این پژوهش با هدف تعیین رابطه رضایت شغلی با خودکارآمدی معلمان راهنمایی مشگین شهر انجام گرفته است. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی می باشد.جامعه آماری پژوهش را کلیه معلمان راهنمایی مشگین شهر به تعداد 739 نفر تشکیل می دادند که از بین آنان تعداد 250 نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای جمع آوری داده های موردنیاز از دو پرسشنامه رضایت شغلی (JDI) اسمیت،کندال و هایلین و آزمون خودکارآمدی چیپسون و دمبو استفاده شده است.روایی پرسشنامه ها را صاحبنظران تایید کرده اند و پایایی پرسشنامه های رضایت شغلی و خودکارآمدی با استفاده از آلفای کرونباخ به ترتیب 0.88 و 0.62 به دست آمده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و آزمون t برای مقایسه دو گروه مستقل استفاده شده است. نتایج نشان داد بین رضایت شغلی و خودکارآمدی معلمان همبستگی معنی داری وجود دارد ( p<0.01و (r=0.29 از بین مولفه های رضایت شغلی، مولفه های ماهیت کار (r=0.33)، سرپرستی ( (r=0.34و حقوق و دستمزد ( (r=0.17با خودکارآمدی همبستگی معنی داری دارند.نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که رضایت شغلی حدود 14 درصد تغییرات واریانس خود کارآمدی را به گونه معنی دار تبیین می کند (Adj. R2=0.143) از بین مولفه های رضایت شغلی ماهیت کار، سرپرستی و حقوق به ترتیب پیش بین معنی داری برای خودکارآمدی هستند اما مولفه های علاقه، ترفیعات و روابط با همکاران تبیین معنی داری ندارند. همچنین براساس یافته های پژوهش معلمان زن و مرد از نظر رضایت شغلی و خودکارآمدی تفاوت معنی داری ندارند.
" مقدمه: هدف از پیریزی این پژوهش، بررسی مهمترین عوامل شخصیتی مؤثر در رضایتمندی زناشویی زوجین بود.
روش: 600 نفر (300 زوج) بهروش نمونهگیری تصادفی (چندمرحلهای) از میان دانشجویان 3 دانشگاه بهعنوان گروه نمونه انتخاب شده و پرسشنامههای NEO-FFI و رضایت زناشویی ENRICH را تکمیل کردند . دادهها به کمک رگرسیون چندگانه، ضریب همبستگی پیرسون و آزمون T مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها : چهار عامل مسئولیتپذیری، روانآزردهخویی و سازگاری مردان و مسئولیتپذیری زنان، 2/29% واریانس رضایتمندی زناشویی مردان را بهطور معنیداری تبیین کردند (03/0>p). همچنین، مسئولیتپذیری و روانآزردهخویی زنان و روانآزردهخویی مردان، 27% از تغییرات رضایتمندی زناشویی زنان را تبیین نمودند (002/0>p).
نتیجهگیری: از میان ویژگیهای شخصیتی، دو عامل مسئولیتپذیری و روانآزردهخویی بیشترین نقش را در تبیین تغییرات رضایتمندی زناشویی زوجین به خود اختصاص میدهند. ."
این پژوهش به بررسی رابطه دانش مدیریتی مدیران با اثربخشی و سلامت سازمانی مدارس متوسطه شهر مشهد پرداخته است. برای انجام این امر دو نمونه از دو جامعه مستقل از یکدیگر مدنظر قرار گرفته اند. در این پژوهش برای سنجش میزان دانش مدیریتی مدیران، 40 مورد نمونه از بین جامعه مربوط به مدیران مدارس و برای سنجش میزان اثربخشی و سلامت سازمانی مدارس 200 مورد نمونه از بین جامعه مربوط به دبیران مورد مطالعه قرار گرفتند. در تحقیق حاضر که با روش پیمایشی انجام گرفته است برای سنجش هر کدام از متغیرهای فوق از سه پرسشنامه جداگانه استفاده شده است. نتایج به دست آمده گویای این امر است که رابطه ای معنادار بین دانش مدیریتی مدیران با اثربخشی و سلامت سازمانی مدارس وجود ندارد.
پژوهش حاضر به منظور شناسایی علل عمده ی عدم گرایش دبیران آموزش و پرورش متوسطه در استان خوزستان به تهیه ی طرح درس است. پرسشنامه ی محقق ساخته 66 ماده ای بر اساس مقیاس 5 درجه ای لیکرت، دربردارندهی بیش ترین عوامل گرایش نداشتن به تهیهی طرح درس با ضریب اعتبار آلفای کرونباخ (97/0a =) بین 500 نفر از دبیران دورهی متوسطه استان توزیع شد. تحلیل عوامل داده ها با روش مؤلفه های اصلی پس از ده چرخش آزمایشی، به بهترین ترکیب ماده ای و ساختار عاملی خود دست یافت. این عوامل به ترتیب واریانس قابل توجیه عبارتند از: 1- مسائل شناختی و حرفه ای طرح درس نویسی 2- مسائل ناشی از مدیریت و برنامه ریزی آموزشی و درسی 3- مشکلات نگرشی دبیران 4- مسائل اقتصادی و اجتماعی دبیران 5- مسائل فرهنگی و انگیزه ی پایین دبیران. دبیران مرد، دبیران با سابقه بالای تدریس و دبیران با ساعات تدریس هفتگی بیش تر بر عوامل پنج گانه ی عدم گرایش به طرح درس نویسی (به جز عامل سوم یعنی مسائل نگرشی)، به گونه ای معنی داری تاکید بیشتری داشته اند. هم چنین دبیرانی که هرگز از طرح درس کلی و روزانه در تدریس بهره نبرده اند، بیش تر از عامل سوم متاثر بوده اند. تقویت و توسعه ی سطح دانش و مهارت های تخصصی دبیران، بازنگری در ساختار مدیریتی آموزش و پرورش، تجدیدنظر در حجم و محتوای کتب درسی، تغییر و اصلاح نگرش دبیران و ... از جمله پیشنهادهای پژوهشگران این تحقیق برای گسترش فرهنگ طرح درس نویسی در نظام آموزش و پرورش است.
هدف از پژوهش حاضر طراحی، تدوین و برازش الگویی ساختاری از رابطه های بین متغیرهای باورهای معرفت شناختی، جهت گیری هدف، مهارت های خودتنظیمی، خودکارآمدی و عملکرد قبلی ریاضی با عملکرد بعدی در درس ریاضی دانش آموزان دختر و پسر می باشد. این تحقیق در دو مرحله ی مطالعه ی مقدماتی و اصلی انجام گرفت. هدف مطالعه ی مقدماتی بررسی ویژگی های روان سنجی (پایایی و روایی) ابزارهای پژوهش بود. در این مرحله، 140 دانش آموز دختر و پسر سال اول دبیرستان های شهر دلفان برای تکمیل پرسشنامه ها بصورت تصادفی مرحله یی انتخاب شدند. هم چنین، برای سنجش عملکرد قبلی و بعدی ریاضی دانش آموزان به ترتیب از نمره های پایان سال آنان در سال های سوم راهنمایی و اول دبیرستان استفاده شد. در مرحله ی اصلی نیز 420 دانش آموز (210 دختر و 210 پسر) سال اول دبیرستان های دولتی شهر دلفان با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی
چند مرحله یی به منظور آزمون فرضیه ها و برازش مدل پیشنهادی تحقیق انتخاب شدند. روش های آماری به کار گرفته شده برای این مطالعه در مرحله ی اصلی، میانگین، انحراف معیار و روش تحلیل «معادله های ساختاری» با استفاده از نرم افزارهای SPSS16 و AMOS16 بود. به طور کلی، در مدل پیشنهادی تحقیق مسیرهای مستقیم باورهای معرفت شناختی ریاضی به مهارت های خودتنظیمی ریاضی، باورهای معرفت شناختی ریاضی به خودکارآمدی ریاضی، جهت گیری هدفی ریاضی به عملکرد بعدی ریاضی و مهارت های خودتنظیمی ریاضی به عملکرد بعدی ریاضی معنادار بدست نیامد. لذا، فرضیه های متناسب با این مسیرها نیز مورد تایید قرار نگرفت. هم چنین، در جریان برازش مدل های پیشنهادی و اصلاح شده ، مشخص شد که متغیرهای مشاهده شده نقش معناداری در اندازه گیری متغیرهای مکنون تحقیق دارند.