ارائه مبانی فلسفی پیشنهادی برای تربیت دینی افراد کم توان ذهنی(بر اساس نظرات ملاصدرا) هدف اصلی این مقاله است. تاکید مقاله به طور عمده بر سرنوشت نهایی و سعادت اخروی این افراد، متمرکز است. تحلیل(متون صدرایی) و استنتاج، روش مورد استفاده درتدوین نوشته حاضر بوده است. تشکیکی بودن وجود، خیریت وجود، جسمانیه الحدوث و روحانیه البقا بودن نفس و حرکت جوهری، مبانی فلسفی منتخب برای تربیت دینی افراد کم توان ذهنی است. مراتب سعادت اخروی افراد کم توان ذهنی، وابسته به تربیت دینی آنان است.آنچه تفاوت مراتب وجودی و در نتیجه اختلاف در درجات سعادتمندی افراد کم توان ذهنی را همانند بقیه انسان ها، رقم می زند،کمیت وکیفیت ملکات و صورت های علمی متحد شده با نفسشان است که در فرایند حرکت جوهری کسب شده است. انجام فرایض دینی و خودداری از ارتکاب معاصی(با کمک بزرگسالان) هرچند با فهم اندک و اختیار محدود صورت پذیرد، برای افراد کم توان ذهنی بی نتیجه نیست و موجب ارتقا کیفیت زندگی اخروی آنها می گردد. تربیت دینی افراد کم توان ذهنی به دلیل این برداشت غلط که آنها مکلف نبوده و خداوند آنها را به عذاب دچار نمی سازد، نباید مورد کم توجهی قرار گیرد.
تفسیر نوین قرآن با محوریت معناشناسی نیاز مبرم پژوهش های قرآنی است. این پژوهش، به بررسی معنی-شناسی یکی از واژه های برجسته قرآن؛ یعنی واژه فجور پرداخته و برآن است تا با کمک دانش معناشناسی و تحلیل آیات به این پرسش ها پاسخ گوید: حیطه های معنایی واژه ی فجور در قرآن کریم چیست؟ جانشین ها و همنشین های معنایی آن در قرآن کدامند ؟ کدام واژگان در قرآن با واژه فجور در تقابل معنایی قرار دارند؟ با بررسی های به عمل آمده این نتیجه حاصل شد که در قرآن کریم واژه ی فجور در چهار حیطه ی معنایی فجر و فجور و انفجار و تفجیر به کار رفته که در هر چهار حیطه معنای شکافتن لحاظ شده است و این واژه در خصوص اعمال کسانی به کار می رود که پرده ی دیانت را دریده اند. این واژه بر محور جانشینی، دارای رابطه ی معنایی با مفاهیم فسق، کفر، فساد، جبّار، شقیّ و عصیّ است و از طرفی در تقابل شدید با مفاهیم تقوا، برّ، احسان و طاعت است. از رهگذر این پژوهش به دست آمد که به منظور درک مفهوم مفردات قرآنی توجه به معنای اساسی و نسبی، تشکیل شبکه معنایی واژگان در سطح روابط معنایی و تقابل های معنایی امری ضروری است و شیوه تحقیق در این نوشتار به روش کتابخانه ای و در تجزیه و تحلیل اطلاعات با استناد به قرآن کریم و تفاسیر آن، کتب روایی، لغوی و متون اسلامی معتبر استفاده شده است.
مهارت حل مسأله در برقراری ارتباط مناسب با دیگران، از اهمیت زیادی برخوردار است. عدم برخورداری از توانایی حل مسأله در مواجهه با مشکلات بین فردی، می تواند موجب بروز رفتارهای تکانشی، پرخاشگری، گوشه گیری، احساس ناکامی و رفتارهای غیرانطباقی در کودکان شود. از سوی دیگر، در کودکان کم توان ذهنی وجود نقایص شناختی و نارسایی مهارت های اجتماعی، بر کنترل تکانه و سازگاری رفتاری تأثیرگذار است. از این رو، آموزش مهارت های تفکر از جمله حل مسأله ضروری به نظر می رسد. مطالعه حاضر به منظور بررسی تأثیر برنامه حل مسأله بین فردی بر کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان دیرآموز پایه اول دبستان انجام شده است. این پژوهش از نوع طرح های تک آزمودنی است که به صورت طرح A-B با مرحله پیگیری بر روی پنج دانش آموز پسر انجام گرفت. پرخاشگری، زورگویی و تهدید، شکایت کردن، بحث و مجادله به عنوان رفتارهای آماج مورد مشاهده قرار گرفتند. اطلاعات مربوط به خط پایه در 10 جلسه جمع آوری شد. سپس طی 30 جلسه 50 دقیقه ای، سه جلسه در هر هفته ، برنامه حل مسأله بین فردی به صورت گروهی آموزش داده شد. اطلاعات مرحله پیگیری در طی 10 جلسه بعد از پایان برنامه مداخله جمع آوری شد. برای تحلیل داده ها از نمودار و تحلیل چشمی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها مبین آن است که آموزش، در کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان در مرحله مداخله تأثیرگذار بوده و روند نزولی رفتارها در مرحله پیگیری نیز قابل مشاهده است.
مقاله حاضر به بررسی و اهمیت بازی و تاثیر آن بر یادگیری دانش آموزان ابتدایی پرداخته است.این مقاله به روش توصیفی -تحلیلی انجام شده است و برای جمع آوری اطلاعات به منابع مکتوب در این زمینه مراجعه شده است. یکی از روش های جدید و نوین آموزش، استفاده از بازی های آموزشی در امر تدریس می باشد که در این روش همه دانش آموزان با هر فرهنگ، سطح هوش و تفاوت فردی به صورت مستقیم و با علاقه و انگیزه به انجام آن می پردازند. در انجام بازی می توان مطالب درسی و آموزشی را به صورت غیر مستقیم و عملی به دانش آموزان آموخت و این یادگیری نیز عمیق تر و پایدار تر می باشد زیرا دانش آموزان با علاقه درگیر یادگیری می شوند. بازی از ضروریات زندگی کودک است و در رشد ذهنی و جسمی کودک تأثیر ویژه ای دارد. کودکان معمولا بخشی از اوقات شبانه روز خود را صرف بازی می کنند و از طریق آن به حواس خود مهارت می بخشند و به میزان توانایی و نیز نقاط ضعف خود پی می برند. از طرفی ویژگی های خاص بازی و فواید گوناگون آن در رشد همه جانبه ی قوای ذهنی،جسمی، شخصیتی و اجتماعی کودک باعث شده تا توجه تعداد زیادی از دست اندرکاران تعلیم و تربیت به چگونگی نقش بازی در امر آموزش کودکان معطوف می ش ود.
تحقیق در مورد ابعاد مختلف پیشرفت تحصیلی همواره از امور مورد توجه پژوهشگران، کارشناسان تعلیم و تربیت و سازمانهای آموزشی بوده است. این پژوهش با استفاده از روش همبستگی و با هدف شناسایی متغیرهای پیش بینی کننده پیشرفت علوم و بر روی متغیرهای برون زای وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی خانواده و جنسیت و متغیرهای درون زای واسطه ای خودپنداره علوم و نگرش نسبت به علوم با استفاده از روش تحلیل مسیر صورت گرفته است. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان ایرانی پایه سوم دوره راهنمایی در سال تحصیلی 82 ـ1381به تعداد 1510787 نفر تشکیل می داد. نمونه این مطالعه با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای دو مرحله ای به تعداد 5413 نفر برآورد گردید. داده های مورد استفاده در این پژوهش، داده های تیمز 2003 دانش آموزان ایرانی و ابزار آن پرسشنامه های دانش آموزی بود. نتایج تحلیل ها پایایی و روایی قابل قبولی را برای ابزار ارائه داد. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که متغیر خودپنداره علوم دانش آموزان ایرانی بر پیشرفت علوم آنها اثری مستقیم و معنادار و بر نگرش نسبت به علوم اثری معکوس و معنادار داشته است. همچنین متغیر وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی خانواده بر خودپنداره علوم و نگرش نسبت به علوم و پیشرفت علوم اثری مستقیم و معنادار را نشان داده است. متغیر نگرش نسبت به علوم بر پیشرفت علوم اثری مستقیم و معنادار و متغیر جنسیت بر نگرش نسبت به علوم و خودپنداره علوم نیز اثری معنادار و مستقیم داشته است.
هدف این پژوهش تعیین رابطه آموزشهای زیست محیطی با آمادگی الکترونیکی مالکان و مدیران شرکتهای کشاورزی استانهای کرمانشاه و ایلام بود. پژوهش حاضر بر مبنای هدف کاربردی و بر مبنای روش توصیفی، همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق متشکل از 202 نفر از مالکان و مدیران شرکتهای کوچک و متوسط کشاورزی بود که به روش نمونهگیری طبقهای انتخاب شدند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته و نسخه تعدیل شده سواد دیجیتالی دانشگاه واشنگتن استفاده گردید. روایی محتوایی ابزار تحقیق با استفاده از نظرات استادان گروه ترویج و توسعه روستایی دانشگاه رازی به دست آمد. سنجش پایایی ابزار تحقیق با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ نیز نشان از قابلیت اعتماد بالای ابزار تحقیق داشت. به منظور تحلیل دادهها از آزمون مقایسه میانگین جامعه با عدد ثابت، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافتهها نشان داد که دانش و مهارت دیجیتالی و مقرون به صرفهبودن کاربرد فنآوری اطلاعات و ارتباطات 22 درصد از تغییرات کاربرد فنآوری اطلاعات و ارتباطات در آموزشهای زیست محیطی را تبیین نمودهاند.
کلاس معکوس یک راهکار برای ایجاد تغییرات مثبت در آموزش است، از این رو در پژوهش حاضر سعی شد بر اساس روش سنتزپژوهی، یک الگوی اجرایی جامع از اجرای این شیوه آموزشی ارائه گردد. جامعه آماری شامل کلیه مقالات علمی معتبر در زمینه اجرای کلاس معکوس بوده که باتوجه به جست و جوی منظم در پایگاه های اطلاعاتی، بر اساس معیارهای ورود تعداد 1084 مقاله علمی شناسایی و در نهایت بر اساس معیارهای خروح تعداد 100 مقاله جهت تحلیل نهایی انتخاب شد. برای فراهم آوردن اطلاعات، از فرم کاربرگ طراحی شده توسط محقق برای گزارش و ثبت اطلاعات پژوهش های اولیه استفاده گردید و جهت تحلیل یافته ها از الگوی شش مرحله ای سنتزپژوهی روبرتس با استفاده از روش های کدگذاری باز و محوری استفاده شد. طبق یافته های بدست آمده الگوی برنامه ریزی درسی در کلاس معکوس شامل یک تغییر در ساختار کلاس درس می باشد که نقش ها و مسئولیت هایی متفاوتی را برای مدرس و فراگیر ایجاد می کند .
هدف : هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی دو روش توانبخشی حافظه کاری کلامی و دیداری فضایی بر بهبود عملکرد ریاضی دانش آموزان مبتلا به اختلال یادگیری ریاضی است. روش : گروه نمونه پژوهش، 30 نفر از دانش آموزان دختر پایه سوم ابتدایی بودند که مطابق با معیارهای DSM5 ، اختلال یادگیری ریاضی داشتند که به طور هدفمند انتخاب شده و به صورت تصادفی در سه گروه توانبخشی حافظه کاری کلامی، توانبخشی حافظه کاری دیداری-فضایی و گروه گواه (در لیست انتظار) جایگزین شدند. پس از شناسایی دانش آموزان دچار اختلال یادگیری ریاضی، آزمون های ریاضیات ایران کی مت، آزمون حافظه کاری کلامی n-back و حافظه کاری دیداری فضایی n-back در سه گروه انجام شد. در دو گروه آزمایش، مداخله شناختی حافظه کاری به صورت 20 جلسه 45 دقیقه ای انجام شد. پس از اتمام دوره مداخله، پس آزمون و به فاصله یک ماه پس از پایان مداخله، پیگیری انجام شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس آمیخته استفاده شد. یافته ها : یافته ها حاکی از آن بود که هر دو روش مداخله می توانند نمرات عملکرد ریاضی دانش آموزان را به طور معناداری افزایش دهند. بنابراین، روش های توانبخشی حافظه کاری کلامی و دیداری-فضایی در بهبود عملکرد ریاضی دانش آموزان تأثیرگذار هستند. نتیجه گیری : بر این اساس می توان نتیجه گیری کرد که مداخلاتی که به منظور توانبخشی حافظه کاری به کار می روند، می توانند به عنوان مداخلات تکمیلی در بهبود مشکلات دانش آموزان دچار اختلال یادگیری ریاضی به کار گرفته شوند.
هدف اصلی این پژوهش،1 تدوین یک مدل آموزشی کارآمد برای آموزش علوم در مدارس است. طرح اولیه مدل بر اساس تجارب اولیه پژوهشگر در طول بیست سال برنامه ریزی و تألیف کتابهای درسی و آموزش ضمن خدمت معلمان و نیز مطالعه پیشینه ادبیات و پژوهش های بین المللی به دست آمده است. طرح اولیه مدل، شامل شش محور است که به تمامی عناصر اصلی برنامه درسی پوشش می دهد. این محورهای شش گانه عبارت اند از مرتبط ساختن موضوعات یادگیری با زندگی، بهره گیری از رویکرد ساختن گرایی، استفاده از راهبرد یادگیری مشارکتی و همکاری گروهی، تأکید بر فعالیتهای دست ورزی و ذهن ورزی (فکری)، تأکید بر ارزشیابی تکوینی و استفاده از شیوه های جدید در ارزشیابی پایانی. دستیابی به طرح نهایی مدل که شامل شناسایی راهکارهای اجرایی برای هر یک از محورهای ششگانه و سپس اعتبارسنجی آن بوده است با بهره گیری از نظرات ده تن از معلمان داوطلب علوم از مدارس دوره اول متوسطه مناطق مرکزی و جنوبی شهر تهران و طی چند کارگاه آموزشی انجام شده است. در این مرحله معلمان برای عملیاتی کردن این محورها در بدو امر 30 راهکار و در نهایت براساس ملاکهایی مانند سهولت، قابلیت اجرا، ارزشمندی فعالیت و نیز کارایی و مؤثر بودن، در نهایت 12 راهکار را پیشنهاد کردند. با توجه به نتایج پژوهش پیشنهاد می شود که به منظور اطمینان از مناسب بودن این راهکارها و قابلیت تعمیم مدل، معلمان علوم این مدل را در چند مدرسه دوره اول متوسطه به مدت یک سال اجرا و مورد ارزشیابی قرار دهند.