در این پژوهش میزان اضطراب و درماندگی دانشجویان در سال های مختلف تحصیلی مورد بررسی قرار گرفته است. هدف های این پژوهش عبارتند از: الف) بررسی میزان نگرانی دانشجویان در مراحل مختلف تحصیلی ب) بررسی میزان درماندگی دانشجویان در زمینه انتخاب شغل و دسترسی به آن در سال های مختلف تحصیل ج) بررسی تاثیر آموزش مهارت های کاریابی بر کاهش میزان نگرانی های انتخاب شغل و درماندگی انتخاب شغل است. فرض شده است میزان نگرانی انتخاب شغل در سال های اول تحصیل بیشتر از سال های آخر است و در عوض میزان درماندگی برای انتخاب شغل در سال های آغازین اندک و در سال های آخر بالاتر می باشد، همچنین فرض شد که آموزش مهارت های شغل یابی می تواند میزان نگرانی اندک و در سال های آخر بالاتر می باشد، همچنین فرض شد که آموزش مهارت های شغل یابی می تواند میزان نگرانی انتخاب شغل و میزان درماندگی در اقدام عملی برای انتخاب شغل را بکاهد. این پژوهش در دو مرحله انجام شده است در ابتدا یک نمونه 492 نفری از بین دانشجویان انتخاب گردید و دو پرسشنامه محقق ساخته در اختیار آنان قرار داده شد. در قسمت دوم پژوهش دو گروه 50 نفری از کسانی که در هر دو مقیاس بالاترین نمره را آورده بودند انتخاب شدند و هر کدام به یک گروه کنترل و آزمایش تقسیم گردیدند. گروه های کنترل هر کدام طی سه هفته تحت آموزش مهارت های کاریابی و جستجوی شغل قرار گرفتند. نتایج مرحله اول پژوهش نشان داد که میزان نگرانی انتخاب شغل در سال های آغازین بالا و در سال های پایانی تحصیل کاهش می یابد و در عوض میزان درماندگی در سال های آغازین تحصیل اندک و در پایان افزایش یافته است. به علاوه نتایج مرحله دوم نشان داد آموزش مهارت های کاریابی و جستجوی شغل می تواند میزان نگرانی در مورد انتخاب شغل و درماندگی در انتخاب شغل را کاهش دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد برای کمک به دانشجویان ارایه خدمات مشاوره شغلی با هدف آموزش مهارت های جستجوی شغل ضروری می باشد.
پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه عزت نفس مدیران زن و اثربخشی آنان در مدارس منطقه چناران در سال تحصیلی 86-85 انجام گرفت. فرضیه اصلی در این پژوهش آن است که: بین عزت نفس مدیران زن و اثربخشی آنان در مدارس رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. جامعه آماری در این تحقیق کلیه مدیران زن مدارس (مدیر مستقل) در مقاطع مختلف ابتدایی، راهنمایی و متوسطه اداره آموزش و پرورش چناران در سال تحصیلی 86 – 85 است، که طبق آمار اخذ شده از آن اداره تعداد آنها 70 نفر میباشد و کلیه معلمان شاغل در آموزشگاه های مذکور که طبق آمار اخذ شده تعداد آنها 830 نفر میباشد. گروه مورد بررسی برای مدیران 42 نفر به صورت تصادفی و برای معلمان از هر مدرسه ای که مدیر آن به عنوان نمونه انتخاب شده است، تعداد 5 نفر از معلمینی که بیشترین ساعت تدریس را در آن مدرسه داشتند جهت پاسخگویی به پرسشنامه اثربخشی انتخاب شدند (جمعاً 210 نفر از معلمین) به نحوی که از هر کدام از مدارسی که مدیر زن داشتند درصد مساوی در نمونه انتخاب شد. یکی از ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه اثربخشی پارسونز است، که این پرسشنامه توسط معلمان شاغل در مدارسی که مدیر زن دارند تکمیل گردید و اثربخشی مدیران را از دیدگاه معلمان مورد سنجش قرار داد و همچنین پرسشنامه دیگر، پرسشنامه عزت نفس آیزنگ بود که توسط مدیران زن تکمیل گردید، و نیز پرسشنامه مشخصات فردی مدیران که ضمیمه پرسشنامه عزت نفس است و اطلاعاتی نظیر سن، رشته و مدرک تحصیلی، سابقه خدمت و مدیریت و وضعیت تأهل از آن استخراج میشود. روش تحقیق روش توصیفی پیمایشی است و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های کولوموگروف اسمیرنف، t استودنت، آزمون ضرایب همبستگی پیرسون و اسپیرمن، ضریب همخوانی، ضریب همبستگی دو رشته ای نقطه ای و همچنین آنالیز تحلیل واریانس یک عاملی (one-way) استفاده شده است. نتایج بدست آمده عبارتند از: 1- بین عزت نفس مدیران زن و اثربخشی آنان در مدارس رابطه مستقیم و معنیداری وجود دارد. 2- بین نمره اثربخشی مدیران با عزت نفس بالا و پایین تفاوت معنیداری وجود دارد و اثربخشی مدیران با عزت نفس بالا از اثربخشی مدیران با عزت نفس پایین بیشتر است. 3- بین ویژگیهای خصیصه ای (سن، تأهل، سابقه خدمت، سابقه مدیریت، مدرک تحصیلی و رشته تحصیلی) و عزت نفس مدیران رابطه وجود ندارد. 4-بین ویژگیهای خصیصه ای (سن، تأهل، سابقه خدمت، سابقه مدیریت، مدرک تحصیلی و رشته تحصیلی) و اثربخشی مدیران رابطه وجود ندارد.
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه میزان تاثیر دو روش مشاوره گروهی رو در رو و اینترنتی با رویکرد شناختی - رفتاری مبتنی بر نظریه آلیس، در افزایش رضایت زناشویی انجام گرفت. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع آزمایشی است که به صورت پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل طراحی شد. در نمونه مورد مطالعه، 36 زوج دارای رضایت زناشویی پایین تر از متوسط بودند که از بین زوج های مراجعه کننده به مرکز مشاوره دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر، به صورت تصادفی انتخاب و به گروه های آزمایشی و کنترل اختصاص داده شدند. مداخلات، در مورد گروه های آزمایشی انجام گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی شفه تحت نرم افزار SPSS12 مورد آزمون قرار گرفتند. یافته ها: افزایش رضایت زناشویی در هر دو گروه آزمایشی، به میزان معنی داری بالاتر از گروه کنترل بود (P<0.05). همچنین مشاوره گروهی رو در رو در بهبود مولفه های مدیریت مالی، اوقات فراغت و موضوعات شخصیتی موثرتر از مشاوره گروهی اینترنتی بود (P<0.05).. نتیجه گیری: می توان از مشاوره گروهی اینترنتی در شرایط خاص به جای مشاوره گروهی رو در رو در حل مشکلات ارتباط زناشویی استفاده کرد.
این مقاله خلاصه ای از نتایج پژوهشی است که با هدف بررسی رابطه بین مهارت های ارتباطی مدیران و رضایت شغلی کارکنان در ادارات کل و سازمانهای استان خراسان شمالی در سال 86- 85 با تأکید بر دیدگاه کارکنان صورت پذیرفته است. جامعه آماری پژوهش را کلیه کارکنان رسمی و پیمانی دیپلم به بالا در ادارات کل و سازمانهای استان خراسان شمالی که مشمول هزینه ها و اعتبارات استانی میباشند و تعداد کارکنان آنها 15 نفر و بیشتر است تشکیل میدهند که با توجه به جدول مورگان نمونه ای به حجم 248 نفر با روش تصادفی طبقه ای متناسب با حجم از بین 700 نفر (17 اداره) به صورت تصادفی انتخاب شدند. ضمناً در هر اداره نسبت جنسیت رعایت شده است. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی میباشد. ابزار پژوهش از دو پرسشنامة محقق ساخته مهارتهای ارتباطی مدیران و پرسشنامه استاندارد رضایت شغلی کارکنان تشکیل شده است که هر دو پرسشنامه توسط کارکنان پاسخ داده شد. اعتبار درونی پرسشنامه محقق ساخته 12/88 بدست آمد که نشان دهنده همسویی و هماهنگی سؤالات هر فرضیه است. اعتبار زمانی پرسشنامه نیز برابر با 946/0 به دست آمد که از اعتبار زمانی بسیار خوبی برخوردار است. روش های تجزیه و تحلیل اطلاعات عبارتند از: آمار توصیفی و ضریب همبستگی گشتاوری پیرسون. نتایج نشان دادند که بین مهارتهای ارتباطی مدیران و رضایت شغلی کارکنان رابطة مستقیم و معنیداری وجود دارد؛ یعنی هر چه مهارتهای ارتباطی بیشتر باشد رضایت شغلی نیز بیشتر است. همچنین از نتایج فرعی پژوهش حاضر چنین نتیجه گیری میشود که بین مهارتهای ارتباط کلامی، ارتباط کتبی و ارتباط غیرکلامی با رضایت شغلی کارکنان رابطة مستقیم معنیداری وجود دارد.