تحولات سیاسی سال های پایانی قرن هیجدهم و واکنش بریتانیا در قبال آن، آغاز دوره ای جدید در حیات سیاسی و اجتماعی خلیج فارس و نواحی پس کرانه ای آن است. این دوره از تهاجم ناپلئون به مصر در 1213 ه/1798 م آغاز و با عقد قرار داد مرسوم به «صلح عمومی» (General Treaty of Peace) در 1236ه/1820 م به پایان رسید. نتیجه این تحولات تحکیم قدرت سیاسی بریتانیا در «خلیج فارس» بود. تحولات این دوره و شخصیت اصلی رویدادهای آن، یعنی میرزا مهدی علی خان، در مطالعات داخلی کمتر مورد توجه قرار داشته است، در حالی که او طراح و مجری اصلی سیاست خارجی بریتانیا در این دوره محسوب می شود. بررسی رویدادهای این دوره برای شناخت درست عملکرد بریتانیا در ایران و نواحی مجاور آن از اهمیت بسیاری برخوردار است؛ که این مقاله بدان می پردازد.
گیلان از روزگاران گذشته تاکنون از ایالت های مهم ایران محسوب می شده و از جنبه های گوناگون حائز اهمیت بوده است؛ ازقبیل: موقعیت جغرافیایی و طبیعی خاص (استقرار در میانه سلسله جبال البرز و نیز قرار گرفتن در کرانه دریای خزر)، بروز تحولات متعدد سیاسی و حوادث تاریخی، ورود علویان به منطقه و برآمدن دولت های شیعی نظیر آل بویه و آل کیا در گیلان، وقوع جنبش های مختلف سیاسی- مذهبی، ظهور چهره های برجسته علمی و فرهنگی، شکل گیری حکومت های محلی متعدد، وجود مدارس علمی و امامزاده های بسیار، حاصلخیزی و استعداد کشاورزی، شیلات، جاذبه های طبیعی و سیاحتی و... .علاوه بر این ویژگی ها- که هر کدام مقوله ای قابل بررسی می باشد- گیلان به واسطه یکی از محصولات خود- که ابریشم باشد- در دوره های مختلف تاریخی از اهمیت و شهرت جهانی خاصی برخوردار گشت. ابریشم گیلان موجب کسب آوازه، هم برای ایران و هم برای این ایالت، در میان مردم دیگر کشورها گردید و غالب سیاحانی که به ایران مسافرت نموده، یا برای تجارت به این سرزمین وارد شده اند، از ابریشم گیلان سخن گفته اند.اهمیت این کالای مهم در جنبه اقتصادی و درآمدزایی، تجارت، عوارض، گمرگ و صادرات آن، مالیات، فرآورده های ابریشمی، و نیز در تحولات داخلی قابل بررسی است؛ که در این مقاله به اجمال در این باره بحث خواهد شد.