فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۴۱ تا ۱٬۰۶۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
کارآمدی مفهومی است که اگر چه با حوزه های اقتصادی و مدیریتی دارای پیوستگی است٬ لیکن به واسطه پیوند مستحکم تر با مفهوم قدرت٬ در علم سیاست نیز دارای مصادیق بارز و قابل اهمیتی است. کارآمدی نظام های سیاسی٬ اصلی ترین عامل ثبات و تاب آوری آنها٬ و عامل کلیدی فائق آمدن دولت ها بر بحران های سیاسی پیرامونشان است. زمانی که در یک ساختار سیاسی٬ فروپاشی رخ می دهد٬ در گام نخست آن نظام٬ مجموعه ناکارآمدی بوده و عامل اصلی سقوط آن٬ پیش از هر عامل دیگر٬ همین مسئله می باشد. فروپاشی حکومت پهلوی یکی از سوژه های جذابی است که می توان آن را از این منظر مورد مطالعه قرار داد و بحران های سیاسی موجود در این عصر را از این زاویه تحلیل کرد. در این مقاله کوشش خواهد شد تا با مددگیری از نظریه نظام ها٬ در چارچوب رهیافت های ساختاری– کارکردی٬ به شاخصه های قابل اتکایی برای ارزیابی کارآمدی دولت و نظام سیاسی در عصر پهلوی دست یافت و ظرفیت های شش گانه ای که برای سنجش کارآمدی دولت ها از آن سخن به میان آورده اند (انحصار کاربرد زور٬ استخراجی٬ شکل دادن به هویت ملی٬ تنظیمی٬ حفظ انسجام درونی و بازتوزیعی) را٬ با ساختار سیاسی این عصر٬ مورد تطبیق قرار داد و در نهایت سقوط حکومت پهلوی را با توجه به نتایج این تطبیق٬ تحلیل کرد.
بازآفرینی فضایل شاهی سیاستنامه خواجه نظام الملک در آثار تاریخ نویسان عصر صفوی (907-1136ق.)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با استقرار حکومت صفوی (907 ق.)، تاریخ نویسان عصر در فضای فکری و گفتمان جدید، وظیفه ای را به عهده گرفتند که تاریخ نویسان پیش از این، کمتر به آن پرداخته بودند و آن به کارگیری فضایل شاه آرمانی سیاستنامه ها، برای مشروعیت بخشی به پادشاهان هم عصرشان بوده است. از ویژگی های اصلی سیاستنامه ها یا سیرالملوک ها، یکی از حوزه های اصیل فکرى در اندیشه سیاسى ایران دوران اسلامی، به خصوص در دوران میانه، توجیه گرى سیاسى و مشروعیت بخشی و تایید حکومت ها و شاهان عصر بوده است. این آثار با توجه به شرایط تاریخى سیاسى ظهور آن ها، خصایص ویژه اى داشته و به منظور راهنمایى عملى امیر یا سلطان خاص نوشته شده اند. پژوهش حاضر در پی آن است که تاریخ نویسان عصر صفوی کدام یک از فضایل شاه آرمانی سیاستنامه نظام الملک، از منابع اصیل طرح و انتقال اندیشه شاه آرمانی در دوره میانه را برای توصیف پادشاه هم عصرشان به کار برده اند؟ و اهداف تاریخ نویسان از توجه به آثار سیاستنامه ای چه بوده است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که تاریخ نویسان این عصر تحت تاثیر سنت های فکری ایرانی و زمینه های تاریخی، جهت مشروعیت بخشی به سلاطین صفوی از فضایلی چون برگزیده بودن، ایجاد کننده امنیت، بوجود آورنده سعادت و نیکبختی، عدالت و دادگری، دینداری و حمایت از دین، سیاست و اداره امور، دانش نظامی و دارا بودن صفات ظاهری شایسته را به صورت غیر دستوری و انتسابی استفاده کرده اند. هدف اصلی این پژوهش که با روش توصیفی - تحلیلی و بهره گیری از منابع تاریخی عصر صفوی نگاشته شده، بازآفرینی فضایل شاه آرمانی یکی از مهم ترین سیاستنامه های دوران اسلامی در آثار تاریخ نویسان عصر صفوی است.
رشد شهرنشینی درفرمانداری کل بنادر و جزایر خلیج فارس (بوشهر، 1340- 1355 ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۳
197 - 222
حوزههای تخصصی:
شهرنشینی یکی از مشخص ترین نمود تکامل جوامع انسانی است. گسترش روزافزون شهرنشینی و افزایش تعداد شهرها و تغییرات کمی و کیفی آن ها تحت تأثیر عوامل مختلفی نظیر صنعتی شدن، مهاجرت روستائیان به شهرها، تحولات اجتماعی و فرهنگی در جوامع مختلف بوده است. از دهه 20 به بعد که کشور دچار تحولات سیاسی عمده ای شد تحرک و جابجایی های داخلی در کشور نیز بسیار محسوس گردید. در ادامه این روند در آغاز دهه چهل و با انجام اصلاحات اجتماعی توسط محمدرضا شاه این تحرک در کشور شدت بیشتری یافت که پیامد بارز آن گسترش شهرها و توسعه شهرنشینی در دهه چهل و بعد از آن بود. سؤال این پژوهش این است که وضعیت فرمانداری کل بنادر و جزایر خلیج فارس (بوشهر) در طی سال های 1340 تا 1355 ش از لحاظ جمعیت شهری و رشد شهرنشینی چگونه بود و تعداد شهرهای آن از نظر کمی چه تغییری یافت؟ روش پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی با مطالعه منابع کتابخانه ای و اسنادی و تحلیل ثانویه داده های سرشماری نفوس و مسکن در فاصله سال های مورد نظر است. طبق یافته های پژوهش فرمانداری کل بنادر و جزایر خلیج فارس که در سال های قبل از دهه چهل دارای کمترین میزان شهرنشینی در کشور بود، در سال های بعد از آن با رشد شهرنشینی بالایی مواجه شد. بوشهر مرکز فرمانداری پذیرای بیش از 50 درصد مهاجرین داخلی استان بود و گسترش جمعیت شهری در آن موجب توسعه فیزیکی شهر و پیدایش پدیده حاشیه نشینی در شهر شد؛ بااین حال به دلیل تراکم پایین جمعیت تعداد شهرهای آن در طول سال های مورد نظر افزایش چندانی نداشت.
مناسبات دولت انگلیس با خوانین حیات داودی با تأکید بر قراردادهای شرکت نفت ایران و انگلیس با آنها (از 1299ش/1920م تا 1320ش/1941م)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درزمان کشف نفت در ایران، یکی از چالش های دولت انگلیس برای بهره برداری از این منابع، ضعف دولت مرکزی و ناتوانی در کنترل قدرت های محلی بود که در محل فعالیت شرکت سکونت و حکمرانی داشتند؛ بنابراین انگلیس برای چیره شدن بر این چالش، وارد مناسبات گسترده ای با حکام و خوانین ساکن در مکان های فعالیت شرکت، ازجمله با بختیاری ها، بنی کعب و حیات داودی ها شد. بر همین اساس، هدف این پژوهش بررسی فعالیت های شرکت نفت ایران و انگلیس در قلمرو حکمرانی خوانین حیات داودی و تبیین سیاست های این شرکت در قبال سران این طایفه، از اواخر دوره قاجار تا سقوط رضاشاه است. سؤال پژوهش این است که برقراری ارتباط بین خوانین حیات داودی و شرکت نفت ایران و انگلیس، به چه نحوی بوده و تغییر حکومت از قاجار به پهلوی، چه پیامدهایی برای آنها داشته است؟ طبق یافته های پژوهش، قرارداشتن قلمرو حکمرانی حیات داودی ها در محدوده عملیاتی شرکت، موجب انعقاد قراردادهایی مابین آنها شد که ازنظر اقتصادی و سیاسی، منافع زیادی برای سران این طایفه به همراه داشت؛ اما این مراودات در دوره پهلوی کاملاً با برنامه های این حکومت در تعارض بود. از طرفی شرکت نفت نیز به تبعیت از سیاست های دولت انگلستان، سطح ارتباطات خود را با حیات داودی ها کاهش داد و یا آن را به طور کامل قطع و مناسباتش را با دولت مرکزی تقویت کرد. درنهایت این تغییرات موجب بروز چالش و درگیری مابین بزرگان این طایفه با حکومت پهلوی و حذف آنها از صحنه قدرت شد. روش این پژوهش، توصیفی– تحلیلی و با تکیه بر اسناد است.
تحلیل سندی پیوندهای «انجمنِ آسیاییِ» پاریس با اعضای ایرانی آن (1237- 1340ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گنجینه اسناد سال ۳۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۳۱)
126 - 150
حوزههای تخصصی:
هدف: یافتن ردِّپایی از ایرانیانِ عصر قاجار در انجمن علمی شرق شناسی فرانسه که به نام «انجمن آسیایی» (La Société Asiatique) پاریس شهرت دارد.روش/رویکرد پژوهش: این پژوهش مبتنی بر روش تحقیق تاریخی براساس گردآوری یافته ها و وارسی و مقایسه تطبیقی و تحلیلی اطلاعات نشریه آسیایی (Le Journal Asiatique) و یافتن مستندات روابط میان انجمن آسیایی و اعضای ایرانی آن در نشریه مذکور انجام شده است.یافته ها و نتیجه گیری: صرف نظر از مناسبات سیاسی رجال دوره قاجار با کشورهای اروپایی و به ویژه فرانسه، که در زمان های مختلف دستخوش تغییر می شد، ارتباطات رجال سیاسی ایران و هم چنین ایرانیان اهل فرهنگ و ادب با انجمن آسیایی پاریس پیوسته برقرار بود. این امر نشانه اهمیت فرایند شکل گیری روابط نهادینه شده در حوزه علم و معرفت جدید در داخل و خارج از ایران بود.
مسلمانان جزیرۀ کرت در دورۀ حاکمیت عثمانی، منشأ و سرنوشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جزیره کرت بین سال های 1080-1054ق/ 1669-1644م به دست عثمانی ها فتح شد. طی مدت نسبتاً کوتاهی بعد از این فتح، جمعیت عظیمی از مسلمانان در جزیره شکل گرفت. مسلمانان که در ابتدا از موقعیت بهتری در مقایسه با مسیحیان جزیره برخوردار بودند، بعد از آغاز جنبش های استقلال طلبانه مسیحیانِ کرت در سال 1236ق/ 1821م در شرایط دشواری قرار گرفتند. مسئله پژوهش حاضر بررسیِ منشأ و چگونگی شکل گیری این جمعیت عظیم مسلمان طی مدت زمان کوتاه و نیز سرنوشت آنان بعد از آغاز جنبش های استقلال طلبانه در جزیره است. این پژوهش با تکیه بر منابع دست اول در دسترس و با رویکرد توصیفی- تحلیلی درصدد پاسخ به این سؤال است که جمعیت عظیم مسلمان کرت چگونه شکل گرفت و این جمعیت عظیم بعد از آغاز جنبش های استقلال طلبانه در جزیره و تضعیف قدرت دولت عثمانی در جزیره چه سرنوشتی یافت. یافته های پژوهش نشان داد بخش بزرگی از جمعیتِ مسلمان جزیره، مردمان یونانیِ محلی جزیره بودند که از آغاز فتوح عثمانی ها در کرت، به صورت گروهی و فردی به اسلام گرویده بودند. این مسلمانان بعد از آغاز جنبش جدایی طلبانه در کرت، به ویژه از اوایل سده چهاردهم قمری/ اواخر سده نوزدهم میلادی، یعنی هم زمان با تضعیف هرچه بیشتر قدرت دولت عثمانی در جزیره، با هجوم و حملات مسیحیان جزیره مواجه شدند و اموالشان اغلب غارت یا تخریب شد. مسلمانان با سخت ترشدن شرایط زندگی ناچار شدند گروه گروه جزیره را ترک کنند.
مقایسۀ کاربست تاریخ در متون اخلاق عرفانی و اخلاق سیاسی در سده های میانه تاریخ ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۷
125 - 148
حوزههای تخصصی:
در نظام اندیشه تا پیش از قرون جدید، تاریخ با عبرت ها قرین بود و تاریخ نویسی رنگی اخلاقی داشت. از دیگر سو، در اخلاق نویسی نیز از تاریخ بهره برده می شد. هدف از این نوشتار، مقایسه کاربست تاریخ در متون اخلاق عرفانی با کاربست تاریخ در متون اخلاق سیاسی در سده های میانه تاریخ ایران است. متون اخلاق، حاوی اندیشه نویسندگان این متون هستند و برای فهم این اندیشه از میان رویکردهای مختلف، رویکرد تحلیل گفتمان برگزیده شده است. با این رویکرد به این پرسش پاسخ داده خواهد شد که کاربست تاریخ در متون اخلاق عرفانی و اخلاق سیاسی چه شباهت و تفاوتی دارد و منشأ این تفاوت چیست؟ تاریخ در متون اخلاق عرفانی، در قالب اقوال و افعال مشایخِ گذشته و به صورت نقلی روایت می شود. مخاطب متونِ اخلاق عرفانی در سلسله مراتب معرفتی، جایگاه پایین تری از نویسندگان این متون دارد. نویسندگان به صورت آشکارا، تاریخِ مقدسِ عرفانی را برای مخاطب، شایسته الگوبرداری می دانند و بر آن تأکید می کنند. آنان تاریخ مقدسِ عرفانی را در قالبِ یک کلیّتِ باثبات و پیوسته تصویر می کنند تا در مقابل گفتمان رقیب، از خود حفاظت کرده باشند. تاریخ در متون اخلاق سیاسی در قالب اندرز و حکایت روایت می شود اما چون مخاطب متونِ اخلاق سیاسی جایگاه اجتماعیِ بالاتری از نویسندگان این متون دارد، نویسندگان برای تشویقِ مخاطب به الگوبرداری از تاریخ محدودیت هایی دارند. آنان تاریخ را متضمن درس تغییر احوال دانسته اند، تا به این شیوه از جایگاه خود در برابر گفتمان رقیب دفاع کرده باشد.
مولفه های هویت ایرانی در میان پناهندگان فرقه دمکرات آذربایجان در جمهوری آذربایجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرقه دمکرات آذربایجان با حمایت شوروی در سال 1324ش تشکیل شد و پس از یک سال فروپاشید. یکی از پیامدهای برجسته فروپاشی این حکومت، پناهنده شدن تعداد زیادی از اهالی آذربایجان به شوروی بود که هدف اصلی این پژوهش بررسی مولفه های هویت ایرانی در میان این پناهندگان است. این پژوهش که با روش تحقیق تاریخی و با بهره گیری از مشاهدات، تحقیقات میدانی و مصاحبه عمیق از بازماندگان پناهنده فرقه صورت گرفته، درصدد است اقدامات و عملکرد فرقه دمکرات آذربایجان را درباره ضدیت با هویت ایرانی در بین اعضای آن را آشکار سازد. نتیجه مطالعات نشان می دهد که پس از فروپاشی حکومت فرقه، اکثر پناهندگان که به دلیل هواداری از فرقه به شوروی متواری و پناهنده شده بودند، اندکی پس از این واقعه، به وابستگی رهبران خود پی بردند و به رغم سیاست بی رحمانه استالینی حزب کمونیست آذربایجان و رهبران فرقه که ﺑﺎ اﺗﻬﺎمﻫﺎی واﻫﯽ و غیرانسانی صدای هر مخالفی را ساکت و راﻫﯽ اردوﮔﺎهﻫﺎی ﮐ ﺎر اﺟﺒ ﺎری در ﺳ ﯿﺒﺮی و آسیای میانه می کردند اما اکثر پناهندگان به خاطر دلبستگی به هویت ایرانی خود، در حفظ و استمرار آن بسیار کوشیدند که امروز نیز پس از 75 سال تداوم و استمرار یافته است.
بررسی انتقادی بخش سلجوقیان جامع التواریخ حسنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جامع التواریح حسنی به عنوان یک اثر تاریخ نگاری عمومی متعلق به عصر تیموری، با این که در دوره ای متأخر نوشته شده، درخصوص تاریخ سلجوقیان برخی ویژگی های خاص و منحصربه فرد دارد که آن را شایسته توجه می کند. مسئله پژوهش حاضر این است که بخش سلجوقیان جامع التواریخ حسنی، براساس چه منابع و مستنداتی نوشته شده و به لحاظ محتوایی و اسنادی چه جایگاه و ویژگی هایی دارد؟ تاج الدین حسن یزدی مؤلف این اثر، تاریخ سلجوقیان را براساس چندین رساله و اثر تاریخ نگاری متعلق به این دوره نوشته است. وی بخش هایی از تاریخ سلجوقیان را به روایت سلجوق نامه ظهیرالدین نیشابوری و بدایع الازمان فی وقایع کرمان افضل الدین کرمانی نوشته است. مطالب نوشته شده براساس این دو اثر به جهت موجودبودن کتاب سلجوق نامه و باقی ماندن اساس متن بدایع الازمان به روایت محمدابراهیم خبیصی مورخ دوره صفوی، جنبه ای تکراری دارد، اما قسمت های مهمی از تاریخ سلجوقیان در جامع التواریخ، براساس دو اثر تاریخ نگاری ناشناخته و ناموجود دوره سلجوقی به نام های تاریخ قوامی و سنجرنامه به نگارش در آمده که به لحاظ محتوایی و اسنادی ارزشمندترین بخش آن محسوب می شود. روایت یزدی درباره نحوه حضور سلجوقیان در خراسان مستند به اثری ناشناخته با عنوان تاریخ قوامی است و اخبار رویدادهای تاریخی خراسان دوره سلطان ملک شاه و سلطان سنجر مستند به سنجرنامه است. پژوهش حاضر ضمن این که بخش های تکراری و خلاصه نویسی شده جامع التواریخ براساس سلجوق نامه و بدایع الازمان را به صورت مستند و تطبیقی با این دو اثر نشان داده، قسمت های منحصربه فرد این اثر درخصوص تاریخ سلجوقیان را هم با موضوعات مربوط بدان بیان کرده است. هدف این تحقیق آن است که با نشان دادن بخش های نوشته شده جامع التواریخ براساس تاریخ قوامی و سنجرنامه، محققان و پژوهشگران تاریخ دوره سلجوقی را متوجه اهمیت و ضرورت بازخوانی انتقادی این بخش از روایت های جامع التواریخ در خصوص تاریخ سلجوقیان کند.
تأملی روش شناختی پیرامون شایعات مربوط به کشته شدگان انقلاب اسلامی (نمونه موردی 15خرداد 1342 و 17 شهریور1357)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شایعه در حکومت و جامعه همواره با اهداف چندسویه ای مطرح بوده است. طراحی شایعه از منظر گونه شناختی متنوع بوده و در انواع و روش های مختلفی به کار گرفته می شود. در فرایند انقلاب اسلامی ایران نیز شایعات مختلفی در ارتباط با گروه ها و طیف های تأثیرگذار بر ساخت قدرت مطرح شده است. هدف پژوهش حاضر، بررسی روش شناختی شایعات مرتبط با موضوع تعداد کشته شدگان در برهه مبارزات انقلاب اسلامی و نقد روایت های موجود است. پرسش اصلی این است که شایعات پیرامون تعداد کشته شدگان در فرایند انقلاب در گفتمان های حکومت پهلوی و مخالفان آن با چه انگیزه هایی مطرح شده و بر پایه چه مبانی روش شناختی می توان آن ها را سنجش و نقادی کرد. در این پژوهش که براساس روش توصیفی تحلیلی سامان یافته، تلاش می شود تا برای ارائه تحلیلی عمیق تر از شایعات رایج این برهه از نظریه تحلیل گفتمان نیز استفاده شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که شایعه سازی به عنوان ابزاری برای «مظلوم نمایی» و «تبلیغات علیه حاکمیت» مورد استفاده مخالفان رژیم پهلوی قرار داشت و به همان نسبت به عنوان ابزاری برای تشکیک در خاستگاه انقلاب و رهبران آن با هدف تضعیف و به حاشیه راندن گفتمان انقلابی مورد بهره برداری رژیم پهلوی قرار می گرفت.
نقد و بررسی کتاب سنت تاریخی عربی و فتوحات اولیه اسلامی : ادبیات عامه، افسانه های قبیله ای و جهاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ و فرهنگ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۱۰
125 - 131
حوزههای تخصصی:
تبیین و تحلیل سیر ارتباط علمی دانشمندان اصفهان و بصره در سه قرن اول هجری با تاکید بر علم حدیث(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۲
93 - 117
حوزههای تخصصی:
احادیث پایه و اساس علوم نقلی بوده و محدثان در ازمنه گذشته تاریخ اسلام برای دستیابی به این دانش به شهرهای مهم در تمدن اسلامی مسافرت کردند. بصره از مراکز مهم علوم اسلامی در این زمینه شهرت بسیاری داشت و از سویی نیز اصفهان به عنوان یکی از مراکز مهم حدیثی با بصره ارتباط علمی داشت. این پژوهش بر آن است که انگیزه سفر محدثان اصفهانی به بصره را همراه با نتایج این ارتباط مورد ارزیابی قرار دهد. این پژوهش که با روش کتابخانه ای و بررسی داده ها در منابع رجالی به چگونگی ارتباط محدثان اصفهان و بصره پرداخته است به سوالاتی نظیر این موارد روبرو است که: چه عواملی در جذب محدثان اصفهان به بصره موثر بوده است؟ و از سویی، این مسافرت های علمی محدثان اصفهانی به بصره چه تاثیری بر جریان حدیثی اصفهان داشته است؟ : در پاسخ به این سئوالات فرض تحقیق بر این قرار می گیرد که عوامل مهمی چون تشابه فضای فکری و علمی اصفهان و بصره در قرون اولیه، در دفاع از تفکر اهل سنت، موقعیت جغرافیایی و علمی، ویژگی خاص بصره همچون حضور صحابیان متعدد، حافظان حدیث، حضور راویان فراوان و معتبر در صحاح سته اهل سنت، انگیزه مهمی برای محدثان اصفهان در بهره گیری از دانش بصره بود و در مرتبه دوم نیز بررسی منابع رجالی نشان می دهد که به دلیل ارتباط محدثان اصفهان با مشایخ مشهور بصره جریان حدیثی بصره با ویژگی تاکید بر جرح و تعدیل راویان، در علم حدیث اصفهان تاثیرگذار شد و اسناد راویان اصفهان نشان می دهد که تاثیر استادان بصری در منابع رجال و سلسله اسناد محدثان اصفهان تا قرون بعد نیز دیده می شود.
تبیین انگیزه های جنگ های صلیبی متأخر بر مبنای دو صلح نامه بیبرس و قلاوون مملوکی با صلیبیان (شهسواران مهمان نواز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۲۴)
17 - 31
حوزههای تخصصی:
در نیمه ی دوم سده هفتم هجری، سلسله جنگ های ممالیک مصر برضدّ آخرین حاکمان صلیبی شام به شکست های صلیبیان و برچیده شدن بیشتر پایگاه های آنان از شام انجامید؛ طی این جنگ ها، دو صلح نامه میان طرفین منعقد شد. تحلیل انگیزه های این دوره از جنگ های صلیبی برمبنای این دو صلح نامه مسأله اصلی این پژوهش است. این صلح نامه ها میان دو سلطان مملوک یعنی َبیبَرس (حک: 658- 676ق) و قَلاوون (حک: 678- 689ق) با دسته ای از صلیبیان موسوم به شهسواران مهمان نواز یا بیت الاسبتاریه بوده است و متن آن ها در نهایه الأرب نویری (677 – 732ق) و صبح الأعشی قلقشندی (756-791ق) آمده است. روش این پژوهش تاریخی– تحلیلی است و شیوه آن کتابخانه ای یعنی مراجعه به متن صلح نامه ها در این دو منبع و بهره مندی از سایر منابع مرتبط تاریخی و نیز پژوهش های این حوزه است. این پژوهش نشان داده است که برخلاف دوره اول جنگ های صلیبی که انگیزه های اروپاییان به عنوان آغازگران جنگ، دینی (مسیحی) روایت شده است، در دوره متأخر، انگیزه ها عمدتاً اقتصادی (تجارت)، توسعه طلبی ارضی و تلاش برای حفظ اقتدار سیاسی- نظامی بوده است.
مروری بر استحصال و ویژگی های آلیاژهای مس – آرسنیکی در دنیای باستان (مقاله مروری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بی شک یکی از مهمترین عناصر آلیاژکننده در دنیای باستان، عنصر آرسنیک است که نقش مهمی در دست ساخته های آلیاژهای اوایل عصر برنز را ایفا کرده است. آلیاژهای مس آرسنیکی و برنزهای آرسنیکی بی تردید به عنوان یک آلیاژ ساخته شده دست بشر از جایگاه ویژه ای در بین باستان شناسان و محققان فلزگری کهن، برخوردار است. آرسنیک به عنوان یک عنصر آلوده کننده و ناخالصی در تمام محیط به صورت پراکنده وجود دارد و فلزگر باستان با توجه به معایب و مضرات این عنصر برای اهداف آیینی و کاربردی، در تولید آلیاژ مس آرسنیکی استفاده کرده است. آرسنیک به عنوان یک عنصر چالش برانگیز در ساخت این آثار و همچنین ویژگی های خاصی که در سطح این آثار ایجاد می نماید، ظاهر می گردد که از مهمترین ویژگی این عنصر در ریخته گری، ایجاد جدایش معکوس در سطح این آثار است که ایجاد پدیده عرق آرسنیک در این آلیاژها می نماید. مواد معدنی اولیه مورد استفاده در ساخت این آلیاژها اولوینیت Cu2(AsO4)(OH) یا کیلنوتیس Cu3(AsO4)(OH)، سولفور آرسنید آهن FeAsS و انارژیت Cu3AsS4 هستند که یا به صورت احیاء مستقیم یا به روش ذوب همزمان Co-Smelting مورد استحصال قرار گرفته اند، و یا اینکه آرسنیک به صورت آگاهانه از طریق Speiss، در تولید آلیاژ مس آرسنیکی در هزاره سوم مورد استفاده قرار گرفته است. از استحصال این فلزات چندین محصول دیگر همراه با ذوب همزمان که شامل مات Matt، اشپایس Speiss و سرباره Slag است، ایجاد می شوند. هدف اصلی این مقاله با توجه به اهمیت موضوع آلیاژهای مس آرسنیکی در حوزه باستان شناسی و بررسی های فلزگری کهن، ارائه یک بررسی جامع در مورد روش های استحصال، ویژگی های فیزیکی این آلیاژها و نقش آرسنیک و تاثیر آن به عنوان عنصر آلیاژی در شکل گیری سطح نقره ای و همچنین محصولات جانبی دیگر به عنوان موضوعی پراهمیت در بررسی آلیا ژهای اوایل عصر برنز، پرداخته شده است.
تأثیرگذاری صوفیان و سادات در گسترش اسلام در ماوراءالنهر طی چهار قرن اول هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی دوره جدید سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
111 - 126
حوزههای تخصصی:
مسلمان شدن ترکان ماوراءالنهر، تحت تأثیر عواملی چند از جمله فتوحات، تجارت و مهاجرت گروه های مختلف انجام شد. قبل از پیروزی مسلمانان بر ترکان در سال 652م/32ه ، آیین پرستش ارواح نیاکان، روح آسمان و مظاهر طبیعی بین ترکان رواج داشت و البته قبایلی از ترکان هم پیروِ آیین بودایی ، دین مسیحی، یهودی و برخی زرتشتی بودند، بنابراین با ادیان توحیدی آشنایی داشتند؛ اما به تدریج و تحت تأثیر عواملی، پس از مقاومت های اولیه مقابل سپاه مسلمانان، دین بیشتر ترکان اسلام شد و در این مهم، گروه هایی مانند صوفیان، زهاد و سادات هم نقش داشتند. با توجه به اهمیت نهادینه شدن اسلام در بین ترکان، مقاله پیش رو با روش تحلیلی-توصیفی در پی پاسخ به این سؤال است که آیا در اسلام پذیری ترکان، نقش پررنگ تری برای سادات نسبت به صوفیان قائل می شوند؟ بر اساس یافته های پژوهش، عمده ترین دلیل مهاجرت سادات به ماوراءالنهر، دوری آن از مرکز خلافت بود. در واقع با توجه به اینکه سادات، خلفا را غاصب حکومت می دانستند، همواره باعث غضب خلفا می شدند، برای حفظ امنیت خود به اجبار مهاجرت می کردند و ضمن مجاورت با قبایل ترک، با آنها پیوند می یافتند، حتی در حراست از ثغور شرکت می کردند. همچنین با اشتغال به حرفه های مختلف مانند تجارت و صنعت، به تدریج جزئی از جامعه آنها می شدند و با فعالیت های فرهنگی بزرگان سادات که بیشتر از طریق آموزش تعالیم اسلام و ذکر اخبار و شرح حال پیامبر و بزرگان صدر اسلام انجام می شد، در شناخت کامل تری از اسلام بسیار مؤثر بودند.صوفیان که بیشتر از خراسان به این نواحی وارد می شدند، تحت فشار گروهی از منتقدان مسالک صوفیه در جهت یافتن مناطق امن برای ترویج افکار خود، راهی مناطق مذبور می شدند و چون تعالیم آنها خالی از رنگ عتاب و عذاب بود، برای عده ای جذابیت بیشتری داشت. درنتیجه با توجه به حسن شهرت و نفوذی که سادات در اثر دیانت داشتند و نیز به علت رفتار حسنه آنها با مردم، همچنین به عنوان منسوبان به پیامبر(ص)، با برگزاری کلاس های درس و حل معضلات شرعی ، ذکر احادیث و تألیف کتب در منطقه، حضور بسیار تأثیر گذاری داشتند؛ بنابراین باید پذیرفت که نسبت به صوفیان نقش مؤثرتری در نهادینه شدن اسلام بین ترکان داشتند.
Analysis and identification of underlying factors of development Creative industries through the creation of a cultural quarter. Case study: "Karim khan", Tehran(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۲, Issue ۱ - Serial Number ۵, June ۲۰۲۳
11 - 26
حوزههای تخصصی:
The purpose of this study is to the development of creative industries through the development of cultural quarters within historical contexts as a creative strategy that affects the city as a whole and provides the field of competition and the possibility of being present at international levels. The research method is descriptive-analytical and its type is applied-developmental. The geographical area under study is "Karim Khan" street in Tehran, which has a rich historical and cultural identity. Therefore, using the hierarchical analysis process and "Lisrel" software, the cultural quarters' indicators were ranked and each one's importance was extracted. The findings, according to the calculations of the importance coefficient and the compatibility coefficient of each of the indicators in the study area, show that the "walkability" criterion, "the drivers of the creative economy", and the meaning index of a cultural quarter, the criterion of "evocativeness and urban memory" with importance coefficients of 0.62, 0.78, and 0.65 in the quarter have been assigned the highest rank among other indicators. And as a result, it was shown that the economic importance of sidewalks and the presence of active horizontal grains on the edges, the permeability of the passages, the safe accommodation for pedestrians, the facilities for the transportation of cars and their related services, as well as the quality of urban furniture and green spaces in the quarter as underlying factors. The instrument of creative development and the formation of the cultural quarters are the most important.
سفارت در دوره تیموریان؛ تشریفات استقبال و بار یافتن سفرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ اسلام و ایران سال ۳۳ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۸ (پیاپی ۱۴۸)
183 - 208
حوزههای تخصصی:
آداب و تشریفات سیاسی از مباحث بسیار مهم در امر سفارت است. پذیرش سفیر در هر دوره ای آداب و رسوم خاصی داشت که از باورها و اعتقادات حاکم بر دربار نشأت می گرفت. پژوهش حاضر به روش تاریخی، مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از آثار تاریخ نگارانه و منشآت دوره تیموریان، در پی پاسخ به این پرسش است که: سفارت و آداب استقبال و بار یافتن سفیران در عصر تیموریان چگونه و بر مبنای چه اصول و قواعدی بوده است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که با وجود خصلت تهاجمی حاکمیت تیمور، او از کارکردهای تبادل سفیر غافل نبوده و سفارت های متعددی در زمان او و جانشینانش با اهداف متنوعی صورت گرفته است. از دیگر سو، آداب و تشریفات سفارت در دوره تیمور، متمایل به آداب مغولی بوده و به وسیله قانون یاسا حمایت می شد. در دوره شاهرخ، ابوسعید و سلطان حسین بایقرا، آداب و تشریفات سفارت به آداب ایرانی-اسلامی تمایل داشته است. شاهرخ قوانین یاسا در زمینه بار یافتن را از اعتبار انداخت. در تشریفات سفارت، آوردن هدیه برای خان و امرا تقریباً به صورت یک اصل ثابت بود و اگر سفیران هدیه به همراه نداشتند، در انجام مأموریت خود با مشکل روبه رو می شدند. امیران تیموری نیز اغلب به فرستادگان هدایایی می دادند. اسب، خلعت و زر یا پول، عنصر ثابت همه هدایا بوده است. سلاطینی چون شاهرخ، ابوسعید و حسین بایقرا، در مناسبات خود از کتاب نیز به عنوان هدیه استفاده می کردند تا ضمن هنردوست نشان دادن خود، هنر و خلاقیت درباریان خود در زمینه کتاب آرایی را به رخ بکشند. در این دوره، سفیران از مزایایی چون مصونیت سیاسی، برخورداری از معافیت های مالیاتی و تسهیلات دیگری از جمله امکانات اقامتی، غذایی و چاپاری برخوردار بودند. پذیرش سفیر در این دوره مانند دوران مغول، در انحصار فرمانروا نبود. امیران تیموری از آداب و تشریفات سفارت، به عنوان ابزاری برای نشان دادن عظمت و شکوه قدرت خود بهره می بردند.
تأملی بر ساختار معماری و هویت تاریخی بنای آرامگاهی جوخواه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۷ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۲۵
۱۹۱-۱۶۵
حوزههای تخصصی:
بناهای آرامگاهی یکی از مهم ترین گونه های معماری اسلامی هستند. مطالعه این گونه بنا در بستر جغرافیایی، درک و شناخت معناداری را از این آثار پیش روی ما قرار می دهد. منطقه وسیع طبس، باوجود دارا بودن ظرفیتی غنی از آثار تاریخی و فرهنگی فاخر و به دلیل مهجور بودن و شرایط سخت جغرافیایی، مورد کم توجهی مسئولان و باستان شناسان قرار دارد. در بررسی باستان شناختی بخش جوخواه طبس که در سال 1394ه .ش. انجام گرفت، بناهای متعددی ازجمله یک آرامگاه منفرد شناسایی شده که تاکنون مورد پژوهش قرار نگرفته است. در این پژوهش شیوه ساخت بنا با توجه به نحوه گنبدزنی، اجرای تاق ، نوع مصالح و نوع تزئینات به کار رفته، موردتوجه قرار گرفته است. تحقیق حاضر براساس هدف از نوع توصیفی-تحلیلی و ماهیت آن براساس رهیافت های تاریخی است. در این پژوهش روش یافته اندوزی ها بر پایه مطالعات میدانی و استناد به منابع کتابخانه ای انجام شده است. این پژوهش تلاش دارد، با تکیه بر یافته های باستان شناسی، مطالعات تطبیقی و هم چنین استناد به منابع مکتوب دوران اسلامی، به واکاوی هویت و تاریخ ساخت آرامگاه جوخواه طبس بپردازد. برآیند مطالعات صورت گرفته نشان می دهد که الگوی ساخت این مقبره برگرفته از طرح مربع شکل، مانند بسیاری بناهای آرامگاهی در خراسان بزرگ طی سده های اولیه دوران اسلامی است. اگرچه با مقایسه داده های فرهنگی و عناصر ساخت مایه بنا با سایر آثار مشابه، می توان تاریخ ساخت آن را به اواخر سده ششم تا اوایل سده هفتم هجری قمری نسبت داد.
بررسی مفهوم جنگ و جایگاه فضیلت قهرمانی در ایلیاد هومر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جنگ در سیستم اجتماعی جامعه هومری ارتباط تنگاتنگی با نقش، مسئولیت و تعهدات جنگجو نزد خود و دیگران دارد؛ تا حدی که ننگ و افتخار، نام جاودان و شرم، وابسته به آرته و مهارت درونی فرد و دیدگاه جامعه به وظایف و مسئولیت های بیرونی او است. خاستگاه بروز جنگ ده ساله نیز با ربودن هلن توسط پاریس اتفاق می افتد که با بزرگ ترین لشگرکشی دریایی یونانیان به فرماندهی آگاممنون و جنگاوران آخایی انجام می شود. هدف از این پژوهش بررسی جایگاه فضیلت قهرمانی در میدان جنگ است. هومر، در کتاب ایلیاد به شرح مبارزات و قهرمانی های سلحشوران جنگجو بین تروآییان و آخایی ها می پردازد تا علاوه بر اهمیت عمل، الگویی برای فرهنگ والای جامعه بنیاد نهد. پرسش اصلی این است که مفهوم جنگ چه جایگاهی در فضیلت قهرمانی جامعه هومری دارد. مدعای نویسندگان بر این استوار است که فضیلت قهرمانی در جنگ، که مردان شکوه و افتخار را در آن به دست می آورند، به آگاثوس و آرته وابسته است. یافته ها که بر اساس روش توصیفی و تحلیلی نوشته شده است، نشان می دهد که جامعه افتخار را در زندگی مادی (احترام) و دنیای پس از مرگ (نام جاودان)، نصیب قهرمانان خواهد نمود و گاهی نیز این موهبت از سوی خدایان به آن ها اهداء می شود.
Effective Factors behind Formation and Collapse of Civilizations in Sistan, Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۸
15 - 27
حوزههای تخصصی:
The Sistan region has played a prominent role in establishing and expanding civilization in the eastern region of Iran in different historical periods. The region’s favorable environmental conditions, including abundant water, fertile soil, and diverse flora and fauna, attracted various ethnic groups to settle and achieve significant advancements by constructing numerous cities and settlements. Over its documented existence, Sistan with a rich collection of historic buildings and archeological sites has experienced three periods of extensive settlement and three periods of non-settlement, commonly referred to as gap periods. Multiple factors have contributed to the development of Sistan socially and settlement wise. This article aims to identify the influential factors in the cycle of formation and collapse of civilizations in Sistan by examining geographical, historical, and archaeological factors. Among these, water availability, political considerations, and other natural and human-related aspects stand out as the main contributors to this cyclic pattern.