فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۶۱ تا ۱٬۲۸۰ مورد از کل ۱۹٬۶۶۰ مورد.
اثربخشی چندرسانه ای آموزشی دیکته یار بر بهبود مشکلات حافظه دیداری و شنیداری دانش آموزان ناتوان در یادگیری املا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تولید چندرسانه ای دیکته یار و اثربخشی آن بر بهبود مشکلات حافظه دیداری و شنیداری دانش آموزان ناتوان در یادگیری املا بود. طرح پژوهش، شبه آزمایشی و دو گروهی با پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل دانش آموزان با ناتوانی یادگیری املای پایه ی دوم ابتدایی شهر اراک در سال تحصیلی 91-1390 می شد. نمونه شامل 39 نفر بود که از این تعداد به تصادف، 20 نفر در گروه آزمایش و 19 نفر در گروه کنترل جایگزین شدند. به مدت 15 جلسه گروه آزمایش با چندرسانه ای دیکته یار و گروه کنترل با روش متداول آموزش دیدند. جهت تشخیص این دانش آموزان در مرکز ناتوانی های یادگیری از مقیاس تجدیدنظر شده ی وکسلر، مصاحبه ی بالینی و آزمون املا استفاده شده بود. برای گردآوری داده ها از آزمون املا و جهت تحلیل داده ها از آزمون U من ویتنی و ویلکاکسون استفاده شد. یافته ها نشان داد دانش آموزانی که با چندرسانه ای دیکته یار آموزش دیدند نسبت به دانش آموزانی که به روش متداول آموزش دیدند به صورت معناداری بهبود بیشتری در مشکلات حافظه دیداری و شنیداری داشتند(001/0P<). بنابراین چندرسانه ای دیکته یار در بهبود مشکلات حافظه دیداری و شنیداری دانش آموزان ناتوان در یادگیری املا مؤثر است. پیشنهاد می شود از چندرسانه ای دیکته یار در آموزش دانش آموزان ناتوان در یادگیری املا استفاده شود و برای انواع دیگر ناتوانی یادگیری، چندرسانه ای آموزشی تولید شود.
آموزش سواد رسانه ای به دانش آموزان پایه ششم با رویکردی برتفکر انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۲ بهار ۱۳۹۷ ویژه نامه بهار
819 - 837
حوزههای تخصصی:
معیار و محک هر برنامه آموزش سواد رسانه ای، مواجهه انتقادی دانش آموزان در استفاده و فهم شخص خودشان از رسانه است، تا بتوانند اطلاعات دریافتی از رسانه های مختلف را رمزگشایی کرده و توانایی داوری مستقل خود درباره محتوای رسانه ها را ارتقاء بخشند. با توجه به ساختارهای دانش مطرح شده در سواد رسانه ای، پنج مؤلفه اصلی سوادرسانه ای، با تأکید بر محتوای رسانه ای برگرفته از نظریه های ارتباطی، طرح برنامه درسی تدوین شد. در برنامه درسی 15 جلسه ای، آموزش آموزه های سواد رسانه ای از رسانه های مختلف(روزنامه، مقاله، کتاب، انیمیشن، کاریکاتور، فیلم تبلیغاتی) در کلاس استفاده شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی از نظر روش گرد آوری داده ها شبه آزمایشی(نیمه آزمایشی) بوده است. در این روش دو گروه آزمایش و کنترل ا انتخاب و مورد سنجش و اندازه گیری قرار گرفته است. و با روش مبتنی بر گفت وگو و تشکیل حلقه کندوکاو برای60 نفردر پایه ششم ابتدائی دبستان پسرانه شاهد برهان مجرد، در سال 1395به اجرا درآمد. حجم نمونه به صورت گروه های 30 نفری در دو کلاس که به صورت دو گروه کنترل و آزمایش، تقسیم و مشخص شده است. نتایج این پزوهش بیانگر آن است که دانش آموزان گروه آزمایش نسبت به دانش آموزان گروه کنترل، با توجه به آموزش هایی که به آنان ارائه شد؛ با 99درصد اطمینان در مهارت های استفاده از رسانه ها، تجزیه و تحلیل پیام های رسانه ای، توانایی تولید و ارسال پیام های رسانه ای، تفکر انتقادی در استفاده از رسانه ها، در سطح بالاتری از مهارت سواد رسانه ای قرار گرفتند.
بررسی عوامل موثر بر میزان رعایت هنجارها توسط دانش آموزان در محیطهای آموزشی
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق، شناخت هنجارهای موجود در محیط آموزشی و سنجش میزان تمایل دانش آموزان به رعایت هنجارها است. این تحقیق درصدد است با توجه به مفاهیم هنجار و جامعه پذیری، هنجارها را در محیط آموزشی مورد بررسی قرار داده و میزان رغبت و تمایل دانش آموزان را در رعایت هنجارها بعنوان نقش دانش آموزی مورد ارزیابی قرار دهد. روش مطالعه در این تحقیق، روش پیمایشی است. شیوه جمع آوری اطلاعات با تلفیق مراجعه به اسناد و مدارک و نیز پرسشنامه انجام شده است. جهت دسترسی به واحدهای نمونه (دانش آموزان دختر) از روش نمونه گیری طبقه ای بهره گرفته و پس از کسب آمار دانش آموزان در منطقه 18 تهران، حجم نمونه 150 دانش آموز تعیین شد. این تحقیق نشان داد که ویژگیهایی چون رشته تحصیلی، سطح تحصیلات و شغل والدین، معدل دانش آموزان و میزان فعالیت دانش آموزان به طور غیر مستقیم در رعایت هنجارها موثر است. همچنین شرایط محیط آموزشی، میزان آگاهی دانش آموزان از مقررات محیط آموزشی و میزان ارضای نیاز آنها، در رعایت هنجارها موثر است
پذیرش دانش آموزان دارای اختلالات شنیداری توسط همسالان در مدارس تلفیقی و غیرتلفیقی (عادی)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"مقدمه: پژوهش حاضر به منظور تعیین میزان پذیرش دانش آموزان دارای اختلال شنیداری توسط دانش آموزان عادی در مدارس تلفیقی و غیر تلفیقی (عادی) انجام شده است. تحقیقات گوناگون نشان داده اند عامل پذیرش دانش آموزان استثنایی توسط دانش آموزان عادی در موفقیت برنامه های تلفیقی یا فراگیرسازی(Inclusion) موثر می باشد.
مواد و روش تحقیق: روش پژوهش در این تحقیق زمینه یابی می باشد و برای توصیف میزان پذیرش دانش آموزان نیمه شنوا از پرسشنامه(Acceptance Scale) استفاده شده است. نمونه های تحقیق شامل 323 دانش آموز عادی دختر و پسر کلاسهای سوم، چهارم و پنجم دبستانهای تهران بودند که همکلاسی دارای اختلال شنوایی داشتند. این نمونه ها بطور تصادفی از مناطق پنج گانه تهران انتخاب گشتند. همچنین این پژوهش یک نمونه 65 نفری از دانش آموزان همین مقاطع تحصیلی را در مدارس غیر تلفیقی جهت مقایسه مورد بررسی قرار داد. برای بررسی پایایی یا اعتبار، پایایی تقسیم به نصف اسپرمن – براون 82%+ بود همچنین ضریب آلفا 77%+ گزارش شد. در روش آزمون مجدد در دو موقعیت به فاصله سه هفته ضریب ثبات 68%+ بود. در این تحقیق تاثیر جنسیت و نوع مدرسه (تلفیقی، غیر تلفیقی یا عادی) بر میزان پذیرش دانش آموزان دارای اختلال شنیداری مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: یافته های پژوهش در زمینه عامل جنسیت نشان داد که در مدارس تلفیقی پذیرش دانش آموزان پسر بیشتر از دختران است و در مورد مقایسه میزان پذیرش در مدارس تلفیقی و غیر تلفیقی (عادی)، نتایج نشان دهنده میزان پذیرش بالاتر در مدراس تلفیقی می باشد.
بحث و نتیجه گیری: همانطور که از نتایج پیداست دانش آموزان نیمه شنوای مدارس تلفیقی از میزان پذیرش بالاتری توسط همکلاسیها برخوردارند. این برتری در مدارس تلفیقی بیانگر این واقعیت است که تجربه تماس و آشنایی با کودکی که نیازهای ویژه دارد می تواند بر پذیرفته شدن این دانش آموزان توسط دانش آموزان عادی اثر گذار باشد. محدودیتهای این پژوهش و کم بودن پژوهشها در این زمینه ضرورت پژوهشهای بیشتر بخصوص در زمینه مداخلات مناسب جهت افزایش پذیرش را آشکار می سازد.
"
یک کودکستان و مرکز آموزش پیش دبستانی موفق چه ویژگی هایی دارد؟
حوزههای تخصصی:
بازنگری در الگوی آموزش دینی جوانان و نوجوانان در دوره تحصیلی متوسطه
حوزههای تخصصی:
" تربیت دینی یکی از مهم ترین اهداف نظام آموزش و پرورش در جمهوری اسلامی ایران است. از سوی دیگر تامل در پیامدها و نتایج حاصل از بکارگیری برنامه های درسی ناظر به تربیت دینی نشان از این واقعیت ناگوار دارد که نظام آموزش و پرورش در دستیابی به اهداف مورد نظر از توفیق شایان توجهی برخوردار نبوده است.
نگارندگان این مقاله بر این باورند که برای تربیت دینی خصوصا در دوره بسیار حساس سنی نوجوانی یا دوره تحصیلی متوسطه باید طرحی نو درانداخت و با ترسیم مبانی و ارکان متناسب با شرایط متحول زمان به چارچوب برنامه تازه ای دست پیدا کرد. امید است این تلاش مقدماتی در جهت ارائه چارچوب نوین برنامه درسی تربیت دینی در دوره متوسطه همراه با دلائل و مستندات پشتیبان آن، مورد توجه صاحب نظران و متولیان امور در آموزش و پرورش قرار گرفته و بازنگری در ساختار، رویکرد و جهت گیری های برنامه درسی تربیتی دینی آغاز شود. ادامه وضع موجود، به اعتقاد نویسندگان، از آنجا که منجر به تجربیات سودمند و سازنده یادگیری در این زمینه نمی شود، تربیت دینی را در نظام آموزش و پرورش ما به یکی از مولفه های برنامه درسی پوچ بدل می سازد که به هیچ روی قابل پذیرش نیست.
"
اثربخشی بازی درمانی بی رهنمود بر کاهش اختلالات رفتاری کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اختلال رفتاری درکودکی موضوع بسیار مهمی است که می تواند زمینه ساز اختلالات در سنین بزرگسالی باشد. هدف پژوهش حاضر، مطالعه اثربخشی بازی درمانی بی رهنمود بر کاهش اختلالات رفتاری کودکان پیش دبستانی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش-آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش، کلیه کودکان پیش دبستانی دارای اختلال رفتاری در شهر کرمانشاه بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 20 کودک با استفاده از پرسشنامه اختلال رفتاری کودکان پیش دبستانی شهیم و یوسفی (1378) انتخاب شدند و به روش تصادفی ساده در دو گروه آزمایش(10 نفر) و کنترل(10 نفر) جایگزین شدند. 8 جلسه بازی درمانی بی-رهنمود به روش کداسن و شفر (2001) برای گروه آزمایش اجرا شد. در حالی که گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. در پایان مداخله، هر دو گروه مجدداً با آزمون مذکور مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها با استفاده از تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بازی درمانی بی رهنمود بر کاهش اختلالات رفتاری کوکان پیش دبستانی مؤثر بود (001/0P<). بنابراین توصیه می شود که والدین، مربیان و کارشناسان آموزشی برای کاستن از رفتارهای مشکل آفرین کودکان از این شیوه آموزشی و درمانی بهره ببرند. همچنین پیشنهاد می شود که درمانگران و متخصصان کودک در کنار درمان های پزشکی، از مداخلات بازی درمانی در کاهش مشکلات رفتاری کودکان استفاده کنند.
مقایسه رفتار تطبیقی افراد عادی با افراد کم توان ذهنی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به منظور بررسی و مقایسه رفتارهای انطباقی در افراد عادی و افراد کم توان ذهنی روی 320 آزمودنی (246 نفر عادی، 74 نفر کم توان ذهنی) با دامنه سنی 7 تا 18 سال انجام گرفت. ابزار پژوهش مقیاس رفتار انطباقی، ویرایش تجدید نظر شده نسخه 1993 مقیاس رفتار انطباقی است که از مقیاس های رفتار انطباقی انجمن کم توانی ذهنی آمریکا در سال های 1969 و 1974 تهیه شده و شامل دو بخش که دارای 18 حوزه رفتار انطباقی است. داده های پژوهش با استفاده از برنامه آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های آن حاکی از این است که افراد کم توان ذهنی نسبت به افراد عادی در حوزه های رفتار انطباقی: عملکرد مستقل، فعالیت اقتصادی، رشد زبان، اعداد و زمان، فعالیت شغلی - پیش شغلی، خودفرمانی، مسوولیت پذیری، رفتار مختلف کننده فردی، فعالیت خانگی، اجتماعی شدن، رفتار اجتماعی، همنوایی کردن و قابل اعتماد بودن عملکرد پایین تری دارند. اما در حوزه های رشد جسمانی، رفتار کلیشه ای و بیش فعالی، رفتار جنسی، رفتار خودآزاری و اشتغال اجتماعی، تفاوت معنی داری بین دو گروه مشاهده نشد. علل احتمالی این تفاوت ها و تشابه ها به اختصار مورد بحث قرار گرفته است.
فناوری آموزشی در تربیت بدنی و چالشهای فرارو
حوزههای تخصصی:
Consciousness-raising tasks versus deductive approach: Two form-focused instruction types in teaching grammar to Iranian high school EFL learners(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Consciousness-raising (CR) task is a new way of teaching grammar developed in communicative contexts although little has been written on the effectiveness of CR tasks in EFL setting. The present study is an attempt to investigate the impact of CR tasks in Iranian EFL setting by comparing them with deductive، grammar lessons common in the Iranian schools. The subjects of this study were 80 EFL pre-university male students who were randomly assigned to an experimental group and a control one. The control group received three ordinary teacher-fronted، deductive lessons، a common way of teaching methodology in Iran، on three grammatical structures (adverb placement، indirect object placement and the use of relative clause). The experimental group، however، was treated with three ‘consciousness-raising’ (CR) tasks dealing with the same target structures. The results showed that in the short-run، CR tasks were as effective as deductive approach in promoting the learners’ grammatical knowledge while in the long-run، the CR group maintained their gains more effectively than the deductive group. The conclusion is that CR tasks can function more effectively than deductive approach if the following conditions are met: (a) performing the consciousness-raising tasks in learners’ L1; (b) providing the learners with feedback whenever they encounter a problem in solving the tasks; (c) grouping the learners in such a way that at least one learner in each group would be more proficient than the other members to help the less proficient ones understand and discover the rules more effectively.
تحلیل نقش دانشگاه پژوهی در برنامه درسی آموزش عالی از دیگاه متخصصان برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروز رشد انتظارات از دانشگاهها منجر به شکل گیری دانشگاه هایی شده است که بطور مستمر با محیط پیرامون خود در ارتباط می باشند و سعی می کنند تا انتظارات ذینفعان خود را درک و پاسخ دهند. در راستای شکل گیری این روند، مفهوم دانشگاه پژوهی به عنوان فرایند که ضمن توجه به محیط بیرون، امکان بهبود های درون ی را فراهم می سازد، پدید آمده است. یکی از بهبودهای درون محیطی دانشگاهی می تواند در برنامه درسی نظام آموزش عالی اتفاق بیافتد. در این پژوهش تلاش گردید تا ذهنیت متخصصان برنامه درسی با توجه به تجربیات مختلف آنها درباره دانشگاه پژوهی و ارتباط آن با برنامه درسی در نظام آموزش عالی مورد شناسایی قرار گیرد. برای این منظور از روش کیو استفاده شد. داده های پژوهش از 20 متخصص جمع آوری و براساس روش کیو مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان داد که متخصصان برنامه درسی با سه رویکرد متفاوت به ارتباط میان دانشگاه پژوهی و برنامه درسی در نظام آموزش عالی نگاه می کنند. در نگاه اول، متخصصان دانشگاه پژوهی را عاملی برای ایجاد مسائل جدید برای برنامه درسی ذکر می کنند. در نگاه دوم، معتقدند که دانشگاه پژوهی می تواند راهبردها و چشم اندازهای برنامه درسی را تحت تاثیر قرار دهد و در نگاه سوم، اعتقاد بر این است که دانشگاه پژوهی موجب تسهیل بکارگیری دانش می شود و می تواند برنامه درسی را به سمت کاربرد بیشتر سوق دهد.
" عوامل موثر بر نگرش معلمان ویژه و عادی نسبت به دانش آموزان عقب مانده ذهنی و یکپارچه سازی آموزشی آنان "(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"یکی از مهمترین عوامل موثر بر موفقیت برنامه های یکپارچه سازی آموزشی دانش آموزان عقب مانده ذهنی در مدارس عادی نگرش مثبت معلمان است. از این رو، در این پژوهش عوامل موثر بر نگرش 495 معلم از دبستانهای عادی و استثنایی (247 معلم عادی و 248 معلم ویژه) در شهر تهران مورد مقایسه قرار گرفت. در پژوهش حاضر، به منظور سنجش نگرش معلمان مورد مطالعه نسبت به دانش آموزان عقب مانده ذهنی و یکپارچه سازی آموزشی آنان، پس از اعمال انطباقهای ضروری، از مقیاس نگرش به پژوه (1992) استفاده شد. در این مطالعه میزان تماس اجتماعی، جنسیت، سن، گذراندن دوره آموزشی ضمن خدمت، پایه تدریس، میزان اطلاعات، سطح تحصیلات و سابقه تدریس به عنوان متغیرهای مستقل و نگرش معلمان نسبت به دانش آموزان عقب مانده ذهنی و یکپارچه سازی آموزشی آنان به عنوان متغیر وابسته محسوب می شد. نتایج به دست آمده نشان داد:
الف) نگرش معلمان ویژه (استثنایی) نسبت به دانش آموزان عقب مانده ذهنی و یکپارچه سازی آموزشی آنان از نگرش معلمان عادی مثبت تر است.
ب) آن گروه از معلمان استثنایی و عادی زن و جوان که با کودکان عقب مانده ذهنی تماس اجتماعی بیشتر داشته اند، درباره آنان اطلاعات درست بیشتر داشته اند، از سطح تحصیلات بالاتر برخوردار بوده اند و دوره آموزشی درباره آنان گذرانیده اند، نگرش مثبت تر ابراز کرده اند.
"
" یادگیری صریح یک مهارت ادراکی – حرکتی به دنبال سکته مغزی با استفاده از دست مبتلا "(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"هدف: بررسی یادگیری صریح در بیماران مبتلا به سکته مغزی یک طرفه و مقایسه آن با افراد سالم و تعیین نقش عوامل مؤثر بر یادگیری این بیماران هدف این مطالعه می باشد.
روش بررسی: در این تحقیق تحلیلی مورد - شاهدی، از یک نرم افزار کامپیوتری جهت بررسی یادگیری حرکتی استفاده شده است که طی آن 4 مربع با رنگهای مختلف بر صفحه نمایشگر ظاهر می شد و داوطلب به محض مشاهده هر مربع باید کلید تعریف شده مرتبط با آن را فشار می داد. 15 بیمار مبتلا به سکته مغزی با انتخاب هدفمند و غیر تصادفی و 15 فرد سالم همسان که با گروه مورد جور شده بودند، در این تحقیق شرکت داشتند. در روز اول 8 بلوک حرکتی تمرین می شد. 24 ساعت بعد یک آزمون یادآوری از داوطلبین بعمل می آمد که شامل دو بلوک حرکتی با الگوی منظم بود. همه داوطلبین راست دست بوده و بیماران نیز دارای ابتلای سمت راست بوده و با همان سمت مبتلا تمرین را انجام می دادند و زمان سکانسها و بلوکهای حرکتی به عنوان متغیر تحقیق اندازه گرفته می شد.
یافته ها: انجام بلوکهای تحقیق در بیماران با اختلاف معنی داری کندتر از افراد سالم بود (05/0 P<). بین زنان و مردان چه در بیماران و چه در افراد سالم اختلاف معنی داری وجود نداشت. همچنین متغیرهای سن، جنس و سطح تحصیلات تأثیر قابل توجهی بر نتایج تحقیق نداشت(05/0 P>). زمان انجام بلوکهای حرکتی در دفعات آخر نسبت به دفعات ابتدایی کاهش معنی داری در هر دو گروه داشت(05/0 P<).
نتیجه گیری: اگرچه بیماران مبتلا به سکته مغزی یک طرفه، درمجموع حرکت را کندتر از افراد سالم همسان انجام می دادند، اما یادگیری حرکتی که بصورت کاهش پایدار در زمان بلوکها تعریف شده بود، در هر دو گروه سالم و بیمار وجود داشت. به عبارت دیگر بیماران مبتلا به سکته مغزی در طی انجام حرکت با دست مبتلا قابلیت یادگیری حرکتی را دارا هستند. "
بررسی نقش فن آوری اطلاعات در توسعه آموزش های مهارت محور در سازمان آموزش فنی و حرفه ای استان گلستان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، با هدف بررسی نقش فن آوری اطلاعات در توسعه آموزش های مهارت محور و ارایه راه کارهایی جهت رفع موانع پیش روی آن در سازمان آموزش فنی و حرفه ای استان گلستان انجام شد. پژوهش حاضر، از نوع زمینه یابی و از لحاظ هدف، کاربردی است. جامعه آماری، کلیه مربیان مراکز آموزش فنی و حرفه ای استان گلستان به تعداد 152 نفر می باشند که در سه گروه آموزشی خدمات، کشاورزی و صنعت در سال 1391 به کار مشغول بوده اند. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده و با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه 107 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه محقق ساخته می باشد که روایی آن توسط متخصصان، مورد تأیید قرار گرفته و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، 87/0 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها در سطح استنباطی با استفاده از نرم افزار آماری SPSS متناسب با سنجش داده ها و مفروضات آماری، از روش t تک نمونه ای استفاده گردیده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که نقش فن آوری اطلاعات در توسعه آموزش های مهارت محور در سازمان آموزشی فنی و حرفه ای استان گلستان فراتر از حد انتظار می باشد و بهره مندی و استفاده از این فن آوری در مراکز آموزشی فنی و حرفه ای استان گلستان می تواند، تا حد قابل تو جهی در رسیدن به آرمان های سازمان فنی و حرفه ای، از قبیل: ایجاد فرصت های برابر آموزشی، به روز کردن آموزش های مهارتی، گسترش و بهبود کارآفرینی و خلاقیت در جامعه، تربیت نیروی انسانی مورد نیاز بخش های مختلف اقتصادی و توسعه و معرفی مهارت های جدید، تأثیرگذار باشد.
بهداشت روانی کودکان استثنایی
حوزههای تخصصی:
تحلیل محتوای کتاب علوم تجربی پایه چهارم ابتدایی از منظر فعال و غیرفعال بودن بر مبنای الگوی ویلیام رومی
حوزههای تخصصی:
کتب درسی در نظام آموزش وپرورش یکی از عناصر مهم تلقی می شود که در تحقق اهداف نظام آموزشی نقش مهم و اساسی دارند. در این پژوهش به تحلیل محتوای متن، تصاویر و فعالیت های کتاب علوم تجربی پایه چهارم ابتدایی در سال تحصیلی ۱۳۹5 بر مبنای فعال و غیرفعال بودن محتوای کتاب بر اساس تکنیک ویلیام رومی پرداخته شده است؛ و روش مورد استفاده در این پژوهش، تحلیل محتوا است. جامعه آماری پژوهش، کتاب علوم تجربی پایه چهارم ابتدایی در سال تحصیلی ۱۳۹5 بود. یافته های تحقیق نشان داد که ضریب درگیری متن 55/0 است که نشان می دهد متن کتاب علوم تجربی پایه چهارم ابتدایی به شیوه فعالی نوشته شده است. ضریب درگیری تصاویر نیز 75/1 تعیین شد که نشان داد تصاویر کتاب، دانش آموز را درگیر در یادگیری نمی کند. همچنین در بخش تحلیل شاخص فعالیت محور بودن کتاب، ضریب درگیری 33/6 تعیین شد که نشان می دهد کتاب علوم تجربی پایه چهارم ابتدایی، فعالیت محور نمی باشد.
طراحی و تبیین نقش معلم در ایجاد انگیزه پیشرفت تحصیلی دانش آموز (یک پژوهش کیفی به روش روایت پژوهی)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی نقش معلم در ایجاد انگیزه پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان است. این پژوهش به صورت مطالعه ی موردی با رویکرد کیفی و به روش روایت پژوهی صورت گرفته است. یافته های این تحقیق نشان می دهد، معلم نقش اساسی در ایجاد انگیزه پیشرفت تحصیلی و یا افت تحصیلی دانش آموزان دارد. معلم در قدم اول به شناسایی علل و عوامل بی انگیزگی فراگیر می پردازد که این عوامل عبارتند از: عوامل آموزشی، عوامل محیطی، عوامل شخصی، عوامل خانوادگی و دوستان و همکلاسان. در قدم دوم به مطالعه شخصیت و نقاط قوت و ضعف و استعدادها و توانایی های دانش آموز می پردازد که عبارتند از: توانایی هایی جسمی و توانایی ذهنی و علایق ایشان. در قدم سوم معلم با مداخله درست، فراگیر را در مرکز توجه خود قرار داده و توانایی ها و استعدادهای فراگیر را تقویت و حس اعتماد به نفس را در او بیدار می کند ورفته رفته انگیزه زندگی و پیشرفت تحصیلی در فراگیر ایجاد می گردد. بر این اساس، می توان از الگویی برای ایجاد انگیزه پیشرفت تحصیلی در فراگیران که مجموعه ی عوامل را در کنار خود ارائه و نمایه می کند، بهره برد.