قدرت بلامنازع سیاسی و مذهبی پادشاهان صفوی سبب آن بود تا هر فرمانی از آنها به منزله قانونی لازم الجرا تلقی گردد. لیکن در مواردی مقرر میگشت تا حکم شاه برای اعلان به عموم با خطی خوش بر سنگ نقر ودر مکانی که به اقتضای موضوع فرمان تعیین می گردید نصب شود.
فرمان های حکومتی دوره صفویه در واقع گروهی از اسناد معتبر باستانشناسی اند که در آنها دستورات صادر شده توسط شاهان این سلسله در راستای رفع پاره ای از مشکلات و معضلات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در جامعه ایران عصر صفوی درج گردیده است. این فرامین در شهرهای مختلف ایران از جمله اصفهان، کاشان و یزد به شکل کتیبه های سنگی بر سردر، صحن و شبستان مساجد جامع , بقاع متبرکه و بازارها باقی مانده است. با شناسایی، نسخه برداری ، استخراج، دسته بندی و تحلیل اطلاعات 26 فرمان حکومتی دوره صفویه در شهرهای مذکور در نوشتار حاضر معلوم گردیده است که اعطای تخفیف مالیاتی ، مبارزه با فساد و فحشا، منع شرابخواری و مصرف مواد مخدر و مسکرات ، جلوگیری از تعدی حاکمان و ماموران دولتی بر مردم ، جلوگیری از لهو و لعب ، حمایت از برخی طبقات اجتماعی خصوصا اقشار ضعیف و پایین دست جامعه و... از جمله اهداف صدور این فرامین بوده اند.
آنچه دراین مختصر موردبحث قرارمی گیردسندی است مورخ803ه ق مربوط به خانقاه شاه باباولی دربهبهان.موضوع سند، تعیین جانشینی قطب خانقاه بهبهان است.این سند در اواخر عمر قطب خانقاه به نام جمال الدین عبدالحمید جبل جیلوئی (کهگیلوئی)، معروف به صاحب البحر از زبان او تنظیم شده است.قطب بزرگ خانقاه ،مرید و شاگر خاص خود سیدشرف الدین حسن را به خلافت برگزیده و او قصدسفری دارد.قطب در این سند، سلطان، وزیر، سادات و قضات و مشایخ رامورد خطاب قرارداده که اوراخلیفه وی دانندو مقدمش راگرامی دارند. چنانکه از قرائن بر می آید خانقاه مذکور از شعب سلسله مرشدیه کازرون در بهبهان بوده است.
یکی از جنبه های مهم حکومت غزنویان به ویژه در دوره نخست، سیاست مذهبی آنان بود که در ساختار حکومتی آنان تاثیر گذاشت و به آن جهت داد. به نظر می رسد که دوره نخست غزنوی، آغاز تکوین بهره گیری از مذهب در جهت گیری های سیاسی و حکومتی است که در دوره های بعدی یعنی سلجوقی و خوارزمشاهی و حتی مغول و تیموریان و به خصوص صفویان به اوج می رسد. غزنویان با ملتزم نشان دادن ظاهری خود به مذهب سنت حنفی و سپس شافعی که محمود آن دو را مذهب نیک می دانست؛ به اهداف دوگانه ای دست یافتند. از یک سو با سرکوب جریان های مخالف داخلی با عنوان بدمذهبان، سیطره خویش را در درون امپراتوری غزنوی حفظ کردند و از سویی دیگر به تنظیم مناسبات گرم و نزدیک خود با خلافت عباسی مبادرت ورزیدند و مشروعیت دینی و سیاسی خود را از مقام معنوی و دینی خلیفه عباسی کسب کردند. ظاهرا غزنویان به عنوان آغازگران روشی در تاریخ ایران بعد از اسلام به شمار می آیند که پیوند نزدیک و عمیقی بین دین و دولت برقرار ساختند و از مذهب به عنوان دستاویزی بر دستیابی به اهداف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی سود بردند.