هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی تلفیق الگوی طراحی انگیزشی کلر با آموزش درس علوم تجربی بر هیجان های تحصیلی دانش آموزان ابتدایی بود. روش تحقیق از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه چهارم ابتدایی مدارس دولتی ناحیه دو شهر سنندج در سال تحصیلی 97- 1396 بود که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای یک کلاس با 32 دانش آموز به عنوان گروه آزمایش و کلاس دیگری با 31 نفر به عنوان گروه گواه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سنجش هیجان های تحصیلی دانش آموزان ابتدایی(پکران و همکاران، 2007) استفاده گردید. برنامه آموزش با تلفیق عناصر الگوی انگیزشی کلر طی 8 جلسه 45 دقیقه ای برای دانش آموزان گروه آزمایش برگزار گردید، درحالی که گروه گواه تحت آموزش با شیوه رایج در کلاس درس قرار داشتند. داده ها با روش تحلیل کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس چند متغیره و درسطح 05/0> p نشان داد بین دو گروه، از لحاظ متغیر وابسته ترکیبی(هیجان های تحصیلی کلاس) تفاوت معنی دار آماری وجود دارد. نتایج تحلیل کوواریانس در متن مانکووا نیز نشان داد بین گروه های آزمایش و گواه، از لحاظ نمرات پس آزمون هیجان های مختلف کلاس درس تفاوت معنی دار وجود دارد و آموزش با تلفیق عناصر انگیزشی سبب افزایش هیجان مثبت لذت و کاهش هیجان های منفی اضطراب و خستگی در دانش آموزان شده است.
هدف: . هدف از پژوهش حاضر، طراحی راهنمای تدوین متون خواندن کاربردی برای دانش آموزان آهسته گام در دوره ی ابتدایی می باشد. روش: این پژوهش به روش اکتشافی طی دو بخش اسنادی و میدانی صورت گرفت. جامعه آماری تمام والدین و معلمان دانش آموزان دبستانی آهسته گام و همچنین کارشناسان حوزه کودکان استثنایی استان همدان بودند. نمونه شامل100نفر از والدین و100 نفر از معلمان دانش آموزان آهسته گام که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و 20 نفر از متخصصان کودکان استثنایی بودند که به روش در دسترس انتخاب شدند . به منظور جمع آوری اطلاعات مورد نیاز ، از پرسشنامه نیاز سنجی محقق ساخته برای گردآوری اطلاعات استفاده گردید. از آمار توصیفی( میانگین و درصد) برای پردازش اطلاعات استفاده شد. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که متون خواندن کاربردی موردنیاز برای دانش آموزان آهسته گام شامل شش مؤلفه ی مهارت های اجتماعی، مهارت های مراقبت از خود، مهارت های بهداشت شخصی، مهارت های غذا خوردن، مهارت های لباس پوشیدن و مهارت های زندگی مستقل است . مهارت های شناسایی شده به ترتیب اهمیت قرار گرفتن شان در متون خواندن کاربردی به سه دسته ی مهارت های الزامی، مهارت های انتخابی و مهارت های اختیاری تقسیم شدند. نتیجه گیری: از نتایج به دست آمده در پژوهش حاضر استنباط می شود هرچه متون خواندنی که به دانش آموزان آهسته گام آموزش داده می شود کاربردی تر باشد، یعنی دانش آموزان توانایی خواندن، فهمیدن و کاربست آن متون را در زندگی روزانه و موقعیت های اجتماعی داشته باشند، عملکردشان در خواندن بهبود می یابد.
در عرفان اسلامی، تجربه عرفانی و کشف شهود است که دریافت های معنوی و الهی را برای عارف به ارمغان می آورد و این واردات غیبی درحالتی بین خواب و بیداری به نام خلسه انتقال می یابند که سالک در اثر پاکی درون و قطع دلبستگی از امور دنیوی و مادی به عالم مجرد وصل می شود. مولوی به عنوان یکی از بزرگترین عارفان قرن هفتم قمری در آثار خود نشان می دهد که به فراوانی چنین حالتی را تجربه کرده است و به قولی در حالت خلسه اشعاری ماورایی سروده و دریافت هایی غیبی داشته است. گاهی چنان مست حق شده که خطورات قلبی عمیق می یابد و حالت خلسه خود را با نام «بیخودی»، «جذبه»، «بی هوشی»، «دیوانگی»، «مستی» و مانند آن توصیف می کند که در این مقاله موارد شهودی خلسه وار مولوی مطالعه می شود. و امروزه از خلسه با نام های متفاوتی در آثارهای مختلف هم یاد شده است. کلید واژه ها: عرفان و تصوف، کشف و شهود، خلسه، مولوی، بیخودی، جذبه.
«شهر یادگیرنده» مفهومی جدید است که هدف آن بسیج منابع برای یادگیری همه شهروندان در تمام طول عمر و همه مکان ها است تا موجب رشد فردی، توسعه اقتصادی و انسجام اجتماعی افراد شود. این مفهوم ابعاد و مؤلفه های متفاوتی دارد که توسط محققان و نهادهای گوناگون استخراج شده اند. در این تحقیق به بررسی ابعاد و شاخص های شهر یادگیرنده از دیدگاه «شورای یادگیری کانادا»، «کمیسیون اروپا» و «مؤسسه یادگیری مادام العمر یونسکو»، و با تأکید بر مفهوم یادگیری مادام العمر پرداخته شده است. نوع پژوهش توصیفی-تحلیلی و جامعه آماری پژوهش،20 نفر از متخصصان حوزه آموزش رسمی و استادان دانشگاهی در محدوده مطالعاتی شهر قزوین بود. پس از جمع بندی، مؤلفه های نهایی شهر یادگیرنده در پنج بعد که شامل «نظام آموزش وپرورش رسمی»، «یادگیری در جوامع و خانواده ها»، «یادگیری در محل کار»، «فناوری و کیفیت یادگیری» و «فرهنگ یادگیری» است، استخراج و به روش «تحلیل سلسله مراتبی (AHP)» و توسط نرم افزار «اکسپرت چویس» مورد تجزیه وتحلیل قرار و اولویت ها در هر بعد مشخص شد. نتایج تحقیق نشان می دهند که مهم ترین ابعاد شهر یادگیرنده، یادگیری رسمی و یادگیری در جوامع و خانواده هاست و بر اساس آن مهم ترین مؤلفه ها عبارت اند از: «گسترش آموزش رسمی»، «استفاده از مربیان آموزش دیده»، «حمایت از آموزش گروه های محروم»، «تشویق یادگیری مداوم در خانواده و جامعه» و «یادگیری از طریق رسانه ها و فرهنگ ها» که با توجه به شرایط کشور برای دستیابی به شهر یادگیرنده می تواند در اولویت قرار گیرد.
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی ممیزی مدیریت دانش در وزارت نفت ایران انجام که از لحاظ اهداف کاربردی و از نظر داده ها، آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) و از نظر نوع مطالعه در بعد کیفی، داده بنیاد خود ظهور و در بعد کمی، پیمایشی مقطعی است. جامعه کیفی پژوهش شامل صاحب نظران و خبرگان حوزه آموزش اعم از اساتید دانشگاه ها و مدیران عالی وزارت نفت بوده و حجم نمونه متشکل از جامعه کارکنان ستادی براساس روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و جدول مورگان تعداد 324 نفر (زن 163و مرد 161) بدست آمده است. در این پژوهش برای جمع آوری داده ها و اطلاعات لازم از دو نوع ابزارِ مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه مورد تأیید قرار گرفت. ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه 90/0 به دست آمد. تجزیه و تحلیل داده در بعد کیفی، به مدد کد گذاری باز، محوری و انتخابی از طریق مصاحبه، فن دلفی، و بارش فکری انجام شد که 5 بعد (اهداف شغلی، مربی، محیط، دانشجو، محتوا، مدیریت)، 13مؤلفه و80 شاخص در بعد کیفی برای الگوی ممیزی مدیریت دانش نهایی شد و بعد کمی در دو بخش: 1-توصیف داده ها 2-تحلیل داده ها، تجزیه و تحلیل شد. یافته های پژوهش مؤید این مطلب است که اجرای فرآیندهای مدیریت دانش در وزارت نفت همچون سازمان های دیگر بدون داشتن یک الگوی ممیزی مدیریت دانش اختصاصی و پویا، محکوم به شکست خواهد بود. که با عنایت به بررسی ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های ممیزی مدیریت دانش، الگوی مذکور احصا و ارائه شد.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی سبک های اسنادی با رضایت زناشویی در بین دانشجویان متأهل دانشگاه شهیدچمران و دانشگاه جندی شاپور اهواز اجرا شد. روش: جامعه آماری این پژوهش را دانشجویان متأهل دانشگاه شهیدچمران و دانشگاه جندی شاپور اهواز تشکیل می دهد. تعداد آزمودنی ها در این پژوهش200 نفر دانشجوی دختر متاهل بودند که به روش در دسترس انتخاب شدند. برای اندازه گیری متغیرهای پژوهش از پرسشنامه سبکهای اسنادی سلیگمن و رضایت زناشویی کانزاس استفاده شد.برای تجزیه و تحلیل داده ها از روشهای آماری همبستگی و رگرسیون استفاده شد. یافته ها: نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد بین سبک اسنادمثبت و منفی ترکیبی(خوشبینی-بدبینی) و رضایت زناشویی رابطه ی معناداروجود دارد.بین سبک اسناد درونی – بیرونی؛پایدار-ناپایدار برای موقعیت خوب و رضایت زناشویی رابطه ی معنادار وجود دارد ؛اما رابطه ی معناداری بین سبک اسناد کلی-جزئی در موقعیت خوب و رضایت زناشویی مشاهده نشد؛ همچنین بین سبک اسنادکلی-جرئی برای موقعیت بد و رضایت زناشویی رابطه ی معنادار وجود ندارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد سبک های اسنادی می توانند44درصد رضایت زناشویی را پیش بینی کنند. نتایج پژوهش فعلی اهمیت توجه به سبک های اسنادی زوجین را به درمانگران و مشاوران به منظور افزایش رضایت زناشویی نشان میدهد .
کیفیت یکی از مهم ترین مسایلعصر حاضر است که نه تنها در صنعت بلکه در دنیای رقابتی امروزی در آموزش وپرورش بیشتر از آن مطرح است چرا که امروزه دیگر سرمایه ملی یک کشور، پول و زمین نیست بلکه دانش و نیروی انسانی آموزش دیده، مبتکر و خلاق می باشد. هدف : پژوهش حاضر به منظور مقایسه کیفیت تدریس معلمان با استفاده از شیوه فراتحلیل انجام شد. روش : تعداد 19 مطالعه از طریق جستجوی اینترنتی در بانک های اطلاعاتی خارجی و نیز 3 مطالعه از طریق جستجوی دستی دانشگاه های داخل کشور شناسایی و اطلاعات مربوط به آنها کدگذاری گردید. یافته ها : نتایج یافته ها نشان داد که کیفیت تدریس در عنصر جنسیت دارای ضریب اثر 1.80 می باشد که از نظر شدت اثر دارای اثر بزرگ تری می باشد. این اثر در سطح 0.05 p < معنادار می باشد. از بین عناصر کیفیت تدریس، بالاترین ضریب اثر مربوط به تعیین روش سبک تدریس با مقدار 1.32 می باشد و سپس روش تدریس و ارزیابی یادگیری دانشجو قرار دارند. نتایج روش های بررسی تورش انتشار، حاکی از عدم تورش انتشار در نمونه فراتحلیلی بود. با توجه به ناهمگن بودن مطالعات، تحلیل تعدیل کننده برای متغیرهای سن و ابزار اندازه گیری صورت گرفت که بیانگر تأثیر تعدیل کننده متغیر سن در نتایج مطالعات بود. نتیجه گیری : توجه بیشتر به بحث کیفیت در آموزش به خصوص کیفیت تدریس در دانشگاه و فراهم آوردن امکانات رفاهی و توجیه کیفیت در تدریس برای اساتید ضروری به نظر می رسد.
پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی برنامه درسی مبتنی بر واقعیت مجازی در درس علوم براساس روش سنتزپژوهی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی مقالات علمی معتبر در زمینه واقعیت مجازی بود که باتوجه به جست و جوی منظم در پایگاه های اطلاعاتی، بر اساس معیارهای ورود تعداد 920 مقاله علمی شناسایی و در نهایت بر اساس معیارهای خروج تعداد 197 مقاله پژوهشی برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. برای گردآوری، گزارش و ثبت اطلاعات پژوهش های اولیه، از فرم کاربرگ طراحی شده توسط محقق استفاده شد. تحلیل یافته ها با استفاده از الگوی هفت مرحله ای سنتزپژوهی مارش(1991) و روش های کدگذاری باز و محوری انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که برنامه درسی مبتنی بر واقعیت مجازی در درس علوم، برنامه ای دانش آموز محور است که نقش ها و مسئولیت های متفاوتی را برای فراگیر، مدرس و دانش، ایجاد می کند.
شفقت و ذهن آگاهی به عنوان مبنایی برای ارزشیابی روان شناختی ، جهت ارزیابی و فعالسازی متغیر مورد نظر، با توجه به اینکه در پیشینه تحقیقات بر آن شدیم تا تاثیر بسته آموزشی برفعالسازی مولفه مورد نظر را به عنوان آموزشی موثر، با تمرکز زدایی از مولفه های منفی تعیین نماییم. بدین منظور 297 نفر از همه زنان تحت حمایت یک خیریه در شهرستان رودبار بر اساس جدول مورگان در سال (۱۳۹۶) را که دارای تشخیص افسردگی بر اساس کسب نمره حداقل۱۲ در تست افسردگی بک، بودند را تعیین کرده، که با روش نمونه گیری تصادفی هدفمندانتخاب شده بودند . ودر یک گروه مداخله۱۵(نفره) و یک گروه کنترل۱۵( نفره)جایگرین شدند. روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. ابزار مورد استفاده پرسشنامه خود کار آمدی شرر(شرر. مادوکس. مرکاندانته. پرنتیس.۱۹۸۲)، بود. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA) استفاده شد. نتایج نشان دهنده تاثیر معنا دار این بسته آموزشی بر افزایش خود کار آمدی در زنان افسرده سرپرست خانوار بود. فرضیه های پژوهش در سطح معنا داری (0/001>p) تایید شدند.
منابع انسانی یکی مهم ترین دارایی های هر سازمانی است. با وجود این دارایی است که در این دریای پرتلاطم رقابت، سازمان ها به بقا خود ادامه دهند. موتور محرک هر سازمانی نیروی انسانی آن است. کلید موفقیت سازمان در به حداکثر رساندن بهره وری منابع انسانی آن است. اما همیشه مسائل و مشکلاتی در رفتار منابع انسانی سازمان رخ می دهند که مانع تولید و بهره وری و حتی موفقیت سازمان می باشد. یکی از این معضلات وجود رفتار قلدری در سازمان است که موجب اثرات جبران ناپذیری مانند استرس، افسردگی، افزایش نرخ غیبت، ترک شغل و ... می شود. رفتار قلدری مهمترین عامل ترک شغل از سازمان است. به عبارتی سازمان می تواند نیروی های خوب خود را از این طریق از دست بدهد در حالی که برای ورود، آموزش و نگهداری آنها هزینه زیادی متقبل شده است. از طرفی یکی از حساس ترین و مهم ترین نظام هر کشور، نظام آموزشی آن است. وجود محیطی سالم و بدون از استرس و اضطراب و رفتار های مخرب در یک نظام آموزشی و مدارس برای معلمان که وظیفه تربیت دانش آموزان را بر عهده دارند، ضروری و حیاتی است . اما وجود تضاد ها و رفتارهای نا به هنجار غیر قابل اجتناب است بنابراین ما در این مقاله مروری به بررسی رفتار قلدری و ابعاد آن در بین معلمان مدارس و ارائه راهکار جلوگیری از رفتار های مخرب و قلدری می پردازیم.
در این مقاله تلاش داریم با بررسی تعریف حد تابع ، نقاط ضعف و قوت آن را در حل مسائل مربوطه شناسایی کنیم و روشی منطقی برای اصلاح و بهبود درک واقعی از مفهوم حد ارائه دهیم. برای این منظور ضمن بررسی تعریف حد تابع در فضای متری دلخواه بخصوص در فضای متری اقلیدسی سوالاتی را مطرح می کنیم که با تامل در درک مفهوم تعریف حد می توان به این سوالات جواب داد. در پایان کاربردی از تعریف حد را در زندگی روزمره بیان می کنیم.در این مقاله تلاش داریم با بررسی تعریف حد تابع ، نقاط ضعف و قوت آن را در حل مسائل مربوطه شناسایی کنیم و روشی منطقی برای اصلاح و بهبود درک واقعی از مفهوم حد ارائه دهیم. برای این منظور ضمن بررسی تعریف حد تابع در فضای متری دلخواه بخصوص در فضای متری اقلیدسی سوالاتی را مطرح می کنیم که با تامل در درک مفهوم تعریف حد می توان به این سوالات جواب داد. در پایان کاربردی از تعریف حد را در زندگی روزمره بیان می کنیم.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه ساختاری بین ارضای نیازهای اساسی روان شناختی و ادراک از کیفیت فضای دانشگاه با سازگاری با دانشگاه، همراه با واسطه گری باورهای خودکارآمدیبود. این پژوهش از نوع همبستگی بود. شرکت کنندگان 469 نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز بودند، که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند، و پرسش نامه نیازهای اساسی روان شناختی گانیه، پرسش نامه دانشکده و محیط دانشگاه مک دونالد، مقیاس ابعاد خودکارآمدی موریس، و پرسش نامه سازگاری دانشجویان با دانشگاه بیکر و سیرک را تکمیل نمودند. پایایی و روایی نمرات حاصل از ابزارهای پژوهش با استفاده از روش آلفای کرونباخ و تحلیل عامل تأییدی تعیین شد. نتایج تحلیل مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد، مدل پیشنهادی با داد ه های این پژوهش برازش مناسبی دارد، و اثر مستقیم نیازهای اساسی روان شناختی و کیفیت فضای دانشگاه بر باورهای خودکارآمدیوسازگاری با دانشگاه تأیید شد. باورهای خودکارآمدینیز بر سازگاری با دانشگاه اثر مستقیم و همچنین داشت. همچنین یافته ها نشان دادند ارضای نیازهای اساسی روان شناختی و کیفیت فضای دانشگاه با واسطه گری باورهای خودکارآمدیبر سازگاری با دانشگاه تأثیر مثبت و غیرمستقیم دارند. بر اساس نتایج به دست آمده از این پژوهش می توان گفت ارضای نیازهای اساسی روان شناختی و کیفیت فضای دانشگاه از طریق افزایش باورهای خودکارآمدی، بر سازگاری دانشجویان با دانشگاه تأثیر دارد.
مطابق تئوری طبقه بندی نسل ها، بر اساس شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی متولدین دوره های تاریخی معینی، یک نسل را تشکیل می دهند که تا حدودی می توان گفت از نگرش ها و تجربیات مشابهی برخوردارند. در این طبقه بندی به ترتیب می توان به نسل از یاد رفته ؛ نسل بین دو جنگ ؛ نسل بزرگان ؛ نسل خاموش ؛ نسل انفجار جمعیت ؛ نسل X ؛ نسل Y ؛ نسل Z و نسل آلفا اشاره نمود. تفاوت ما بین نسل ها در کلاس درس اولویت های مختلفی را به وجود می آورد و توقعات متفاوتی را طلب می کند. با توجه به تنوع نسلی، امروزه ما باید فراتر از راهی که هر یک از ما شخصاً آموزش دیده بودیم حرکت کنیم و طیف کاملی از تفاوت های نسلی را در کلاسهای آموزشی امروز جای دهیم. حضور حداکثری نسل z در سیستم های آموزشی، نیازمند یادگیری مهارت ها و فناوری هایی است که بتواند آنها را برای موفقیت در جهان آماده کند . بر این اساس در این مقاله ابتدا معرفی مختصری از طبقه بندی نسل ها داشته و سپس با معرفی نسل زد ، به ارائه مدل های طراحی کلاس های درسی پرداخته است. محیط های یادگیری مثبتی که احساس خوب بودن را منتقل کند و رویدادهای یادگیری را گسترش دهد. این مقاله از نوع توصیفی بوده و در آن برای جمع آوری اطلاعات از منابع و سایت ها و متون معتبر مرتبط استفاده شده است.
یادگیری مشارکتی یکی از گسترده ترین حوزه های نظری، پژوهشی و اجرایی ثمربخش در تعلیم و تربیت است. این پژوهش با هدف تعیین تاثیر گذاری یکی از شیوه های یادگیری مشارکتی، به نام روش تقسیم بندی دانش آموزان به گروه های پیشرفت (STAD)1، بر شاخص های شناختی، فراشناختی و عاطفی در یادگیری درس ریاضی در دوره راهنمایی تحصیلی انجام شد. نمونه آماری پژوهش313 نفر از دانش آموزان پایه سوم راهنمایی شهر تبریز بودند. در این پژوهش از یک طرح نیمه آزمایشی درون گروهی و بین گروهی با پیش آزمون و پس آزمون و با گروه کنترل استفاده شد و روش یادگیری مشارکتی به شیوه تقسیم بندی به گروه های پیشرفت در طول 6 هفته بر روی آزمودنی های گروه آزمایشی اجرا شد. در این پژوهش از سه ابزار: 1: آزمون پیشرفت تحصیلی ریاضی برای سنجش پیشرفت تحصیلی ریاضی، 2: پرسش نامه تجدید نظر شده سنجش نگرش نسبت به مدرسه برای سنجش بازده های عاطفی و 3: پرسش نامه دانش و راهبردهای شناختی- فراشناختی برای سنجش میزان تغییر در دانش و راهبردهای فراشناختی ورودی استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش به روش STAD در مقایسه با آموزش مرسوم تاثیر بیشتری بر نمرات پیشرفت تحصیلی و بخشی از شاخص های عاطفه تحصیلی دانش آموزان دارد. امّا این تأثیر در بازده های فراشناختی مشاهده نشد. با توجه به یافته های این پژوهش و نیز مرور مبانی نظری و تجربی حوزه یادگیری مشارکتی می توان نتیجه گرفت که کاربست این شیوه می تواند بر رشد مهارت های شناختی، عاطفی تحصیلی و زبانی کودکان نسبت به شیوه های آموزش انفرادی تأثیرگذار باشد.