بعد از اعتراض تاثیرگذار مردم قم به انتشار مقاله احمد رشیدی مطلق و واکنش قهرآلود رژیم شاهنشاهی و در پیآن به خاک و خون کشیدن مردم، تبریز اولین شهری بود که ضمن پاسداشت حرکت انقلابی روحانیت و مردم در قم، یاد و خاطره چهلم شهدای قیام 19 دی را زنده نگه داشت. این حرکت سرآغاز برگزاری مراسم چهلم شهدای شهرهای مختلف ایران بود که از تبریز شروع و به انقلاب اسلامی ختم شد.
ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت کشور) که سالهای 1357 1335 فعالیت میکرد مهمترین و تاثیرگذارترین نیروی اطلاعاتی امنیتی دوره سلطنت و حکومت محمدرضا شاه پهلوی محسوب میشد. ساواک با هدایت و راهبری سیا و آمریکاییان تکوین یافت و تقریبا سرعت دامنه فعالیتهای خود را در ایران و بسیاری دیگر از نقاط جهان گسترش داد و بالاخص از اوایل دهه 1340ش رابطه بسیار نزدیکی با موساد (دستگاه اطلاعاتی اسرائیل) برقرار نمود که تا واپسین سالهای عمر رژیم پهلوی، روندی روزافزون پیدا کرد. هر چند ادارات کل دهگانه ساواک، فعالیتهای اطلاعات، امنیتی، حفاظتی و حراستی گوناگونی در داخل و خارج از ایران انجام میدادند اما برخوردهای خشن و غیرانسانی اداره کل سوم این سازمان با مردم ایران از اقشار و گروههای مختلف طی 3 دهه 1330، 1340 و 1350 نام این سازمان را در ردیف تبهکارترین سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی جهان جاودانه ساخت و در واقع عملکرد و فعالیتهای اداره کل سوم (امنیت داخلی) دیگر اقدامات و فعالیتهای ساواک و سایر ادارات کل آن را تحتالشعاع قرار داد.
مدتی بود که شاه و رژیم پهلوی از محبوبیت و مقبولیت روزافزون امام و شکسته شدن جوّ خفقان و مهیا شدن زمینه برای تظاهرات و حرکت، در خشم و اضطراب به سر میبرد. در نتیجه تصمیم گرفته شد برای تخطئه رهبری که در کانون توجهات مردم قرار داشت، مطالبی بر علیه او منتشر شود. مقالهای تحت عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» به دستور شاه در دفتر مطبوعاتی هویدا وزیر دربار تهیه گردید1 و در تاریخ 17 دی ماه 1356 مصادف با سالروز کشف حجاب توسط رضاخان در روزنامه اطلاعات به چاپ رسید.
در ششم دی ماه سال 1307 خورشیدی، دولت پهلوی اول (1320 1304) قانونی را تحت عنوان متحدالشکل نمودن البسه اتباع ایران در داخل مملکت به تصویب رساند که تا به امروز دستمایه نقد و نظرهای بسیار شده است. این قانون که صرفا برای مردان ایرانی در نظر گرفته شده بود، مقدمهای بود برای برنامه کشف حجاب در سال 1314 خورشیدی که تغییر پوشش زنان را در نظر داشت. شگفت این که پیامدهای منفی قانون اتحاد لباس و مقاومت جامعه ایران در برابر آن زمینه چشمپوشی دولت پهلوی از کشف حجاب را فراهم نیاورد.
با استقرار حاکمیت قاجاریه، آشنایی با علوم جدید در شکلی جدی آغاز گردید ، زیرا این دوران مقارن با ترقی شگفت آور ملل مغرب زمین بود که قدرت آنها به دلیل بهره گیری از علم و صنعت جدید روز به روز شکوفاتر می گردید ؛ ضمن آنکه با بروز تحولات شگرف در اروپا، رقابتی میان دول اروپایی در اروپا پدید آمد که این رقابت پس از اندک زمانی به سایر نقاط جهان ، از جمله آسیا، کشانیده شد. در این میان ، ایران به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی و سوق الجیشی خود ناخواسته به عرصه بازی های سیاست جهانی گام نهاد. نتیجه رقابت دول اروپایی و ارتباط تنگاتنگ میان ایران و آنها آن بود که ایران در مسیر آشنایی با عناصر تمدن غرب قرار گرفت و موج دانش نو به سوی دروازه های ایران پیشروی نمود . این دیپلماسی حاکم بر روابط دول اروپایی با یکدیگر و با ایران ، چنانکه خواهیم دید ، ناخواسته راه هایی را برای آشنایی ایرانیان با مدنیت غرب و علوم جدید و انتقال آن به ایران گشود . در این مقاله ، نویسنده می کوشد نحوه نخستین آشنایی جدی ایرانیان را با علوم جدید و اینکه آشنایی اولیه با علوم و فنون غربی از چه راه هایی تحقیق پذیرفت ، بررسی کند. =
تا کنون ، با وجود کتاب ها و مقاله های متعدد و در همان حال نا کافیی که از دیدگاه ها و سمت گیری های مختلف فکری در خصوص آیین و جنبش مزدکی توسط مورخان و نویسندگان ایرانی ، مسلمان و خارجی – قدیم و جدید – به تحریر در آمده است ، از جمله مسائل مربوط به این جنبش که چندان مورد بررسی قرار نگرفته ، مسئله پر اهمیت پایگاه اجتماعی – طبقاتی آن است . در این باره ، نه در منابع قدیم و نه در تحقیقات جدید ، توصیف و تحلیل درخوری صورت نگرفته است . این ضرورت ، نگارنده را بر آن داشت ، ضمن مباحثی چند ، مسئله مهم مذکور را مورد کاوش قرار دهد ، بدان امید که با این فتح باب ، پژوهندگان دیگر نیز در تعمیق بیشتر بحث مذکور بکوشند . باری ، به ایجاز، تحلیل حاضر ، برخلاف نظر پژوهنده ای ارجمند ، بر این فرضیه استوار است که در خیزش فراگیر مزدکی نه تنها برزگران ( یا دهقانان کم مایه ) ، بلکه تمامی طبقات و گروه های تهی دست جامعه ـ چه روستایی و چه شهری ـ شرکت داشته اند .
تمیشه از شهرهای باستانی و مهم خطه طبرستان و در مرز طبرستان و گرگان بوده که از آن به عنوان اقامتگاه فریدون پادشاه اسطوره ای آریاییان یاد شده ، شهری که انوشیروان ساسانی (579 – 531م) مدتی در آنجا اقامت کرد و دستور ایجاد باروی مهم آن را به منظور ممانعت از تاخت و تاز ترکان و قبایل شرقی داد . این شهر در بعد از اسلام در لشکر کشی های سرداران خلفا بارها مقاومت کرد و تخریب شد و مردم آن قتل عام گردیدند . در عصیان مازیار و در کشاکش نبردهای خاندان های محلی نیز یک چند دستخوش حملات گردید تا آنکه با هجوم مغولان و تیموریان آسیب زیاد دید و از صفحه روزگار پاک گردید .
در تکاپویی که در آستانه به قدرت رسیدن پهلوی اول،برای چاره اندیشی توسعه نایافتگی ایران صورت گرفت،ایلات و عشایر ایران در معرض اتهام قرار گرفتند که با مرکزگریزی،تمرد،غارت و ستیزه های مداوم ایلی و عشیره ای ایران بر پایه سه اندیشه دولت سازی،ملت سازی و مدون سازی اقدام به خط مشی گذاری برای ایلات و عشایر نمودند و پس از آرام سازی و خلع سلاح،اسکان و سلب قدرت از روسای آنان برای ساماندهی فرهنگی ایلات و عشایر چاره جویی هایی کردند. این پژوهش قصد بررسی این موضوع را دارد که دولت پهلوی اول چه برنامه ریزی های فرهنگی ای برای ایلات و عشایر کرده و این برنامه ها و با چه مقاصدی بوده است؟ اساس فرضیه پژوهش حاضر به این قرار است که در تکمیل سیاست عشایری،سیاست فرهنگی برای ایلات و عشایر بر محور سیاست سلبی،متحدالشکل ساختن لباس مردان و تغییر پوشش زنان که از آن به نام فرهنگ زدایی یاد شده و سیاست ایجابی،ایجاد مدارس و دارالتربیت های عشایری،که از آن به فرهنگ سازی تعبیر شده،قرار گرفت. از دید این پژوهش اهداف اساسی سیاست فرهنگ زدایی عبارت بود از: 1.القای قدرت دولت مرکزی. 2.از میان بردن مظاهر تکثر و تنوع.3.مدرن سازی و ستیز با سنت گرایی. انگیزه های دولت از اجرای سیاست فرهنگ سازی به قرار زیر توصیف و تحلیل شده است:1.تربیت فرزندان ایلات و عشایر و تقویت خوی شهر نشینی در آنان. 2.تربیت نیروی مبلغ و هوادار حکومت در بین ایلات و عشایر. 3.گروگان گیری خوانین زادگان در مدارس عشایری. یافته های این پژوهش نشان می دهد که بین سیاست گفتناری و سیاست کرداری دولت در این زمینه تفاوت وجودداشت و به علل نارسایی برنامه به ویژه عدم توجه به عامل زمان و شتابزدگی از سیاست فرهنگی دولت استقبال نشد،همچنین برنامه ریزی های فرهنگی دولت برای ایلات و عشایر اهداف دولت را تامین نکرد و به دلیل،تصورات قالبی سیاست گذاران درباره زندگی ایلی و عشیره ای،کمبود اعتبارات،ریشه داری سنت های ایلی و خشونت مجریان به سیاست ناکام و غیرموثری تبدیل شد
بحرین به عنوان یکی از مراکز اصلی اقتصادی و گذرگاهی خلیج فارس در طی سده ی دهم هجری/ شانزدهم میلادی شاهد تحولاتی بس مهم بود که اثراتی ژرف و دیرپا در پی داشت. به واقع، ترکیب اجتماعی و سیاسی بحرین کنونی به شدت تحت تأثیر همین تحولات قرار دارد و از این رو، شناخت موقعیت سیاسی و اجتماعی این سرزمین در گرو درک صحیح موقعیت سیاسی بحرین در طی سده ی دهم هجری/ شانزدهم میلادی و تأثیر منازعات منطقه ای بر تحولات سیاسی و اجتماعی آن است. در این جستار ضمن تشریح رقابت حکومت ها و خاندان های محلی بر سر مسأله بحرین، روند ورود قدرت های خارجی یعنی پرتغالی ها و عثمانی ها به این کشمکش را در خلال سده ی دهم هجری/ شانزدهم میلادی مورد بررسی قرار خواهیم داد.
زندگی نامه به منزله ی پردازش جنبه هایی از زندگی یک شخصیت، امروزه یکی از حوزه های مهم و پرکاربردِ تاریخ است. با عنایت به سبک ها و روش های متفاوتی که در دنیا برای نوشتن زندگی نامه ها به کار می روند، این پرسش مطرح است که در سرگذشت نگاری باید از چه قواعد و اصولی پیروی کرد و به چه نوع الزام های معرفت شناسانه وفادار ماند؟ این مقاله ضمن پاسخ گفتن به این مسئله، می کوشد با دسته بندی برخی از انواع زندگی نامه ها، درباره ی اهمیت زندگی نامه نویسی گفت وگو کند؛ از دانش های لازم برای زندگی نامه نویسی، منابع زندگی نامه نگاری، نقد زندگی نامه ها، روش های پژوهش در سرگذشت نگاری، عینیت در زندگی نامه نویسی و نیز برخی دیگر از ابعاد معرفت شناسانه ی آن سخن براند.
دوره ی ناصرالدین شاه از نظر ترجمه ی آثار اروپایی، به دلیل تشکیل نهادهای ترجمه ای، مانند دستگاه مترجمان دولتی، دارالفنون، دارالترجمه ی ناصری، و اوج گیری ترجمه و پرداختن منسجم به این موضوع بسیار اهمیت دارد.در همین دوره برای اولین بار، با رشد و گسترش ارتباط های خارجی، به ترجمه ها به منزله ی ابزار کسب شناخت و دانش جدید و نوگرایی موضوع به طور جدی تر توجه شد، همچنین در این دوره ترجمه ی مبتنی بر رویکرد روبنایی جای خود را به ترجمه با رویکرد تجددخواهی داد. در بررسی ترجمه ها اجزای اقتباس و حذفی های درون متنی ما را با فضاهای ذهنی که منشأ ماجراها و حوادث پیش آمده در لایه های بیرونی حیات ایرانی است، آشنا می کند.چگونگی تلاقی ذهن ایرانی با اندیشه ها و علوم جدید، متون جدید و بسترهای اجتماعی و سیاسی و دانش مترجمان درباره ی موضوع های ترجمه ای از عوامل اصلی غلبه ی سبک خاص ترجمه های موسوم به «تالیف های ترجمه ای»یا گرایش به ترجمه های غیرمستقیم از متون جدید شد. به لحاظ روش و نوع رویکرد، این مقاله «درباره ی» فرایند ترجمه هاست، و «از» ترجمه ها سخن نمی گوید، به عبارت دیگر ساختارها و رویکردهای حاکم بر دسته بندی ادوار ترجمه را محور اصلی بررسی قرار داده و بر حسب ضرورت، مبحث های جزئی درباره ی متون ترجمه ای به منزله ی مصداق مطرح می کند.
تاریخ، مرام و عملکرد حزب توده ی ایران(1320-1362 ش)به منزله ی یک تشکیل سیاسیِ دیرپا و تأثیرگذار در تاریخ معاصر ایران را طیفِ وسیعی از نویسندگان نقد و ارزیابی کرده اند.از ابتدای نگارش تاریخ این حزب تاکنون، آنچه در زبان های مختلف نوشته شده است، شامل کتاب، مقاله (در نشریه های حزبی، نشریه های مخالفان و منتقدان و نشریه های تخصصی)، حجم زیادی را در برمی گیرد.در میان این نوشته ها، خودنگاری یا تاریخ نگاری حزب توده به دست نیروهای وابسته به آن ویژگی های خاصی دارد.این خودنگاری ها از نخستین ماه های تشکیل این جریان سیاسی آغاز، و تاکنون ادامه دارد.بنابراین، شناخت محورهای اساسی تاریخ نگاری داخلی حزب توده، یعنی نگاه تاریخی فعالان این حزب به خود، در ارزیابی و تحلیل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پایدارترین جریان سیاسی تاریخ معاصر ایران بسیار اهمیت دارد. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که آیا می توان تاریخ نگاری حزب توده را نیز همچون دوره های فعالیت حزب به ادوار گوناگون با ویژگی های خاصی تقسیم بندی کرد یا خیر.ادوار گوناگون حیات سیاسی این حزب از زمان تاسیس حزب توده ی ایران در مهر ماه 1320 تا شکل گیری جریان انشعاب در سال 1326 ش، دوران نهضت ملی تا کودتای 28 مرداد 1332، دوران رکود فعالیت های علنی حزب و آوارگی و تبعید اجباری از ایران و فعالیت مجدد حزب توده در سال های 1357 تا 1362 ش همه را در برمی گیرد.بالتبع، تاریخ نگاری نیز بر همین ادوار تاریخی مبتنی است.این تاریخ نگاری بر پررنگ کردن جایگاه مبارزات نیروهای چپ از ابتدا تا تشکیل حزب توده ی ایران، منحصر ساختن نقش رهبری مبارزات سیاسی اجتماعی در دوران پهلوی دوم به حزب توده، ایدئولوژیک و ارزشی کردن تاریخ نگاری و خلق و تولید مفاهیم جدید در تاریخ و ادبیات سیاسی و تاریخ نگاری ایران معاصر متمرکز بوده است.
تهاجم ویرانگر مغول و فروپاشی خلافت بغداد با وجود پیامدهای گوناگون سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در تاریخ ایران دوران اسلامی از منظر بررسی فرایند بازسازی هویت و موجودیت سیاسی ایرانی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. بازنمایی مفهوم ایران در متون تاریخی، جغرافیایی و ادبی این دوره و بازتاب نظری و عملی فرهنگ سیاسی ایرانی و الگوی ملکداری ایران از جمله ویژگی های مهم این دوره تاریخی به شمار می آیند. بی تردید متون تاریخی و نوشته های مورخین بزرگ این دوره تاریخی از حوزه های بسیار مهم بروز و بازتاب این مفاهیم و افکار و اندیشه ها به شمار می آیند. ناصرالدین منشی کرمانی به عنوان یکی از مورخان برجسته دوره ی مغول به سبب تألیف آثار مهمی چون «سمط العلی للحضره العلیا» و «نسائم الاسحار من لطائم الاخبار» از جمله مورخین برجسته ی تاریخ میانه ی ایران به شمار می آید که به سبب پاره ای ویژگی های تاریخنگاری و پردازش موضوعی می توان افزون بر داده های تاریخی ویژه، با بررسی و جست وجو در نوشته های او مفاهیم مهمی درباره ایران و تفکر ایرانی و بازتاب الگوی نظام سیاسی ایران شناسایی کرد. از این رو مقاله حاضر تحت عنوان «بازتاب مفهوم ایران و اندیشه ایرانی در آثار ناصرالدین منشی کرمانی» با روش توصیفی و تحلیلی و بر پایه مطالعات اسنادی و کتابخانه ای با چنین رویکردی به بررسی موضوع می پردازد. این مقاله پس از مقدمه، روش و مفاهیم و مروری بر زندگی ناصرالدین منشی کرمانی و آثار و نوشته های او بازتاب ایران و هویت ایرانی را در این آثار و نگرش او را درباره نهاد شاهی، ویژگی ها و کارکردهای آن، وزارت، نظم سیاسی اجتماعی و توازن عناصر موثر در ساخت قدرت بر پایه ی منطق تبیین تاریخی او در «سمط العلی للحضره العلیا» و «نسائم الاسحار من لطائم الاخبار» مورد بررسی قرار می دهد.
حاکمیت ایلخانان مغول بر ایران که در پی فتح بغداد و سقوط خلافت پانصد ساله ی عباسی صورت گرفت، پیامدهای مهمی در عرصه ی فرهنگ و سیاست ایرانیان بر جای نهاد که مهم ترین آن بازیابی هویّت ایرانی و خودآگاهی صاحبان دفتر و دیوان در زمینه ی وضعیت و موقعیت تاریخی و محدوده ی سرزمینی خویش است. حمدالله مستوفی قزوینی از جمله کسانی است که با نگارش آثار ارزشمند در تاریخ، جغرافیا و حماسه سرایی به احیای این هوّیت تاریخی کمک فراوان نمود. او در نزهت القلوبکه اثری جغرافیای است، سرزمین ایران را به عنوان کشوری باستانی با مرزهای مشخص در میانه ی جهان معرفی کرده و به معرفی ایالات آن می پردازد و در ظفرنامه که تاریخی منظوم به سبک فردوسی است، در احیای مفهوم ایران زمین و هویّت ایرانی تلاش فراوان نشان می دهد. در این اثر ارزشمند، بارها از ایران و ایرانیان یاد کرده و در ادامه ی راه خاندان جوینی و رشیدالدین فضل الله با محور قرار دادن ایران، به ایرانی ساختن حاکمان مغول و انطباق آن ها با شاهان باستانی ایران می پردازد. ظفرنامه نشان می دهد که آن چه در اندیشه ی مستوفی می گذرد، تداوم مفهوم ایران زمین براساس آیین شهریاری باستانی در دوره ی اسلامی و ایجاد یک رنسانس ایرانی- اسلامی است.
تاریخ یکی از رشته های مهم آموزشی در علوم انسانی و علم پایه در علوم اجتماعی است که در بیشتر دانشگاه های کشور تدریس می شود. شیوه های سنّتی آموزش به تاریخ سیاسی پرداخته و از جنبه های مختلف حیات اجتماعی انسان غافل مانده اند. همچنین پژوهش های تاریخی در نظام سنّتی مبتنی بر اسناد سیاسی در لاکی محافظه کارانه فرو رفته است و نمی تواند به مسایل امروز جامعه و انسان پاسخ دهد. لزوم تغییر دیدگاه در آموزش و پژوهش تاریخ به منظور کارآمد کردن این علم از ضرورت های مهم و اساسی در دانشگاه هاست. این کار می تواند با برنامه ریزی های علمی و دقیق و برگزاری دوره های آموزشی و کنفرانس های علمی میسر شود و توسعه کیفی آموزش و پژوهش تاریخ و به تبع آن رشد علم تاریخ را در پی داشته باشد. این مقاله تلاشی برای نشان دادن چشم اندازها، انتظارها و راه کارهای علمی برای توسعه کیفی در رشته تاریخ است.