فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳٬۹۰۱ تا ۱۳٬۹۲۰ مورد از کل ۱۹٬۶۶۰ مورد.
بررسی اثربخشی مداخلات چند بعدی شناختی رفتاری مارتین بر میزان عملکرد تحصیلی و اشتیاق تحصیلی دانش آموزان دختر دبیرستان های شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر مداخلات چند بعدی شناختی- رفتاری مارتین بر میزان عملکرد تحصیلی و اشتیاق تحصیلی دانش آموزان دختر دبیرستان های شهر اصفهان است. جامعه آماری پژوهش، دانش آموزان دختر دبیرستان های شهر اصفهان بودند. به این منظور 50 نفر از دانش آموزان دختر سال دوّم دبیرستان در سال تحصیلی 89-1388 از طریق نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند (25 نفر گروه آزمایش و 25 نفر گروه کنترل). برنامه مداخلات چند بعدی شناختی- رفتاری مارتین (2008) بر روی گروه آزمایش اجرا شد. ابزار مورد استفاده این پژوهش شامل پرسشنامه اشتیاق تحصیلی آرشا مبالت و همکاران (2009) بود. برای تحلیل داده های این پژوهش از تحلیل کوواریانس چندمتغیری (مانکوا) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد مداخلات چند بعدی شناختی- رفتاری مارتین بر اشتیاق تحصیلی (شناختی، انگیزشی و رفتاری) و عملکرد تح172صیلی دانش آموزان تأثیر داشت (001/0p). مداخلات چند بعدی شناختی- رفتاری مارتین می تواند به عنوان یک روش مداخله ای در افزایش اشتیاق تحصیلی (شناختی، انگیزشی و رفتاری) وعملکرد تحصیلی دانش آموزان استفاده قرار گیرد.
مقایسه کارکردهای اجرایی دانش آموزان دارای اختلال خواندن با دانش آموزان عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
میزان یادگیری و رضایت دانشجویان علوم آزمایشگاهی از روش مشارکت فعال در آموزش(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: انگل شناسی یکی از دروس مهم در آموزش دانشجویان پزشکی و پیراپزشکی است. انتخاب روش تدریس مناسب، به یادگیری بهتر فراگیران کمک زیادی خواهد کرد. هدف این مطالعه، بررسی تاثیر مشارکت دانشجویان در آموزش درس انگل شناسی بر میزان یادگیری و رضایت آنها به منظور یافتن روش آموزشی بهتر بود.
روش ها: این مطالعه نیمه تجربی در سال 92-1391 روی 58 نفر از دانشجویان سال دوم و سوم کارشناسی علوم آزمایشگاهی ورودی 1389 و 1390 در دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بابل صورت گرفت و ارایه دروس انگل شناسی1و2 با روش سخنرانی و با مشارکت فراگیران در آموزش مقایسه شد. ابزار پژوهش، پرسش نامه محقق ساخته 21سئوالی در رابطه با ارزیابی نگرش دانشجویان در مورد تاثیر روش مذکور در پیشرفت یادگیری دروس بود. تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون T استودنت توسط نرم افزار SPSS 18 انجام شد.
یافته ها: 35 نفر (4/60%) این روش تدریس را بهتر از روش سخنرانی دانستند. 32 نفر (2/55%) از ارایه درس به روش مذکور رضایت داشتند و 33 نفر (9/56%) اجرای آن را در ترم های آتی پیشنهاد نمودند. میانگین نمرات دروس انگل شناسی 1 و 2، با مشارکت و بدون مشارکت فراگیران، اختلاف معنی دار داشت (04/0 p< ). فراوانی نمرات کسب شده بالاتر از 16 و 17 در این دروس در روش با مشارکت نسبت به روش بدون مشارکت افزایش یافت.
نتیجه گیری: مشارکت دانشجویان در امر تدریس درس انگل شناسی، کیفیت آموزش این درس را بهبود می بخشد. همچنین استفاده از این روش موجب تقویت انگیزه برای یادگیری، شرکت در کلاس، تلاش بیشتر و ارتباط بهتر بین مدرس و دانشجو می شود.
بررسی تأثیر الگوی تدریس ""دریافت مفهوم"" بر عملکرد تحصیلی دانشجویان دختر دوره کارشناسی علوم تربیتی دانشگاه پیام نور اصفهان در درس آمار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی تأثیر الگوی تدریس «دریافت مفهوم» بر عملکرد تحصیلی دانشجویان در درس آمار هدف اصلی این مطالعه است که بر اساس آموزش مفاهیم انتزاعی آمار، در قالب مثال های واقعی زندگی اجرا شده است. این مطالعه از نوع پژوهش های «شبه تجربی» است. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه دانشجویان دختر مقطع کارشناسی رشته علوم تربیتی دانشگاه پیام نور مرکز اصفهان در نیمسال اول سال تحصیلی 93- 92 بوده اند. روش نمونه گیری تصادفی است. داده ها با روش آماری تحلیل کوواریانس بررسی شدند. به منظور اجرای پژوهش تعداد 30 نفر از دانشجویان دوره کارشناسی رشته علوم تربیتی به صورت تصادفی انتخاب و به دو گروه 15 نفری تقسیم شد. برای گرد آوری اطلاعات و اندازه گیری سطح یادگیری دانشجویان در درس آمار ابتدا از هر دو گروه پیش آزمون و در پایان آموزش از آنان پس آزمون گرفته شد. یافته های پژوهش نشان داد بین میانگین نمره های آزمون آمار گروه ها تفاوت معنی داری وجود دارد. با توجه به اینکه میانگین گروه «آزمایش» از گروه «کنترل» بیشتر بوده است، کاربرد الگوی تدریس دریافت مفهوم بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان در درس آمار تأثیر مثبت داشته و باعث بهبود بخشی دست آورد آنان در این درس شده است (001/0P=). لذا به استادان و مدرسان این درس توصیه می شود که در تدریس مفاهیم انتزاعی آمار در دانشگاه ها از این روش بهره جویند. زیرا استفاده از این الگو باعث به یاد ماندنی کردن درس آمار در ذهن دانشجویان و تثبیت یادگیری در فراگیران می گردد.
برنامه تربیت دبیر کار و فناوری در دانشگاه فرهنگیان به عنوان برنامه درسی مغفول (پوچ)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر تبیین ضرورت طراحی برنامه تربیت دبیر کار و فناوری در دانشگاه فرهنگیان و در نهایت اجرای آن است که می توان از آن به عنوان برنامه درسی مغفول (پوچ) یاد کرد. این پژوهش، مطالعه موردی است که به انگاره تحقیقات کیفی و تفسیرگرایانه تعلق دارد. منبع داده های این پژوهش، تجربیات پژوهشگر و سایر همکاران به عنوان معلم، در دوران تحصیل در مراکز تربیت معلم و همچنین پاره ای از مطالعات کتابخانه ای می باشد. تحلیل داده هانشان می دهد که برنامه تربیت دبیر کار و فناوری در دانشگاه فرهنگیان را می توان از نوع برنامه درسی پوچِ آشکار در نظر گرفت، که حذف کنونی آن در دانشگاه فرهنگیان، نظام تعلیم و تربیت را در حوزه آموزش حرفه گرایی و مهارت آموزی در آموزش و پرورش عمومی کشور را با چالش های اساسی روبه رو می گرداند. از جمله این مشکلات و چالش ها می توان به فرایند ریزش دبیران متخصص کار و فناوری بدون جایگزینی، واگذاری آموزش و تدریس به دبیران غیرمتخصص و غیرمرتبط، جذب افراد ناکارآمد به بدنه آموزش و پرورش، تغییر رشته و دوره های تحصیلی فارغ التحصیلان اسبق مراکز تربیت معلم (دانشگاه فرهنگیان)، امکانات سخت افزاری و نرم افزاری اشاره کرد.
تلفیق علم و تکنولوژی در برنامه درسی دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعاتی که در نظام آموزشی باید بدان پرداخت، آموزش است. آموزش از ترکیب چهار نظام که در تعامل با یکدیگرند، به وجود آمده است. این چهار نظام عبارتند از تدریس، یادگیری، ساختار و برنامه درسی. برنامه درسی طرحی برای عمل است که ساختار را هدایت می کند. موضوع دیگر، جایگاه دانش و چگونگی تبدیل آن به ماده درسی است. در تعلیم و تربیت پست مدرن، دانش به خودی خود هدف نیست، بلکه هدف، \""گفتمان سازنده دانش\"" است به همین جهت در کلاس درس، تمرکز بر ساختن دانش، فهم، همکاری و مشارکت است. نظام آموزشی کشور ها به منظور تربیت فراگیرانی مستقل، منعطف، خلاق و دارای تفکر انتقادی لازم است در حوزه اهداف، محتوا، وسایل، روش ها و نیز فرصت ها و فعالیت های تربیتی تجدیدنظر به عمل آورند. از دیرباز طراحی برنامه درسی و ارائه موضوعات به شکل های مختلف صورت گرفته است. در آغاز قرن بیستم متفکران تعلیم و تربیت در مسیر تلفیق برنامه درسی گام نهادند؛ اما روند مسلط در این قرن مبتنی بر رویکرد تک رشته ای، تکثر دروس و برنامه درسی رشته محور بوده است. تلفیق به معنای سازگار کردن و باهم آمدن است و با تخصصی شدن و جداسازی موضوعات درسی مغایرت دارد. تلفیق، مبتنی بر نگرش کل نگر است که سعی دارد آموزش را با زندگی روزمره فراگیر مرتبط سازد. هدف از این پژوهش، تبیین برنامه درسی تلفیقی، بیان انواع آن و چگونگی تلفیق علم و تکنولوژی در برنامه درسی دوره ابتدایی است. روش بکار گرفته شده، روش تحلیلی- استنتاجی است. بدین منظور پس از تبیین برنامه درسی و توضیح درباره تلفیق، به نمونه هایی از تلفیق در حوزه محتوا مانند تلفیق موضوعات و دانش بنیادین، تلفیق فناوری اطلاعات و ارتباطات با تمام حوزه های دانش، اشاره شده است. بر اساس مطالعات و تحلیل های انجام شده می توان نتیجه گرفت که: با تلفیق علم و تکنولوژی در برنامه درسی به طور عام و در دوره ابتدایی به طور خاص، میزان یادگیری و تسلط دانش آموز بر محتوای سازماندهی شده افزایش می یابد و دانش آموز بهتر می تواند مطالب آموخته شده را در زندگی واقعی بکار گیرد.
مقایسه تأثیر سه روش آموزش حضوری، الکترونیکی و تلفیقیبر یادگیری و یادداری دانشجویان رشته علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۸ بهار ۱۳۹۳ شماره ۲۴
17 - 39
حوزههای تخصصی:
در دهههای اخیر رویکرد سنتی تدریس و یادگیری با ظهور فناوریهای نوین دچار تغییر و تحول اساسی شده است. هدف از این پژوهش مقایسه تأثیر سه روش آموزش حضوری، الکترونیکی و تلفیقی بر یادگیری و یادداری دانشجویان رشته علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی میباشد . روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی بوده است. لازم به ذکر است که در پژوهش حاضر روش نمونه گیری بهصورت غیر تصادفی (در دسترس و داوطلبانه) بوده و روش جایگزینی دانشجویان در گروه های آزمایش بهصورت تصادفی بوده است. بر همین اساس، از طرح پژوهش نوع پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل پیشرفته چرخشی 1 استفادهشده است. یافتهها نشان میدهد که در پ یشآزمون بین میزان یادگیری سه گروه تلفیقی، مجازی و حضوری تفاوت معناداری مشاهده نمیشود، ولی در پس آزمون بین میزان یادگیری گروه تلفیقی با میزان یادگیری گروه مجازی و حضوری تفاوت معناداری مشاهده میشود. به همین ترتیب بین میزان یادداری گروه تلفیقی با میزان یادداری گروه مجازی و حضوری تفاوت معناداری مشاهده میشود. بر اساس یافتهها میتوان نتیجه گرفت گه یادگیری تلفیقی به شرط اجرای درست میتوان بر میزان یادگیری تأثیر مثبتی بگذارد.
ارزیابی الگوی مشارکت ذی نفعان در اداره دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۸ بهار ۱۳۹۳ شماره ۲۴
41 - 80
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف ارزیابی الگوی راهبری دانشگاههای دولتی وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و تأیید الگوی اکتشافی انجام شد، که قبلاً توسط کسکه و همکاران تدوینشده بود. الگوی یادشده ، با استفاده از طرح اکتشافی آمیخته و رویکرد مبتنی بر نظریه داده بنیاد، جمعآوری دادهها از طریق مصاحبه ژرفنگر بهصورت انفرادی با 21 نفر از اعضای هیئتعلمی، مدیران ارشد پیشین و فعلی آموزش عالی و دانشگاه های دولتی و صاحبنظر در حوزه مسائل آموزشعالی انجامشده بود. برمبنای یافته های حاصل از بخش کیفی پژوهش، پرسشنامه و مدل اولیه مفهومی طراحیشده و درنهایت با مشارکت 329 تن از اعضای شورای دانشگاه های 22 دانشگاه دولتی وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری اجرا شد. تحلیلهای بخش کمی به منظور شناخت روابط بین عوامل بهدستآمده و تعمیمیافتههای بخش کیفی انجام گرفت که شاخصهای برازندگی مدل حاکی از برازش مطلوب دادهها با مدل مفهومی تدوینشده بود. نتایج پژوهش نشاندهنده 14 مقوله کلی هست که در قالب مدل پارادایمی شامل: شرایط علی (بسترهای حقوقی و قانونی و بینش مدیریتی)؛ پدیده محوری (کیفیت مشارکت ذینفعان در اداره دانشگاه)؛ شرایط زمینهای(عوامل سازمانی: ارتباط بین نهادهای بالادستی و هویت دانشگاه: نقش دانشگاه در چشمانداز توسعه)؛ شرایط مداخلهگر (شرایط سیاسی: کنش های سیاسی؛ شرایط اجتماعی فرهنگی: همکنشی جامعه و دانشگاه؛ عوامل اقتصادی: اثرات و بازده اقتصادی دانشگاه؛ عوامل تاریخی: تکوین راهبری دانشگاه در ایران)؛ راهبردهای راهبری (راهبردهای مغز افزاری و راهبردهای سازمان افزار) و پیامدها(افزایش شفافیت و پاسخگویی؛افزایش کارایی و اثربخشی و بهبود فرآیندها) بهدستآمده است که عوامل مؤثر بر فرآیند راهبری دانشگاه و روابط آنها را نمایان میکنند.
ارتباط معلم - دانش آموز و تصمیم به ادامه یا ترک تحصیل : نقش واسطه ای : نقش واسط های انگیزش خود تعیین گری و عملکرد تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۸ زمستان ۱۳۹۳ شماره ۲۷
35 - 58
حوزههای تخصصی:
مدارس و معلمان نقشی فرهنگی در رشد و توسعه علمی دانش آموزان و کسب پیشرفت های آموزشی آن ها بر عهده دارند. از آن جمله می توان به انگیزش اشاره کرد که به صورت تمایل ذاتی و درونی برای رفتار و یادگیری است و توسط محیط پیرامون تشویق و حمایت م یشود و یا بالعکس بر اثر بی توجهی، تضعیف م یگردد در پی آن عملکرد یا علاقه به ادامه یا ترک تحصیل رخ می دهد. از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای انگیزش خود تعیین گری و عملکرد تحصیلی در رابطه ارتباط معلم – دانش آموز و تصمیم به ادامه یا ترک تحصیل است. روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر پایه ی سوم راهنمایی و اول دبیرستان مناطق شهری شهرستان شهرکرد بود که در سال تحصیلی 93 - 1392 مشغول به تحصیل بودند. نمونه این پژوهش 400 نفر بودند که به روش خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند.ابزار پژوهش عبارت بود از پرسشنامه خود تنظیمی تحصیلی ) ،)ASRQ مقیاس سنجش عملکرد تحصیلی مورد انتظار) AP (، پرسشنامه) QTI (، مقیاس ترک تحصیل الرند و همکاران) 1997 ( و پرسش نامه خود گزارشی از ترک تحصیل. یافته های پژوهش نشان داد که انگیزش خود تعیین گری و عملکرد تحصیلی می تواند در رابطه بین ارتباط معلم – دانش آموز و تصمیم به ادامه و ترک تحصیل نقش واسطه ای داشته باشد) 01/0 نتایج نشان داد که با بهبود روابط معلم دانش آموز ضمن افزایش انگیزش و بهبود عملکرد دانش آموز می توان تصمیم به ترک تحصیل را در دان شآموزان کاهش داد.
تفکر انتقادی حلقه مفقوده نظام آموزش عالی: بررسی مهارت تفکر انتقادی دانشجویان و چگونگی آموزش آن از سوی اساتید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۸ زمستان ۱۳۹۳ شماره ۲۷
99 - 123
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی چگونگی تفکر انتقادی نزد دانشجویان و آموزش آن از سوی اساتید انجام شده است . شیوه پژوهش کمی از نوع توصیفی و کیفی بوده است . جامعه آماری پژوهش شامل اساتید و دانشجویان دانشگاه مازندران بوده است و نمونه آماری دانشجویان به حجم 345 نفربا استفاده از نمون هگیری طبقه ای به تفکیک دانشکده ها انتخاب گردید و داد هها با استفاده از آزمون مهارت تفکر انتقادی کالیفرنیا جمع آوری شد . نمونه آماری اساتید 15 نفرکه به صورت هدفمند و با استفاده از روش نمون هگیری موارد مطلوب انتخاب و داد هها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته جمع آوری شد. یافته ها نشان داده است که میانگین مهارت تفکر انتقادی دانشجویان( 59 / 7(پا یین تر از حد متوسط ) 17 ( بوده است.نتایج تحلیل واریانس نیز نشان داد بین دانشکده های مختلف درتفکر انتقادی تفاوت معنی دار وجود دارد. همچنین باستثنای تحلیل بین دانشکده های مختلف در شاخص های استنباط و ارزشیابی تفاوت معنی دار وجود داشت.یافته های حاصل از مصاحبه با اساتید نیز بیانگر آن است که آموزش عالی در پرورش مهارت تفکر انتقادی موفق نبوده است. بنظر می رسد ضعف دانشجویان در تفکر انتقادی م یتوانددر ارتباط با کارکرد ضعیف آموزش عالی در برنام هریزی غنی آموزشی و درسی و همچنین بستر فرهنگی جامعه باشد.
مقایسه وضعیت تنظیم شناختی هیجان در دانش آموزان خانواده های طلاق و عادی شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور تبیین تفاوت وضعیت تنظیم شناختی هیجان در دو گروه فرزندان خانواده های طلاق و عادی بود. جامعه ی موردمطالعه دانش آموزان دختر و پسر پایه ی اول دبیرستان در سال 11 بودند؛ بنابراین، برای این منظور گروه نمونه ای شامل 01 دانش آموز از خانواده های - تحصیلی 10 طلاق و 01 دانش آموز از خانواده های عادی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. به منظور ارزیابی وضعیت تنظیم شناختی هیجان گروه های موردمطالعه، از پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران (2001) استفاده گردید. به منظور مقایسه سبک های مختلف تنظیم شناختی هیجان در دو گروه موردمطالعه از تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. روش پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسه ای ) پس رویدادی(بود. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیره گویای آن بود که در متغیر ترکیبی تنظیم شناختی هیجان، تفاوت دو گروه دانش آموزان عادی و طلاق معنادار است. نتایج نشان داد که دانش آموزان خانواده های طلاق در تنظیم شناختی هیجان خود، بیشتر از دانش آموزان خانواده های عادی، از سبک های پذیرش، ملامت دیگران، نشخوارگری و فاجعه سازی استفاده و ملامت دیدگاه گیری می کنند. همچنین برحسب جنسیت در ملامت خویش وجود دارد. به عبارتی مقایسه میانگین ها نشان داد که دختران میانگین بالاتری در دیگران این متغیرها دارند. بر اساس نتایج به دست آمده می توان گفت که فرزندان خانواده های طلاق به دلیل شرایط تنش زایی که تجربه کرده اند بیشتر امکان دارد که از راهبردهای منفی تنظیم شناختی هیجان استفاده کنند و دراین بین دختران ممکن است بیش از پسران تحت تأثیر قرار گیرند.
شیوه های درست و کارآمد آموزش مهارت های زندگی و مهارت های اجتماعی در راستای کاهش آسیب های زندگی به دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۸ تابستان ۱۳۹۳ شماره ۲۵
125 - 154
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی شیوه های درست و کارآمد آموزش مهارت های زندگی و مهارت های اجتماعی در راستای کاهش آسیب های زندگی دانشجویان می باشد. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ نوع توصیفی – پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش را دانشجویان دوره های کاردانی و کارشناسی دانشکده فنی دکتر شریعتی که در سال تحصیلی 91-90 در کلاس های آموزش مهارت های زندگی شرکت داشتند) تعداد 500 نفر (را شامل می شود. تعداد 217 نفربر اساس جدول مورگان به عنوان نمونه با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. روایی محتوایی آن به تأیید صاحب نظران رسید و پایایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ (89%) به دست آمد. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از آمار توصیفی) درصد، فراوانی، میانگین، انحراف استاندارد و رتبه درصدی(آزمون های t مستقل و t وابسته استفاده گردید. یافته های پژوهش بیانگر آن است که از میان روش های آموزش مهارت های زندگی و اجتماعی به دانشجویان، روش تلفیقی در اولویت اول و پس ازآن روش های الگوی ایفای نقش، بحث گروهی و حل مسئله قرار دارند. روش سخنرانی از پایین ترین رتبه در میان دانشجویان برخوردار است. همچنین نتایج اولویت بندی نوع ارائه آموزش مهارت های زندگی و اجتماعی در میان دانشجویان بیانگر آن است که ارائه آموزش از طریق برگزاری کارگاه های آموزشی در دانشگاه ها و استفاده از فیلم و تئاتر به ترتیب با بالاترین اولویت و در مقابل ارائه آموزش مهارت ها از طریق انتشار جزوات و بروشورها در پایین ترین اولویت قرارگرفته است. بر این اساس برای آموزش مهارت های زندگی و اجتماعی دانشجویان بایستی شیوه و نوع ارائه آموزش های مهارت های زندگی و اجتماعی مدنظر برنامه ریزان قرار گیرد
تأثیر آموزش های فنی و حرفه ای مشاغل خانگی بر بهبود کسب و کار زنان استان گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش در صدد است، تأثیر آموزش های فنی و حرفه ای مشاغل خانگی بر بهبود کسب و کار زنان استان گلستان را مورد بررسی قرار داد ه و تأثیرآن در حوزه های خدمات، کشاورزی و صنعت را بر حسب محل سکونت افراد در شهر و روستا مورد بررسی قرار دهد. پژوهش از نوع کاربردی و دارای طرح آزمایشی مقدماتی پس آزمون برای یک گروه است. براساس نتایج به دست آمده از پژوهش، مشخص شد آموزش های فنی و حرفه ای مشاغل خانگی ارائه شده از سوی اداره کل آموزش فنی و حرفه ای استان گلستان در سه حوزه خدمات، صنعت و کشاورزی بر بهبود شاخص های کسب و کار مشتمل بر ملاک های دانش، شایستگی و مهارت، مدیریت و بهره وری، نگرش، ایمنی و توجهات محیطی، ارتباطات و اقتصاد تأثیر داشته است. همچنین، آموزش های ارائه شده بر بهبود کسب و کار زنان شهری و روستایی نیز مؤثر بوده است.
بررسی و شناسایی ابعاد و چالشهای اجرای برنامههای درسی جدید (بازنگری شده) نظام آموزش عالی مهارتی از دیدگاه مجریان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مهارت آموزی دوره ۲ بهار ۱۳۹۳ شماره ۳ (پیاپی ۷)
136-121
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی دیدگاه های مدیران مراکز آموزش علمی-کاربردی و میزان آگاهی ایشان نسبت به تغییرات ایجادشده در برنامه های درسی رشته های تحصیلی علمی- کاربردی بر اساس بازنگری انجام شده در سال 1390، مقایسه آنها با برنامه های درسی قبلی، میزان هم سویی برنامه های جدید با اهداف نظام جامع آموزش مهارت و فنّاوری و نیز چالش ها و مسائل اجرایی پیش روی برنامه های درسی جدید بوده است. پژوهش به روش توصیفی- پیمایشی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته به انجام رسیده و جامعه تحقیق آن شامل مدیران تمامی مراکز آموزش علمی-کاربردی استان خراسان رضوی که اجرای هر دوی برنامه های جدید و قدیم را بر عهده داشته اند، به تعداد 230 بوده اند. حجم نمونه با فرمول کوکران محاسبه و با نمونه گیری خوشه ای، 144 نفر از 38 مرکز انتخاب و پرسشنامه ها بین آنها توزیع شد. نتایج حاکی از آن است که در تمامی موارد بازنگری های انجام شده، مدیران مراکز آموزشی نسبت به ماهیت و اهداف تغییرات ایجادشده در برنامه های درسی آگاهی و موافقت دارند. البته در برخی موارد مانند اهداف و محتوای آیین نامه نظام جامع مهارت و فنّاوری، اطلاع رسانی و توجیه مجریان برنامه ها ضرورت دارد.
ملاحظاتی بر عوامل و شیوه های مؤثر درتوانمند سازی زنان و اشتغال آنان در ایران با تأکید بر آموزش های مهارتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توانمندسازی، فرایندی است که طی آن فرد از نیازها و خواسته های درونی و قابلیت های خود آگاه می شود و با هدف رسیدن به خواسته ها، به کسب توانایی های لازم می پردازد. در کشور ما، با وجود آنکه زنان نیمی از جمعیت جامعه را شکل می دهند و از نظر کسب تحصیلات عالی روندی صعودی را طی کرده اند ولی از نظر وضعیت اشتغال نتوانسته اند با توجه به ظرفیت های شخصی، اجتماعی و قانونی به جایگاهی متناسب دست یابند. با توجه به این مهم، هدف این مقاله شناسایی عوامل تأثیرگذار بر توانمندسازی زنان، عوامل مؤثر بر اشتغال آنها و شیوه های توانمندسازی آنان در کسب جایگاه مناسب اجتماعی و شغلی است. مقاله حاضر ضمن مطالعه اسناد بالادستی و قوانین مرتبط با توانمندسازی و اشتغال زنان، عوامل و شیوه های نیل به اهداف فوق را دنبال کرده است. نتایج این پژوهش، نشان می دهد که عواملی چون کسب مهارت های مورد نیاز بازار کار در حوزه روابط عمومی با توجه به الگوهای شایستگی، بازنگری سیستمی قوانین و سیاست های ارتقاء شغلی و حرفه ای زنان و همچنین قوانین و سیاست های مرتبط با کسب منابع مالی و تغییر نگرش و باورهای اجتماعی می تواند در توانمندسازی بانوان تأثیرگذار باشند. نتایج پژوهش حاضر می تواند مورد استفاده سیاستگذاران حوزه اجرا و قانونگذاری و همچنین زنان علاقه مند به توسعه و پیشرفت قرار گیرد.
ارزیابی عملکرد مراکز آموزش فنی و حرفه ای استان همدان توسط کارت امتیازی متوازن و فرایند تحلیل سلسله مراتبی در سال 1392(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مهارت آموزی دوره ۲ تابستان ۱۳۹۳ شماره ۴ (پیاپی ۸)
122-111
حوزههای تخصصی:
سازمان ها برای توسعه، رشد و پایداری در عرصه رقابتی، به سیستم های ارزیابی نیاز دارند که در قالب آن بتوانند کارایی و اثربخشی برنامه های خود را مورد سنجش قرار دهند. هدف از این پژوهش، ارزیابی عملکرد کلیه مراکز آموزش فنی و حرفه ای استان همدان با استفاده از کارت امتیازدهی متوازن و مدل تحلیل فرایند سلسله مراتبی است. تحقیق حاضر، توصیفی و از لحاظ هدف، یک تحقیق کاربردی است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه کارکنان و مهارت آموزان مراکز آموزش فنی و حرفه ای استان در سال 1392 می باشد. جمع آوری داده ها از طریق توزیع دو پرسشنامه محقق ساخته بین 186 نفر کارکنان و 384 نفر مهارت آموزان انتخاب شده توسط نمونه گیری تصادفی ساده انجام و نتایج توسط نرم افزار تحلیل شد. بر اساس تحقیق، شاخص های کلیدی برای ارزیابی مراکز شناسایی و با محاسبه اوزان و معیارها، مراکز تابعه رتبه بندی شدند. با تحلیل نتایج به دست آمده نیز نقاط قوت و ضعف مراکز شناسایی شد. نتایج این تحقیق می تواند در برنامه ریزی آموزشی، تدوین چارچوب ارزیابی مراکز فنی و حرفه ای، هنرستان های فنی و سیاست های توسعه ای مورد استفاده اولیا امر قرار گیرد.
راهبردهای بهبود ظرفیت نوآوری از طریق توانمندسازی شاغلین در بنگاه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بقای بنگاه ها در اقتصاد پیچیده و رقابتی، منوط به ایجاد خلاقیت و نوآوری است و این مهم در گرو مدیریت و توانمندسازی سرمایه انسانی به عنوان مهم ترین منبع توسعه نوآوری است. سازمان آموزش فنی و حرفه ای به عنوان متولی آموزش های غیررسمی در کشور، نقش مهمی در بهبود فضای کسب و کار و توسعه یادگیری نیروی کار بنگاه ها عهده دار است. به رغم نقش پررنگ و انکار ناپذیر آموزش های مهارتی در پویایی صنایع ، مهارت آموزی در بنگاه های اقتصادی کشور با چالش هایی مواجه است. بدین منظور برای تحلیل و بررسی این موضوع و شناسایی و اتخاذ راهبردهای مناسب ، مدل SWOT را به کار گرفته و از نظرات برنامه ریزان و کارشناسان با تجربه در زمینه آموزش در بنگاه ها بهره برداری شد. پس از ترکیب نظرات 29 عامل در زیر گروه های SWOT (فرصت ، تهدید، ضعف و قوت) شناسایی شد. سپس مهم ترین و تأثیرگذارترین عوامل در هر زیرگروه مشخص و در نهایت با توجه به اولویت های به دست آمده مهم ترین راهبرد های پیش رو در حوزه توانمندسازی شاغلین بنگاه ها ارائه شد.
بررسی میزان مهارت کارآموختگان مراکز آموزش فنی و حرفه ای شهرستان ایلام از دیدگاه کارفرمایان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مهارت آموزی دوره ۳ پاییز ۱۳۹۳ شماره ۱ (پیاپی ۹)
54-43
حوزههای تخصصی:
امروزه در اثر گسترش شگرف صنعت و تکنولوژی، وجود نیروی انسانی ماهر یک نیاز اساسی در مراکز تولیدی، صنعتی و خدماتی به شمار می آید و آموز ش های فنی و حرفه ای به عنوان عامل مهم تربیت این نیروها مورد توجه قرار گرفته است . در نتیجه اهمیت آموزش های فنی و حرفه ای در اشتغال نیروی کار آینده از یک سو و از سوی دیگر نتایج نامطلوب و نسبتاً ضعیف از انجام چنین آموزش هایی، نیاز به بررسی نتایج این آموزش ها در دنیای واقعی ضروری به نظر می رسد. این مطالعه با هدف بررسی میزان مهارت کارآموختگان مراکز آموزش فنی و حرفه ای شهرستان ایلام از دیدگاه کارفرمایان صورت پذیرفت. این تحقیق از لحاظ میزان نظارت و درجه کنترل میدانی، و از نظر روش دستیابی به حقایق و داده پردازی از نوع تحقیقات پیمایشی و از نظر نحوه گردآوری داده ها توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش را کارفرمایان ساکن در شهرستان ایلام که پذیرای کارآموختگان مراکز فنی حرفه ای هستند، با جمعیت 30 نفر تشکیل داد. روش نمونه گیری سرشماری بوده است. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه استاندارد و محقق ساخته استفاده شد. روایی پرسشنامه از طریق پانل متخصصان و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار spss 19 انجام گرفت. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که رابطه مثبت و معنی داری بین متغیرهای انطباق و هماهنگی شغلی، توانمندی شغلی، رضایتمندی کارفرما و مهارت های شغلی کارآموختگان وجود دارد. همچنین، نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که متغیرهای توانمندی شغلی، انطباق و هماهنگی شغلی و رضایتمندی کارفرما 60 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین نموده اند.