران، از جمله سیستان به دست احمد خان ابدالی (درانی) در سال 1160 هـ .ق موضوع حاکمیت ایران بر این ایالت از پیچیدگی خاصی برخوردار گردید، ضعف حکومت مرکزی ایران بعد از قتل نادر، موجب گسترش نظام شبه ملوک الطوایفی در ایران گردید، کشمکش های جانشینان نادر و خاندان زندیه به این روند کمک شایان توجهی نمود. این امر موجب گردید حاکمان سیستان با ایجاد پیوند نزدیکتر با فرمانروای ابدالی افغانستان به حیات نیمه مستقل خود در دوران پر تنش ایران ادامه دهند.این حاکمان در روند حاکمیتشان با توجه به شرایط و موقعیت زمانی و سیاسی در دوره هایی که قدرت متمرکزی بر افغانستان سلطه می یافت، برای جلوگیری از تهدیدهای داخلی و خطر امرای افغان به آنها تکیه می کردند و گاهی با دادن باج و خراج به حیات خود ادامه می دادند. با روی کار آمدن حکومت قاجار، موضوع ایالت سیستان به یکی از پیچیده ترین مشکلات فراروی این سلسله تبدیل گردید. حاکمان قاجار با توجه به درگیریها و شورشهای داخلی و خارجی موضوع تحکیم پایه های قدرتشان را بر سیستان به مماشات می گذرانیدند. آنها در پی فرصت بودند تا بر مشکلات عدیده داخلی و جنگهای خارجی چیره شوند تا پس از آن به گسترش پایه های قدرتشان بر سیستان بپردازند.در این مقاله، موضوع حاکمان سیستان از ابتدای تاسیس سلسله قاجار تا پذیرش حاکمیت ایران به وسیله علی خان سرابندی در عصر ناصرالدین شاه بررسی شده است.
این مقاله می خواهد با تعریفی جدید از عصر و نسل رابطه ی آن دو را بر اساس ملاحظه ی جدید تاریخی و مبتنی بر کارکرد جوهری هر یک روشن نماید.
اگر عصر را گذشته از قالبی برای تاریخ،به معنی عنصری طبیعی نیز به حساب آوریم؛ سببیّت، علل و معلولات در نگاه مورخ غایب نخواهد ماند. زیرا هر ترکیب تاریخی، متضّمن عناصری از زمان جغرافیایی، زمان اجتماعی و زمان فردی است . حاصل جمع این عناصر سه گانه با لحاظ زمان،تاریخ را در نزد مورخ می سازد.
کردهای فارس صحراگردانی بودند که پیش از ظهور اسلام و در قرون اولیه اسلامی در فارس حضوری تاثیرگذار داشتند.در حدود اواسط قرن پنجم ه.ق با رهبری فضلویه چند طایفه از کردهای فارس با هم متحد شدند و تشکلی را با عنوان ((شبانکاره)) ایجاد کردند.شبانکارگان در سال های اولیه شکل گیری توانستند بر تمامی ایالت فارس و پس از آن نیز بر بخش هایی از این ایالت حکومت کنند.در اوایل قرن ششم ه.ق یکی از طوایف تشکیل دهنده گروه شبانکار،اسماعیلیان،توانستند سلسله ای را به نام ملوک شبانکاره ایجاد کنند.این سلسله موفق شد حدود دو قرن و نیم بر بخش هایی از فارس و کرمان حکومت کند
در مقاله ی حاضر برخی پیامدهای اقتصادی در جریان کشف حجاب رضاشاه (سالهای 15-1314) در حوزه فعالیت های بازار اصفهان مورد بررسی قرار می گیرد. در این پژوهش، اسنادی مبنی بر ورشکستگی اقتصاد بازاریان اصفهان پس از کشف حجاب رضاشاه مورد بررسی قرار گرفته است، که علت رکود بازار عملکرد فروشندگان دوره گرد و به ویژه فروشندگان دوره گرد کلیمی بوده است، که با مراجعه به درب منازل به زنانی که پس از جریان کشف حجاب تمایل به خارج شدن از منزل نداشتند، اجناس را می فروختند و همین امر بازار اصفهان را دچار رکود و ورشکستگی کرد. در این مقاله با بررسی نقش فروشندگان دوره گرد به ویژه نقش کلیمی های دوره گرد و ارتباطشان با بازار اصفهان و رویداد کشف حجاب در دوران پهلوی اول، با تکیه بر اسناد، واکاوی شده است و ارتباط تنگاتنگ این رویداد با بخش اقتصاد آن دوره مورد بازنگری قرار گرفته است.
این مقاله در پی آن است که تعلق دیرینه و تاریخی خلیج فارس به سرزمین ایران و پیوستگی آن را با فرهنگ و تمدن ایرانی با استفاده از مستندات باستان شناسی و معرفی آثار تاریخی بیان نماید. در این راستا پنج اثر تاریخی مربوط به دوران ایران باستان که به ترتیب در جزیره خارک به عنوان بزرگترین جزایر شمالی خلیج فارس، بندر تاریخی صیراف، حاشیه شهر برازجان و گوردختر در شمال سواحل خلیج فارس قرار دارند، با استفاده از گزارش های باستان شناسی دکتر سرفراز معرفی و بررسی می شوند. سپس با مقایسه ویژگی های این آثار با سایر آثار تاریخی و فرهنگی تمدن ایران و روشن نمودن تعلق آنها به تاریخ ایران زمین، پارسی بودن خلیج فارس بر اساس شواهد گویای حقیقی و بدون استفاده از متون و روایات تاریخی اثبات می گردد.مقاله حاضر در وسعتی و محدوده ای به نام استان بوشهر یا پارس جنوبی بر اساس آثار و شواهد به دست آمده و بازیافته های باستان شناسی کهن ترین آثار و نشانه های استقرار و استفاده از این ساحل را که به خلیج فارس شهرت جهانی دارد، معرفی می نماید.
از شواهد هنر معماری هخامنشیان در مرزهای کنونی ایران می توان کاخ های متعددی را برشمرد که در بخش هایی از استان های فارس و بوشهر پراکنده شده اند. در بیشتر پژوهش های باستان شناختی و معماری بر نحوه پراکندگی، ویژگی های ساختار معماری و نقوش برجسته تاکید ویژه ای شده اما توجه چندانی به رویکردهای مهندسی و طراحی معماری بخش های مختلف بنا های نشده است. در پژوهش حاضر تلاش بر این است که با رویکردی فنی و با تحلیل های مهندسی نحوه عملکرد سامانه تهویه و نورگیری بناهای تخت جمشید مورد بررسی قرار گیرد. در این راستا پس از مطالعات کتابخانه ای و بررسی پیشینه تحقیق ، با استفاده از نرم افزار 3DMAX و مدل های سه بعدی طراحی شده، به بررسی موضوع پرداخته ایم. نتایج حاصل از این تحقیق حاکی از آن است که سامانه نورگیری و تهویه در کاخ های صد ستون، عمارت خزانه و برخی کاخ های مشابه دیگر، برخلاف طرح های پیشین به صورت جانبی بوده است؛ بدین شکل که اختلاف ارتفاع حاصل از دیوارهای خارجی و داخلی این کاخ ها، شرایط مناسبی برای نورگیری از جناحین دیوارها با تعبیه پنجره هایی در بالای آن ها فراهم می نموده است.
در سال های پایانی حکمرانی ناصرالدین شاه و دوران حکمرانی مظفرالدین شاه، تاریخ نویسی سنتی ایران به شیوه جدید، دگرگون شد. این دگرگونی، نتیجه ارزنده ی ارتباط با اندیشه گران جدید اروپایی بود. میرزا فتح علی آخوندزاده و میرزا آقاخان کرمانی از نخستین اندیشمندانی بودند که انتقاد تاریخی نوگرایی در تاریخ نویسی را به کار بردند و دیگران راه آنها را دنبال کردند. در این مقاله روند تکوین جریان انتقاد به تاریخ نویسی سنتی در ایران عصر قاجار مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.