در زندگی انسان کار نقش مهمی را در بهداشت روانی فرد ایفا می کند. در حقیقت؛ بعد از ارضا شدن نیازهای زیستی و اولیه انسان؛ مانند گرسنگی؛ نیازهای دیگری جای آن ها را می گیرند که در سلامت و بهداشت روانی فرد تاثیر گزار می باشند و به عنوان تعیین کننده های بهداشت روانی محسوب می گردند. یکی از این نیازها؛ نیاز به کار و داشتن شغل می باشد.
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر ارائه الگوی روابط علی جهت گیری هدف تحصیلی و درگیری شناختی بر اساس نقش واسطه گری هیجان های تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی به روش تحلیل مسیر است. روش: نمونه آماری این پژوهش شامل 523 نفر از دانشجویان دانشگاه پیام نور شیراز که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده و به پرسشنامه هایی متشکل از درگیری شناختی وانگ و اسکالیس (2013)، خودکارآمدی تحصیلی میجلی و همکاران (2000)، جهت گیری هدف تحصیلی میدلتن و میگلی (1997) و هیجان های تحصیلی پکران (2005) پاسخ دادند. یافته ها: به طورکلی نتایج از اثرات غیرمستقیم مؤلفه های جهت گیری هدف تحصیلی بر درگیری شناختی دانشجویان اشاره دارد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده جهت گیری هدف تحصیلی و مؤلفه های آن از طریق واسطه گری ابعاد هیجان های تحصیلی بر درگیری شناختی تأثیرگذار بوده به طوری که اهداف تبحری از طریق هیجان های مثبت و درگیری تحصیلی اثر غیرمستقیم و مثبت و اهداف اجتنابی و عملکردی از طریق هیجان های منفی بر درگیری شناختی اثر غیرمستقیم و منفی است. کلیه متغیرهای مطرح در این پژوهش سی و یک درصد از تغییرات موجود در متغیر درگیری شناختی را تبیین می کنند.
هدف این پژوهش مطالعه جهت گیری کنترل دانش آموزان با رفتار انضباطی آنها در مدارس راهنمایی استان سمنان است. روش انجام تحقیق توصیفی می باشد. جامعه ی آماری تحقیق مدیران، معاونان و معلمان مدارس راهنمایی استان سمنان در سال تحصیلی 87-86 مشتمل بر 1432 نفر هستند. حجم نمونه مطابق با جدول مورگان 340 نفر برآورد گردید. نمونه تحقیق با استفاده از روش های نمونه گیری خوشه ای تصادفی و طبقه ای انتخاب گردید. برای تعیین جهت گیری کنترل دانش آموزان در مدارس از پرسش نامه PCI و برای سنجش رفتار انضباطی از پرسش نامه محقق ساخته استفاده گردید. داده های گردآوری شده به کمک آزمون T، تحلیل واریانس یکطرفه، تحلیل رگرسیون و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که در مدارس راهنمایی استان سمنان در امر کنترل دانش آموزان جهت گیری قیمی بیشتر از جهت گیری انسانی حاکم است (05/ >p). نتیجه دیگر آنکه در این پژوهش بین جهت گیری کنترل و رفتار انضباطی دانش آموزان رابطه معناداری مشاهده نشد (05/p>).
مقدمه: مراکز بهداشت و درمان، یکی از بسترهای حیاتی تحقق سلامت افراد جامعه هستند و سلامت روان کارکنان آن ها به منظور ارایه ی خدمت موثر به جامعه، بسیار ضروری می باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی سبک های رهبری مسئولان مراکز بهداشت و درمان و ارتباط آن با وضعیت سلامت روان کارکنان مراکز بهداشت و درمان اصفهان تدوین گردیده است.
روش کار: نمونه ی این پژوهش توصیفی در مقطع مهر تا بهمن 1392 شامل 217 نفر از کارکنان 18 مرکز بهداشت و درمان شهر اصفهان بود که به روش نمونه گیری طبقه ای، خوشه ای و تصادفی از میان 500 نفر از کارکنان شاغل با استفاده از جدول مورگان انتخاب شده اند. ابزار پژوهش، پرسش نامه ی چند عاملی رهبری (MLQ) و پرسش نامه سلامت روان گلدبرگ (28- GHQ) بوده است. داده ها با روش های آمار توصیفی و استنباطی و آزمون ضریب همبستگی پیرسون و نرم افزار آماری SPSS تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد که بین سبک رهبری و سلامت روان کارکنان، رابطه ی معنی داری وجود ندارد (399/0=P). هم چنین، رابطه ی بین سبک های رهبری تحولی، تبادلی و عدم مداخله گر با سلامت روان کارکنان معنی دار نبود (به ترتیب 247/0=P، 139/0=P و 403/0=P).
نتیجه گیری: با توجه به نتایج، به نظر می رسد عوامل دیگری به جز سبک های رهبری مدیران نیز در سلامت روان تاثیر دارد و می توان از کارگاه های آموزشی برای ارتقای سلامت روان کارکنان استفاده نمود.
پژوهش حاضر به منظور تدوین یک برنامه روانی- آموزشی برای زوجین متعارض و اثربخشی آن در کاهش سبک مقابله ای ناکارآمد و احتمال وقوع طلاق انجام شد. بر اساس مهارت های ارتباطی ستیر یک برنامه روانی- آموزشی تدوین شد که به روش گروه متمرکز، روایی محتوایی آن مطلوب بود. در یک طرح آزمایش پیش آزمون- پس آزمون و یک پیگیری 2 ماهه، اثربخشی آن بررسی شد. 32 شرکت کننده (16 زوج متعارض) در آستانه طلاق، از بین مراجعه کنندگان به شورای حل اختلاف در شهر کرج به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی و مساوی در گروه های آزمایش و کنترل جایگزین شدند. خط پایه همه شرکت کنندگان در شیوه مقابله با تعارض و احتمال وقوع طلاق اندازه گیری شد. مداخلات روانی- آموزشی در 10 جلسه زوج درمانی برای گروه آزمایش اجرا گردید و همه شرکت کنندگان در پس آزمون و پیگیری ارزیابی شدند و داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان داد که استفاده از سبک ناکارآمد مقابله با تعارض و احتمال طلاق در زوجین شرکت کننده در برنامه روانی- آموزشی به طور معناداری پایین تر از گروه کنترل بود (P< 0.01). همچنین این تغییرات در مرحله پیگیری مشاهده شد.نتایج پژوهش شواهدی را پیشنهاد می کند که برنامه روانی- آموزشی مبتنی بر الگوی ستیر یک روش زوج درمانی مناسب برای کاهش سبک ناکارآمد مقابله با تعارض و احتمال وقوع طلاق در متقاضی طلاق و زوجین متعارض می باشد.
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش کمال گرایی، خودتنظیمی تحصیلی، و خودکارآمدی تحصیلی درپیش بینی تعلل ورزی کلی و تعلل ورزی تحصیلی بود. به این منظورجامعه آماری از میان دانشجویان روزانه دانشگاههای دولتی استان مرکزی با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، نمونه ای به اندازه 412 نفر انتخاب شده و مورد بررسی از طریق پرسشنامه قرار گرفتند. پرسشنامه ها شامل مقیاس ارزیابی تعلل ورزی تاکمن، پرسشنامه تعلل ورزی تحصیلی، مقیاس کمال گرایی چند بعدی فراست، پرسشنامه خودتنظیمی تحصیلی و پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی بودند. برای تحلیل اطلاعات بدست آمده از پرسشنامه ها، از نرم افزار آماری spssاستفاده شد. نتایج نشان داد که متغیرهای کمال گرایی، خودتنظیم گری تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی پیش بینی کننده های مناسبی برای تعلل ورزی کلی محسوب می شوند. همچنین یافته ها حاکی از آن بودند که متغیرهای کمال گرایی، خودتنظیم گری تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی پیش بینی کننده های مناسبی برای تعلل ورزی تحصیلی محسوب می شوند.
هدف: مقایسه وبررسی میزان تاثیرگذاری دو روش گروه درمانی وجودی و هنردرمانی بر اضطراب هستی شناسانه.
روش: تعداد ۳۶ زن هنرمند در دو گروه مداخله و یک گروه کنترل به صورت جایگزینی تصادفی قرار گرفتند. گروه های آزمایشی دو مداخله متفاوت را طی ۱۰ جلسه هفتگی دریافت نمودند. هر سه گروه با آزمون اضطراب گود و گود قبل و بعد از مداخلات مورد سنجش قرار گرفتند. داده ها با استفاده از کوواریانس تک متغییره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج بدست آمده نشان داد که در هردو گروه درمان هستی شناسانه و هنردرمانی نسبت به گروه کنترل اضطراب هستی گرایانه بطور معناداری کاهش یافته است(۹۵/۰). ولی اثربخشی دو گروه مداخله از نظر آماری تفاوت معنادار نداشته است. بنابراین می توان به این نتیجه رسید که گروه درمانی هستی شناسانه و هنردرمانی به یک میزان در درمان اضطراب وجودی مؤثرند.