فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۶۱ تا ۸۸۰ مورد از کل ۴٬۵۱۰ مورد.
پژوهش در خصوص ارتباط فرهنگ سازمانی و رضایت شغلی اعضاء هیأت علمی دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
مطالعه ی کیفی تجارب مادران از آموزش مسایل جنسی به دختران نوجوان با تاکید بر عوامل فرهنگی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: آموزش مسایل جنسی بسته به هنجارهای فرهنگی هر منطقه و کشور، متفاوت است. مطالعات زیادی نشان می دهند که والدین، نقش بسیار مهمی در صحبت کردن با کودکان در مورد مسایل جنسی ایفا می کنند و در این میان، جایگاه مادر بارزتر است و بیشتر نوجوانان به خصوص دختران، این مسایل را از مادران خود فرا می گیرند. پژوهش حاضر نیز با هدف درک عمیق تجارب مادران از آموزش مسایل جنسی به فرزندان دختر انجام شد.
روش کار: این پژوهش مطالعه ای کیفی از نوع پدیدارشناسی است. نمونه گیری با استفاده از روش مبتنی بر هدف و تا حد رسیدن به اشباع انجام گرفت. نمونه ی مطالعه 13 مادر دارای فرزند دختر 11 تا 18 ساله ی ساکن در شهر مشهد بودند. برای جمع آوری اطلاعات از مصاحبه ی نیمه ساختاریافته استفاده شد و تحلیل داده ها به روش تحلیل محتوای مورس صورت گرفت.
یافته ها: در طی پژوهش 4 مضمون اصلی که هر کدام حاوی طبقات و زیرطبقاتی بودند، استخراج شد. مضامین اصلی عبارت بودند از: ""آموزش درباره ی بلوغ و قاعدگی""، ""آموزش درباره ی رابطه ی جنسی""، ""سن مناسب برای آموزش مسایل جنسی"" و ""فرد مناسب برای آموزش مسایل جنسی"".
نتیجه گیری: با وجود تمام تحولات فرهنگی در خصوص آموزش مسایل جنسی در خانواده ها، هم چنان فرهنگ عرفی در جامعه و خانواده ها با بعضی جوانب آموزش مسایل جنسی با احتیاط برخورد کرده و مادران در این حیطه، احساس عدم کفایت می کنند. لذا طراحی و اجرای مداخلات آموزشی جهت ارتقای سطح آگاهی مادران و لزوم هماهنگی و همراهی خانه و مدرسه برای نتیجه گیری بهتر ضروری به نظر می رسد.
اهمال کاری و وظیفه مشاور در قبال آن
حوزههای تخصصی:
ارتباط فرسودگی شغلی با ویژگی های شخصیتی در پرستاران
حوزههای تخصصی:
رهیافتی آسیب شناختی در گستره فرهنگ و خانواده: بررسی برون فکنی های افراد دچار اختلال ملال جنسیتی در آزمون رورشاخ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اختلال ملال جنسیتی به معنی داشتن احساس پریشانی درباره جنس زیستی خود است که با آن جنسیتی که فرد تجربه و ابراز می کند هماهنگی ندارد. به همین دلیل این افراد از ابعاد گوناگون در جامعه و خانواده تحت فشار و استرس هستند افزون بر دشواری های اجتماعی، این اختلال زمینه ساز بروز تفاوت های فردی در این افراد نسبت به افراد غیر مبتلا است. هدف از پژوهش حاضر، تعیین تفاوت نتایج مربوط به نمرات متغیرهای محتوای آزمون رورشاخ در افراد دچار اختلال ملال جنسیتی با افراد غیرمبتلا بوده است. پژوهش حاضر از نوع پژوهش های علی مقایسه ای است. به این منظور 28 بیمار دچار اختلال ملال جنسیتی از میان مراجعین به مراکز تشخیصی و جراحی عمومی در پاییز 1394 و 28 شرکت کننده غیرمبتلا که از نظر ملاک های مختلف ازجمله سن، جنسیت و تحصیلات با گروه مبتلا همتاسازی شده بودند، به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. آزمودنی ها با استفاده از آزمون رورشاخ، منطبق با نظام جامع اکسنر، به شکل انفرادی، مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد در متغیرهای: جنسی، طبیعت، جغرافیایی، غذا، گیاهان، خون، آناتومی، چشم انداز، جزئیات بدن انسان، تجارب انسانی افراد مبتلا نمره بالاتری گرفتند و در متغیر وسایل خانگی افراد غیرمبتلا نمره ی بالاتری کسب نمودند. با ملاحظه تفاوت های قابل توجه در برون فکنی های اشخاص دچار اختلال ملال جنسیتی و اشخاص غیر مبتلا که با یافته های پژوهش های انجام گرفته در فرهنگ های گوناگون دنیا همسو بوده است، می توان اهمیت این همسویی را برجسته ساخت؛ برون فکنی اشخاص دچار اختلال مذکور در آزمون رورشاخ فرهنگ بسته نیست، ازاین رو بکار بستن آزمون رورشاخ در کار بالینی با این اشخاص به متخصصین برخوردار از توانش کافی پیشنهاد می گردد.
رابطه باورها و خودکارآمدی کاریابی با رفتار کاریابی زنان بیکار شهر کرد
حوزههای تخصصی:
نقش تشکیل خانواده در رشد فردی و اجتماعی
حوزههای تخصصی:
مبانی منطقی طراحی سیستم خطمشیگذاری دولتی برای تحقق عدالت حقمدار (براساس نهجالبلاغه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکومت حقمدار علوی در نهجالبلاغه» انجام پذیرفته است.
در این پژوهش، پنج فرضیه مدنظر قرار گرفتهاند که بر «ویژگیهای اهداف»، «نحوه تدوین دستور کارها و شکلدهی به خطمشیها»،
«ماهیت روشها و رویههای اجرایی»، و «نحوه ارزیابی سیستم خطمشیگذاری حقمدار» دلالت دارند؛ ضمن اینکه در فرضیه پنجم
بر «حساسیت اعضای جامعه به حقطلبی و عدلپذیری»، به مثابه یکی از عوامل بسیار مهم مؤثر بر استقرار و پایداری حکومت عدل
تأکید شده است؛ زیرا پیامد نهایی فعالیت هر سیستم خطمشیگذاری در جامعه ارزیابی میشود و اعضای جامعه از مهمترین عوامل
مؤثر بر استمرار فعالیت سیستم حکومتی حقمدار محسوب میشوند.
در این تحقیق، علاوه بر تحلیل محتوای مباحث مربوط به عدالت در نهجالبلاغه، از روش تحلیل منطقی، برای استخراج اصول منطقی
مبنایی معرف عدالت حقمدار استفاده شده است. حاصل کار، دستیابی به مجموعهای از اصول و مبانی منطقی است که میتوان
ویژگیهای اصلی سیستم خطمشیگذاری حقمدار را برمبنای آن تعریف کرد.
اگرچه این تحقیق بر مبنای متن نهجالبلاغه انجام شده، اما رویکرد ایدئولوژیک نداشتهو با رویکرد علمی کمالجویانه، در صدد دستیابی
به متقنترین و منقحترین وجوه معرف عدالت حقمدار بوده است. از اینرو، در جریان آن از روش تحلیل منطقی استفاده شده است؛
روشی که قابلیت دارد برای تحلیل هر متنی مورد استفاده قرار گیرد و اگر این کار با نهجالبلاغه انجام شده، توفیق محقق بوده که به
یکی از بهترین و غنیترین منابع معرف عدالت حقمدار دست یافته است.
حاصل کار، تدوین نظام منطقی نهایی است که بر پنج اصل توحید، برابری مبتنی بر یکسانی در خلقت، آزادی و اختیار ناشی از همانندی
در خلقت، تناسب حق و تکلیف،و تسهیل کمالگرایی بنیان نهاده شد و با استناد به نهجالبلاغه، نوزده قضیه از اصول فوق استنباط گردید
که با تشریح برخی ابعاد نظریه عدالت حقمدار، امکان تعیین شاخصهای غالب طراحی سیستم را فراهم میآورند. براساس این پنج اصل
و قضایای استنباط شده از آنها، عدالت آمیزهای از برابری و آزادی است که بر پایه توحید و اعتقاد به یکسانی خلقت، ثبات یافته، با تأکید
بر ضرورت تناسب حق و تکلیف پویا و منعطف گشته، با معطوف شدن به کمالگرایی جهت مییابد.
بنابراین آموزه حقمدار، تحقق عدالت را مستلزم تمهید شرایط دستیابی همه آحاد جامعه به حق خود در برخورداری از امنیت کامل، رفاه
نسبی، و آگاهی کافی میداند.
نقش خانواده، مدرسه و دیگر نهادهای اجتماعی در تعلیم و تربیت
منبع:
پیوند ۱۳۷۳ شماره ۱۸۰
حوزههای تخصصی:
مبانی کاربردی روش های مطالعه و یادگیری ( خلاصه کتاب )
حوزههای تخصصی:
رابطه نگرش مدیران صنایع نسبت به علوم رفتاری با رشته تحصیلی، سابقه خدمت و میزان آشنایی آنان با علوم فوق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به تأثیر نگرش در رفتار در عملکرد مدیران، پژوهش حاضر به بررسی رابطه نگرش مدیران صنایع استان اصفهان نسبت به علوم رفتاری مهم در فاصله سالهای 79-1377 اختصاص یافته است. مرور پژوهشها بیانگر اهمیت هر دو مبحث مدیریت و نگرش بود، ولی مرور مزبور فقدان تحقیقات مشابه، چه در ایران و چه در سایر کشورها، را نیز نشان داد. بر همین اساس، پرسشنامه محقق ساخته ای برای سنجش نگرش مدیران نسبت به علوم رفتاری به همراه دو پرسشنامه دیگر تنظیم گردید. پایایی و روایی پرسشنامه در مرحلة مقدماتی تحقیق مورد سنجش و تأیید قرار گرفت و سپس پرسشنامه ها اجرا گردید.
جامعة آماری پژوهش را کلیه مدیران صنایع استان در نیمه اول سال 1379، و نمونه مورد بررسی را مدیران مراکز صنعتی دارای حداقل یکصد نفر کارمند یا کارگر، تشکیل داد. پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع پیمایشی بوده است. داده های توصیفی مربوط به 124 نفر از مدیران که پرسشنامه ها را تکمیل و اعاده کرده بودند مورد محاسبه قرار گرفت. تحلیل داده ها در رابطه با یافته های جانبی و به ویژه سه فرضیة اصلی پژوهش انجام پذیرفت. بررسی فرضیه اول، بیانگر وجود تفاوت معنی دار بین نگرش مدیران فارغ التحصیل رشته های دانشگاهی مدیریت با مهندسی – فنی (0.05=?) و همچنین بین نگرش مدیران فارغ التحصیل رشته های دانشگاهی مدیریت با مدیران دیپلمه بود (0.01=?). فرضیه دوم تحقیق تأیید نشد؛ بنابراین، نگرش متفاوت مدیران دارای سوابق خدمت و مدیریت متفاوت مورد تأیید قرار نگرفت. آزمون فرضیه سوم، بیانگر وجود نگرش متفاوت مدیرانی بود که میزان آشنایی آنان با علوم رفتاری متفاوت بود. در راستای یافته های اصلی پژوهش، محدودیتهای تحقیق و همچنین پیشنهادهای سودمند برای پژوهشگران و مسؤولان، مدیران، و برنامه ریزان ارائه گردیده است.
ابعاد دلبستگی بزرگسالان به عنوان پیش بینی کننده سبک های حلّ تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور بررسی رابطه ساده و چندگانه ابعاد دلبستگی بزرگسالان و سبک های حلّ تعارض زناشویی انجام گرفت. روش تحقیق مورد استفاده از نوع همبستگی بود و نمونه آماری این پژوهش 285 نفر از دبیران متأهل بودند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و به پرسشنامه تجدید نظر شده تجارب در روابط نزدیک (ECR-R) و پرسشنامه سبک های حل تعارض زناشویی (ROCI-II) پاسخ دادند. از روش آماری همبستگی ساده و رگرسیون همزمان برای پاسخگویی به فرضیه های تحقیق و تعیین سهم هر یک از ابعاد دلبستگی در پیش بینی به کارگیری سبک های مختلف حل تعارض زناشویی استفاده شد. نتایج حاصل نشان داد که بعد اجتناب دلبستگی به طور منفی سبک یکپارچه سازی را پیش بینی کرد و بعد اضطراب دلبستگی به طور مثبت سبک ملزم شده را پیش بینی نمود (001/0P<). در ادامه مشخص شد که بعد اجتناب دلبستگی به طور منفی و اضطراب دلبستگی به طور مثبت سبک مسلط شده را پیش بینی نمودند و همچنین، ابعاد اجتناب و اضطراب دلبستکی به طور مثبت سبک حلّ تعارض اجتنابی را پیش بینی نمودند و بعد اجتناب و اضطراب دلبستگی به طور منفی سبک حل تعارض مصالحه را به طور معناداری پیش بینی نمودند (001/0P<).
نقش مشارکت خانه و مدرسه در ارتقای تعلیم و تربیت کشور
منبع:
پیوند ۱۳۸۲ شماره ۲۸۸
حوزههای تخصصی:
بررسی میزان رضایت زناشویی در ازدواجهای دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی شهرکرد و دولتی اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مولفه های معنای زندگی در زوجین متقاضی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی معنای زندگی، ازدواج و زناشویی زوجین متقاضی طلاق بود. روش: این مطالعه از نوع پژوهش های کیفی بود که با استفاده از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته در 10زوج (10 زن و 10 شوهر) متقاضی طلاق مراجعه کننده به مجتمع قضایی انجام گرفت. این زوجین به صورت هدفمند انتخاب شدند و نمونه گیری تا جایی ادامه یافت که پاسخ های شرکت کنندگان به حالت اشباع نظری برسد. تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها با استفاده از شیوه کیفی نظریه زمینه ای انجام شد. یافته ها: نتایج تحلیل مصاحبه ها مولفه های معنای زندگی فردی، معنای ازدواج و معنای زندگی مشترک زوجین متقاضی طلاق را شناسایی نمود. نتیجه گیری: ناهمخوانی معنا، عدم همکاری در ساخت معنای مشترک و ناتوانی در مذاکره در زوجین، منجر به طلاق می شود.