فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۳۸۱ تا ۹٬۴۰۰ مورد از کل ۲۸٬۸۷۱ مورد.
گزارش به ناصرالدین قاجار درباره حشمت الملک و شهاب الملک و منطقه قائنات و سیستان و بلوچستان
حوزههای تخصصی:
اعزام محصلین به اروپا در عهد احمدشاه قاجار
حوزههای تخصصی:
نگاهی به متغیرهای اثرگذار بر دستیابی صفویه به قدرت
حوزههای تخصصی:
بازتاب ارتحال امام خمینی و بستر های آن در افغانستان
حوزههای تخصصی:
طرح مقدماتی مطالعات خلیج فارس
حوزههای تخصصی:
انجمن ولایتی بوشهر
جغرافیای تاریخی ارّان
تأملاتی درباره نگارش تاریخ برای دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
کارشناسی تقسیم بندی جدید تاریخی مبتنی بر عقلانیت دین محور
حوزههای تخصصی:
مهرها و اثر مهرهای تخت سلیمان (اتشکده آذرگشنسب)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر اساس منابع تاریخی، آذربایجان از اوایل دوره ساسانی به سبب همجواری با مسیحیان ارمنی در (شمال) و رومی در (غرب)، به صورت پایگاه عمده نظامی، و به سبب وجود آتشکده آذرگ ُشنسپ در تخت سلیمان ( شیز باستانی ) به صورت جایگاه دینی مهمی برای ساسانیان به شمار می آمد. تخت سلیمان در شمال شرقی تکاب و در جنوب دریاچه اورمیه با بقایای معماری دو دوره (هخامنشیان و ساسانیان) از محوطه های باستانی مهم و مورد علاقه باستان شناسان جهان است. در واقع تخت سلیمان وسیع ترین تاسیسات دینی ، سیاسی و اداری اواخر دوره ساسانی است که تا کنون شناسایی و بخشی از آن از زیر خاک بیرون آورده شده است. بقایای مجموعه تاریخی آتشکده آذرگُشنَسپ در درون حصاری بیضی شکل و با دروازه های بزرگ مربوط به دوره ساسانی و آثاری از دوران اسلامی باقی مانده است.
در کاوش های باستان شناسان آلمانی و سوئدی در تخت سلیمان، شمار فراوانی مُهر و اثر مُهر(نقشی که توسط مُهرها بر روی گِل ایجاد شده است) از اواخر دوره ساسانیان کشف شده است که به روشن شدن اوضاع اداری آن دوره، به ویژه نام کارکنان و بلندپایگان این ناحیه و حتی نوع مقــام و سِمَت آن ها کمک بسیاری می کنند و سبب فزونی دانش ما از مجموعه نام های خاص از آن دوران گشته اند. هم چنین، از طریق تصاویر ایدئوگرام های موجود بر اثر مُهرها به باورها و اعتقادات مردم در آن دوران می توان پی برد. کشف مُهری که نام آذرگُشنَسپ بر روی آن آمده، سبب اثبات این نام ( آذرگُشنَسپ) برای تخت سلیمان امروزی شده است. روشن شدن نام برخی ضرابخانه ها را که به صورت اختصار بر روی سکه های آن دوران آمده، نیز مدیون این کشف بزرگ هستیم.
بررسی نقش باستان شناسی در ارتقا و تقویت هویت ملی و فرهنگی ایرانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مبانی فرهنگی، تاریخی و تمدنی از مهمترین مولفه های هویت ملی است که موجب تمایز ملت ها و جوامع مختلف از یکدیگر می شود. باستان شناسی به عنوان یکی از شاخه های علم انسان شناسی می تواند نقش مهمی در ارتقای هویت ملی جوامع کنونی ایفا نماید. از سوی دیگر، یکی از مهمترین موضوعاتی که به صور مختلف با تمامی عناصر هویت ملی مرتبط است، آثار باستانی یا آثار مادی برجای مانده از یک ملت خاص با خط و زبان و تاریخ و جغرافیای خاص است که نشان دهنده میزان نبوغ و پشتکار نسل های گذشته و بیانگر قدیمی ترین دوره های شکل گیری روح جمعی و دیرینه بودن هویت ملی است. بنابراین، باستان شناسی در ابعاد مختلف فرهنگی، سیاسی، تاریخی و اجتماعی با مقوله هویت ملی ارتباط پیدا می کند. کشور باستانی ایران به دلیل برخورداری از یک سابقه تاریخی و تمدنی و فرهنگی کهن می تواند به کمک باستان شناسی از استعداد بالای خود در زمینه ارتقای هویت ملی ایرانی یاری گیرد. تحقیق حاضر درصدد اثبات این حقیقت است که باستان شناسی می-تواند به طرق مختلف از جمله تقویت وحدت سیاسی و انسجام ملی، تقویت اراده ملی و روحیه خودباوری و رونق صنعت گردشگری در جهت توسعه اقتصادی کشور، میزان هویت ملی ایرانیان را ارتقا ببخشد.
مقایسه ابعاد فانتزی جادو در بهمن نامه و گرشاسپ نامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فانتزی و فرایندهای آن در ادبیات یکی از مباحث نو و قابل بررسی در گستره ادبیات فارسی به خصوص آثاری است که در ارتباط تنگاتنگ با اسطوره ها و حماسه ها قرار دارند ، از جمله مولفه های حیاتی در فضای وهم انگیز ، فانتزی جادو و جادوگریست . این مقاله تلاشی است برای دستیابی به نقاط تشابه و تفاوت کاربرد این مولفه در دو متن حماسی گرشاسپ نامه و بهمن نامه و سعی دارد ابتدا تعریفی اجمالی از فانتزی ارائه کند، پس از آن، مشخصات گرشاسپ و بهمن در دو منظومه مذکور بررسی شود و در نهایت، با ذکر شواهد مربوط، به مقایسه بسامد کاربرد جادو در دو منظومه بپردازد.
تدابیر روحانیان زردشتی برای مقابله با تغییر دین به دینان (از سقوط شاهنشاهی ساسانی تا پایان سده چهارم هجری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ژوهش حاضر با تکیه بر اسناد و متون تاریخی؛ به ویژه متون زردشتی که عمدتاً در سدة سوم و چهارم هجری تدوین شده و صبغة دینی دارند، به بررسی تدابیری می پردازد که روحانیت زردشتی پس از سقوط شاهنشاهی ساسانی، برای حفظ و بقای جامعة زردشتی و ممانعت از تغییرِ دین روزافزون به دینان اندیشیدند. این تدابیر را، که مبتنی بر سنت های کهن بودند، می توان به چهار دستة اصلی تقسیم کرد:
الف) مجازات و فشارهای اقتصادی؛
ب) مشوق های اقتصادی؛
ج) انزوای خودخواسته؛
د) ترویج ادبیات نجات بخشی.
هیچ یک از این تدابیر مانع از گروش روزافزون زردشتیان به اسلام نشد؛ ضمن این که گاه این تدابیر نتیجة معکوس داشت و عملاً منجر به تشدید فشارهای وارده بر به دینان شد، به ویژه هنگامی که اسلام در ایران کاملاً تثبیت شد و زردشتیان در اقلیت قرار گرفتند، و سرعت گروش به دینان به اسلام افزایش یافت. ادبیات نجات بخشی، که برآمده از شرایط دشوار زردشتیان در روزگاری بود به صورت اقلیتی کوچک در دل جامعة بزرگ اسلامی می زیستند، تنها عاملی بود که امید را در دل اندک زردشتیان باقی مانده روشن نگاه می داشت و ایشان را به پایداری بر به دینی ترغیب می کرد.
اقوام هندوایرانی و سرزمین ایران ویج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باستان شناسان و تاریخ دانان به دنبال زبان شناسان سال ها در تشخیص قومیت «هندواروپایی» و موطن اولیه آن ها به جست وجو و مطالعه در آثار به جا مانده از این مردم پرداختند. در این مطالعات فرهنگ هایی همچون «آندرونوو» (Andronovo) و «جیحون» در استپ ها و واحه های آسیای مرکزی به اقوام «هندوایرانی» شناخته شدند که احتمالاً در اواخر هزاره چهارم را اوایل هزارة سوم قبل از میلاد، در استپ های آسیای مرکزی از اقوام هندواروپایی جدا شدند و به سمت نواحی آسیای مرکزی جنوبی و افغانستان حرکت کردند. این اقوام پس از سکونت در منطقه ای که بر حسب سنت و روایت اوستا و ریگ ودا (متون باستانی اقوام هندوایرانی) به نام اَریانم وَئِجَه (Airyanəm vaējō) شهرت دارد، در حدود اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره اول پ م هم زمان با عصر «برنز متأخر» (Late Bronze age) از یکدیگر جدا شدند و در مسیرهای جداگانه ای وارد سرزمین هند و فلات ایران شدند. بر این اساس، در پژوهش حاضر تلاش بر این است که از طریق بررسی در یافته های باستان شناختی و مقایسة آن ها با متن اوستا و به میزان کمتری با متن ریگ ودا مکان تقریبی اَریانم وَئِجَه را تعیین کنیم.
عهدنامة ترکمانچای و مسئلة جانشینی: واکاوی علل مداخلة روس ها در فرایند جانشینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی اجمالی تاریخ دورة قاجار نشان می دهد، جانشینی از عرصه هایی بود که دولت روسیه در آن بسیار مداخله می کرد. در تاریخ کهن ایران هرچند می توان نمونه هایی از مداخلة بیگانگان را در امر جانشینی یافت، برای نخستین بار، در دورة قاجار، جانشینی رسماً و در توافق نامة گلستان و عهدنامة ترکمانچای به عرصة قدرت نمایی روسیه تبدیل شد و این کشور بنابر فصل هفتم عهدنامة ترکمانچای از ولایتعهدی عباس میرزا، که در راه جانشینی با مشکلات و بحران های فراوانی رویارو بود، حمایت کرد. این پژوهش بر آن است تا با بررسی چالش های پیش روی عباس میرزا برای جانشینی، ریشه ها و عواملی را که منجر به مداخلة روس ها در عهدنامة ترکمانچای شد، تحلیل کند. هدف این پژوهش پاسخ به این پرسش اصلی است که چرا مسئلة جانشینی در دورة قاجار رسماً و طی عهدنامة ترکمانچای زیر نفوذ روس ها قرار گرفت؟ مسئلة جانشینی در دورة قاجار به سبب فقدان قوانین منسجم جانشینی و وابستگی آن به ارادة شاه و رقابت شاهزادگان با ولیعهد بر سر جانشینی، موجب اتکای برخی شاهزادگان به دولت روسیه شد و این کشور برای بهره برداری سیاسی و گسترش نفوذ خود در ایران آن را در معاهده ای رسمی زیر نفوذ خود درآورد.
یعقوب لیث و خلیفه عباسی: چرا یعقوب به بغداد لشکر کشی کرد؟
حوزههای تخصصی: