سفرنامه های ونیزیان در ایران شامل شش سفرنامه است که پنج بخش آن توسط سفرای ونیزی نوشته شده است. این سفرنامه ها از نظر تاریخی سیاسی جغرافیایی برای ایران عهد آق قیونلو و صفوی از اهمیت شایانی برخوردار است. در مقاله حاضر پنج سفرنامه سفرای دولت ونیز به ایران مورد بررسی قرار گرفته است
حسن صباح نخستین داعی دیلمان (رودبار- الموت)، در زمان اقتدار سلطنت سلجوقی، خلافت عباسی و خلافت فاطمیان مصر، نهضت نزاری را بنیان گذاری کرد (483ق/1090م). او با تاسیس نهضت نزاری در قلاع درون قلمرو سلجوقیان، در رویارویی سیاسی، نظامی و حتی مذهبی با آن ها قرار گرفت. حسن صباح روش های نوینی در اداره جامعه اسماعیلی ایران به کار گرفت که در قلعه های فراز قله ها و رشته کوه های شمال، غرب و شرق ایران استواری یافت و تا یورش مغولان حیات سیاسی خود را ادامه داد. در این مقاله سعی می شود تلاش های سیاسی و نظامی نزاریان در دوره حسن صباح در رویارویی با سلجوقیان با در نظر داشتن اوضاع سیاسی سال های 483ق/1090م تا 518ق/1124م، دوره اقتدار و رهبری او، بیان شود.
خاندان آققویونلوها در قدرتگیری و تثبیت خاندان صفوی در دوره شیخ جنید و شیخ حیدر نقش مؤثری ایفا کردند، این دو رهبر، موفقیتهای سیاسی و نظامی خود را مدیون آققویونلوها خصوصاً اوزون حسن بودند. پس از انقراض قرهقویونلوها صفویان درصدد برآمدند نفوذ خود را افزایش دهند، سیاست اوزون حسن آققویونلو نسبت به صفویان سیاست حفاظت و حمایت بود، اما پس از فوت وی فرزندش یعقوب حضور یک نیروی مجهز و تربیت شده را برای خود خطری بالقوه میدید. بنابراین درصدد کمک به دشمن صفویان یعنی شروان شاه برآمد. این تغییر خط مشی آققویونلوها در برابر صفویه نشان از آن دارد که یعقوب دیگر اتحاد با صفویان را لازم نداشت و دوران اختلاف بین آنها آغاز گردید که در نهایت به شکست و انقراض آققویونلوها انجامید. امّا پس از شکست، آنها به خدمت صفویان درآمدند و در تمامی دوران صفویه از شاه اسماعیل اوّل تا ظهور شاه عباس اوّل آققویونلوها در حالیکه به صفویان پیوسته بودند، از هر فرصتی برای تضعیف صفویان استفاده میکردند. آنان بارها قیام نمودند و به عثمانیان کمک رساندند و پس از مرگ شاه طهماسب اوّل با تکلوها هم پیمان شدند و در بسیاری از حوادثی که منجر به ضعف صفویان تا ظهور شاه عباس گردید، نقش ایفا نمودند.
ظهور و انتشار تمدن جدید غرب به غلبه آن بر سایر تمدنهای بشری منجر شد و در نتیجه تمدنهای مزبور در معرض نوسازی اجباری قرار گرفتند. اما اقدامات عملی مربوط به نوسازی، جنبه بیرونی و آشکار آن را نمایش میدهد. جنبه بنیادین و اصلی نوسازی به نحوه تفکر و تلقی از نوسازی مربوط میشود. تفکر و تلقی از نوسازی وجوه و مراتب گوناگون دارد. راهبرد یا استراتژی نوسازی، از وجوه فکری مهم نوسازی بهشمار میآید؛ زیرا از سویی هدف و غایت و از سوی دیگر روش تحقق نوسازی را تعین میبخشد. یافتههای این تحقیق نشان میدهد که از آغاز سلسله قاجاریه تا ظهور مشروطیت، راهبردهای نوسازی مختلفی در درون حاکمیت قاجارها ظهور کرد و صرفنظر از ماهیت آنها، هیچ یک به پارادیم غالب و راهنما در جامعه ایران تبدیل نشدند و در نهایت نحوه تلقی و فهم از نوسازی و استراتژی مناسب آن به امری بحرانی و بحرانزا مبدل شد.
پرفسور هرتسفلد در سال 1307 ش بر اساس تصویب «مجلس شورای ملی» به جهت تدریس در رشته تاریخ، جغرافیای تاریخی و باستان شناسی به استخدام دولت ایران درآمد. او در طی سال های 34-1931 م از طرف موسسه شرق شناسی دانشگاه شیکاگو مامور کاوش در تخت جمشید شد. وی در روز 6 مرداد 1312 قصد داشت با اتومبیل شخصی خود از مرز خسروی در غرب کشور خارج شود. ماموران گمرک تعداد 27 قطعه آثار عتیقه را از جامه دان او کشف و توقیف کردند.
در دوره پیش از مشروطیت جرایدی در خارج از فضای جغرافیای ایران پا به عرصه وجود نهادند که غالبا با دقت بسیار و با رویکردی انتقادی مسایل جاری ایران را مورد بررسی و گاه تحلیل قرار دادند. یکی از این جراید مجله ثریا بود که به سردبیری علی محمد کاشانی در مصر منتشر شد و علی رغم عمر کوتاهش با نکته بینی خاص مسایل زمان خود مورد توجه قرار داده است. بنابراین توجه به چنین جرایدی نه تنها به روشن شدن گوشه هایی از تاریخ مشروطیت کمک می نماید بلکه می تواند ما را در شناسایی دقیق تر جامعه و مسایل آن روزگار رهنمون سازد.مقاله حاضر درصدد برآمده با بررسی تحلیل ها و مواضع جریده، نشان دهد که دیدگاه های این جریده در مورد مسایل ایران آن روز چگونه بوده است؟ وقایع سیاسی و اجتماعی کشور چگونه ارزیابی و تحلیل شده اند و برای مقابله با این معضلات و مشکلات چه راهکارهایی پیشنهاد شده است؟بررسی های انجام شده نشان می دهد که مجله ثریا وجود «جهل و خرافه»، عدم «تعلیم و تربیت» صحیح و منسجم و نیز نابسامانی های اقتصادی موجود در جامعه مانند: خرابی سیستم مالیاتی کشور، حیف و میل بودجه دولتی، ارتشا، خرید و فروش مناصب و غیر ه به علاوه ناآگاهی از سیاست جهانی و «نقش استعماری غرب در ایران» را از عوامل اصلی مسایل ایران بیان می کند.
هر چند سامانیان (279-389 ه-ق) به اعتبار احیای زبان فارسی و انتساب تباری به پادشاهان ایران باستان، حکومتی ایرانی و بومی قلمداد می گردند، لیکن در یک کلیت ستون فقرات سپاهیگری، مناصب درباری و حکمرانی ولایات در این عصر متکی بر عناصر بومی نبود. حضور غلام سپاهیانی چون آلبتگین، سیما، فایق، بکتوزن، تاش، توز تاش، قراتگین در مناصب حاجبی، سپهسالاری یا فرماندهی لشکر، حکمرانی ولایات و به شکل فراگیرتری در کل ساختار سپاه، از ویژگی های بارز این دوره است. در این مقاله ضمن ارایه تصویری کلی از مصداق ها و نمادهای اقتدار غلام سپاهیان به مجموعه عوامل داخلی و خارجی تاثیرگذار در جلب و جذب غلام سپاهیان توجه شده است. ارایه نتیجه ای مختصر از بحث و فهرستی از مآخذ و منابع مورد استفاده، مباحث پایانی این مقاله را تشکیل می دهد.