ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۲۰۱ تا ۳٬۲۲۰ مورد از کل ۲۸٬۸۷۷ مورد.
۳۲۰۱.

بنیاد شهریاری در تاریخ ماد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۴ تعداد دانلود : ۵۶۱
تاریخ دیرینه ایرانیان شرقی آنگونه که در بخش هایی از اوستا و متن های پهلوی به چشم می آید، گواه پیدایش ایده شاه و شهریاری در شرق ایران است. کَوی ها یا فرمانروایان ایران شرقی، پس از کوچ آریاییان به فلات ایران، کهن ترین ساختار شاهی را در ایران شرقی بنیاد نهاده اند و آنچه تاریخ کیانیان خوانده می شود، تاریخ کهن ایرانیان شرقی است که با افسانه ها آمیخته و بازگوشده است. در تاریخ ایران، بنیاد و پیدایش ایده شاه و شهریاری در دوره مادها در غرب فلات ایران، بسیار دیرتر از پیدایش شهریاری در نزد ایرانیان شرقی است. مادها و به طورکلّی ایرانیان غربی، اگرچه در بنیادگذاری نهاد شاهی از الگوهای شناخته شده بین النهرین تأثیر گرفته اند، امّا خود آنها هم دارای سنَّت دیرینه شهریاری بودند و نباید اهمیّت این پیشینه ایرانیِ را در پیدایش نهاد شهریاری در نزد مادها و دیگر ایرانیان غربی نادیده انگاشت. در پیوند با تاریخ شهریاری مادها، مسأله این است که منابع آشوری در سده های نهم تا هفتم پیش از میلاد، به دهها شاهک نشین و دژهای کوچک و بزرگ پراکنده در نیمه غربی و شمال غربی فلات ایران اشاره دارند و نشان می دهند که مادها در گستره سرزمین ماد پراکنده بوده و ساختاری قبیله ای داشته اند، امّا منابع یونانی، پادشاهی ماد را یک شاهنشاهی نیرومند و سازمان یافته و دارای نهادهای فرهنگی و سازمان اداری تکامل یافته نشان می دهند.
۳۲۰۲.

مشاغل و فعالیت های اقتصادی زنان در عصر هخامنشی (با رویکرد به گل نبشته های پرسپولیس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۶ تعداد دانلود : ۴۳۸
فرهنگ کار و کوشش در جامعه نقش بنیادین و زیربنایی در ارتقای سطح پویایی جوامع داشته و مشارکت اقشار مختلف در امر تولید عامل اصلی در توسعه و رفاه اقتصادی و سلامت اجتماعی است. بر این مبنا این پژهش با رویکرد به فرهنگ کار و کوشش در ایران باستان بر آن است دریابد در روزگار هخامنشی زنان به عنوان قشری که نیمی از جمعیت جامعه را به خود نسبت می دادند، در امر تولید چه نقشی داشته و در چه حوزه ها و تحت عنوان چه مشاغلی به ایفای نقش می پرداختند و مساله دیگر اینکه جامعه عصر هخامنشی چه رویکردی به کارِ زنان داشته و زنان شاغل نسبت به مردان از چه مزایا و دستمزدی برخوردار بهره مند بودند؟ بدین سان با بررسی الواح مکشوفه از پرسپولیس و همچنین با رویکرد به برخی گزارشهای تاریخی از طریق مطالعات کتابخانه ای، با نقل مندرجات الواح و گزارشها و تحلیل اطلاعات و داده ها، مشخص گردید که در جامعه عصر هخامنشی، زنان همچون مردان در مشاغل متنوع به فعالیت مشغول بوده و به سبب اینکه هیچ ممنوعیتی از ورود زنان به حرفه ای خاص وجود نداشت و مهارت و عملکرد اشخاص در کار، برتری آنها را معین می ساخت، این قشر از جامعه به تعداد قابل ملاحظه ای در برخی مشاغل حتی از مردان نیز پیشی گرفته و در حالیکه همچون مردان از دستمزد و امتیازات مشابه برخوردار بودند، گاه به عنوان مدیران کارگاهها بر جمعیتی از مردان و زنان ریاست داشتند.
۳۲۰۳.

ساختارشناسی ملات رنگی آرایه های گچی بوم ساب در مدرسه (کاروانسرا) گنجعلی خان کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۶ تعداد دانلود : ۴۳۵
مدرسه (کاروانسرای) گنجعلی خان کرمان، یکی از بناهای شاخص کرمان در دوره صفویه است. آرایه های گچی ارزشمندی با شیوه های مختلف در این بنا اجرا شده است. ازجمله این آرایه ها، آرایه های گچی بوم ساب است که در اتاق شاه نشین در تمام اضلاع هم چنین سقف بنا اجرا شده است. از ویژگی های خاص این آرایه ها، رنگی بودن ملات در لایه های بستر زیرین و بستر رویی است که در سه رنگ قرمز، زرد و خاکستری قابل مشاهده است. لازم به ذکر است که در دوره های گذشته یک لایه اندود گچی بر سطح آرایه های گچی این بنا اجرا شده بوده که خوشبختانه در سال های گذشته، بخش زیادی از لایه الحاقی از سطح آرایه های گچی لایه برداری شده است. با توجه به متفاوت بودن این آرایه معماری ازنظر عمل آوری ملات رنگی و هم چنین فن اجرا و این که تاکنون مطالعه علمی دقیقی روی این آثار انجام نشده، در این مقاله ساختارشناسی ملات های رنگی این بنا انجام پذیرفته است. ازجمله پرسش های این پژوهش عبارتنداز: ملات های رنگی آرایه های گچی بوم ساب در این بنا دارای چه ساختاری است؟ فازهای اصلی و فرعی ترکیب ملات چیست؟ ماده رنگ زا در ملات های رنگی چه بوده است؟ در همین راستا اقدام به نمونه برداری شد (تعداد 7 نمونه) و آنالیزهای FT-IR, EDS, XRD برروی نمونه های مطالعاتی انجام پذیرفت که درکنار مطالعات میدانی به پرسش های پژوهش پاسخ داده شده است. نتایج حاص ل از پژوهش، گویای آن است که ملات گچ با فازهای اصلی ژیپس و انیدریت در لایه های مختلف استفاده شده است. هم چنین برای رنگی کردن ملات قرمز و زرد از اکسید آهن (گوئتیت) استفاده شده و برای ملات خاکستری از خاکستر و آهک استفاده شده است. هم چنین مواد آلی (استفاده جهت تغییر کیفیت ملات) در ساختار نمونه ها شناسایی نشد.
۳۲۰۴.

زنان و انتقال تاریخ خانواده

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۹ تعداد دانلود : ۳۴۵
تاریخ خانوادگی به عنوان یکی از مؤلفه های فرهنگی، توجه مورخان و انسان شناسانی متعدد را به خود جلب کرده است. این قسم از تاریخ نگاری بر اساس روشهایی گونه گون تدوین می شود. امروزه برخلاف روزگار کهن که بررسی تاریخ خانوادگی تنها به خانواده های مشهور، به ویژه در گستره سیاست محدود بود، به زندگی همه خانواده ها تعلق می گیرد. تدوین تاریخ خانواده ها به دلیل نقشی که در تبیین تاریخ اجتماعی ملل دارد، حائز اهمیت برده و ارزش آثار مزبور در شناخت تاریخ و هویت جوامع غیر قابل انکار است. در این راستا تمرکز بر جایگاه زنان در خانواده در گذر زمان ضروری است. ژرف بینی و نکته سنجی زنان، راهگشای پژوهشگران تاریخ خانوادگی خواهد بود و همانند چراغی مسیر آنان را نورانی می کند.
۳۲۰۵.

تقدّم اصلاحات اقتصادی بر اصلاحات سیاسی؛ بازخوانی آرا و اندیشه های علی اکبر داور(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵۱ تعداد دانلود : ۸۶۳
با آغاز مواجهه جامعه ایران با غرب، پرسش درباره انحطاط و راه خروج از آن به مسئله اصلی منورالفکران تبدیل شد. هر فرد و گروهی در مواجهه با بحران های جامعه ایران، الگوی خاصی را پیشنهاد می داد . علی اکبر داور به تأمل درباره این موضوع پرداخت. مسئله اصلی مقاله، بازخوانی انتقادی آرای داور درباره عقب ماندگی ایران است. پرسش مقاله نیز این است که داور چه الگویی از توسعه را مطلوب می دانست؟ فرضیه این مقاله این است که الگوی غالب در اندیشه داور، الگوی اصلاح اقتصادی بوده است. یافته هایِ این نوشتار نشان می دهد داور برخلاف بسیاری از منورالفکران، درکی اخلاقی از مفهوم تجدد نداشت. وی ریشه برتری غرب را در قدرت اقتصادی و صنعتی آن می دید. داور معتقد بود اصلاحات اقتصادی مقدّم بر اصلاحات سیاسی و فرهنگی است. از مجرای این تفکر، او به استبداد مُنَوِّر روی آورد؛ زیرا معتقد بود در سایه حکومتی مقتدر می توان این اصلاحات را انجام داد. نتیجه این نوع تفکر، درکی سطحی از تجدد و نوسازی بود. داور بدون توجه به مبانی و الزامات تمدن غرب، سعی کرد با تغییر شکل حکومت و اصلاحات اقتصادی، جامعه ایران را از انحطاط برهاند. اجرای این سیاست به نوسازی ناقص و بدوی منجر شد؛ نوسازی ای که نتوانست پاسخی اصولی به مسائل جامعه ایران بدهد.
۳۲۰۶.

بررسی روابط سیاسی نظام شاهیان دکن با دولت صفویه (با تأکید بر نقش شاه طاهر دیوانسالار ایرانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۰ تعداد دانلود : ۶۳۴
در زمان حکومت صفویه مذهب تشیع در شبه جزیره دکن گسترس یافت و برخی از سلاطین آن منطقه به دلیل اشتراک مذهب روابط سیاسی خوبی با دولت صفویه برقرار کردند. مهاجرت شیعیان ایرانی به دکن از نیمه قرن هشتم هجری قمری افزایش چشمگیری داشت و در قرن دهم و یازدهم هجری قمری به اوج خود رسید. یکی از مهاجرانی که نقش تعیین کننده ای در تحکیم روابط سیاسی نظام شاهیان با دولت صفویه داشت، «شاه طاهر» بود. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش شاه طاهر و عوامل این ارتباط و تأثیر و تأثرات آن در دو دولت است. نگارندگان با روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات به روش پژوهشی و کتابخانه ای می کوشند تا نقش شاه طاهر را در رواج مذهب تشیع و تحکیم روابط سیاسی بین دو دولت تبیین کنند. پرسش مهمی که در این تحقیق عنوان می شود این است که دیوانسالاران ایرانی از جمله شاه طاهر چه نقشی در تحکیم روابط نظام شاهیان با دولت صفویه داشتند؟ اگرچه نظام شاهیان در ابتدا برخلاف عادل شاهیان و قطب شاهیان ارتباطی با ایران و خاندان صفویه نداشتند و درواقع از مهاجران ایرانی که به جنوب هند مهاجرت کردند، نبودند؛ اما با وجود این مهاجرت شاه طاهر باعث ایجاد و توسعه روابط سیاسی و فرهنگی آن ها با صفویه شد. اگرچه دولت نظام شاهی نسبت به دیگر دولت های شیعه مذهب جنوب هند با تأخیر قابل توجهی به مذهب تشیع گروید، اما طرز تلقی آنان از تشیع به صفویان نزدیک تر بود و همین نکته موجب ارتباط خاص حکومت صفوی در دوره شاه طهماسب با حکومت نظام شاهی گشت. بنابراین می توان گفت که عامل مذهب نقش کلیدی در تحکیم روابط صفویه با نظام شاهیان ایفا می کرد و سبب ساز این نزدیکی مذهبی، دیوان سالار ایرانی شاه طاهر بود. درواقع مهاجرت دیوان سالاران ایرانی به جنوب هند سبب گسترش تشیع در این منطقه شد و شاه طاهر نیز با تأثیرگذاری بر پادشاه نظام شاهیان سبب رسمی شدن مذهب تشیع در این منطقه و آغاز تحکیم روابط میان صفویه و نظام شاهیان شد.
۳۲۰۷.

ارتباط مَقریزی با فاطمیان، زمینه های نسبی و فکری در توجه مقریزی به تاریخ فاطمیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۲ تعداد دانلود : ۳۰۵
دولت فاطمیان (297، 567ق) در استمرار حرکت اسماعیلی و با تکیه بر آموزه های آنان، از دولت های پر تلاش برای احیای آثار شیعی و تأثیرگذار بر اندیشه های شیعیان با درازای 270 سال خلافت بود. مقریزی (766، 845ق) نیز از مورخان غیر شیعی و پرآوازه عصر ممالیک (ایوبیان) در مغرب اسلامی بود. عصری که به رغم درخشش تاریخ نگاری در آن دوره، از دشمنی با شیعیان و فاطمیان فروگذار نبود. مقریزی پس از دو قرن فاصله زمانی خود با فاطمیان، با اندیشه ای غیر شیعی و در فضای سنگین سیاسی مذهبی عصر مملوکی، فاطمیان شیعی را با نگاهی جامعه شناسانه و رویکردی تمدنی بررسی کرد و آنان را با تدبیرترین دولت اسلامی و دوره آنان را درخشان ترین دوره حاکمیتی مصر ارزیابی کرد. اهتمام ویژه مقریزی به تاریخ فاطمیان و تمجید او از آثار و دستاوردهای آنان محققان را به کاوش چرایی آن واداشته و سبب تدوین آثاری در تبیین رابطه مقریزی با فاطمیان شده است. در این میان، ناصر رباط استاد دانشگاه «ام آی تی» در رشته تاریخ و کلام و نیز مدیر برنامه آغاخان با مطالعه گزاره های تاریخی و بررسی جهت گیری های سیاسی مذهبیِ مقریزی و با بهره گرفتن از روش توصیفی تحلیلی در پی کشف این رابطه برآمد و اشتراک آن دو را در تبار و جغرافیایی واحد پیوند دهنده اصلی مورخِ مغربیِ سُنی با دولت فاطمیِ شیعی دریافت. تباری که مقریزی آن را بر اثر دشمنی تمار عیار دولت مملوکی با فاطمیان، کتمان کرد و به عنوان یک عالم منتقد انقلابی مسلک (متمایل به ظاهریه) در مقام نقد مملوکان و ستایش از دستاوردهای فاطمیان جلوه نمود و با این حال، هرگز به عقاید فاطمیان تمایلی نشان نداد. مقاله پیش رو برگردان این مطالعه ارزشمند از زبان انگلیسی به فارسی است.
۳۲۰۸.

تاریخ نگری و تاریخ نگاری حزین لاهیجی (1180 -1103ق)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۸ تعداد دانلود : ۳۲۱
اگرچه حزین لاهیجی عمدتاً به عنوان یک ادیب و شاعر شناخته می شود، بخشی از شهرت او، مربوط به جایگاه مورخانه اوست. او در میان کتاب های مختلف خود، دو اثر در زمینه تاریخ دارد که در آنها می توان رویکرد وی را در این حوزه دید. درباره «حزینِ شاعر» یا دیگر ابعاد زندگی او، پژوهش های بسیاری صورت گرفته، اما «حزینِ مورخ» مدنظر محققان قرار نگرفته است. در این مقاله، کوشیده شد تاریخ نگری و تاریخ نگاری حزین لاهیجی بررسی شود تا به این پرسش پاسخ داده شود که حزین چگونه به تاریخ نظر کرده و در چه چارچوب هایی به نگارش تاریخ پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که حزین در ویژگی هایی چون عبرت بینی، تقدیرباوری، اخلاق مداری و وطن دوستی با سنت تاریخ نویسی روزگار خود همسو بوده و در این چارچوب های فکری به تاریخ نگاه کرده است. غالب بودن این ویژگی ها، ناشی از میراث دیرینه تاریخ نگاری ایرانی است که به صورت یک سنت پیشینی به او به ارث رسیده است. اما در ویژگی هایی چون خارج بودن از چارچوب های رسمی، دنبال کردن اندیشه ای خاص، دارابودن رویکرد انتقادی و نگارش تاریخ مردم، بیرون از پارادایم های غالب عمل کرده، جامعیت او در علوم مختلف، در این امر تأثیرگذار بوده است.
۳۲۰۹.

مشروطه ایران و عثمانی و روشنفکران کُرد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۷ تعداد دانلود : ۴۲۶
جنبش مشروطه کمابیش هم زمان در کشور ایران و عثمانی رخ داد. در کنار روشنفکران و ادیبان این دو کشور، روشنفکران و ادیبان کُرد، مانند احمد شَوقی، جمیل صدقی زهاوی، حاجی قادر کویی، شیخ رضا طالبانی در مشروطه عثمانی و میرزاده عشقی، ابوالقاسم لاهوتی، آیت الله مردوخ کُردستانی و قاضی کوثر سقزی در مشروطه ایرانی فعالیت های چشمگیری در جهت شکل گیری جنبش مشروطه و ترویج اندیشه های مشروطه خواهی داشته اند. مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی به بررسی آرای تعدادی از روشنفکران و ادیبان کُرد در دوران مشروطه عثمانی و ایرانی می پردازد و به این پرسش پاسخ می دهد که نقش روشنفکران و ادیبان کرد در مشروطه ایران و عثمانی چه و چگونه بوده است و آنان چگونه توانسته اند اندیشه های مشروطه خواهی را در کُردستان گسترش دهند. ازآنجاکه شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در کُردستان ایران و عثمانی یکسان نبود، بیشتر روشنفکران کرد این دو کشور نیز هدف های یکسانی را دنبال نمی کردند و محتوای اندیشه های آن ها لزوماً در مسیری یکسان تحول نمی یافت. بیشتر روشنفکران و ادیبان کُرد در کُردستان عثمانی، کشور عثمانی را وطن خود نمی دانستند و به دنبال ترویج اندیشه های ناسیونالیستی قومی و استقلال و جدا شدن از دولت عثمانی بودند، اما برخلاف آنان روشنفکران و ادیبان کُرد ایرانی، ایران را وطن خود می دانستند و به ایرانی آزاد و برخوردار از حکومت قانون بر مردم می اندیشیدند.
۳۲۱۰.

فردگرایی روش شناختی در تاریخ فرهنگی و منظومه فکری فلسفی ارنست گامبریج(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۵ تعداد دانلود : ۳۴۲
فردگرایی روش شناختی در تاریخ فرهنگی و منظومه فکری ارنست گامبریج یعقوب خزائی[1] چکیده در تاریخ تفکر، متفکران در دو دسته از یکدیگر قابل تفکیک اند. نخست، دسته ای که تفکراتی خلاق و نظریاتی بدیع در حوزه هایی از انسانیات مطرح کرده اند. دوم، افرادی که در بسط و اشاعه نظریات و تفکرات گروه نخست کوشیده اند. پرسش اصلی نوشتار حاضر این است که آیا نظریه گامبریج در تاریخ فرهنگی، ایده نو و اصیلی را واجد بوده است؟ مدعای مقاله حاضر این است که زیرساخت تفکر و روش گامبریج، راسلی پوپری است و او با پیروی از فردگراییِ روش شناختیِ پوپری، به پارادایم مقابل آن یعنی، کل گرایی روش شناختی یورش برده و تمام نظریه های همبسته با کل گرایی از جمله نظریه هگل و تاریخ فرهنگی متناظر با آن و «اصل ضرورت علی» را ردّ کرده است. از این رو، به نظر می رسد که ارنست گامبریج در شمار متفکران دسته نخست قرار نمی گیرد. او بیشتر مورخی است که اندیشه همفکرانش راسل و پوپر را بسط و گسترش داده است. این در حالی است که برخی از اندیشه ورزان نیمه دوم قرن بیستم میلادی، از دوگانه روش شناختی کل گرایی و فردگرایی روش شناختی عبور کردند و با دیالکتیکی از این دو، در بررسی مسائل علوم اجتماعی به جامعیت بیشتری دست یافتند. دستاورد مقاله حاضر این است که گامبریج در تاریخ فرهنگی مورد نظرش، با دسته بندی آدمیان به نوع پست تر و عالی تر، در همان دامی فرو غلتید که رژیم توتالیتر هیلتری که به شدت آماج انتقاد گامبریج است در آن فرو افتاده بود. این نوع نگرش به تاریخ فرهنگی، نوع دیگری از همان توتالیتاریسمی است که گامبریج مدعی مبارزه با آن است. در واقع، گامبریج هم به گونه ای دیگر و با خودآگاهی کمتری، منادی توتالیتاریسم و نوعی قوم کشی است. واژه های کلیدی: ارنست گامبریج، تاریخ فرهنگی، فردگرایی روش شناختی، هگل، راسل، پوپر [1]. عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران (نویسنده مسئول) khazaei@HUM.ikiu.ac.ir تاریخ دریافت: 19/7/1400- تاریخ تأیید 28/10/1400
۳۲۱۱.

عوامل اقتصادی تاثیرگذار بر مناسبات صفویان با عثمانی در خلال سال های 1501 تا 1562م(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۸ تعداد دانلود : ۴۰۱
بی ثباتی در روابط سیاسی دوکشور ایران و عثمانی سابقه ای طولانی داشته است و عوامل متنوعی در تداوم این وضعیت نقش داشته اند. مقاله ی پیش رو ضمن بررسی نقش این عوامل نشان می دهد که اصطکاک در روابط سیاسی الزاماً به معنای گسست و تخاصم در سایرحوزه ها به ویژه درحوزه روابط اقتصادی نمی باشد و روابط اقتصادی و تجاری این دو کشور به رغم سابقه تنش میان آنها، به طور مستمر و نیرومند برقرار بوده است. بااین همه در در دوره ی آغازین حکومت صفویه یعنی از زمان جلوس شاه اسماعیل تا پایان دوره ی سلطنت شاه طهماسب و باتوجه به دشمنی های دولت های ایران و عثمانی،روابط اقتصادی و تجاری که تابع وضعیت سیاسی بود، با چالش جدی روبه رو شد. هر دو دولت تلاش کردند از امتیازات اقتصادی خود در حکم ابزار فشار استفاده کنند. ازسوی دیگر، کاهش اقتدار دو دولت و ورود غربیان در معادلات خلیج فارس و شرق مدیترانه، علاوه بر کاهش تعیین کنندگی سیاسی صفویان و عثمانی در منطقه، نقش و توان تجاری آنها را به طور جدی کاهش داد. در این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی جنبه های مختلف روابط اقتصادی این دو دولت و تأثیر آن بر مناسبات سیاسی بررسی خواهد شد. هدف از انجام پژوهش حاضر واکاوی تأثیر اقتصاد بر مناسبات ایران و عثمانی در خلال سا ل های 1501 تا 1562م می باشد.
۳۲۱۲.

مناسبات ابراهیم خلیل خان جوانشیر قراباغی با حکومت قاجاریه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۰ تعداد دانلود : ۳۸۶
خاندان جوانشیر از خاندان های محلی مهم و تأثیرگذار در تحولات منطقه قفقاز بود که به دنبال مرگ نادرشاه افشار و ضعف نظارتی حکومت زندیه و به پشتوانه قدرت نظام ایلی در قراباغ شکل گرفت. این خاندان از بدو تأسیس به اقتضای زمان و شرایط سیاسی برای حفظ حکومت محلی شان اقدام به برقراری مناسبات با دولت های برتر پیرامونی کردند. الگوی بقاء سیاسی و حفظ حکومت نیمه مستقل در قبال سیاست تهدید و الحاق گرایی حکومت مرکزی ایران، مهم ترین چالش فراروی این خاندان در مناسبات ابراهیم خلیل خان جوانشیر (حک: 1176-1221ق/ 1762-1806م) با حاکمان قاجاری بود. اهداف و رویکرد متفاوت آن دو حکومت، بنای مناسبات دوجانبه را تنش زا و خصمانه شکل داد. با عنایت به این مسئله، این تحقیق در پی پاسخ گویی به چرایی و علل اختلاف مناسبات آن دو قدرت با ماهیت های محلی و مقتدر است. یافته ها مبین آن است که در مناسبات تنش آمیز خاندان جوانشیر با حکومت قاجاریه چند عامل مهم موجب ترس و رویگردانی این خاندان از دولت ایران به روس ها شده است. مهم ترین آن مؤلفه ها عبارت بود از تهدید موجودیت سیاسی حکمرانی قراباغ از جانب دولت ایران و رقابت درون خاندانی بین فرزندان ابراهیم خان بر مقام حکمرانی قراباغ و کشیده شدن پای قدرت های برتر چون دولت روسیه به این مسئله. این پژوهش به روش تحقیقات تاریخی و با بهره گیری از منابع مورخان قاجاری و تاریخ نگاری محلی قراباغ سعی دارد مناسبات خاندان جوانشیر با حکومت قاجاریه در دوره حکمرانی ابراهیم خان جوانشیر را واکاوی نماید.
۳۲۱۳.

بررسی عوامل مؤثر بر شکل دهی الگوی مصرفِ کارکنان صنعت نفت (1332-1357)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۳ تعداد دانلود : ۳۹۵
پس از کشف نفت، توسعه عملیات صنعتی و افزایش نیروی کار به ساخت مناطق مسکونی بیشتر و شکل گیری شهرهای جدید انجامید. اگرچه در ابتدا تأمین اقلام ضروری برای ساکنین این شهرها که عمدتاً نیروی کار شرکت نفت بودند با مشکل روبرو بود. اما به تدریج، نخستین بازارها در شهرهای نفت خیز ایجاد شدند و رونق گرفتند. پس از ملی شدن نفت و با افزایش درآمدِ کارکنان صنعت نفت، الگوی مصرف در این مناطق تغییر کرد. این نوشتار ضمن بررسی روند تغییر الگوی مصرف از شکل سنتی به استفاده از وسایل مدرن، به دنبال پاسخ به این سؤال است که چه عواملی در تغییر این الگو نقش داشتند؟ یافته های این پژوهش که با روش توصیفی تحلیلی تدوین شده و شیوه ی گردآوریِ داده های آن کتابخانه ای و اسنادی بوده است، نشان می دهد که الگوی مصرف کارکنان صنعت نفت که در ابتدا مبتنی بر استفاده از وسایل معدود مصرفی و به شیوه سنتی بود، به تدریج و پس از ملی شدن صنعت نفت با تأثیر افزایش درآمد، تغییرات فرهنگی و اجتماعی به واسطه ی رسانه های همگانی و نیز در دسترس قرار گرفتن کالاهای لوکسِ موجود در فروشگاه های صنعت نفت، تغییر پیدا کرد.
۳۲۱۴.

مراحل تطور احتفال (جشن) میلاد پیامبر(ص) در گذر تاریخ(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۹ تعداد دانلود : ۳۵۳
احتفال به معنای برگزاری مراسم جشن ولادت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)، تطورات تاریخی گوناگونی را به خود دیده که در این نوشتار به پنج برهه تاریخی اشاره شده است. این مراسم به صورت رسمی و عمومی در قرن چهارم در دوره فاطمیان مصر با هدف تعظیم و بزرگداشت مقام پیامبر اکرم(ص) پایه گذاری شد. بی درنگ از سوی مسلمانان در سایر سرزمین های اسلامی، از قبیل شامات، حجاز، خراسان بزرگ و شمال آفریقا دنبال شد و در سده های هفتم و هشتم، چهار گوشه جهان اسلام شاهد برگزاری مراسم احتفال مولدالنبی(ص) بود. هم زمان، ورود گرایش ها و اندیشه های انحرافی مانند صوفیه به این مراسم، آن را از مسیر اصلی منحرف کرد و کج روی های اخلاقی و فقهی را در آن پدید آورد. به منظور تقابل با این بدعت ها، عالمان دینی به مرزبندی میان این مراسم و انحرافات آن پرداختند که با ظهور فرقه وهابیت، رویکرد اصلاحی عالمان، به نفی و انکار اساس این مراسم از سوی وهابیان تبدیل شد. لزوم جداسازی میان اشکالات محتوایی این مراسم با برگزاری اصل آن، نتیجه ای است که از بررسی این تطورات تاریخی به دست می آید.
۳۲۱۵.

سرگردانی تاریخ در دارالفنون: مسئله سرآغاز آموزش نوین تاریخ در ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵۷ تعداد دانلود : ۴۲۵
«آموزش نوین تاریخ با دارالفنون آغاز می شود»؛ این از مفروضات پژوهشگران و مورخان حوزه تاریخ آموزش تاریخ است که دست کم در نیم قرن گذشته بر آن تکیه و تاکید داشته اند. مسئله «سرآغاز» همواره یکی از پربحث ترین مسائل در بررسی پدیدارهای تاریخی است اما مورخان در این باره بر مبنای همین پیش فرض خطا، نتایج یکسانی گرفته اند و در تکرار آن تردید نکرده اند. پژوهش پیش رو، کوشیده با تکیه بر اسناد نویافته از جمله روزنامه وقایع اتفاقیه مدرسه مبارکه دراالفنون، صورت بودجه و مخارج مدرسه، نظام نامه مدرسه، گزارش های رسمی، مکاتبات اداری مدرسه، روزنامه ها، خاطرات، سفرنامه ها و متون تاریخ نگارانه این مفروض را به چالش بکشد و خطای آن را آشکار کند. مسئله اصلی که این پژوهش از آن مستخرج شده به تاثیر نهادها و رخدادهایی پرداخته که «پارادایم تاریخ نویسی سنتی» در دوره قاجار را با بحران مواجه کرده بود و مدرسه دارالفنون به عنوان نخستین نهاد آموزشی نوین رسمی از این حیث مورد بررسی قرار گرفت که برنامه درسی این مدرسه در نسبت با آموزش تاریخ می توانست در ایجاد بحران در تاریخ نویسی سنتی اثربخش باشد. بنابراین به دنبال آغاز تدریس تاریخ در این مدرسه به عنوان «درس عمومی» یا «رشته تحصیلی» در منابع تاریخی و پژوهش های معاصر نتایج متناقضی یافت شد؛ در پاسخ به این پرسش که «آیا در دارالفنون عصر ناصری و مظفری - از آغاز تاسیس 1268 تا 1324ق - دانش تاریخ به مثابه یک رشته تحصیلی یا یک درس عمومی مستقل تدریس می شد؟» مورخان و پژوهشگران معاصر بر مبنای پیش فرضی نادرست با اطمینان به این پرسش پاسخ مثبت داده اند، اما منابع اصلی خلاف این نتیجه را هویدا می کند. بنابراین در این نوشتار با بررسی این پژوهش ها و نقد آنها از طریق متون و منابع تاریخی از جمله اسناد نویافته به این پرسش پاسخ دادیم که آغاز تدریس تاریخ در دارالفنون چه زمان و چگونه رخ داد؟ و سرگردانی مورخان و پژوهشگران معاصر در یافتن مسئله سرآغاز به چه سبب است؟
۳۲۱۶.

مطالعه دست افزارهای سنگی محوطه های دوره مس وسنگ شرق استان کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۱ تعداد دانلود : ۴۲۹
در این نوشتار مصنوعات سنگی به دست آمده از سه محوطه در بخش شرقی استان کردستان مورد مطالعه قرار می گیرد. دوره مس و سنگ با سنت های سفالی متفاوت نسبت به دوره قبل در زاگرس نمایان می شود؛ این تغییرات در مصنوعات سنگی علاوه بر ابزارهای متنوع عمدتاً در ظهور گونه ای از تیغه های بلند و تیغه های داس بسیار منظم و استاندارد ظاهر می شود. با توجه به فراوانی یافته ها، پرسش اصلی در این مقاله این است که فناوری و کارکرد ابزارها در دوره مس و سنگ چگونه بوده است؟ این مطالعه نشان می دهد که در این دوره برای جدا کردن برداشته از سنگ مادر، در مراحل اولیه از شیوه ضربه مستقیم با چکش سخت و در مراحل بعدی ابزارسازی از شیوه فشاری استفاده شده است. هم چنین تیغه های بلند و تیغه های داس به دست آمده، با وجود این که از منظر فن تولید، شیوه فشاری تداوم دوره نوسنگی زاگرس است؛ اما ازنظر ابعاد و هم چنین نسبت طول تیغه ها به عرض آن ها در یک طبقه جدید که شاخصی نویافته برای دوره مس و سنگ است، معرفی می شوند. وجود ابسیدین و نبود شواهدی از ساخت تیغه های داس از نوعی چخماق تیره رنگ خالص، احتمال ساخت تیغه های تولید شده از این گونه در کارگاه های تخصصی خارج از محوطه و وارداتی بودن آن ها به این محوطه ها را نشان می دهد. نتایج نشان می دهند که شروع ساخت تیغه های داس منظم از دوره مس و سنگ جدید آغاز می شود و مهارت ساخت این ابزارها بدون شک مرتبط با وجود افرادی است که تخصص و توانایی خاصی برای این تولیدات داشته و این ابزارها را در مناطق خاصی توزیع می کرده؛ چراکه کمترین دورریز از نوع چخماق مرغوب این تیغه ها در محوطه ها یافت نشده است. درحالی که اغلب دورریزها متعلق به گونه های سنگ چخماقی هستند که در آبرفت رودخانه متصل به محوطه است.
۳۲۱۷.

حضور و جایگاه ایرانیان در تاریخ و تمدن سیسیل در دوره اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۴ تعداد دانلود : ۴۰۷
فتح سیسیل در اوایل قرن سوم هجری دستاورد ارزشمندی برای جهان اسلام محسوب می شد. گروهی از ایرانیان از همان هنگام در قالب «سپاه خراسانی» تحت فرماندهی اسد بن فرات نیشابوری، به همراه مسلمانان دیگر وارد سیسیل شده و در تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی این منطقه مشارکت فعالی داشتند. مسأله پژوهش حاضر، چگونگی حضور ایرانیان در سیسیل و تبیین جایگاه آنها در تاریخ و تمدن سیسیل در دوره اسلامی است. بر اساس گزارش منابع، چنین به نظر می رسد که ایرانیان در برخی از رویدادهای سیاسیِ سیسیل در دوره اسلامی نقش داشتند و در حوزه تمدن اسلامی انواع علوم، صنایع، معماری و هنرهای ظریف اسلامی - ایرانی را در سیسیل رواج داده اند. این دستاوردهای تمدنی در دوره حاکمیت نرمان ها به ایتالیا و سپس اروپا منتقل شد.
۳۲۱۸.

زمینه های تاریخی تحرک اجتماعی بانوان در عصر پهلوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۰ تعداد دانلود : ۵۷۹
در زمینه نوسازی و مدرنیته کردن کشور، در عصر پهلوی شاهد تحولاتی گسترده هستیم. نوسازی رضاشاه، اساس و مبنای نظری روشن و چارچوبی منسجم و جامع نداشت؛ اما در حوزه زنان، تغییراتی به وقوع پیوست که برای اولین بار در جامعه سنتی و بسته ایران صورت گرفت، و زنان ایرانی از هنجارها و ارزش های مربوط رهایی یافتند. این تحولات در میان زنان طبقات مختلف جامعه، واکنش هایی متفاوت داشت. با تحولات صورت گرفته، فرصت هایی بسیار برای زنان ایجاد شد و ما شاهد حضور زنان در عرصه های گوناگون اجتماع و ایفای نقش هایی اجتماعی چون آموزگار، پرستار، پزشک، پلیس و کارگر کارخانه های صنعتی، و در عصر پهلوی دوم، ورود زنان به عنوان نماینده مجلس و پست وزارت هستیم. اکنون این سؤال مطرح است که آیا تحرک مزبور نتیجه مستقیم اصلاحات و نوسازی رضاشاه، و ادامه آن توسط پسرش محمد رضاشاه بود، نتیجه تحولات گذشته و تجددخواهی ایرانیان که از زمان قاجار شکل گرفته بود. این پژوهش بر آن است که با روش تحلیلی- توصیفی و مبتنی بر منابع کتابخانه ای و اسنادی به بررسی عوامل زمینه ساز تحرک اجتماعی زنان در عصر پهلوی بپردازد.
۳۲۱۹.

بازکاوی و نقد منابع دربارۀ نسب و جایگاه اجتماعی و تاریخ فوت ابوطالب فندرسکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۰ تعداد دانلود : ۳۳۵
میرزاابوطالب فندرسکی از شخصیت های مشهور دورۀ صفویه بود که در زمان شاه سلیمان اول (صفی دوم) و سلطان حسین صفوی می زیست. او در زمینۀ علوم مختلف، صاحب آثار بسیاری بود. شباهت نام خانوادگی ابوطالب فندرسکی با یکی دیگر از علمای عصر صفوی، یعنی ابوالقاسم فندرسکی، باعث شده است پژوهشگران در ذکر آثار و احوال آنها دچار اشتباه شوند؛ برای مثال رابطه ای نسَبی برای این دو فرض کنند یا برای زمان مرگ ابوطالب فندرسکی، تاریخ های اشتباهی قید کنند. دربارۀ ابوطالب فندرسکی، در عصر خودش و حتی زمان کنونی، اطلاعات اندکی ثبت شده و آگاهی های کمی در دست است.هدف این پژوهش، بررسی زندگی و فضای سیاسی و اجتماعی زمانۀ این عالم بزرگ و چراییِ سکوت منابع و مصادر تاریخی دربارۀ اوست که با روش تحلیل محتوا، یعنی بررسی و مقایسه و نیز نقد و ارزیابی داده های تاریخی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد به طور قطع، این دو عالم بزرگوار پدر و پسر نبوده و به احتمال، رابطۀ سببی هم نداشته اند.باید در نظر گرفت تعارض های خاندان فندرسک با حکومت، بر سر مسائل مالی، باعث شد در رسانه های آن عصر، نام ابوطالب فندرسکی حذف شود. تاریخ های آمده در منابع مختلف دربارۀ زمان مرگ او، اشتباه است و تاریخ مرگ او در فاصلۀ سال های 1107تا1117ق/1695تا1705بوده است.
۳۲۲۰.

تحلیل نمادشناسانه و کهن الگویی اسطورۀ نبرد هوشنگ و مار سیاه در شاهنامۀ فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۴ تعداد دانلود : ۴۵۹
در جوامع مختلف، نمادها و کهن الگوها مهم ترین عناصر ساختاری اسطوره ها را تشکیل می دهند. در اسطوره شناسی ایرانی نیز نمادها و کهن الگوها نقش بسیار مهمی برعهده دارند. اسطورۀ نبرد هوشنگ با مار سیاه یکی از روایت های اسطوره ای است که در شاهنامه نقل شده و نمادها و کهن الگوهایی را در خود جای داده است. به نسبت اهمیت این روایت اسطوره ای، دربارۀ آن پژوهش های چندانی صورت نگرفته است. بررسی ریشه های اسطوره ای و نمادها و کهن الگوهای موجود در این روایت، با کشف بسیاری از رازهای تاریخی ایرانیان باستان همراه است.پژوهش حاضر به روشی توصیفی تحلیلی و براساس داده های کتابخانه ای تدوین شده است. هدف این پژوهش تحلیل اسطورۀ نبرد هوشنگ و مار سیاه با استفاده از نماد و کهن الگوست. نتایج به دست آمده از آن حکایت دارد که در این اسطوره، مار سیاه جهانسوز نمادی از شرارت و نابودگری و بی نظمی جاویدان است که در برابر هوشنگ، یعنی نماد خیر و دادگری و نظم و آبادگری قرار می گیرد. حاصل این نبرد، رانش مار اهریمنی و کشف آتش و جشنی است که با برتری بر این مار و کشف آتش ارتباط مستقیم دارد. در این اسطوره، کهن الگوهایی همچون نبرد خیر و شر، نبرد قهرمان با مار و اژدها، آتش و رانش اهریمنان، جشن و... درخور مشاهده و بررسی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان